
سرانجام سياسيترين فيلم تاريخ سينماي هاليوود بر اساس انتخابي سياسي، تاج جايزه سياسي اسكار را با اعلامي از سوي يك شخصيت سياسي بر سرش گذاشت؛ ميشل اوباما، همسر باراك اوباما با غروري كه اين روزها در وجود بسياري از امريكاييهاي هم وطن او زنده شده نام «آرگو» بن افلك را به عنوان فيلم برگزيده جايزه اسكار اعلام كرد تا به همه ثابت شود كه فرهنگ ميان هنر و سياست امريكا جاي گرفته است.
دريغ از اينكه «آرگو» يك عقده ۳۳ ساله باز نشده است. «آرگو» غرور ملي امريكاييهاست؛ نقطه اتكا و گريز موقتي از عذاب وجدان و ضعفي كه طي ۳۳ سال هرگز جبران نشد. امريكا خود را بازنده يك داستان تاريخي ميداند.
اسارت ۵۰۴ روزه گروگانهاي امريكايي و به بنبست خوردن عمليات طبس در نوع خود مفتضحترين شكست تاريخي اين كشور به شمار ميآيد. امريكا پس از حوادث تسخير لانه جاسوسي هنوز نتوانسته بود اقدام قابل توجهي را در قبال شكست مفتضاحانه و سردرگمي سياسي آن دوران به ثمر رساند و از آن به عنوان پيروزي قطعي خود در حادثه تسخير لانه جاسوسي ياد كند.
ابراز كلامي دشمني، بلوكه كردن جواهرات و ثروتي كه شاه مخلوع با خود به امريكا برده بود و نيز تحريمها هيچ يك نتوانستند با گذشت زمان اين عقده ۳۳ ساله را بگشايند. در اين شرايط بهترين راهكار، دستاويز قرار دادن سينما بود. «آرگو» ساخته شد تا ضعف ۳۳ ساله امريكاييها را بپوشاند؛ فيلمي سطح متوسط به كارگرداني بنافلك وطن پرست كه مهر تأييد پيوندش با سياست را ميشل اوباما، همسر رئيسجمهور فعلي امريكا كوبيد و با حضوري غيرمستقيم و نادر در جريان اعطاي جوايز اسكار نام «آرگو» را به عنوان فيلم برتر سال اعلام كرد.
امريكاييها از اين منظر «آرگو» را به سوي سكوي اول اسكار سوق دادند كه فيلمهاي رديف اول اسكار همواره با اكرانهاي متعدد جهاني رو به رو بوده و بيش از آنچه كه در حالت عادي انتظار ميرود، در جهان ديده ميشوند. دريغ از اينكه «آرگو» فيلمي منتخب به واسطه نگاهي سياسي و سفارشي از سوي كاخ سفيد است. امروز امريكاييها و طرفداران سياسي «آرگو» در تب و تاب شكستن شاخ غولي كه خود به آن نان و آب ميدهند، از اين موضوع غافلند كه بدون شك تماشاي «آرگو» به آن اندازه كه براي مخاطب امريكايي جذابيت دارد، براي مخاطب جهاني جذابيت نخواهد داشت.
قطعاً غرور و عرق ملي قلب مركزي فيلم «آرگو» است. امريكاييها براي ساخت آن بر اساس برنامهاي از پيش چيده شده نه به سراغ چهره رفتند و نه فيلمنامهاي جهاني؛ چراكه راه موفقيت پيش روي «آرگو» را از پيش هموار كرده بودند. چه بسا اگر سرمايهگذاري و تمركز حرفهاي بيشتري صرف اين فيلم ميشد، انتخاب امروز آن در يك جشنواره مدعي هنرمحوري به اين اندازه تعجب برانگيز نميشد. اما «آرگو» با هدف ديده شدن در جهان و اثرگذاري سياسي بر اذهان جهاني اين گونه ساخته شد.
در اين شرايط امريكا ميخواهد با فيلمي بدون مهره، سطح متوسط و پر اشكال كه حتي انتقاد «كارتر» رئيسجمهور سابق خود را درباره تحريف تاريخ برانگيخته است، عقدههاي درونياش را براي چه قشري از مخاطبان جهاني و چگونه بگشايد ؟ فيلمي كه مخاطب غير امريكايي چنداني به پايش بلند نخواهد شد.
در اينباره گفتوگويي با پنج سينماگر و منتقد سينمايي كشور انجام دادهايم تا نظر آنها را در خصوص اهداي جايزه اسكار به فيلم آرگو كه به گفته غالب سينماگران از لحاظ فني بسيار پايينتر از حد انتظار بود، بپرسيم.
اسكار سالهاست كه سياسي است پرويز شيخ طادي، كارگردان سينما در خصوص اسكار هشتاد و پنجم به «جوان» ميگويد: سالهاي سال است كه غرب از تحريف تاريخ و تأثيرگذاري بر افكار عمومي جهان بهرهبرداريهاي سياسي خود را داشته است و در راستاي اهداف سياسي و اقتصادي خود در جهان دست به توليد فيلم ميزند. در اين ميان كشورهايي كه از سوي اين فيلمها مورد هجوم قرار گرفتهاند، از نظر اذهان عمومي تخريب ميشوند، سرمايهگذاران خارجي براي سرمايهگذاري خود مقصد ديگري را انتخاب ميكنند و گردشگران هم كشور ديگري را براي سفر بر ميگزينند.
در واقع امريكا با ساخت چنين فيلمهايي به دنبال اين است كه اذهان عمومي را براي صدور قطعنامههاي مختلف مهيا كند. بنا بر اظهارات شيخ طادي، ما براي مقابله با اين آثار بايد مراقب باشيم كه فيلمسازان ما به اتمسفر و فضايي كه امريكاييها ايجاد كردهاند، كمك نكنند. به عنوان مثال كه برخي از آثار ما شايد مناسب اكران جهاني نباشد، اما متأسفانه آثاري كه ما به جشنوارههاي خارجي ارسال ميكنيم، آثاري نيستند كه معرف فرهنگ واقعي كشور ما باشند و در بيشتر موارد در راستاي ادعاهاي كشورهاي غربي به دنبال ارائه تصويري سياه از ايران هستند.
۶ فيلم بهتر از آرگو در اسكار حضور داشت كيوان كثيريان منتقد سينمايي در گفتوگو با «جوان» در خصوص اهداي اسكار بهترين فيلم به آرگو ميگويد: در اينكه آرگو يك فيلم حادثهاي خوش ساخت است ترديدي وجود ندارد اما از نظر من امسال حداقل شش فيلم بهتر از آرگو در سينماي امريكا وجود داشت مانند فيلم جانگو، لينكلن، مرشد و... و فكر ميكنم فيلم از لحاظ كيفي به هيچ عنوان فيلم برتر امسال نيست. اينكه اسكار و جشنوارههاي سينمايي پيش از اين تا به اين اندازه نسبت به آرگو توجه نشان دادهاند، قطعاً دليل سينمايي ندارد.
كثيريان درباره مقابله سينماي ما با چنين فيلمهايي ميگويد: تا زماني كه مديران ما اين همه هزينه ميكنند و به نفع ساير كشورها فيلم ميسازند ما نبايد انتظار داشته باشيم كه نگاه استراتژيك عميقي در فيلمسازي كشور ما وجود داشته باشد.
اسكار را ول كنيد، فجر را بچسبيد طهماسب صلحجو منتقد سينمايي هم در اين باره به «جوان» ميگويد: هم جايزه اسكار متعلق به امريكا است و هم فيلم آرگو. خب اينكه امريكاييها به فيلم ساخته خودشان جايزه بدهند، جاي تعجب ندارد و اصلاً امريكاييها فيلم آرگو را ساختهاند تا به آن جايزه بدهند. اما نكته اين است كه ما به جاي اينكه نگران جايزه اسكار شويم، نگران سينماي خودمان و جشنواره فجر باشيم كه اگر درست به آن نگاه كنيم با توجه به پيشينهاي كه دارد، بايد از اسكار هم براي ما ارزشمندتر باشد. به گفته صلحجو، ما بايد حواسمان به سينما و جشنوارههاي خودمان باشد كه سال به سال تنزل نكند. واقعيت اين است كه سينما يكي از عناصر تعيينكننده فرهنگ در سده اخير است و ما اگر بتوانيم سينمايمان را تقويت كنيم، آن وقت ديگر براي جايزه اسكار دچار دلهره و نگراني نميشويم.
آرگو در قد و قواره اسكار نبود همايون اسعديان، كارگردان هم در گفتوگو با «جوان» در خصوص اهداي ناعادلانه اسكار به فيلم بن افلك ميگويد: تمام افرادي كه آرگو را ديدهاند، متفقالقولند كه آرگو فيلم ارزشمندي نيست اما ايجاد بسترها و شرايط مناسب و جوي عمومي باعث شد اين سوژهها بتوانند جذابيت داشته باشند و آكادمي اسكار تحت تأثير همين جوسازيها به آرگو جايزه داد در حالي كه آرگو فيلمي نبود كه در قد و قواره اسكار باشد. وي در خصوص عملكرد مديران سينمايي در مقابل ساخت فيلمهاي اينچنيني گفت: مشكل اين است كه ما منتظريم فيلمي مانند آرگو ساخته شود تا فكر كنيم كه در مقابلش چه كار بايد بكنيم. در حالي كه ما بيتوجه به چنين جوهايي بايد كار خودمان را انجام دهيم و فيلمهاي خودمان را بسازيم. فيلمهايي مانند آرگو را تا اندازهاي خود ما در رسانههايمان بزرگ ميكنيم. اگر ما به جايزههاي چنين جشنوارههايي بها ندهيم و به تقويت سينماي خودمان بپردازيم، فكر نميكنم چنين فيلمهايي حداقل در ايران تا به اين اندازه ديده شوند.
تفاوت توجه ما و امريكاييها به سينما!
منوچهر اكبرلو، منتقد سينما هم در گفتوگو با «جوان» در اين باره ميگويد: اين كه امريكاييها چه فيلمسازان، چه صاحبان هاليوود، چه مردم به عنوان تماشاگر و چه دولت امريكا همواره ميكوشند روحيه وطنپرستي و عرق ملي را ترويج كنند براي ما بايد درس عبرت باشد؛ چراكه ما هر ساله با بودجههاي دولتي تعداد زيادي فيلم ميسازيم و حتي ميلياردها در اين ميان خرج ميشود اما يا اكران نميشوند يا مردم نميبينند يا توسط خود حاميان مالي كنار گذاشته ميشوند. به گفته وي، اين تفاوت ما در توجه به سينما و توجه امريكاييها بسيار قابل توجه است و در چنين فضايي است كه دهها آرگو ساخته ميشود، در همه جاي دنيا به نمايش درميآيد، ميليونهاي دلار سود نصيب كمپاني سازنده ميكند و در اين ميان قهرمانپروري امريكايي نيز تبليغ و القا ميشود. به سخن ديگر با نگاه درست به صنعت سينما هم سودآوري اقتصادي، هم ارضاي احساسات ملي و هم تاريخسازي اتفاق ميافتد و اوج نشان دادن اين موفقيت در اين سه عرصه در مراسم اسكار نشان داده ميشود.
در پايان از اظهارات سينماگران و منتقدان سينمايي كشور ميتوان اين گونه نتيجه گرفت كه اهداي اسكار به آرگو اقدامي كاملاً سياسي بود كه امريكاييها در ادامه سياستهاي بينالملل خود عليه كشور ايران انجام دادند.
در اين ميان اين مديران سينمايي كشور ما هستند كه بايد بيش از پيش به سمت حمايت از فيلمهاي سينمايي استراتژيك بروند تا فيلمهاي استراتژيك ما تنها يكسري فيلم سفارشي فاقد ايده آلهاي فني و هنري نباشند و از اين طريق است كه ما ميتوانيم در مقابل تبليغات رسانهاي غرب عليه كشورمان، مقاومتي از جنس سينما داشته باشيم.