
با مطالعهاي در فرمايشات رهبر فرزانه انقلاب به روشني درمييابيم كه زن مسلمان در جامعه اسلامي و سبك زندگي ايراني- اسلامي، داراي ويژگيهايي است كه وي را تراز، الگو و نمونه مناسبي براي ديگر زنان قرار ميدهد. در اين ميان اما مهمترين نقش زن از ديدگاه حضرت آيتالله خامنهاي، مادري و همسري است به گونهاي كه در نگاه ايشان محور تمامي فعاليتهاي زن بايد بر اساس ارائه بهتر همين نقشها باشد. به بيان ديگر نقش بيبديل زن در جامعه در صورتي به صورت تمام و كمال ايفا ميشود كه زن را در خانواده در جايگاه اصلي خود قرار دهيم. موضوعي كه غرب با حركت در جهت معكوس و جدا كردن زن از خانواده بيشترين آسيبها را به شخصيت زن، خانواده و در نهايت جامعه وارد آورد و همين موضوع مطالبه اصلي جمهوري اسلامي ايران از غرب در مسئله زن است. در ديدگاه رهبر انقلاب اشتغال و مشاركت اجتماعي زنان مفيد و لازم است اما با چند شرط مهم كه نخستين و مهمترين ركن براي حضور زن در جامعه ايفاي تمام و كمال مسئوليت خود به عنوان همسر و مادر در خانه است. از آنجايي كه مادري و همسري وديعه الهي است كه در وجود زن نهاده شده، خوش درخشيدن زن در اين عرصه منجر به رشد و تعالي روحي وي ميشود و از سوي ديگر نشاط و آرامش را به بدنه خانواده به عنوان سنگ بناي اصلي اجتماع تزريق ميكند. بديهي است كه در اين خانواده سالم، تمام اعضا از سلامت، آرامش و بالندگي لازم برخوردارند و با ورود به جامعه اين شادابي و پويندگي را به جامعه منتقل ميكنند. به اين شكل سلامت و آرامش رواني فرد و خانواده به رشد اجتماعي منتهي خواهد شد. با وجود اين موانعي بر سر راه اين مطالبه رهبر انقلاب از زنان وجود دارد و گاهي مشاركتهاي اجتماعي نقشهاي اصلي و مهم زنان جامعه را تحتالشعاع قرار ميدهد و لازم است تا با تدابيري زنان جامعه اسلامي ايران را در همين راستا سوق داد. براي بررسي اهميت نقش مادري، همسري در سبك زندگي ايراني- اسلامي و شناخت موانع ايفاي متعالي اين نقش و راهحلهاي تعميق اين مفهوم اسلامي با مينو اصلاني رئيس سازمان بسيج جامعه زنان به گفتوگو نشستهايم تا اين موارد را از نگاه وي واكاوي كنيم.
رهبر انقلاب تأكيد ويژهاي بر نقشهاي مادري و همسري زنان جامعه اسلامي ايران دارند. با وجود اين به نظر ميرسد در سالهاي اخير و با جديتر شدن حضور زنان در فعاليتهاي اجتماعي اين نقش در حاشيه قرار گرفته و كمرنگتر شده است. نگاه مينو اصلاني به عنوان رئيس بسيج جامعه زنان به اين موضوع چيست؟بله صحبت شما كاملاً درست است و دليل آن هم اين است كه روند در پيش گرفته شده براي اشتغال بانوان تا حدودي ايفاي نقشهاي مادري و همسري را از سوي آنان دچار مشكل ميكند.
با عنايت به نگاه مقام معظم رهبري درباره اهميت نقش مادري و همسري زنان بايد چه چارهاي انديشيده شود كه هم زنان بتوانند حضور اجتماعي خود را حفظ كنند و هم از ايفاي مسئوليت اصلي خود باز نمانند؟تمهيداتي كه در حال حاضر انديشيده شده آغاز يك حركت مثبت است. حمايت از مشاغل خانگي، دوركاري و بسياري از تسهيلاتي كه براي مادران شاغل و داراي فرزند كوچك زير پنج سال در نظر گرفته شده است اقدامات خوبي است و اميدواريم در اين مسير هرچه سريعتر پيش برويم و نگذاريم شكاف عميقي ميان نقشهاي اصلي زنان و فعاليت اجتماعي آنها اتفاق بيفتد چراكه اين شكافها منجر به شكاف در ساختار خانواده و در نهايت فروپاشي اين ركن مهم اجتماعي ميشود. به نظر من با سياستهايي اينچنيني ميشود از اين اتفاق جلوگيري كرد.
آيا شما در بسيج جامعه زنان در راستاي تعميق و پررنگتر جلوه كردن نقشهايي كه نخستين انتظار رهبر فرزانه انقلاب از زن ايراني است برنامههايي داريد؟در نظام تربيتي عميقي كه در سازمان بسيج ترسيم شده مهمترين بحث و ركن، خانواده است. ما در بسيج جامعه زنان برنامههاي بسيار وسيعي در اين زمينه داريم. برنامههاي آموزشي، تربيتي و برنامههاي مشاوره در ۱۴ هزار پايگاه مقاومت بسيج به منظور تلاش براي تقويت نقشهاي اصلي و اساسي زنان و فرهنگسازي نسبت به اين نقشها از جمله برنامههايي است كه بسيج جامعه زنان در دست اجرا دارد. در واقع تمام اين برنامه سبب ميشود تا خانوادهها نسبت به اين موضوعات با حساسيت بيشتري مواجه شوند. همچنين ما برنامههاي آموزشي گسترده و متنوعي را مد نظر قرار داده ايم بهويژه تقويت مشاوره و آموزشها. همچنين ما امروز مهدهاي مساجد را راه اندازي كردهايم تا فرزندان در كنار مادران در مسجد حضور يابند و از فضاي معنوي آن بهره ببرند. علاوه بر اين مادران در آموزشهايي كه براي بچهها در نظر گرفته شده است در كنار فرزندان خود خواهند بود، نه جدا از آنان. اين مسئله نيز به نوعي تلاش بسيج را براي فرهنگسازي بسيج در سطح جامعه به نمايش ميگذارد.
به باور شما كمرنگ شدن ارزش مادري و همسري چه آسيبهايي را براي جامعه ميتواند ايجاد نمايد؟اصليترين آسيب اين مسئله به خانواده و خود زن برميگردد. نقشهايي همچون مادري يا همسري وديعهاي الهي است و خداوند آن را در وجود زن قرار داده است. هر قدر انسان با فطرتش فاصله بگيرد سبب مشكلات عديده روحي و چالشهاي اجتماعي ميشود. در مقابل هر قدر كه فطرت الهي وجودي انسان شكوفا شود، مزاياي فردي و اجتماعي بيشتري را در بر ميگيرد. مادري نيز فطرت الهي زن است. وقتي خانواده تشكيل ميشود محبت زن نثار فرزندان و همسرش ميشود و در نهايت اين آرامش است كه براي زن و مرد حاصل خواهد شد.
به عبارت بهتر ميتوان گفت اگر زن مسلمان ايراني، شبيه زن جوامع اروپايي و فمنيستي فقط در نقشهاي اجتماعياش محو و گم شود، اصليترين آسيب آن از بين رفتن آرامش روحي و حتي جسمي انسانها در جامعه است. در حالي كه وقتي خانواده داراي آرامش روحي باشد به طور يقين اين آرامش در حوزه آمادگي جسمي و آمادگي براي فعاليتهاي اجتماعي هم تاثير ميگذارد و نتيجه اين امر به جامعه بر ميگردد. چنين جامعهاي داراي آرامش ثبات امنيت پايدار خواهد بود.
خانم اصلاني! به امنيت پايدار اجتماعي اشاره داشتيد؛ نقش زن و خانواده در برقراري اين امنيت پايدار اجتماعي را چگونه ميبييند؟آنچه در حوزه امنيت پايدار به عنوان نخستين گام مد نظر قرار گيرد امنيت خانواده است و احترام به زن زيربناي امنيت رواني و توسعه پايدار است. بهنظر من همانطور كه مقام معظم رهبري در سومين نشست انديشههاي راهبردي با موضوع زن و خانواده فرمودند، مهمترين بحث و مسئله كشور خانواده است و اين بايد براي تمام مسئولان سرلوحه قرار بگيرد. بنابراين به نظر ميرسد كه مسئولان هم بايد بيشتر پاي كار بيايند.
شما از طرح دوركاري يا طرحهاي ديگر دولت براي ارائه تسهيلات به مادران شاغل اشاره كرديد و اينكه چنين تسهيلاتي ميتواند در راستاي منويات مقام معظم رهبري در رابطه با نقش زنان در جامعه باشد اما همانگونه كه مستحضر هستيد اين اقدامات مثبت تنها براي كاركنان شاغل در بخش دولتي در نظر گرفته شده است نه براي زنان شاغل در بخش خصوصي كه اتفاقاً كميت بيشتري هم دارند. شما به عنوان يك صاحبنظر در حوزه زنان براي پاي كار آوردن بخش خصوصي چه پيشنهاداتي داريد؟به هر حال بخش خصوصي هم بايد تابع ضوابط و شرايط عمومي جامعه باشد و اگر قوانين محكم، پايهاي و مستحكم باشد، ميتواند ارائه مجوز فعاليت به بخش خصوصي منوط به رعايت همين قوانين باشد. در واقع ما به راحتي ميتوانيم با اهرمهاي قوانين اجتماعي، بخش خصوصي را هم به تبعيت وادار كنيم. به خصوص اينكه فلسفه وجودي اين كار برايشان تفهيم شود. در واقع با حمايت از زنان داراي همسر و فرزند آرامش خانواده حاصل ميشود و اين آرامش عمومي در جامعه نيز انتشار مييابد و منافع آن هم به بخش خصوصي بازميگردد و هم بخش دولتي. به طور يقين ما ساز و كارهايي را داريم تا همه بخشهاي جامعه، چه دولتي و چه خصوصي را به تبعيت از قانون وادار كند و بايد از اين ساز و كارها استفاده مناسبي داشته باشيم.