
اصلاحطلبان همچنان گرفتار اختلافات داخلي در خصوص نوع مواجهه با انتخابات سال ۹۲ هستند. هنوز نميدانند كه بايد خود را به طور كامل از فتنه جدا بدانند يا خير؟ هنوز بر سر دو راهي هستند كه آيا در انتخابات يازدهم رياست جمهوري از بدنه حاميان تندرو ميرحسين موسوي استفاده كنند و آنها را با ادبيات اپوزيسيوني به سوي خود جلب كنند يا قدم در مسير اصلاح اصلاحات و جدايي از فتنه بگذارند؟ بر همين اساس اگرچه اكنون از ميان دو گزينه «تحريم انتخابات» و «مشاركت فعال» ظاهراً گزينه دوم را انتخاب كردهاند اما در همين مسير نيز دچار اختلافاتي شديد هستند. نميدانند نامزد نهايي آنان چه كسي بايد باشد؟ و چون كانديدايي كه بتواند قابل رقابت با اصولگرايان باشد و مورد اقبال گسترده عمومي قرار گيرد را در اردوگاه اصلاحات يافت نميكنند، گاه دم از آزاد و استاندارد نبودن انتخابات ميزنند تا به نوعي از هماكنون شكست احتمالي خود در آينده را توجيه كرده باشند.
رشد اختلافات در اردوگاه اصلاحات اكنون كه اختلافات گستردهاي در ميان اصلاحطلبان ديده ميشود نكته عجيب آن است كه حتي برخي از مدعيان اصلاحطلبي خود با خود درگير هستند و نميدانند كه بعد از سال ۸۸، در مسير انتخابات بايد مسير تحريم را طي كنند يا حضور؟! مصطفي تاجزاده يكي از اين افراد است. وي قبل از انتخابات نهم مجلس شوراي اسلامي بهترين طريق مواجهه با امر انتخابات را تحريم انتخابات دانسته بود. اين در حالي است كه اكنون وي در يادداشتي خواستار افزايش دعوتها از محمد خاتمي براي اعلام نامزدي در انتخابات رياست جمهوري آينده شده و به نوعي برخلاف نظر گذشته خواستار مشاركت در انتخابات شده است اما جالب اينجاست كه درخواست تاجزاده براي دعوت از خاتمي در تعارض و اختلاف آشكار با نظر شخص خاتمي قرار دارد. آنطور كه چندي پيش برخي رسانهها نوشتند: «محمد خاتمي گفته كه به سه دليل نامزد انتخابات نخواهد شد:۱- ساختار كشور اجازه و امكان پيگيري مطالبات جريان اصلاحات را نميدهد و اين در حالي است كه فضاي كنوني بهتر از دوم خرداد ۷۶ نيست. آن زمان نشد كار چنداني كرد حالا كه جاي خود دارد. ۲- موضوع ردصلاحيت من هم جدي است. ۳- بر فرض تأييد صلاحيت از كجا معلوم كه با اقبال عمومي مواجه شويم و رأي بياوريم؟»
ميل بدنه اجتماعي اصلاحات به اصولگراي اصلاحطلب دامنه اختلافات در اردوگاه اصلاحات به اين موارد ختم نميشود. اصلاحطلبان با آنكه سه ماه ديگر تا برگزاري انتخابات يازدهم رياست جمهوري باقي مانده است، هنوز استراتژي مشخصي براي چگونگي ورود به اين عرصه ندارند؛ نه ائتلافي در جبهه اصلاحات ديده ميشود و نه شخص برجستهاي كه ورود خود به انتخابات را قطعي اعلام كرده باشد. خلأهاي گستردهاي كه اينك در آن اردوگاه وجود دارد، تأثيراتي را بر بدنه اجتماعي اصلاحطلبان نيز گذاشته است و همين امر باعث شده تا بسياري از افراد جامعه كه گرايش به اصلاحات دارند، رأي خود را در انتخابات آتي به كانديداي اصولگرايي كه با اصلاحطلبي نيز اشتراكاتي دارد، اختصاص دهند و به عبارتي به «اصولگراي اصلاحطلب» رأي دهند زيرا اين عده به اين تحليل رسيدهاند كه در شرايط سردرگمي اصلاحات بعيد است كه موفقيت در انتخابات نصيب اين جبهه سياسي شود. طبيعي است كه با اين شرايط اصلاحطلبان اگر بخواهند خود را در مسير انتخابات احيا كنند، در درجه اول بايد خود را از توهمات سال ۸۸ خارج و به معناي واقعي خود را به سلاح عقلانيت و منطق و اخلاق سياسي تجهيز كنند. اصلاحات نيازمند اصلاح است و اصلاحطلبان براي كسب توفيق در انتخابات بايد قدم بزرگي در رفع آسيبهاي اردوگاه سياسي خود بردارند و فراموش نكنند كه در مسير انتخابات اگر بدون صداقت وارد شوند، شايد چند ماهي كشور را درگير افكار آشفته و آشوب خياباني كنند اما به سرعت غبارها كنار ميرود، آنچه ميماند لكه ننگ بر پيشاني فتنه و فتنهگران است. حركت در مسير ناهموار گذشته و تكرار خطاهايي به قصد قدرتنمايي، راه به جايي نخواهد برد و بر اين اساس اگر امروز اصلاحطلبان قصد رسيدن به قدرت را دارند، راهي غير از عبور از مسير قانون و اعتدال و پرهيز از رفتارهاي خشونتطلبانه و دوري از تماميتخواهي و ديكتاتوري ندارند.
رجوع نامزدهاي انتخاباتي به قلبشان براي تشخيص صلاحيت خود تجربه نشان داده كه فريب افكار عمومي و خروج از مسير قانون از سوي هر گروه سياسي كه اتفاق افتد، به سرعت از سوي جامعه پس زده ميشود و كشور ثبات سياسي خود را حفظ ميكند. در اين راستا ولايتپذيري در حرف و عمل موردي است كه تمامي كانديداهاي انتخابات بايد به آن پايبند باشند، بنابراين بد نيست اكنون كه سه ماه تا انتخابات باقي مانده، نامزدهاي انتخابات توصيههاي مقام معظم رهبري كه بزرگترين حافظ حقوق ملت به شمار ميآيند را مرور و بعد از آن به قلب خود رجوع كنند و اگر ديدند كه قلباً ميتوانند به آن توصيهها عمل كنند وارد عرصه رقابت انتخاباتي شوند و اگر خود را فاقد اين توانايي يافتند، بهتر و صلاح آن است كه خود صلاحيت خود را براي ورود به انتخابات رد كنند زيرا در چنين حالتي حتي اگر در انتخابات پيروز هم شوند، به مرور نيات آنان رو ميشود و مورد ادبار افكار عمومي قرار ميگيرند. ولو آنكه دو دوره هم به عنوان رئيسجمهور انتخاب شوند اما فقط چند ماه پاياني كارشان كافي است كه مردم تفاوت «خدمت» و «قدرت و ثروت» را در كلام و عمل آن شخص درك كنند و متوجه مقصود اين جمله مقام معظم رهبري بشوند كه ايشان در ۱۹ دي سال ۹۰ در ديدار با مردم قم فرمودند: «نامزدها بايد با قصد خدمت وارد عرصه انتخابات شوند زيرا اگر كساني با هدف قدرتطلبي و به دست آوردن ثروت يا انگيزههاي ناسالم ديگر وارد انتخابات شوند، به مردم و كشور خدمت نخواهند كرد.»