
ميتوان گفت نگاهي كلي، فراملي، سياسي و جهاني داشتن از آن دست دغدغههاست كه كمتر بين سينماگران كشورمان يافت ميشود؛ افرادي كه اوضاع و احوال ديگر كشورها را دنبال كنند و بخواهند با استفاده از قصه واقعيتها را به نمايش درآورند واقعيتهايي كه شايد نتواند مخاطب عام را به خود جذب كند اما از شرافت سرزمينمان دفاع كرده و بر جامعه جهاني تأثيرگذار خواهد بود.
«سيد مسعود اطيابي» خود را جزو اين دست از سينماگران معرفي ميكند و معتقد است بيشتر مسائل اجتماعي را كه از حوزه سياسي تأثير پذيرفتهاند دنبال ميكند هرچند اين انديشه در كارنامه كاري او تاكنون چندان خودنمايي نكرده است اما با ساخت «ريسماني نزديكتر از رگ» و در ادامه «خاك مرجان» به دنبال بيان تفكر صلحطلبانه و واقعيت حاكم بر كشورهاي همسايه است. او ميگويد: بخشي از سينما بايد به مسائل كشورهاي همسايه بپردازد و با بهرهگيري از داستان و قصه روشنگري كند، چراكه اگر كشورهايي مانند افغانستان بياهميت بودند امريكا از آن سر دنيا به اين كشور لشكركشي نميكرد.
در اين گفتوگو علاوه بر پرداختن به آخرين ساخته اطيابي با او درباره سينماي كودك، داوريهاي جشنواره فيلم فجر، وضعيت سينماي ايران در سال پشت سر گذاشته و. . . به گفت وگو نشستهايم.
در كارنامه كاري اطيابي آمده است او فارغالتحصيل دوره مديريت توليد از مؤسسه آموزش عالي سوره است و فعاليت فيلمسازي را از سال ۱۳۶۴ با فيلمبرداري از جبهههاي جنگ آغاز كرد. سهمي براي دوست، اخلاقتو خوب كن، شرط اول، صبح روز هفتم، خروس جنگي، مصائب دوشيزه و. . . برخي از آثاري هستند كه او كارگرداني كرده است.
در دنياي سينما و تلويزيون موقعيتهايي كه ميتوانند به خلق قصه منجر شوند تعداد مشخصي است كه بارها تكرار شدهاند. در چنين دنيايي فقط «چگونه گفتن» است كه ميتواند در يك اثر تازگي ايجاد كند. شما بهعنوان يك كارگردان تلاش ميكنيد چه مسيري را بپيماييد تا به بياني تازه دست پيدا كنيد؟ واقعيت اين است كه من به دنبال بيان تازه نيستم. همان روايت قصهگوي قديمي را ميپسندم و دوست دارم آن را ادامه دهم. فكر ميكنم با اين روش بهتر بتوانم با مخاطب عام ارتباط برقرار كنم. مخاطبان عام بيشتر مورد نظرم هستند و به نظر ميرسد اين مسير مناسبتر باشد اما به هر حال شيوههاي مختلف روايتي در سينما وجود دارد كه هر فيلمساز از يك روش براي بيان آنچه در ذهن دارد بهره خواهد برد. برخي دوست دارند به سمت فرمگرايي بروند و برخي ديگر مانند من شيوه روايت قصهگو را انتخاب ميكنند.
به يقين اگر فيلمهايي كه من ساختهام را افرادي ديگر بسازند انديشه، نگاه و روايت متفاوتي تصوير خواهد شد چراكه سوژههاي يكسان با روايت فيلمسازهاي مختلف نتيجه يكساني نخواهند داشت.
«خاك و مرجان» بهعنوان آخرين ساخته شما، با رويكرد سياسي در افغانستان توليد شده اگر ممكن است درباره اين اثر صحبت كنيد. «خاك و مرجان» داستان يك خانواده افغاني است و در پس زمينه، به حمله امريكا به افغانستان و مسئله طالبان ميپردازد و همه بازيگران فيلم افغاني هستند.
اين فيلم به خاطر شرايط سخت كار در افغانستان يك كولاژ تمام عيار است چراكه بيشتر سكانسهاي آن در مكانهاي مختلف گرفته شده است. مسئله ديگري كه بايد در رابطه با اين فيلم بگويم، اين است كه چهره بازيگران در فيلم چهره واقعي آنها نبوده و گريم متفاوت و خوب تغييرات زيادي در چهره بازيگران ايجاد كرد. طراحي صحنه فيلم نيز به گونهاي انجام شد كه وضعيت واقعي افغانستان را به نمايش گذاشته است.
فيلمسازي در كشورهاي همسايه مشكل است؟ من تاكنون دو فيلم در خارج از ايران ساختهام. فيلمسازي در خارج از كشور سختيهاي بسياري دارد اما به طورحتم اين سختي در افغانستان دو چندان ميشود. در اين مكان، با فضا و محيطي رو به رو شديم كه با همه اخبار و شنيدههامان تناقض داشت چراكه آنچه در افغانستان امروز ميگذرد با آنچه در رسانهها و فيلمها بيان ميشود متفاوت است. اما «خاك و مرجان» توانسته واقعيت ملموس امروز افغانستان را، با تصويري درست و دقيق بيان كند. اين فيلم حاصل تحقيقات بسيار گروه سازنده فيلم در افغانستان است.
از سختيهاي توليد اين اثر ميتوان به نورپردازي و فيلمبرداري اشاره كرد چراكه با سختي بسيار انجام شد. برخي جاها بايد از وسايل عجيب و غريبي استفاده ميكرديم. بهعنوان مثال در برخي مناطق برق نبود به همين دليل از نور ماشين استفاده كرده و فضاسازي ميكرديم و دوربين ۵ D دوربيني است كه براي اينگونه كارها مفيد و لازم است به قول «تورج اصلاني» برخي فيلمها چريكي هستند.
سؤال فوق را در حالي پرسيدم كه كشور افغانستان به لحاظ امنيتي در شرايط چندان مناسبي قرار ندارد و يك گروه فيلمسازي ميتوانند با خطرات متعددي رو به رو شوند.
همينطوري است چراكه ما جزو نخستين گروههايي هستيم كه در كابل فيلم ساختهاند! حدود نيمي از هزينههاي فيلم را شبكه معاونت برون مرزي و نيم ديگر را اشخاصي از بخش خصوصي تأمين كردهاند.
از تفاوت واقعيتي كه در افغانستان ميگذارد و آنچه در رسانهها بيان ميشود صحبت كرديد در
واقع معتقديد شرايط افغانستان به نابساماني گفتههاي رسانهها نيست؟
بله همينطور است. هرچند مشكلات زيادي دارند اما ما آن مشكلات را همانگونه كه هستند به تصوير درآوردهايم.
ميتوانم انگيزه شما را براي پرداختن به مشكلات كشورهاي همسايه بدانم در حالي كه ما در داخل كشور با آسيبها و مشكلات فراواني رو به رو هستيم؟ معتقدم همه مردم جهان در يك آپارتمان زندگي ميكنند كه زندگي همسايه بر روي زندگي مابقي تأثير ميگذارد، بنابراين نميتوانيم توقع داشته باشيم كه اوضاع و احوال و شرايط زندگي در كشور همسايهمان يعني افغانستان روي ما تأثير نگذارد و نخواهيم به شرايط اجتماعي آنها بپردازيم.
ما با افغانها به لحاظ مسائل فرهنگي ارتباط نزديكي داريم و من خواستم روي اين موضوع كار شود. بيشتر شبكههاي تلويزيوني در افغانستان عليه ايرانيها فيلم و برنامه تهيه كرده و پخش ميكنند به اين دليل ما مجبوريم كه افكار عمومي افغانستان را در نظر گرفته و براي تغيير اين رويه اقدام كنيم. هم اكنون نسخه عجيب و غريبي از سوي غرب براي جهان اسلام در حال پيچيده شدن است. در عراق، افغانستان، لبنان و سوريه غربيها به فكر گرفتن هويت از جوامع اسلامي هستند و ما بايد مواظب اين هويت اسلامي باشيم.
بنابراين موضوعات و تحولات سياسي كشورهاي همسايه براي شما جذابيت دارد؟ جهان با سرعت در حال تحول است و تأثيرپذيري همه جوامع از يكديگر بسيار زياد شده و هر اتفاقي كه در يك نقطه كره زمين رخ ميدهد بر يك نقطه بسيار دورتر تأثير خواهد گذاشت بنابراين ما نبايد بيتفاوت باشيم. به ويژه اين روزها كه كشمكشهاي بسياري در جهان فعلي وجود دارد و در اين ميان مردم بايد به سختي راه درست زندگي را انتخاب كنند كه به يقين زندگي آنها از اين وقايع و تصميماتي كه درباره آنها از سوي دولتمردان گرفته ميشود تأثير ميپذيرد.
ملتهاي بسياري در مقابل تصميماتي كه درباره آنها از سوي كشورهاي قدرتمند گرفته ميشود سكوت ميكنند و اين سكوت به ضرر خودشان تمام ميشود. همچنين كشورهايي از اين دولتهاي قدرتمند تأثيرپذيري غلط دارند و برخي ديگر راه درست را انتخاب و در آن مسير حركت ميكنند. همه اينها سوژها و انگيزههاي مناسبي براي يك كارگردان است كه ميتواند از زواياي مختلف به اتفاقهاي كه در جهان رخ ميدهند بپردازد.
به ويژه اين روزها كه بحث بيداري اسلامي مطرح است هرچند معتقدم اين بحث براي ديروز و امروز نيست بلكه در يك قرن اخير هميشه مورد توجه و بحث بوده است. بيداري اسلامي بايد جدي گرفته شود و روي اين مسئله مانور داده شود.
از طرفي ديگر بايد بدانيم كه ترجمه و برداشتي غلط از مقاومت و بيداري اسلامي در حال شيوع است كه براي كشيدن خط باطل بر روي آن ترجمهها، بايد خودمان وارد عرصه شده و فعاليت داشته باشيم. معتقدم همه فيلمسازها در اين زمينه مسئول هستند موضوعاتي مانند مقاومت در لبنان، فلسطين، تجاوز به افغانستان، عراق و پاكستان جاي پردازش بسيار در سينما دارند و حتي در كشورهاي اروپايي نيز اتفاقها و مسائل جالبي رخ ميدهد كه ميتوان به ظرافت و زيبايي آنها را به تصوير كشيد.
در واقع شما به موضوعات سياسي علاقه بيشتري داريد و ميخواهيد اين ژانر را در سينما دنبال كنيد؟
بيشتر مسائل اجتماعي از حوزه سياسي تأثير پذيرفته است. به هر حال هر فيلمسازي نگاه خود را در سينما دنبال ميكند برخيها به جزئيات و مشكلات اجتماعي يك جامعه ميپردازند و برخي ديگر نيز مانند من نگاه كلي يا كلانتري به موضوعات دارند.
سوژه اين اثر با اهداف دولت همخواني دارد با اين وجود آيا حمايتي از سوي ارگانهاي دولتي و سينمايي از شما شد؟ خير متأسفانه بنياد سينمايي فارابي و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، هيچگونه كمك و حمايتي از فيلم ما نكردند. بودجه «خاك و مرجان» حدود ۹۳۰ ميليون تومان است كه البته قراردادها به دلار نگاشته شده است. فيلم ما نگاهي جهاني دارد بنابراين بايد به شكلي گسترده در دنيا اكران و مطرح شود.
در ايام جشنواره متوجه شدم بخشهايي از فيلمنامه تغيير كرده است. اين تغيير در چه زمينه است و چرا در مرحله فيلمبرداري به متن دست برديد؟ تغيير شخصيتهاي طالبان به امريكاييها اصليترين تغيير فيلمنامه بود. موضوع ما مربوط به تجاوز و اشغال است اما در زمان فيلمبرداري شرايط خاصي داشتيم بنابراين تصميم گرفتم زندگي در اشغال و تجاوز را نشان دهيم. به نظرم تفاوتي نميكرد، طالبان هم دست پرورده امريكاييها بوده. هر دو جنايتكار هستند، اما تغيير ديگري در فيلمنامه نداشتيم.
به نظرتان «خاك و مرجان» چطور گيشهاي را تجربه خواهد كرد؟ اين اثر چندان گيشهپسند نيست و البته مخاطب چنداني هم در ايران نخواهد داشت مگر افرادي كه به سياست و تاريخ علاقهمند باشند و بخواهند تصوير نزديك به واقعيتي از افغانستان ببينند و اين فيلم به آنها كمك خواهد كرد. مخاطب اصلي «خاك و مرجان» مردم افغانستان هستند و اميد و نگاه من به نمايش در افغانستان است و سعي كردم ساختار و نوع روايت به سمت و سوي سليقه مردم اين كشور باشد.
چنين تفكري براي اكران فيلمي كه در لبنان ساختم هم داشتم و حداقل توانستم مردم لبنان را از تماشاي فيلمي راضي كنم كه در ذات لبنانيهاست. «خاك و مرجان» هم فيلمي افغاني و براي مردم اين كشور رنج كشيده ساخته شده است و فكر ميكنم در اكران موفق خواهم بود.
و نگران اين مسئله نيستيد كه متهم به ساخت فيلم براي كشوري ديگر با انرژي داخلي شويد؟ فيلمي كه دغدغه ايران را ندارد؟ من اينطور به موضوع نگاه نميكنم هرچند وزارت فرهنگ افغانستان ما را حمايت كرد و مؤسسه افغان فيلم كمكهاي خوبي به «خاك ومرجان» داشت اما عوايد و فوايد هزينهي كه انجام شد به سمت كشور خودمان نيز باز خواهد گشت و به درد بسياري از كشورهاي مسلمان دنيا خواهد خورد.
معتقدم ما نياز به ارتباط با همسايهها داريم و مسائل آنها به ما هم مربوط ميشود. مگر ميشود به همسايهها توجه نكنيم؟ به طورمثال اگر يك بيماري در افغانستان شيوع پيدا كند عوارض آن به كشور ما هم خواهد رسيد بنابراين مسائل بهداشتي اين كشور براي ما مهم است. هر اتفاقي در اطراف كشور ايران، تأثير مستقيم بر زندگي ما خواهد گذاشت. مثل اين ميماند كه به نظافت خانهمان اهميت بدهيم اما برايمان مهم نباشد كوچه و خياباني كه از آن عبور ميكنيم تا به خانه برسيم آلوده به انواع كثيفيها و زبالههاست.
گاهي وجود يك همسايه شكست خورده و نابود شده ميتواند تخريب و نابودي كشور ما را هم به همراه داشته باشد بنابراين مراقبت از همسايهگان مهم است و رايزني فرهنگي و سياسي جايگاه ويژه دارد. ما نميتوانيم بگوييم كشور افغانستان براي ما مهم نيست چراكه امريكا از آن سر دنيا چشم به اين سرزمين دوخته و عمليات نظامي انجام ميدهد پس به يقين اهداف و منافعي را دنبال ميكند و ما نيز اهداف و منافع مشتركي با اين كشور داريم كه بايد آنها را جدي بگيريم.
فيلم شما در سي ويكمين جشنواره فيلم فجر نمايش داده شد، از شرايط اكران و نحوه برگزاري نشست پرسش و پاسخ راضي بوديد؟ بله خوشبختانه اكران مناسبي در جشنواره امسال پشت سر گذاشتيم و نشست نقد و بررسي هم خوب بود.
اما در مورد داوريها چه نظري داريد؟ در حالي كه كمتر كسي قبول دارد كه هيئت داوري خودشان تصميمگيرنده هستند و آثار را با نگاهي صرفاً حرفهاي بررسي ميكنند.
من خودم در چندين جشنواره داور بودم و معمولاً ديدهام كه داوران مستقل هستند. مثلاً اگر بخواهيم از ميان اعضاي هيئت انتخاب به چند نفر اشاره كنيم مگر ميشود گفت آقاي علي معلم شخصيت مستقلي ندارد؟ فردي كه در بسياري مسائل صريح با مديران برخورد ميكند يا افراد ديگري مانند آقاي شايسته. اما موضوع قابل توجه اين است كه داوري فيلم با فوتبال تفاوت دارد چراكه ما در فوتبال يك واقعه عيني را ميبينم و بعد درباره آن قضاوت ميكنيم اما در سينما اين واقعه از سليقه داورها و مجموع آراي آنها تبعيت ميكند.
معتقدم در سينما ميتوان به داوريها اعتراض كرد اما نميتوان قضاوت كرد به ويژه قبل از آنكه فيلمها را ببينيم. اما به هر حال داوري از سليقه تبعيت ميكند بنابراين بايد تابع سليقهها باشيم.
فيلم من هم ميتوانست مورد توجه ويژه قرار گيرد و گاهي به قضاوت و داوري هيئت داوري اعتراض كردم و بارها پيش آمده كه منتظر استقبال داوران از فيلم خود بودم اما اتفاقها آنطور كه من توقع داشتم پيش نرفته است.
ساعت، روز و مكان ديدن فيلم در چگونگي قضاوت درباره آن نيز تاثير دارد شايد باورتان نشود گاهي پيش آمده كه در كمال خستگي فيلم خودم را تماشا كردم و بعد گفتم كاش آن را نميساختم و آنگاه كه با حال خوش فيلم را ديدم از اينكه چنين فيلمي ساختم خودم را تشويق كردم.
متأسفانه برخي از فيلمها كه به نظر ميرفت آثار خوبي بودند و حتي امتيازهاي بيشتري نسبت به فيلم من هم داشتند امكان نمايش در جشنواره را پيدا نكردند! اما نميتوان به گروه انتخاب خرده گرفت، چراكه آنها بايد يك سفره رنگين و متنوع براي مهمانان يك جشنواره بينالمللي پهن كنند. شايد گاهي كليت يك اثر از فيلمهاي ديگر پايينتر باشد اما حضور آن در چيدمان جشنوارهاي بينالمللي الزامي است.
البته ممكن است سليقه هيئت داوري و انتخاب فاخر نبوده باشد؟ نه اين حرف را قبول ندارم و معتقدم سليقه آنها فاخر است.
اما ما افراد شايستهتري را براي نشاندن بر اين كرسي در سينما داريم كه راي آنها ميتوانست مقبوليت بيشتري داشته باشد؟ اين گروه صلاحيت لازم را داشتند و اگر گروه ديگري هم بيايند آنها هم صلاحيت لازم را خواهند داشت. اين بحث را ميتوان درباره هر گروهي داشت و از زواياي مختلف عملكرد آنها را بررسي كرد.
قبل از اين اثر هم فيلمي با عنوان «آهوي پيشوني سفيد» را در جايگاه تهيهكننده روي پرده داشتيد. به نظر ميرسد فيلم كودك هنوز در سينماي ما سرگردان است با اين اوصاف از سختيهاي تهيهكنندگي اين كار كودك صحبت كنيد.
مخاطب سينماي كودك ظرافتهاي خاصي دارد و بايد شيوه و رفتار خاصي در فيلم كودك دنبال كنيم به همين دليل و به دلايل متعدد ديگر تهيه چنين اثري يك نوع ريسك است. به طورمثال انتظار ميرفت «آهوي پيشوني سفيد» اكران مناسبي را تجربه كند اما تصميمات اشتباه مسئولان اكران سبب شد تا گروه توليدكننده اين اثر كودك كه به قول بسياري از منتقدان از بهترينهاي سينماي كودك در سالهاي اخير بود شكست مالي بخورند. ديگر ريسك بزرگ اينگونه نخواهم كرد. به هر حال فعاليت در حوزه سينماي كودك در ايران ريسك است چراكه از سوي مديران حمايت نميشود و به هيچ عنوان جدي گرفته نشده است.
و شما با آگاهي كه نسبت به اوضاع و شرايط داريد چرا چنين ريسكي را پذيرفتيد؟ گول خوردم. گول مسئولاني را كه قول حمايت داده بودند. مديريت نادرستي كه بر اكران سال ۹۱ حاكم شده بود سبب شد تا اين فيلم در اكران برخلاف پيشبينيها ديده نشود چراكه در يك اقدام بينهايت غيرحرفهاي پنج فيلم كودك به طور همزمان به اكران رسيدند.
حاضر هستيد باز هم تهيهكنندگي سري دوم فيلمي مانند «آهوي پيشوني سفيد» يا فيلم مانند آن را بر عهده گيريد؟ بله اما در صورتي كه تعهدات قابل استنادي از سيستم دولتي دريافت كنم.
چه ارزيابي از اتفاقات و شرايط اكران سال ۹۱ داريد؟
نميتوان كتمان كرد امسال مديريتي غيرحرفهاي اتفاقات را جلو برد. مثلاً درباره اكران نامناسب «آهوي پيشوني سفيد» برخي اتفاقات تعمدي بود چراكه بايد طبق قانون قبل از «كلاه قرمزي و بچه ننه» به اكران ميرسيد و مسئولان در زمينه اكران اين فيلم شيطنت كردند. عدالت ميگفت كه بايد اكران نوروز يا حداقل اكران تابستان را به ما ميدادند اما اين بيعدالتيها هم درباره «آهوي پيشوني سفيد» و بسياري ديگر از فيلمها اتفاق افتاد.
به هر حال سرمايه شما بازگردانده نشد، اين شكست اقتصادي براي شما و سينما چه نتايجي به دنبال داشت؟ از عواقب بازنگشتن سرمايه اين است كه ما براي مخارج روزمره زندگي خود هم ماندهايم و بايد كارهايي را بپذيريم كه هيچ تعلق خاطري به آنها نداريم اما مجبورم براي گذران زندگي خود و خانوادهمان اين كارها را انجام دهيم.
اين شرايط نامناسب اكران تنها به شما آسيب نرساند چراكه سينماي ما در سال پشت سر گذاشته با افت بسياري رو به رو بود، با اين اوصاف به نظرتان مديران در سال آتي بايد تغييرات اساسي در برنامههاي خود ايجاد كنند يا خير؟ بله درست است. بسياري از فيلمها نفروختند اما عموم اين فيلمها دولتي بودند و كسي بابت ضرر كردن جيب دولت ناراحت نميشود و كارگردان و ديگر عوامل دستمزد خود را گرفتهاند و نگران فروش فيلمها هم نيستند نمونه اين آثار چند فيلم كودك ديگري است كه همزمان با «آهوي پيشوني سفيد» اكران شدند. بنابراين ضرر تنها يك تعريف ندارد و ميزان تخريب و نابودگرياش متفاوت است. حمايت در اكران بايد براي فيلمهايي باشد كه با سرمايه خصوصي ساخته شدهاند و گرنه فيلمهاي دولتي چه نيازي به اين حمايت دارند؟
حوزه هنري و همچنين شوراي صنفي نمايش با اقدامات خود مشكلاتي اساسي براي سينما ايجاد كردند تا جايي كه مخاطبان سينما در سال جاري به طرز غيرقابل باوري كاهش يافت به نظر شما اين رفتار مسئولان در سال آتي نيز ادامه خواهد داشت؟ بحث اختلاف حوزه و شوراي صنفي آنقدر بيان شده كه ديگر صحبت كردن درباره آن معني ندارد چراكه با وجود همه اين صحبتها و اظهارنظرها آنها مسير خود را ادامه دادند و جالبتر آن است كه برخي نيز اين وسط به دنبال منافع شخصي خود بودند.
اين جريانها كه به قول شما ديگر لوث شده است سبب شد تا سينماي ما كمتر از ۱۰ درصد مخاطب داشته باشند و بيش از ۹۰ درصد مردم حتي يك بار هم به سينما نروند!
بله درست است و بخش عمده ريزش مخاطبها ناشي از عملكرد نادرست مديران فرهنگي است.
عمر كاري سازمان سينمايي و مديران فرهنگي كنوني رو به پايان است چه ارزيابي نسبت به عملكرد آنها داريد؟ به نظرم مانند ديگر مديران و مسئولان سينمايي عمل كردند و فرق چنداني نداشتند. آنها هم محاسن و معايب داشتند با اين تفاوت كه گروه فعلي بسيار مورد هجمه و انتقاد قرار گرفتند و دستاندازي در كارشان بسيار بود. بنابراين نميتوان ارزيابي دقيق به كارشان داشت البته اقدامات آنها در دوره قبل را بيشتر ميتوان بررسي كرد چراكه در يك شرايط تقريبا متعادل بودند اما وضعيت در دولت دهم متفاوت بود. مسائل تاسفبار بسياري در سينماي ايران كه بخشي به مديريت و برخي ديگر به فعاليت طيفهاي خاص در سينما مربوط ميشود رخ داد كه با اين اوصاف فعاليت مديران فعلي را نميتوان درست ارزيابي كرد.
چطور ميگوييد قابل ارزيابي نيست، به هر حال آنها فعاليتها و عملكردهاي بيشماري از خود به جاي گذاشتهاند؟ نه واقعا قابل ارزيابي نيست، چراكه هجمهاي عليه اين گروه اتفاق افتاد بسيار زود هنگام بود كه ميتواند عملكرد آنها را تحتالشعاع قرار دهد و مسير آنها را با دست اندازهاي بسياري رو به رو كند. بنابراين اتفاقاتي كه براي سينما بحرانساز شد را نميتوان تنها از چشم مديران فعلي ديد. اما بايد دقيقتر اين مسير را بررسي كرد مسيري كه فراز و نشيب بسياري داشت و نميتوان گفت كلا خوب يا بد بودند.