
وزير دفاع امريكا اين روزها به دورهگردي در خاورميانه روي آورده تا آهنپارههاي خود را كه نام سلاح روي آنها نهاده است به حكام عربي قالب كند و البته در كنار سودي كه از اين تجارت به دست ميآورد، كمكي نيز به رژيمصهيونيستي كند؛ ماجرايي كه بسياري آن را نوعي تلاش غربي براي تأثيرگذاري روي برنامه صلحآميز هستهاي ايران و متعاقب آن هدايت افكار عمومي مردم كشور در آستانه انتخابات حساس رياست جمهوري خردادماه ميدانند.
چاك هيگل كه اين روزها مشغول پرسهزني در سرزمينهاي اشغالي است، قرارداد ۱۰ ميليارد دلاري آن كشور با متحدان عرب و اسرائيلي واشنگتن را «پيام بسيار روشني» به ايران دانسته كه نشان ميدهد استفاده از گزينه نظامي در مقابل برنامه هستهاي آن كشور منتفي نيست. اما اين ادعاي وزير دفاع امريكا در حالي است كه طي دو سال گذشته نيروهاي نظامي جمهوري اسلامي ايران بارها ضربههاي خيرهكنندهاي را به امريكا در حوزه نظامي وارد كردهاند كه بازتابهاي فراواني در سطح بينالملل داشته است.
شكار چندين پهپاد فوقپيشرفته امريكايي در داخل خاك ايران و سپس پرواز يك پرنده ايراني در كنترل حزبالله، روي سرزمينهاي اشغالي كه از سيستم گنبد آهنين امريكايي نيز بهره ميبرد، همهنشاندهنده برتري نظامي جمهوري اسلامي در دفع تهديدات خارجي است و البته پيام ديگري كه در پس اين اتفاقات نهفته است، ضعفهاي عمده و بزرگ در سيستمهاي نظامي امريكاست كه به رغم تمام ادعاهايش، ضربهپذيرتر از هر موقع ديگري است.
از سوي ديگر بايد اين نكته را نيز در نظر گرفت كه ايالات متحده، هيچگاه تسليحات نظامي كه مورد استفاده خود است را به ديگر كشورها نميفروشد و معمولاً تسليحات تجاري اين دولت در ردههاي پايينتري از كيفيت قرار دارد. حالا با در نظرگيري اين دو موضوع به خوبي ميتوان درك كرد كه سلاح فروخته شده به حاكمان عربي، چيزي بيشتر از يك آهنپاره نيست كه البته كنترل همين آهنپارهها هم در اختيار مستشاران نظامي امريكايي است كه در پايگاههايشان در كشورهاي عربي مستقر هستند.
تسليحات بومي متناسب با نياز كشور
اما در حالي كه كشورهاي عربي درآمدهاي نفتي كلان خود را صرف خريد تسليحات نظامي پرزرق و برق امريكايي ميكنند، در طرف ديگر جمهوري اسلامي پس از پشت سر گذاشتن جنگ تحميلي و به رغم تمامي تحريمهايي كه از سوي غربيها متوجه كشور شد، امروز به درجه بينظيري از خودكفايي در صنايع نظامي دست پيدا كرده است و حتي خود اربابان امريكايي اعراب هم به اين قدرت بينظير اعتراف كردهاند؛ تسليحاتي كه متناسب با نياز كشور و مقارن با نوع تهديداتي است كه در اطراف كشور وجود دارد. علاوه بر اين، ايران امروز نه تنها توانسته تمامي نيازهاي دفاعي خود در زمين، آسمان و دريا را مرتفع كند بلكه اين قابليت را نيز در اختيار دارد كه تجربههاي نظامي خود را در ساخت و توليد سلاح در اختيار كشورهاي دوست خود قرار دهد.
بر اين اساس، جمهوري اسلامي پس از جنگ سراغ ساخت و توليد جنگ افزارهاي بومي و متناسب با تهديدات پيشروي كشور رفت و در اين عرصه نيز به موفقيتهاي بزرگي دست يافت. ساخت انواع سلاح سبك براي يگانهاي سازماني فعال در ارتش و سپاه تنها بخش بسيار كوچكي از اين تواناييهاست و اين در حالي است كه نيروهاي سهگانه ارتش با سرلوحه قرار دادن منويات فرمانده كل قوا، گامي بزرگ نيز در توليد جنگافزارهاي سنگين برداشتند؛ جنگافزارهايي كه تكنولوژي توليد آن تنها در اختيار كشورهايي خاص در غرب و شرق دنيا بود. حال ايران در كنار ساخت سلاحهاي سنگين و نيمهسنگين، ساخت انواع هواپيماهاي جنگنده، بالگردهاي تهاجمي، انواع تانك و نفربر و ناوشكن را نيز آغاز كرد و به دستاوردهاي بسيار بزرگي رسيد. هماكنون هواپيماهاي صاعقه و آذرخش و بالگرد پنها شباويز در آسمان، ناوشكن جماران در دريا و انواع تانكهاي ذوالفقار در روي زمين در كنار ديگر دستاوردهاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، وظيفه پاسباني از كشور را بر عهده داشته و به عنوان يكي از عناصر مهم بازدارنده تهديدات خارجي عمل ميكنند. اين در حالي است كه ساخت اين تجهيزات مدرن هيچگاه تهديدي را متوجه دوستان جمهوري اسلامي نكرده و همواره پيام صلح را به دنيا مخابره كرده است؛ موضوعي كه مقام معظم رهبري نيز به صراحت به آن اشاره ميكنند و ميفرمايند: «هدف اصلي از توليد سلاح در جمهوري اسلامي ايران، هدفي دفاعي و مقابله با دشمنان زورگو است، در حالي كه در غرب هدف اصلي توليد سلاح، تجارت و افزايش ثروت سردمداران كارخانجات و كمپانيهاي تسليحاتي است.»
در مقابل كشورهاي عربي پس از سرنگوني حكومت پهلوي در ايران، تلاش كردند كه هركدام سمت ژاندارمي منطقه را از آن خود كنند و خود را جايگزين اين حكومت معرفي كنند، به همين دليل آنها علاوه بر اينكه كشور خود را به انباري از سلاحهاي امريكايي تبديل كردند، پاي نظاميان امريكايي و انگليسي را نيز به منطقه باز كردند كه همين موضوع اصليترين دليل ناامني در منطقه حساس خاورميانه است.
حاكمان عربي و معضل عدممقبوليت
اما اين قراردادهاي ميلياردي فروش سلاح كه ميان امريكا و كشورهاي عربي به امضا رسيده، در حالي است كه موج بزرگي از بيداري اسلامي در حال درنورديدن كشورهاي عربي حاشيه خليجفارس از جمله عربستان و بحرين است. اين موضوع را ميتوان در تظاهراتهاي گستردهاي كه در مناطق مختلف عربستان و بحرين برگزار شده است به خوبي مشاهده كرد.
اين در حالي است كه بسياري سرچشمه اصلي شكلگيري اين تحركات مردمي را انقلاب اسلامي ايران ميدانند. الگويي كه توانست تونس و مصر را به موفقيت برساند و مردم مسلمان بحرين را در آستانه پيروزي قرار دهد؛ مدلي كه قطعاً برخلاف روند فعلي حركت كشورهاي عربي است و دست امريكا را از منابع مسلمانان كوتاه خواهد كرد، بنابراين ايالات متحده با سوءاستفاده از اين الهامبخشي و از سوي ديگر اجراي پروژه ايرانهراسي كه سالهاست در حال سوءاستفاده از آن هستند، موفق شدند بخش بزرگي از دلارهاي نفتي اين كشورها را از طريق فروش سلاح تصاحب كنند.