آخرين گزارشيهاي امنيتي امريكا حاكي است كه پايداري طولاني و خارج از پيشبيني نظام سياسي سوريه در مقابل انواع فشارهاي نظامي، امنيتي، اقتصادي و سياسي و فعالسازي تروريستهاي رنگارنگ جيش حر و القاعده مقامات امريكايي را به شدت ناراحت كرده و نميخواهند پروژه آنها در سوريه به شكست منتهي شود.
در ارزيابي امريكايي تأكيد شده است كه قابليتها و نحوه فرماندهي گروههاي تروريست در سوريه قادر به يكسرهسازي درگيري با ارتش سوريه نيست و يك نياز فوري و حياتي، مداخله عملي خارجي به نحوي كه منجر به يك جنگ منطقهاي نشود، بايد در دستور كار قرار بگيرد.
بدين سبب واحدهاي كماندويي دلتا به استعداد يك گردان و با مشاركت نيروهاي ويژه از انگليس و فرانسه و رژيم صهيونيستي و تعدادي نيروي كمكي از كشورهاي عربي مرتجع، مأموريت حل مشكلات فوق را به عهده گرفتهاند تا با هدايت عملياتي نيروي تروريست در داخل سوريه، اهداف مؤثر نظامي را مورد هجوم يا تصرف خود قرار دهند. پيچيدگي شرايط و الزام و فوريت دستيابي به پيروزي در سوريه، موجب شده امريكا نسبت به پديده دستيابي گروههاي تروريست و القاعده به سلاحهاي ارسالي از سوي امريكا و همپيمانان منطقهاي آن، چشمپوشي كرده و ساقط كردن نظام سياسي سوريه را مهمتر از آشكار شدن همكاري و حمايت از جريانهاي تروريست در سوريه بداند.
اوباما كه خود را در مقابل طرح بزرگ «تغيير خاورميانه به سمت شرايط مطلوبتر» ميداند، موفقيتهاي موقتي گروههاي تروريست در درون سوريه را كه قادر به حفظ آن نيستند و يا در مناطق بياهميت گسترش يافتهاند، براي اين طرح مفيد نميداند. اوباما در قبال تحولات منطقهاي و موازنه قوا و حفظ سلطه امريكايي در منطقه، در وضعيتي مشابه افغانستان زمان اشغال توسط ارتش سرخ شوروي قرار گرفته و خود را ناچار ميداند تا با تقويت گروههاي تروريستي و القاعده، مقدمات شرايط مطلوب خود را مهيا نمايد. پروژه سوريه زماني قادر است به نتيجه برسد كه حاميان نظام سياسي سوريه، از شرايط ابتكار عمل به انفعال كشيده شوند.
بدين سبب، گسترش پديده افراطيگري به شمال لبنان و غرب عراق را در راستاي منافع تاكتيكي و مرحلهاي خود ارزيابي كرده، از آن دفاع ميكند. با اينكه بسياري از گزارشها از خطرناك بودن همكاري و حمايت از جريانهاي القاعدهاي توسط امريكا دم ميزنند ولي اوباما، ادامه وضعيت فعلي در سوريه را براي خود مهلك ارزيابي كرده و آن را پذيرفته است. در طرح همكاري با تروريستها، نگراني امريكا و رژيم صهيونيستي اين است كه سلاحهاي راهبردي سوريه به دست اين گروهها نيفتد و يا مفاصل اساسي حاكميتي در اختيار آنها قرار نگيرد.
به همين دليل به جز اقدامات جاسوسي، اعزام تيمهاي شناسايي و عمليات ويژه توسط رژيم صهيونيستي به داخل سوريه، در هماهنگيهاي اخير از مقامات صهيونيستي، خواسته است تا خود را براي يك جنگ محدود در سوريه نيز آماده كند. براي جلوگيري از واكنشهاي منطقهاي، در برنامه سفر اوباما به منطقه كه شامل رژيم صهيونيستي، حكومت خودگردان فلسطين و برخي كشورهاي عربي ميشود، يك مجموعه پيشنهادي قرار گرفته تا كشورهاي عربي مرتجع منطقه با سرعت نسبت به شناسايي و عاديسازي مناسبات با رژيم صهيونيستي اقدام كرده و با وعدههاي جديدي نسبت به حل موضوع فلسطين، از پيامدهاي هرگونه اقدام نظامي عليه سوريه بكاهند.
اين روياي اوباما، همانگونه كه در افغانستان به كابوس حكومتهاي امريكا تبديل شد، در سوريه و منطقه نيز فرجام خشنود كنندهتري نخواهد داشت و پايان آن، پايان امريكا در منطقه و پايان ديكتاتورهاي وابسته به امريكاست.