
ايران و ۱+۵ براي چهارمين مرتبه طي سه سال اخير، در آلماتي قزاقستان پشت ميز مذاكره نشستند، نشستي شايد متفاوت از دفعات قبل كه بعد از دو دوره مذاكره، سعيد جليلي آن را مثبت توصيف كرد و براي اولين بار از نزديك شدن طرف مقابل به ديدگاههاي ايران و نگاه واقعبينانهتر طرفهاي غربي سخن گفت. مذاكرهكنندگان روس و چيني هم واژگاني نزديك به ايران انتخاب كردند ولي طرفهاي اروپايي و امريكايي ترجيح دادند به جاي كلماتي مانند سازنده و مثبت به اين بسنده كنند كه مذاكرات مفيد بوده است. قرار شده كه طرفين دوره بعد مذاكرات سياسي را هم ۱۶ و ۱۷فروردين ماه ۹۲ در قزاقستان برگزار كنند و قبل از آن هم، يك دور گفتوگوي فني در تركيه برگزار خواهد شد. طرف ايراني ميگويد كه ۱+۵ در مذاكرات ۸ و ۹ اسفند ماه، نه خواستار تعطيلي فوردو شده و نه از توقف غنيسازي يا حتي تعليق صحبت كرده است. مذاكرهكنندگان غربي هم تأييد ميكنند در پيشنهادهايي كه به ايران ارائه كردهاند، حرفي از تعطيلي فوردو نزدهاند و مسئله غنيسازي هم به شكل و شمايلي كه ايران روي آن حساسيت داشته، مطرح نشده است. از فحواي حرفهاي غربيها برميآيد كه لحن درخواستهاي ارائه شده از ايران متفاوت است، از جمله اينكه در طرح جرح وتعديل شده ۱+۵، به جاي اصرار روي تعطيلي فوردو، از عبارتهايي مثل «كم شدن آمادگي فوردو» يا شبيه به آن استفاده شده، يا اينكه به جاي تأكيد روي تعليق غنيسازي، روي غنيسازي به ميزان نياز در نيروگاه تهران تأكيد شده است. طرف غربي ميگويد كه عبارتها و كلمات به دقت به كار گرفته شده تا حفظكننده وجهه باشند. يك ديپلمات ايراني هم روز پنجشنبه در گفتوگو با كريستين ساينس مانيتور گفته كه لحن طرف مقابل نرمتر شده است. با اين حال، همين روزنامه از قول يك ديپلمات امريكايي اين طور نقل كرده كه نرمشي در كار نبوده است.
انگيزههايي براي خوشبيني
منابع غربي ميگويند كه طرفهاي اروپايي و امريكايي حاضر شدهاند در صورتي كه ايران با پيشنهادهايشان موافقت كند، مقداري كم از تحريمها را بكاهند. ميزان اين «مقدار» هنوز به درستي روشن نيست، ولي بحثهايي درباره كاهش محدوديت در زمينه مبادلات پاياپاي ايران از طريق طلا، كم شدن برخي تحريمها در صنايع پتروشيمي و ظاهراً آزاد شدن مجاريهاي كوچكي از نقل و انتقالات ارزي، جزو مابهازاهاي پيشنهاد شده به ايران است. البته در اين مورد اخير، گزارشها به اندازه كافي مستند نيستند.
در صورت درست بودن اين گزارشها، مذاكرات آلماتي از اين جهت كه طرف غربي براي اولين بار براي كاهش تحريمها اعلام آمادگي كرده، يك نقطه عزيمت است. بنابراين، ميتوان اين مذاكرات را نقطه آغاز توافق طرفين مذاكره براي شروع يك روند «گام به گام» براي «چانهزني در مورد غنيسازي و تحريم» دانست. اين همان تعبيري است كه سعيد جليلي در گفتوگو با كريستين ساينس مانيتور به كار برده است: «نقطه عزيمت». البته جليلي در همين گفتوگو و همچنين در خود آلماتي هم تأكيد كرد كه راهي طولاني در پيش است. از اينها كه بگذريم، سؤالهايي از اين دست كه گامها به چه صورتي برداشته خواهد شد، كدام طرف بايد گام اول را بردارد و بلندي قدمهاي هر كدام از طرفين چقدر بايد باشد، نشاندهنده طولاني بودن راهي است كه دو طرف بايد طي كنند.
تجربه آوريل ۲۰۱۰ را فراموش نكنيم
اين اولين بار نيست كه تهران با طرفهاي غربي به نقطه شروع يك راه براي حل و فصل پرونده هستهاي ميرسد. پيش از اين، يكبار ديگر هم تركيه و برزيل، به نمايندگي از طرف ۱+۵، در جريان مذاكرات ماه آوريل ۲۰۱۰ براي ارسال حدود ۱۲۰۰ كيلوگرم اورانيوم كمتر غنيسازي شده به خارج و تحويل گرفتن سوخت مورد نياز رآكتور تهران به توافق رسيده بودند، توافقي كه با استقبال چين و فرانسه، مخالفت امريكا و حمايت اكراهآميز روسها روبهرو شد. اين توافق همچنين براي اولين بار محدوديتهاي دولت اوباما براي ورود به يك روند حل و فصلي با ايران را نشان داد، موضوعي كه در نامه سر گشاده لولا داسيلو، رئيسجمهور برزيل به آن اشاره شده بود. چند هفته بعد از توافق آوريل، برزيليها نامه محرمانهاي از اوباما منتشر كردند كه نشان ميداد داسيلوا قبل از ورود به مذاكره با ايران براي انتقال سوخت، حمايت اوباما را جلب كرده است.
تجربه توافق آوريل ۲۰۱۰ نشان ميدهد كه امريكاييها براي وارد شدن به روندهاي دوجانبه و حتي چندجانبهاي كه منجر به حل و فصل مسائل كليدي با ايران شود با چالشهاي جدي روبهرو هستند. اين نشان ميدهد كه تهران نبايد بيش از اندازه روي موضوعاتي كه در آلماتي پيشنهاد شد، حساب باز كند. كساني كه در مورد لغو كردن، كم كردن يا حتي زياد كردن تحريمهاي ايران تصميمگيري ميكنند، همان كساني نيستند كه در آلماتي پشت ميز مذاكره با سعيد جليلي نشستند.
كمي چاشني بدبيني
اينها فقط بخشي از چالشهاي ورود به روند جديدي است كه سعيد جليلي مرد شماره يك تيم هستهاي ايران و همكارانش با آن روبهرو هستند. جليلي و همكارانش براي اين روند جديد از تعابيري مانند «مثبت»، «واقعبينانهتر»، «نزديكتر به خواستههاي ايران» و. . . استفاده ميكنند. افزودن كمي چاشني بدبيني به روند جاري، وضعيت را از اين هم پيچيدهتر نشان ميدهد. چرا طرف غربي ۱+۵ حاضر نشد در توصيف گفتوگوهاي آلماتي از تعابير ديپلماتيك داراي بار مثبت مانند سازنده، مثبت، با حسننيت استفاده كند؟ عبارتهايي مانند سازنده و مثبت تعابيري بودند كه خانم اشتون و همكارانش در فصل شروع مذاكرات دورههاي قبل از آنها استفاده ميكردند، ولي در آلماتي، همگي به يك باره پا در يك كفش فروبردند و از حتي يك قدم هم از تعبير «مفيد بودن» گفتوگوها پا پيش نگذاشتد؟
۱+۵ بعد از هشت ماه، پشت ميز مذاكره با تهران نشسته است. طي اين مدت بنابه بعضي ارزيابيها، اروپا و امريكا هشت لايحه تحريمي به تحريمهاي ايران اضافه كردهاند. بياييد فرض كنيم فضاي مذاكرات از همين دور اول در آلماتي تنشآميز و منفي بود. آيا منتقدان مذاكره با ايران، چنين فضايي را نشاندهنده شكست خوردن سياست مسلط دولت اوباما و دولتهاي اروپايي براي تحريمهاي فلجكننده تعبير نميكردند؟ آيا اين نشانه شكست سياست تعامل (Engagement) اوباما در دوران ورود جان كري به وزارت خارجه تعبير نميشد؟ دولتهاي مذاكرهكننده اروپايي و امريكايي در آلماتي نيازمند اين بودند كه لااقل در دور اول مذاكرات، سيگنال مثبتي به دنياي خارج ارسال شود و مذاكرهكنندگان غربي، زحمت ارسال اين سيگنال مثبت را روي دوش هيئت ايراني، روس و چيني گداشتند. كاترين اشتون در واكنش به موضعگيري آقاي جليلي گفت: «اگر آقاي جليلي گفتند مثبت است اين خوب است. بايد ديد در قدم بعدي كارشناسان چطور كار ميكنند.»
به نظر ميرسد براي اولين بار بعد از مذاكرات آوريل ۲۰۱۰ بين ايران با تركيه و برزيل به نمايندگي از ۱+۵، مذاكرات ايران و ۱+۵ در آلماتي وارد يك فاز فني و محتوايي هم شده است. نتيجه مذاكرات كارشناسان فني ايران و ۱+۵ در استانبول در روز ۲۷ اسفندماه و تا حدي هم برآيند گفتوگوهاي آتي با آژانس، ميتواند نشان بدهد كه ۱+۵ و ايران قادر به ورورد به يك روند تعاملي براي حل و فصل مسئله هستهاي ايران هستند يا نه. مذاكرات استانبول ميتواند براي چند مسئله معيار اندازهگيري باشد. اول اينكه بلندي گامهاي طرف غربي در يك روند پاياپاي چه اندازه است. از اين مذاكرات همچنين ميتوان به يك برآورد كلي دراين باره رسيد كه اروپا و امريكا براي شروع يك روند تعاملي بلندمدت، وارد آلماتي يك را به آلماتي – ۲ كشاندند يا براي نزديك كردن هرچه بيشتر آلماتي به انتخابات ماه خرداد در ايران؟ و نهايت اينكه با ارزيابي نتيجه مذاكرات فني در استانبول ميتوان به يك برآورد نسبي از تواناييهاي دولت اوباما براي پشت سرگذاشتن محدوديتهاي ساختاري مربوط به ورود به يك روند حل و فصلي براي پرونده هستهاي پي برد و در نهايت ميتوان به اين سؤال جواب داد كه امريكا صرفاً به دنبال باز نگه داشتن باب ديپلماسي با تهران است يا به دنبال حل مسئله معضل هستهاي با ايران.