پنج شنبه گذشته بود كه كيا به طور رسمي اعلام كرد كفش هايش راآويخته است و ديگر بازي نميكند، خبري كه باعث شد تا اين بازيكن با اخلاق دوباره در صدر خبرهاي رسانهها قرار بگيرد.
در اينجا هدف بحث ما دليل يا دلايلي كه باعث شد كيا تصميم بگيرد از فوتبال خداحافظي كند نيست بلكه ميتوان كنار رفتن كيا را از زاويه ديگري هم ديد و به بررسي نشست كه ميتواند راهگشاي فعلي اوضاع و احوال ورزش باشد كه بياخلاقها در آن جولان ميدهند و هر روز كه ميگذرد جا براي بازيكنان بيحاشيه تنگتر ميشود.
همزماني خداحافظي كيا از فوتبال و بحث هايي كه اين روزها درباره لزوم ايجاد يك فضاي سالم و با اخلاق در ورزش اوج گرفته هر چند اتفاقي است اما بايد آن را به فال نيك گرفت. كيا در حالي از فوتبال كنار ميرود كه در زمره بازيكنان با اخلاق فوتبال ايران قرار ميگيرد و الگوي اخلاقي خيلي از فوتباليستهاي جوان است. كمتر پيش آمده در تمام سالهايي كه كيا فوتبال بازي ميكرد حركت ناشايستي از او سر بزند و هميشه يكي از بازيكنان محجوب و متيني بود كه اخلاق خوبش او را از متمايز از بقيه ميكرد.
كمتر بازيكن و مربياي است كه از كيا، خاطره تلخي داشته باشد. به عنوان نمونه رفتار او در قبال نيمكت نشينياش ميتواند درس خوبي براي بازيكنان جوان باشد. كيا با سابقه ۱۱ ساله در بوندس ليگا و سطح اول فوتبال دنيا وقتي به ايران بر ميگردد و مربي تيم او را روي نيمكت مينشاند اعتراضي نميكند و به جاي اينكه در رسانهها براي سرمربي تيمش شاخ و شانه بكشد به تصميم مربي احترام ميگذارد و سعي ميكند با آمادگي در تمريناتش خودش را به مربي ثابت كند.
رفتار حرفهاي بازيكن با اخلاقي مانند كيا نقطه مقابل واكنش برخي بازيكنان به نيمكت نشيني شان است مانند نمونه هايي كه همين هفته گذشته اتفاق افتاد. هادي نوروزي و حنيف عمران زاده كه با پرخاشگري و بياحترامي به مربيشان، نسبت به نيمكتنشينيشان واكنش نشان دادند و آنجا بود كه تفاوت بين بازيكناني مانند كيا با حنيف و نوروزي مشخص و باعث ميشود تا فوتبال ايران غبطه بخورد كه چرا فوتباليست هايي نظير كيا كمياب هستند. همين رفتارهاي كيا باعث ميشود كه او هفته قبل و چند روز قبل از خداحافظياش دوباره به عنوان بازيكن اخلاق معرفي و از او تقدير شود.
با خداحافظي كيا به نظر ميرسد كه نسل بازيكنان بااخلاق در فوتبال ايران هم روز به روز كمتر ميشود و در مقابل حاشيهها و بازيكنان حاشيهدار بيشتر ميشوند. اين واقعيت تلخي است كه پيشروي ورزش و فوتبال ايران است. در حاشيه قرارگرفتن با اخلاقها و ميدانداري بياخلاقها درد اين روزها است، آن هم در فوتبالي كه پولهاي بيحساب و كتاب رد و بدل ميشود.
وقتي بازيكن بياخلاق و پرحاشيه هميشه روي جلد روزنامه هاست و حرفهاي جنجالي او با تيتر درشت به چاپ ميرسد نبايد انتظار زيادي داشت كه خروجي اين فوتبال، بازيكن با اخلاقي مانند مهدوي كيا باشد. اهميت دادن به جنجالها و فوتباليستهاي پر حاشيه است كه عرصه را بر فوتباليست هايي مانند كيا تنگ ميكند و او را از اين فوتبال فراري ميدهد. در اين شرايط نبايد چندان تعجب كرد كه در فوتبال هر روز كه ميگذرد بيحرمتيها و بياخلاقيها بيشتر شود. با اين شرايط به نظر ميرسد شعار دادن تنها كافي نيست و تا وقتي كه اراده جدي براي برخورد با فضاي ناسالم فوتبال وجود نداشته باشد نبايد در انتظار يك فوتبال پاك و بازيكنان اخلاقمداري مانند كيا بود.