
اما با روند برگزاري جلسات هيئت اصلاح اساسنامه خانه سينما و نامه سرگشادهاي كه نمايندگان خانه سينما در اين هيئت، خطاب به رئيسجمهور منتشر كردند، نشاندهنده عمق اختلافاتي است كه دامنه آنها از مقدسات نظام تا مسائل معمولي اداري را پوشش ميدهد.
نمايندگان خانه سينما در هيئت هفت نفره اصلاح اساسنامه خانه سينما، نامهاي سرگشاده را خطاب به رئيسجمهور منتشر و در آن به برخي نقاط اختلافي كه در اساسنامه وجود دارد، اشاره كردهاند. آنها در اين نامه كه به امضاي فرهاد توحيدي، جمال خندان و ابراهيم مختاري رسيده است، با اشاره به اصلاحات انجام شده در اساسنامه، نسبت به برخي از بندها ايرادهايي گرفتهاند. از جمله در بندهاي زير:
۲- ۲ نمايندگان وزارت ارشاد بر گنجاندن مادهاي مبني بر الزام نصب پرچم در اماكن مربوط به خانه سينما و محل برگزاري مراسم سينمايي اصرار داشتند كه به اعتقاد ما چنين اموري مربوط به نحوة تشريفات برگزاري جلسات هيئت مديره خانه سينما و مراسم است كه در صورت لزوم ميبايد در آئين نامههاي پيوست اساسنامه ذكر شود و شأن اساسنامهاي ندارد، لذا با نوشتن چنين مادهاي مخالفت كرديم.
۲- ۳ اضافه كردن پسوند جديدي به نام خانه سينما و تبديل نام خانه سينما به خانه سينماي جمهوري اسلامي را با غيردولتي بودن خانه سينما در تعارض ميدانستيم و اين پسوند را ويژه نهادها و مؤسسات دولتي ميدانيم. كما اينكه هواپيمايي جمهوري اسلامي ايران، يا راه آهن جمهوري اسلامي ايران و نهادهاي دولتي ديگر از راه همين پسوند است كه وابستگي دولتيشان براي ارباب رجوع آشكار ميشود و به عكس خانه هنرمندان ايران يا خانه موسيقي ايران، خانه تئاتر ايران يا خانه سينماي ايران به خاطر منع از كاربرد چنين پسوندي ماهيت دولتي ندارند.
واكنش شورجه به نامه خانه سينما جمال شورجه يكي از اعضاي هيئت اساسنامه كه مشخصاً مواضعش به مذاق هيئت مديره خانه سينما خوشايند نيامده است، در گفتوگو با فارس، به نامه خانه سينما واكنش نشان داد. شورجه در بخشي از صحبت هايش با اشاره به اعتراض نسبت به تغيير نام خانه سينما به خانه سينماي جمهوري اسلامي ايران، گفت: «چه واهمهاي از آوردن نام و هويت ملي و ديني كه همان جمهوري اسلامي ايران است، وجود دارد. چرا اين همه احتراز به وجود آمده است. چرا جمهوري اسلامي براي خانه مثل جن و بسم الله است.
دوستان اشاره كردند كه اگر اينگونه باشد چطور در خانه هنرمندان، موسيقي و تئاتر اين پسوند نيامده است يا خانه سينما يك نهاد صنفي خصوصي است و ربطي به دولت ندارد. بايد عرض كنم چنانچه ديگر نهادهاي صنفي كه اشاره شده اگر لازم باشد و صلاح ديده شود آنها هم ميتوانند اين نام مقدس را در پسوند نام خود بياورند، اين امر نشان دهنده تعلق خاطر هنرمندان عزيز ديگر رشتهها به نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران است، چراكه به طور مثال اگر فيلمي يا نمايشي از هنرمندان كشورمان در كشور ديگري در حال اجرا يا نمايش باشد اگر بپرسند از كجا آمدهايد ميتوانيم بگوييم از خانه سينما يا خانه تئاتر يا خانه هنرمندان حضور داريم. پسوند جمهوري اسلامي ايران در آنجا شأنيت پيدا ميكند نه تنها خانه سينما در مورد ساير رشتههاي هنري نيز همين طور است در عين حال چطور خانه انتظار هر گونه كمك مانند بيمه و صندوق رفاهي، درصد فروش فيلمها و. . . از ارشاد و نظام انتظار داشته باشد اما از آوردن نام جمهوري اسلامي احتراز و دوري كند، اتفاقاً به نظرم سياست و رفتار دوگانه اين است نه رفتار رياست سازمان سينمايي.»
وي در ادامه با اشاره به رفتارهاي اپوزيسيوننماي برخي از اهالي خانه سينما افزود: « عدهاي از همين شاهنشينها تمام رگ و پي وجودشان، خانوادهشان و ويلاهاي شمال و خانههاي آنچناني شهرك غرب و دفاتر جردن به بالايشان از اين حكومت و نظام بالا رفته اما عار و ننگ دارند كه آثار آنها دولتي عنوان شود. قالب همين شاهنشينها با دمپايي و كفش كتاني وارد سينما شدند حالا برويد به زندگيهايشان نگاه كنيد، ببينيد سر به فلك ميكشد آن وقت عده كثيري در همين سينما با سيلي صورت خود را سرخ نگه ميدارند و به نان شبشان محتاجند و چشم به راه رسيدن كمكهاي عيدانه دولت و كارت اعتباري ۳۰۰ هزارتوماني هستند.»
باز هم رئيسجمهور باز هم لابي در بخشي از نامه هيئت رئيسه خانه سينما به رئيسجمهور آمده است: « از ظواهر چنين بر ميآيد كه در راستاي حل مشكل خانه سينما، سياست دوگانهاي در حال اعمال است. سياستي از سوي دفتر جنابعالي براي حل مسئله و سياستي ديگر از سوي مديريت سازمان سينمايي براي لاينحل ماندن همين مسئله. تداوم اين دوگانگي جز پريشاني، چند دستگي و تعميق نفاق در ميان جامعه صنفي سينماي ايران، پيامد ديگري ندارد لذا با قدرداني از مساعي آن جناب اعلام ميكند مادامي كه مديران و مسئولان سينمايي فعلي بر مسند نشسته باشند نه اميدي به گشايش در سينماي ايران دارد و نه عافيتي را در انتظار جامعه اصناف سينمايي ميبيند. بنابراين ترجيح ميدهد با عدم مشاركت در روند پيشنهادي رياست محترم سازمان سينمايي خسران بيشتري را متوجه جامعه اصناف سينمايي نكند.»
اينكه چرا رئيس دفتر رئيسجمهور كه اين روزها ميتوان وي را در برنامههاي هنري و در ميان بازيگران سينما ديد، بر خلاف سياستهاي سازمان سينما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي سعي دارد تا به هر نحو ممكن خانه سينما را بازگشايي كند، ميتواند ناشي از نزديك شده به زمان انتخابات رياست جمهوري باشد. شنيدههاي غير رسمي از احتمالات قوي ورود رئيس دفتر رئيسجمهور به مبارزات انتخابات رياست جمهوري دارد. كانديدايي كه حمايت دولت دهم را نيز به همراه دارد. به همين دليل ورود وي به جريان خانه سينما و اصرار به بازگشايي خانه سينما بيش از آنكه مسئلهاي صنفي باشد، پرداختن به بار تبليغاتي است كه ميتواند اين موضع برايش به ارمغان آورد.
نامه سرگشاده خانه سينما نيز نميتواند بيتأثير از اين داستان باشد؛ در جايي كه ميتوان با لابي قدرتمندي كه در هيئت دولت وجود دارد، راههاي پر پيچ و خم را به راحتي در نورديد و در ماههاي پاياني عمر دولت با بازگشايي خانه سينما از باني يا بانيان احتمالي آن قهرماناني ساخت كه ميتوانند از انعكاس آن در جامعه هنري به عنوان پشتوانههاي رأي آوري در انتخابات استفاده كنند.