
شركت توليدي طراحان زمان با نام تجاري وانيا تايم تحت نظارت گالري ساعتچي- تأسيس ۱۳۳۸- فعاليت خود را در زمينه طراحي و توليد ساعتهاي ديواري آغاز كرده است. همين يك جمله به اضافه ديدن كاتالوگ طرحهاي ساعت ديواري اين شركت كافي بود كه سراغ مغز متفكر و زاياي اين ساعتهاي فانتزي برويم. بدون اغراق ديدن طرحهاي ايراني كه روي اين بازار چينزده را كم كردهاند و به توليدات اروپايي طعنه ميزنند، هيجانانگيز است. ايدههايي كه طرح ميشوند و طرحهايي كه ميتوانند به شكل ساعتهاي ديواري متفاوت توليد شوند و بازار را از دست توليدات بيكيفيت چيني نجات دهند و آنقدر پر و بال بگيرند كه از مرزها بگذرند و ارزها را به كشور سرازير كنند كه هيچ، براي عنوان «ساخت ايران» در بازارهاي جهاني جايي باز كنند. نميدانم مسئولان و تصميمگيران هم اين طرحها را ديدهاند؟! اگر بخواهند نشاني ايدهپرداز و مبتكر اين طرحها سر راست است. حوالي ميدان نامجوي تهران سراغ او را كه بگيري همه نشانت ميدهند. گالري ساعتچي مهدي عليزاده ۳۴ ساله. با او از توليداتش كه همه كار و سرمايه ايرانياند و بايد در يك سال گذشته حمايت ميشدند صحبت كرديم و متن آن را براي خوانندگانمان هديه آورديم. از مغازه عليزاده به جز ساعت ميتوان سوداي تسخير بازارهاي جهاني با توليدات ايراني را هم هديه آورد.
خودش درباره ايدههايش ميگويد: هميشه دوست داشتم كار جديدي شروع كنم و محصول متفاوتي توليد كنم. تا اينكه از حدود سال ۸۵ به اين فكر افتادم كه چرا ساعتهاي موجود در بازار ما همه يك طرح و مدل دارند و همه ساخت چين هستند. اينها همه ايدههاي ذهني بود كه گاهي يكيشان را اجرايي ميكردم تا اينكه كمكم همكاريام را با يك مغازه ساعتفروشي به نام ساعتچي كه قدمتي ۶۰ ساله در اين صنف داشت، آغاز كردم. مدام از فروشنده اين فروشگاه كه دوستم بود ميپرسيدم ساعتهاي جديدتر از اينها نيست بياوريد؟ ديواري غير از اين نداريد؟ چرا تمام ساعتهايتان يك شكل هستند؟ و او جواب ميداد فقط همينها در بازار هست!
عليزاده ادامه ميدهد: در چنين شرايطي توليد سبكها و طرحهاي جديد ساعت ديواري را آغاز كردم و در فروشگاه دوستم عرضه كردم كه اتفاقاً با استقبال خوبي روبهرو شدند و مردم كارها را ميپسنديدند و ميخريدند. بعد از مدتي به پيشنهاد دوستم مغازه ساعتفروشي را خودم اجاره كردم و جمعآوري اطلاعات در مورد ساعت، نوعش، توليدكنندهها و صادركنندهها و واردكنندههايش، طرز ساخت و قطعاتش را آغاز كردم. اغلب ساعتهايي كه در ابتداي كار توليد ميكردم به سبكي بودند كه مشتري ميتوانست به سليقه خود آنها را طراحي و نصب كند كه اين كار علاقه مشتري را زياد ميكرد و باعث ميشد استقبال بيشتر شود. پس طرحهاي بيشتري را در اين سبك توليد كردم. اولين طرحم در اين سبك ساعتي بود به شكل شمع كه پروانههايي دور آن قرار ميگرفتند. اينها كارهايي بودند كه هم كار ساعت را براي مشتري انجام ميدادند و هم يك كار تابلويي و دكوري بودند كه به سليقه مشتري نصب ميشدند.
كمكم ساير فروشندهها هم از توليدات ما استقبال كردند و اين براي ما تشويق بزرگي محسوب ميشد.
توليدكنندههاي داخلي اميدوار شدند چون...همانطور كه مغز متفكر ساعتهاي طراحان زمان ميگويد، گويا بحران اقتصادي جهاني به سراغ توليدات وي هم آمده است. عليزاده اثرات تحريمها و نوسانات بازار بر كارش را اينطور شرح ميدهد: قيمت مواد اوليه و ورقهاي توليدات ما كه خارجي بودند و از تايوان وارد ميشدند، با بالا رفتن قيمت ارز، بالا رفت و مجبور شديم قدري توليداتمان را كاهش دهيم. داشتيم كمكم نااميد ميشديم كه مقام معظم رهبري سال ۹۱ را سال توليد ملي و حمايت از كار و سرمايه ايراني نامگذاري كردند. با انرژي دوچندان و اميد حمايت رفتيم سراغ توليد دوباره. اين بار اما مواد اوليهمان را هم از داخل تهيه كرديم و كل جنسمان داخلي شد. اوايل محصولاتمان را به اسم خارجي در بازار ميفروختند و هرچه ميگفتيم اينها محصول طراحي و ساخت ايران است كسي توجهي نميكرد. حتي در اين اثنا تعدادي از طرحهاي ساعتها را در اداره طراحي صنعتي ثبت كردم. بالاخره تصميم گرفتم بدون اينكه مشتريها متوجه شوند روي بستهبندي محصولاتمان «ساخت ايران» را ثبت كنم؛ فروشندهها متوجه شدند مردم همچنان استقبال ميكنند و بازارشان خراب نشد. بنابراين به مرور اين نكته جا افتاده و الان همه ساعتهاي ايراني طراحي زمان را با نام تجاري وانيا تايم خريداري ميكنند و از داخل و خارج هم مشتري دارد.در نمايشگاه بينالمللي ايران اينقدر غرفهمان شلوغ ميشد كه جا براي بازديدكنندهها نبود. اين محصولات در دانمارك و آلمان و عراق و مالزي هم مشتري دارند. منتها صادرات آنها دست من نيست چون اين كار سرمايه و حمايت زيادي ميخواهد كه اگر از كارهاي من بشود ميتوانم طرحهايم را به بازارهاي جهاني هم عرضه كنم. تاكنون براي شركت در چند نمايشگاه بينالمللي خارجي از جمله نمايشگاه دوبي، از محصولات طراحان زمان دعوت شده است.
طرحها و ايدههاي عليزاده براي ۱۰ نفر به طور مستقيم و براي تعداد زياد ديگري غيرمستقيم ايجاد اشتغال كرده است. افرادي كه غيرمستقيم با وي همكاري ميكنند به جز افرادي كه در خانه مونتاژ قطعات ساعتها را به عهده دارند و از اين طريق درآمد كسب ميكنند، فروشندهها را نيز شامل ميشود. از وي در مورد منبع الهام ايدههايش ميپرسم كه جواب ميدهد: ايدههايي كه ميگيرم شايد خيلي ساده و معمولي باشند. ايده ساعتهاي كريستاليام حدود دو ماه پيش وقتي در خانه فكر ميكردم و يكباره چشمم به لوستر خانه افتاد كه كريستالي بود به ذهنم رسيد. ديدم اين لوستر كريستالي است و مردم خيلي خوب آن را ميخرند. قاعدتاً اگر وسيله ديگري شبيه آن باشد، سعي ميكنند آنها را با هم ست كنند. اين ايده آنجا خلق شد و من شروع كردم به كريستال گرفتن و درست كردن و طرح زدن و چند نمونه توليد كردم و به عمدهفروشهاي بازار عرضه كردم. كساني كه دستاندركار هستند و مستقيماً جنس از چين وارد ميكنند، فوقالعاده استقبال كردند و گفتند كار خيلي قوي است و حتي مشابه آن را هيچ جاي دنيا نديديم.
چينيها خيلي فكر ميكنند؛ ايرانيها از آنها بيشتر!اين جوان كارآفرين و مبتكر ايراني دل پري از محصولات چيني دارد و در اين باره ميافزايد: من بعضي از توليدات چيني را با كيفيت بالاتر توليد ميكنم. چينيها خيلي فكر ميكنند و من تحسينشان ميكنم، با اين حال باز هم نميتوانند مثل ايرانيها فكر كنند. كيفيت كارهايشان خيلي پايين است. در حالي كه ما توليدات با كيفيت بالاتر و بستهبندي ايدهآل تحويل مشتري ميدهيم. بستهبندي كه الان انجام ميدهيم، براي ما خيلي گران تمام ميشود ولي بيشتر به فكر اين هستيم كه كارمان آينده خوبي داشته باشد. هر چند آينده باشد. هنوز به فكر خلق ايدههاي تازهتري هستم و مشكلات و سختيهاي كار، من را نميترسانند، چون از ابتدا روي پاي خودم ايستادم و از حمايت كسي برخوردار نبودم. اگر ايرانيها فكر كنند ايدههاي خيلي زيادي هست كه ميشود اجرا كرد. ولي متأسفانه برخي از جوانان ما فكر ميكنند نميشود. همه چيز اختراع شده و همه چيز ساخته شده و ديگر تمام شده، خودكار را ساختهاند، تلويزيون را ساختهاند و لپتاپ و موبايل هم ساخته شده و چيز ديگري وجود ندارد ساخته شود. در حالي كه من معتقدم خيلي چيزها وجود دارد كه هنوز هم ميشود آنها را تغيير داد، ساخت و اختراع كرد.
رعايت نشدن حق كپي رايت محصولات و طرحها نيز عليزاده را ميرنجاند و اضافه ميكند: اصولاً با كپيبرداري موافق نيستم و خودم هيچگاه دوست ندارم كار كپي انجام دهم. دوست دارم كاري كه توليد ميكنم ايده خودم باشد. متأسفانه امروز در كشور سريع از روي كارهاي ما ميزنند و كپي ميكنند. من شنيدم كپي كار ما را كنار خيابان ميفروشند. البته كارهاي كپي خيلي ضعف دارند. از طرفي ناراحت هم نيستم. در حال حاضر محصولات برند معروفي مثل سوآچ كپي ميشوند، اما اين مسئله اصلاً براي سوآچ نااميدي به وجود نميآورد اما من اين بار صددرصد اول كارهايم را ثبت و بعد توليد ميكنم. چون متأسفانه در اين زمينه تجربه خوبي نداشتم. چند سال پيش كه براي ثبت طرحهايم رفته بودم هرچه اصرار كردم كارم را كپي ميكنند تا زودتر ثبت كنند، با برخوردهاي سرد و بيتفاوت مواجه شدم و حتي مسئول ثبت گفت خب محصولاتت را براي ما بياور ببينيم چيست يا نميتوانيم برايت كاري كنيم، قيمتت را بياور پايين. وقتي ديدم حتي اين قدر هم پشتوانه براي كارم ندارم دلزده شدم. در حالي كه چين هم حتي پنج مدل از كارهاي من را كپي كرده است. فقط تنها چيزي كه به نفع من بود اين بود كه كار چينيها خيلي ضعيف بود و تا آخرين لحظه نتوانستند بفروشند. آنها ساعتها و اجزاي آن را به صورت اسنيكر زده بودند كه برچسبش به ديوار ميچسبيد اما كارهاي ما روي ديوار نصب ميشود. علاوه بر اينكه ديوار را خراب نميكند، مردم سايهاي كه روي ديوار مياندازند را خيلي دوست دارند. وي تاكنون ۱۰۰ مدل ساعت ديواري متفاوت طراحي كرده و حدود ۱۰۰ ايده هم آماده طراحي دارد كه به مرور وارد بازار ميكند.
پيشرفت من در گرو...عليزاده نه فقط در حرف، بلكه در عمل نيز بر حمايت از توليد داخلي تأكيد دارد به طوري كه به مرور توانسته تا ۸۰ درصد وابستگي خود را به مواد اوليه غيرايراني كاهش دهد و از شركتهاي توليدكننده مواد اوليه ايراني خريد كند. وي ادامه ميدهد: ايراني بودن مواد اوليه قطعاً به نفع ماست. ممكن است مقداري كيفيتش نسبت به محصولات خارجي پايينتر باشد. ولي مطمئنم خريد امثال من باعث ميشود آن شركت هم هر روز ترقي كند و كارش را ارتقا بدهد. هرچه كيفيت كار آنها بهتر شود كيفيت كار من بهتر ميشود. اگر من ايراني از او خريد كنم او هم كيفيت كارش را به مرور بالاتر ميبرد. اينها زنجيروار به هم متصل است. وقتي من از يك محصول ايراني حمايت كنم، ديگري از من حمايت كند و آن ديگري از او، ديگر لازم نيست يك واردكننده محض باشيم. براي اين كار هم لازم نيست حتماً تحريم شويم و مجبور شويم از توليدات داخل خريد كنيم. از عليزاده ميخواهم درباره تلفيق هنر و صنعت در كارهايش صحبت كند و او اينگونه بيان ميكند: زمان پيش ميرود همه چيز به سمت فناوريهاي برتر تغيير ميكند. سبك خودروها و گوشيهاي موبايل هر روز تغيير ميكند و افراد و جواناني كه ميآيند چيزهاي جديدتري ميپسندند. حالا قرار نيست وقتي همه چيز در حال نو شدن است همچنان از ساعت ديواري ما يك پرنده خارج شود يا ساعت ديواريمان پاندولدار باشد. ميتواند طرحهاي جديدتر متناسب با سبك خانههاي جديد و طراحيها و دكورهاي موجود باشد. خيلي جاها خانه بسيار شيكي با طراحي و دكوراسيون بهروز ميبينيم كه يك ساعت قديمي و كلاسيك به ديوار آن خورده است. من اين سبك را تغيير دادم. ساعت را به عنوان يك كالاي صنعتي و كاربردي صرف، در چارچوب يك كار هنري ارائه كردم.
جالب است بدانيد ما محصولات دكوري را براي يك شركت تركيهاي توليد ميكنيم با نام تجاري خودشان كه به ۱۵ كشور دنيا صادر ميشود. يعني ما قدرت رسيدن به اين چشمانداز را داريم ولي متأسفانه دستمان بسته است و از ما حمايت نميشود. البته اين شهروند خلاق مسير جلب حمايت سازمانها و نهادهاي مختلف را نميداند و به نظر ميرسد معرفي اين مسير از سوي مسئولان براي جذب ظرفيتهاي گمنام كشور خود يكي از زمينههاي حمايت از كار و سرمايه ايراني باشد. با اين حال عليزاده مطمئن است در صورت جلب كمك و حمايت مسئولان ميتواند كارخانه ساعتسازي راه بيندازد كه علاوه بر ايجاد شغل براي جوانان كشورش، بازار ساعت ايران را از واردات بينياز كرده و با ورود به بازارهاي جهاني و عرصه رقابت با برترينهاي ساعت دنيا، براي ايران اسلامي ارزآوري داشته باشد. كار «نشد» ندارد.