
جريان اصلاحات هماكنون با فعاليت چندين حزب و طيف سياسي همراه بوده كه اگرچه برخي از اين گروههاي منتسب به جريان اصلاحات به دليل صحنهگرداني در جريان فتنه ۸۸ از چشم ملت ايران افتادهاند، وليكن همچنان به فعاليتهاي حزبي خود ادامه داده و چشم طمع به انتخابات رياست جمهوري ۹۲ نيز دارند.
از اين رو مواضع چندماه اخير درون اين جريان حاكي از آن است كه كيفيت حضور جريان اصلاحات در شرايط كنوني و پس از حضور حماسي ملت ايران در راهپيمايي ۲۲ بهمن امسال كه نشان از همراهي همهجانبه ملت ايران با آرمانهاي انقلاب اسلامي است، ابهامات بيشتري را در مواضع اين جريان ايجاد نموده كه نشان از ناهمسويي فكري- سياسي و اختلافنظر و عدم شفافيت مواضع سياسي درون جريان اصلاحات ميباشد.
در واقع اين اختلاف مواضع و اظهارات از چهرهها و طيفهاي مختلف وابسته به جريان اصلاحات، بيانگر شكلگيري وضعيت خاص سياسي براي جريان اصلاحات پس از حوادث انتخابات رياست جمهوري ۱۳۸۸ و وابستگان به اين جريان، در فتنهانگيزي آن مقطع ميباشد. از اين منظر بررسي مواضع و ديدگاههاي اصلاحطلبان از نگاه دستهجات فعال در اين عرصه، ميتواند رويكرد اين جريان از منظر طيفهاي مختلف آن در خصوص انتخابات پيش رو را در چند سطح و طيف مشخص نمايد:
۱- مهمترين بخش جريان اصلاحات كه در حال حاضر، در چارچوب شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات فعاليتهاي انتخاباتي خود را آغاز كردهاند و ميتوان آنها را بدنه اصلي و جناح اكثريت اين جريان دانست، بر اين باورند كه اگر فضاي سياسي براي فعاليتهاي انتخاباتي آنان همانند برگزاري همايش و فعاليتهاي حزبي- رسانهاي مساعد نبوده و امكان معرفي نامزد اصلي آنان وجود نداشته باشد، وارد رقابت انتخاباتي نشده و اين گروه به تحريم/ مشاركت مشروط قائلند، به گونهاي كه در آذر ماه سال جاري موسويخوئينيها دبيركل مجمع روحانيون تأكيد كرد در وضعيت كنوني امكان مشاركت در انتخابات براي اصلاحطلبان و منتقدان فراهم نيست و نشانهاي نيز براي برونرفت از اين وضعيت ديده نميشود.
محمد خاتمي نيز در شهريورماه سالجاري با ابراز تمايل نسبت به حضور اصلاحطلبان در انتخابات آينده رياست جمهوري، ترديد خود را درباره صدور اجازه شركت به آنها در رقابت انتخاباتي بيان كرد. در ماههاي آذر و دي نيز خاتمي چندين بار با اظهار نگراني از وضع موجود، حضور فعال اصلاحطلبان را در انتخابات ناممكن دانست. در اظهاراتي ديگر در اوايل ديماه از سوي خاتمي در ديدار با اعضاي ستاد كنگره اصلاحطلبان در واكنش به اظهارات آيتالله جنتي مبني بر اينكه «امكاني براي حضور مجدد فتنهگران در صحنه انتخابات وجود ندارد و آنها حتي نبايد توهم اين حضور مجدد را داشته باشند» اعلام كرد: «معتقدم شرايط حضور اصلاحطلبان به عنوان كانديدا دادن چندان فراهم نيست، چشماندازي هم براي فراهم آمدنش نميبينم.»
برخي از افراد ديگر مدافع مشاركت مشروط نيز با تأكيد بر خواستهها و مواضع خاتمي معتقدند: اين شرايطي كه خاتمي مطرح كرده است از طرف بسياري از اصلاحطلبان خيلي كم و حداقلي تلقي شده و خاتمي كف مطالبات را مطرح كرد. وقتي چنين مواردي تأمين نشود، اصلاً لزومي نميبينيم دست به چنين كاري بزنيم، چون فايدهاي نميبينيم.»
بر اين مبنا طيف مذكور كه اوايل ديماه خواستار برگزاري كنگره سراسري در۲۷ و ۲۸ دي ماه بودند در ۲۶ دي با انتشار اطلاعيهاي و مطرح كردن پارهاي موانع و مشكلات، لغو و تعويق كنگره شوراي هماهنگي را اعلام كردند.
۲- برخي از اعضاي فكري منتقد دروني جريان اصلاحات معتقدند اساساً بايد در انتخابات حضور داشته و نميتوان آن را به شرطهاي حداكثري مانند انتخابات آزاد مشروط كرد. اين گروه كه خود را معتقد و وفادار به نظام ميدانند، شركت نكردن در انتخابات را نشانه قهر با نظام ميدانند، از اين رو مدافع گزينه شركت در انتخابات در صورت وجود حداقلي انتخابات- رقابتياند. اين طيف به دو دليل امكان ماندن درون نظام و نيز امكان بقا و تداوم حيات جريان اصلاحات را در سطح اجتماعي و سياسي در گرو مشاركت در انتخابات ميدانند و چهرههايي مانند عباس عبدي در مقام مدافع از اين جريان در انتخابات معتقد است، بهترين راهبرد براي اصلاحطلبان مشاركت با هدف بازسازي خود و كمك به حضور مردم در انتخابات با معرفي نامزدي معمولي از بدنه مديران معتبر آنان است.
در همين راستا عبدالله نوري نيز از رويكردي ديگر با طرح ضرورت كنترل طيف تندروي اصلاحات، تداوم حيات اين جريان را درگرو مشاركت فعال در انتخابات ميداند. موسوي لاري هم بر اين نظر است كه فلسفه وجودي اصلاحطلبان با انتخابات گره خورده و نميتوان مدعي اصلاحطلبي بود و در انتخابات شركت نكرد. به گفته لاري اصلاحطلبان بايد در انتخابات حضور داشته باشند تا بتوانند اصلاح كنند.
۳- گروه ديگر ميان اصلاحطلبان نيز وجود داشته كه پايگاه اجتماعيشان به مراتب ضعيفتر از طيف اصلي اصلاحطلب بوده و با اين نظر بر انتخابات تأكيد داشته كه با برگزاري انتخابات آزاد و شفاف، خواستار تشكيل دولت وحدت ملي در انتخابات آينده است؛ طرحي كه به شدت از سوي برخي از اصولگرايان و جبهه پايداري و همچنين طيف دولت به شدت از آن انتقاد گرديد.
۴- طيفي ديگر از جريان اصلاحات با رويكرد ميانهرو با معرفي برخي از شخصيتها مانند محمدرضا عارف و محمدعلي نجفي كه در چند مصاحبه براي حضور در رقابتهاي انتخاباتي اعلام آمادگي كردهاند، همراه بوده كه در اين رويكرد مهمترين جريان طيف ميانهرو محافظهكار اين جريان را ميتوان به جبهه اصلاحطلبان معرفي نمود كه ميكوشد موقعيت تازهاي براي حضور اصلاحطلبان در انتخابات رياست جمهوري را فراهم نمايد. از جمله احزاب حاضر در اين جبهه جديد ميتوان به حزب مردمسالاري، آزادي، فرزندان ايران، پيشگامان توسعه و جمعيت ايران فردا اشاره كرد.
۵- جريان سياسي اقليت و راديكال اصلاحطلبان نيز با اين استدلال كه شركت در انتخابات فقط به مشروعيتبخشي به نظام منجر ميشود، با استناد به حوادث دوره پيش در انتخابات ۸۸، گزينه تحريم انتخابات را مطرح كردهاند.
برخي از اعضاي جبهه مشاركت و جناح خارجنشين سازمان مجاهدين و حاميان جريان فتنه ۸۸ مدافع اين نظريه هستند.
برهمين اساس با توجه به رويكرد و مواضع انتخاباتي چهرهها و تشكلهاي شاخص و مؤثر جريان اصلاحطلبي، مشخص ميشود اين جريان هنوز به موضع قاطعي در بازه انتخابات رياست جمهوري سال آينده نرسيده و اختلافنظر در سطوح مختلف طيفها و گروههاي اين جريان به چشم ميخورد.