قطعاً بزرگترين دليل اين عدم وابستگي و كندن دندان طمع از رابطه با شيطان بزرگ را بايد در خطي دانست كه امام عظيمالشأن و روشن ضمير ما در همان آغازين ساعات اعلام اين قطع رابطه بيان كردند؛ آنجا كه امام راحل در ۱۹ فروردين فرمودند: «اگر كارتر در عمر خود يك كار كرده باشد كه بتوان گفت به خير و صلاح مظلوم است همين قطع رابطه است. رابطه بين يك ملت به پاخاسته براي رهايي خود از چنگال چپاولگران بينالمللي با يك چپاولگر عالمخوار هميشه به ضرر ملت مظلوم و به نفع چپاولگر است. ما اين قطع رابطه را به فال نيك ميگيريم چون كه اين قطع رابطه دليلي بر قطع اميد امريكا از ايران است. ملت رزمنده ايران اين طليعه پيروزي نهايي را كه قدرت سفاكي را وادار به قطع رابطه، يعني خاتمه دادن به چپاولگريها كرده اگر جشن بگيرد حق دارد. ما اميدواريم كه نابودي سرسپردگاني مثل سادات و صدام حسين به زودي انجام گيرد و ملتهاي شريف اسلامي به اين انگلهاي خائن آن كنند كه ملت ما با محمدرضاي خائن كرد. من بارها كراراً گوشزد كردهام رابطه با امثال امريكا رابطه ملت مظلوم با جهانخواران است.»
امروز كه رفتار مقامات كاخ سفيد را مرور ميكنيم بر حقانيت كلام امام (ره) و راهي كه خلف شايسته آن حضرت طي كردهاند، بيشتر ايمان ميآوريم. امام راحل قطعاً بركاتي كه از اين قطع رابطه نصيب ملت ايران در طول اين سالها شده است را ميديدند و آن را به فال نيك گرفتند و جالب آنكه تمام آن پيشبينيها درست از آب در آمد و شاهد سقوط خفتبار صدام و پايان عمر فلاكت بار آن و همه ديكتاتورهايي بوديم كه همچون غلام حلقه به گوش در خدمت دولت مستكبر امريكا بودند و هنوز سه دهه از اين قطع رابطه نگذشته بود كه ملت ايران اين خواسته امام خويش را نيز با نامگذاري ۲۰فروردين به روز «فناوري هستهاي» جشن گرفتند تا روح بزرگ امام خويش را از قطع رابطه با امريكاي مستكبر و دستيابي به قلههاي دانشي كه براي بسياري دست نيافتني بود، شاد و خرسند كنند. قطع رابطه سياسي امريكا با ايران هرچند با اعلام مقامات كاخ سفيد در فروردين ۵۹ آغاز شد ولي بيش از آنكه موجب غرور دشمن گردد، تا امروز موجب شادماني، رضايت و غرور عزتمندانه ملت ايران بوده است و قطعاً با روندي كه دولتمردان كاخ سفيد طي ميكنند و بيدارياي كه در ملتهاي منطقه شاهد هستيم در آينده نيز باعث سربلندي ايران اسلامي و خفت و سرافكندگي كاخ سفيد خواهد بود. آنچه از اين قطع رابطه تاكنون براي ملت ايران حاصل شده است بيش از تصورات كاخ سفيد و حتي انتظار ملت ايران است كه به بخشي از آن اشاره ميشود: ۱- امريكا ميخواست با قطع رابطه سياسي خود با ايران، جمهوري اسلامي و ملت بزرگ آن را در نزد ملتهاي جهان منزوي و از گسترش انقلاب اسلامي جلوگيري كند كه ميبينيم هر روز انقلاب اسلامي و نام بلند ايران بر تارك جهان ميدرخشد و ملتهاي منطقه و فرامنطقهاي با تأسي از انقلاب اسلامي و ايستادگي ملت ايران در مقابل جهانخواران مانع تحقق اهداف پليد امريكا شدهاند. كيست كه نداند بيداري اسلامي محصول اشتباهات امريكا از قطع رابطه با ايران و دركي است كه ملتها از وابستگي دولتمردان سرسپرده خود دارند و اين دستاورد كمي براي انقلاب اسلامي نيست.
۲- امريكا ميخواست با قطع رابطه سياسي با ايران، مانع پيشرفت ايران در عرصههاي مختلف شود كه رشد چشمگير ملت ايران، از جمله دستيابي به فناوري هستهاي، پيشرفتهاي تكنولوژيكي در هوا- فضا، پزشكي و همه عرصههاي علمي كه تنها در اختيار نظام سلطه بود، نشان داد اين قطع رابطه حقيقتاً خفيه الهي بود كه نصيب ايران اسلامي گرديده بود.
۳- امريكا ميخواست با قطع رابطه سياسي نوعي شكاف در درون حاكميت ايجاد كند و تقابل دولت- ملت را به نمايش گذارد كه حضور پرشكوه و وصفناشدني ملت در عرصههاي سياسي، اعم از راهپيماييهاي ۲۲ بهمن، روز جهاني قدس و انتخابات تاكنون نشان داده است اين سناريوي كاخ سفيد نيز شكست خورده است.
۴- امريكا ميخواست با قطع رابطه با ايران و ايجاد امنيت ساختگي براي رژيم صهيونيستي نوعي انزوا براي ايران و همگرايي براي حمايت از رژيم صهيونيستي را فراهم كند كه هر روز دشمني با دولت جعلي رژيم صهيونيستي در بين ملتهاي منطقه افزايش پيدا ميكند و بر حاميان انقلاب اسلامي افزوده ميشود.
دستاوردهاي قطع رابطه سياسي امريكا با ايران بيشمار است و اين آغاز سحر است و قطعاً در آينده، بركات ديگري از اين قطع رابطه حاصل خواهد شد، كه موجب عزت بيشتر ملت ايران و ذلت مقامات كاخ سفيد ميشود. امروز از پيام نوروزي اوباما ميتوان نوعي پشيماني از اشتباه محاسباتي را كه كاخ سفيد در سال ۱۳۵۹ انجام داد را درك كرد. هرچند بسيار دير است ولي اعتراف به اشتباه و اصلاح رفتارهاي خصمانه و غلط، اولين گام براي جبران خطاهاي فاحش است.