از بودجه شهرداريها گرفته تا سياستهاي كلان آن شهر و روستا در شوراها تنظيم ميشود؛ به عبارتي شوراها براي خود يك نوع مجلس به حساب ميآيند. پس نياز است تا در ارتباط با انتخابات شوراي شهر و روستا با دقت بيشتري وارد شد. اگر شوراها خوب و فعال باشند در اصل مجلس از اين كارهاي جزئي شهري جدا ميشود، مجلس به كارهاي كلان كشور ميپردازد و ديگر نمايندهها به كارهاي جزئي نميپردازند. همچنين حضور در اين شوراها مقدمهاي براي آن است تا افراد تجربه خوبي را كسب كنند تا در آينده در سطح بالاتر مديريتي به كار گرفته شوند. پس به نوعي مبناي كار تبليغاتي و انتخاباتي در همين شوراي شهر گذاشته ميشود.
اهميت اداره مطلوب شهر سبب شده تا گروهها و اقشار مختلف براي حضور در بين اعضاي شوراي شهر برنامهريزيهاي متنوعي را انجام دهند. در همين ارتباط بايد گفت كه از چند ماه قبل اصلاحطلبان روي ورود به شوراي شهر به صورت چراغ خاموش كار كردهاند تا پس از شكست در دورههاي دوم و سوم انتخابات شوراي شهر و روستا بتوانند دوباره به صندليهاي شوراي شهر تكيه زنند و از اين طريق جاي پاي وسيعتري را در حاكميت به دست آورند؛ دليل چنين برنامهريزي نيز اين است كه صندلي شوراي شهر براي آنان يك پايگاه ابتدايي قلمداد ميشود كه شروعي است براي به دست گرفتن ساير جايگاههاي حاكميتي. اصلاحطلبان به خوبي ميدانند كه دسترسي به صندلي رياست جمهوري در دوره كنوني براي آنان غيرممكن است؛ به همين دليل تمام توان خود را براي حضور در شورهاي شهر به ويژه شوراهاي شهر تهران به كار گرفتهاند.
اصولگرايان هم با شوراي شهر تهران تا حد زيادي آشنا هستند و پس از آنكه اصلاحطلبان در دوره اول يك آبروريزي و دعوا به راه انداختند، در دورههاي دوم و سوم كارهاي خوب اصولگراها نگاه عمومي را به انتخابات شوراي شهر ور روستا تغيير داد.
در تمامي اين سالها اصولگرايان به عبارتي سكاندار شوراي شهر بودهاند و اكنون هم تنها چيزي كه در ذهن آنها وجود دارد خدمت كردن است. آنها امتحان خوبي را هم پس دادهاند و طي دو دوره قبلي، سياستهاي شهرسازي خوبي به تصويب رسيده است. نظم و انضباط خوبي بر درآمدها و هزينهها حاكم بوده است. درست است كه دو سه نفر اصلاحطلب در اين شورا حضور داشتهاند اما كارهاي خوب شهردار و اعضاي شوراي شهر سبب شده تا مردم بيشتر به اصولگراها رغبت داشته باشند.
براي انتخابات شوراها تنها نگراني اين است كه افراد فاقد صلاحيت از نبود نظارت شوراي نگهبان بر انتخابات شوراها استفاده كنند و تبليغات گمراهكنندهاي راه بيندازند و احياناً وارد اين شوراها شوند. با اين حال، مردم تجربيات زيادي را در اين ۳۰ سال كسب كردهاند و پس از تحقيقات و اطمينان خاطر از كانديداها به آنها رأي ميدهند.
در شوراها بايد كار انجام شود و خواستههاي مردم مورد توجه قرار گيرد، نه اينكه اعضا در انديشه پيشبرد اهداف جريان سياسي باشند. در شوراي شهر و روستا مردم كساني را ميخواهند كه براي آنها دلسوزي كنند، برايشان آب بياورند، گاز بياورند و جادهسازي كنند؛ اين كارها عاملي ميشود تا روستا جذابيت پيدا كند و همه به سمت شهر مهاجرت نكنند. در شهرها هم اگر مردم از امكانات كافي برخوردار باشند در شهر خود ماندگار ميشوند و نارضايتي به وجود نميآيد.
ما تفكر اصلاحطلبي را كه وابسته به غرب است، قبول نداريم اما اصلاحاتي را كه مبتني بر خواسته مردم و در چارچوب دين و قانون اساسي باشد، قبول داريم.