ديگر مسئله مورد اختلافي اين روزهاي ورزش كشور، بحث زمان و نحوه برگزاري انتخابات كميته ملي المپيك است كه اين هم براي خود داستان خاصي دارد.
ديروز در حاشيه مراسم انتخابات فدراسيون ملي ورزشهاي دانشگاهي محمد عليآبادي و محمد عباسي به عنوان رئيس كميته ملي المپيك و وزير ورزش حرفهايي زدند و نظراتي دادند كه كاملاً مقابل هم بود و تنها بويي كه از آن استشمام نميشد مسئله سر و سامان يافتن ورزش كشور بود.
محمد عليآبادي با اشاره به ايرادهاي وارده از سوي IOC به اساسنامه ارسالي ايران گفت:كارگروه تخصصي اصلاح اساسنامه در حال پايان يافتن است و سعي ميكنيم طي روزهاي شنبه و يكشنبه آينده جلسات فشردهاي را به صورت فوقالعاده برگزار و در هفته آينده اساسنامه اصلاح شده را ارسال كنيم.
اما بخش جالب حرفهاي عليآبادي اينجا بود كه گفت، براي اصلاح و ارسال اساسنامه نيازي به تأييد وزارت ورزش نداريم و اساسنامه اصلاح شده را مستقيم براي كميته بينالمللي المپيك ارسال ميكنيم.
رئيس كميته ملي المپيك در خصوص زمان برگزاري انتخابات اين كميته هم اظهارنظرهاي جالبي داشت: «ما كاري به انتخابات رياستجمهوري نداريم، انتخابات كميته ملي المپيك ارديبهشت سال آينده برگزار خواهد شد. اين دو مسئله كاملاً با هم متفاوت است و از نظر زماني با هم فاصله دارد. پس از تأييد اساسنامه توسط كميته بينالمللي المپيك انتخابات برگزار ميشود و با توجه به برنامهريزيهاي صورت گرفته اين انتخابات پيش از انتخابات رياستجمهوري است و اشكالي در روند اجراي آن ايجاد نميكند.»
شنيدن حرفهاي عليآبادي علاقهمندان را به نوعي اميدوار ميكند، اميدوار به اينكه شايد كشتي توفانزده ورزش بتواند افتان و خيزان خود را به ساحل آرامش برساند اما وقتي حرفهاي رئيس كميته ملي المپيك را كنار اظهارات وزير ورزش ميگذاريم آن وقت متوجه وخامت اوضاع ميشويم.
عباسي هر چند تلويحاً اظهارات عليآبادي را تأييد كرد اما مشخص بود كه چندان از اين نوع عملكرد راضي نيست، وزير ورزش با بيان اينكه خودش از علي آبادي خواسته تا براي تسريع در انجام امور اساسنامه با وزارت ورزش هماهنگي نكند گفت: «البته اين مسئله با تأييد من صورت ميگيرد.» نكته جالب اينجاست كه عليآبادي عنوان ميكند ما اساسنامه را به صورت مستقيم ارسال ميكنيم و عباسي بيان ميكند من بايد آن را تأييد كنم حالا چطور چنين چيزي ممكن است، سؤالي است كه تنها در ورزش منحصر به فرد ايران ميتوان آن را مطرح كرد و پاسخ آن را دريافت نمود اينكه اساسنامه چگونه و با امضا و تأييد كدام مقام مسئول ورزش كشور راهي IOC ميشود هم سؤالي است كه بايد حداقل تا هفته آينده براي دريافت پاسخ آن صبر كرد.
عباسي در خصوص برگزاري انتخابات كميته ملي المپيك هم اظهارات جالب توجهي داشت. وي ضمن تأكيد بر اينكه اين انتخابات نبايد پس از انتخابات رياستجمهوري برگزار شود گفت: نيت انجام اين كار نيت بدي است و البته باز هم همه خوب ميدانيم كه منظور عباسي از اين نيت و اين زمان چيست، زمان مورد نظر عباسي زماني است كه او شايد ديگر وزير ورزش نباشد.
عباسي تأكيد كرد كه اين انتخابات بايد پنج ماه پيش برگزار ميشد و ما هم بر اين امر اصرار داشتيم اما اين اتفاق نيفتاد حالا هم اميدواريم همه مسائل اجرايي زودتر انجام شود تا انتخابات صورت بگيرد چرا كه ما همزمان با انتخابات رياستجمهوري بازيهاي آسيايي را پيش رو خواهيم داشت. اميدوارم اين انتخابات پيش از برگزاري انتخابات رياستجمهوري برگزار شود و اساسنامه فدراسيونها براساس آنچه كه IOC اعلام كرده مورد بررسي قرار گرفته و به تأييد فدراسيون جهاني برسد در غير اين صورت شرايط خوبي نخواهيم داشت.
به جرئت ميتوان ادعا كرد بخش آخر حرفهاي عباسي(شرايط خوبي نخواهيم داشت) درستترين بخش حرفهاي او و عليآبادي باشد، همه ميدانيم كه حساسيت كميته بينالمللي المپيك و شوراي المپيك آسيا چيزي فراتر و مهمتر از آني است كه به ظاهر ديده ميشود و وقتي اين مسئله حساس با بيخيالي و پشت هم اندازي مسئولان ورزش كشور همراه ميشود آن وقت است كه بايد واقعاً براي ورزش و شرايط نامناسب آن نگران شد.
اساسنامه كميته ملي المپيك هنوز ارسال نشده، اينگونه هم كه از اوضاع برميآيد بعيد به نظر ميرسد كه حتي تا هفته آينده به IOC ارسال شود، روزهاي پاياني سال نيز كه فرصت خوبي است براي فرار از زيربار مسئوليت. اينجاست كه بايد به قول عباسي اذعان داشت شرايط خوبي نداريم، هر چند كه وزير ورزش اين شرايط نامناسب را منوط به عدم ارسال اساسنامه و عدم برگزاري انتخابات در زمان مشخص ميداند، شرايطي كه هم اكنون نيز وجود دارد، نه اساسنامهاي ارسال شده و نه انتخاباتي برگزار شده است. فدراسيونها هم كماكان با همان روش مردود شده از جانب IOC اداره ميشوند پس بايد قبول كرد كه واقعاً شرايط خوبي نداريم.
نكته جالب ديگر اينكه عليآبادي عنوان ميكند ميتوانيم در بازيهاي آسيايي آينده رتبه دوم را كسب كنيم و ما ميپرسيم كه با اين شرايط آشفته چگونه ميتوان اميدوار بود كه چهارمي «گوانگژو» به دومي «اينچهاون» تبديل شود؟