
به گزارش خبرنگار ما، خردادماه سال ۸۴ به مأموران پليس رباط كريم خبر دادند دختر نوجواني به شدت سوخته و در بيمارستان بستري شده است. وقتي مأموران در بيمارستان حاضر شدند، از دختر ۱۵ساله كه ريتا نام داشت، تحقيق كردند. او گفت: دو پسر جوان ميخواستند به او تعرض كنند و او مقابلشان مقاومت كرده است. پسران جوان هم وقتي با مقاومت من روبهرو شدند، مقداري بنزين به رويم ريختند و مرا آتش زدند و فرار كردند. او با جملاتي بريده ادامه داد: من آنها را نميشناختم و با يك ماشين سبز از محل فرار كردند. دختر نوجوان چند روز بعد از حادثه به دليل شدت جراحت فوت شد.
مأموران پليس سپس از دوستان ريتا تحقيق كردند و فهميدند با پسري به نام حسين قرار ازدواج داشته است. بررسيهاي پليس همچنين نشان داد كه دختر نوجوان با پسري به نام سعيد هم رابطه دوستي داشته است. بعد از مطرح شدن اين موضوع، مأموران پليس به سراغ دو پسر جوان رفتند و هر دو را بازداشت كردند. اما آنها گفتند از علت مرگ ريتا خبر ندارند و نقشي هم در آن نداشتهاند. مأموران سپس در تحقيقات بيشتر به دو پسر ديگر كه خسرو و حامد نام داشتند، مظنون شدند و احتمال دادند كه آنها در ماجراي قتل ريتا نقش داشته باشند؛ چراكه بررسيهاي پليس درباره ماشين سبزرنگي كه با آن ريتا را ربوده بودند، مشخص كرد آن ماشين متعلق به خسرو است. تحقيقات پليس نشان ميداد كه خسرو و حامد روز حادثه ريتا را سوار ماشين كرده بودند، به همين خاطر دو پسر جوان بازداشت شدند. دو متهم در جريان بازجوييها به پليس گفتند كه نقشي در قتل ريتا نداشتند و احتمال ميدهند كه دختر نوجوان خودسوزي كرده باشد.
خسرو توضيح داد: روز حادثه من و حامد سوار ماشين بوديم و ريتا را به عنوان مسافر سوار كرديم. ريتا ميخواست از پمپ بنزين مقداري بنزين بخرد. او بطري بزرگي هم همراهش بود. نزديك يك پمپ بنزين توقف كردم و او بنزين خريد و دوباره سوار شد و حركت كردم. در راه ميخواستم سي دي موسيقي بگيرم به خاطر همين جايي توقف كردم و سي دي را گرفتم. بعد هم ريتا را به جايي كه ميخواست، رساندم و ديگر از او خبري ندارم. من احتمال ميدهم كه او بنزين به روي خودش ريخته و خودسوزي كرده است.
پليس ادعاي دو پسر جوان را قبول نكرد و مدركي عليه آن دو پيدا شد كه مشخص ميكرد آنها در ماجراي قتل دختر نوجوان نقش داشتهاند. مردي كه از دور شاهد ماجرا بود، به پليس گفت: من دو پسر جوان را در حال فرار ديدم. دختر نوجوان در حال سوختن بود و كمك ميخواست. من ميخواستم به دختر نوجوان كمك كنم به خاطر همين به سراغش رفتم و با زحمت آتش را خاموش كردم. آن دو پسر ميتوانند در ماجراي آتش زدن دختر نقش داشته باشند.
وي گفت: من سعي كردم با دختر نوجوان حرف بزنم اما او قادر به حرف زدن نبود و فقط فرياد ميكشيد و كمك ميخواست. البته او گفت دو پسر ميخواستند به او تعرض كنند و زماني كه با مقاومت او روبهرو شدهاند، دختر نوجوان را آتش زدهاند. سعي كردم اسم دو پسر را از او بپرسم تا بتوانم براي دستگيريشان به پليس كمك كنم اما او ديگر نتوانست حرف بيشتري بزند. بعد هم با امدادگران اورژانس تماس گرفتم كه به محل آمدند و او را به بيمارستان منتقل كردند. مسئول بخش پرستاري بيمارستان هم حرفهاي اين شاهد را تأييد كرد. او گفت: وقتي دختر نوجوان را به بيمارستان آوردند، او به من گفت دو پسر جوان قصد تعرض به او را داشتند و او مقابلشان مقاومت كرده است. به خاطر همين دو پسر او را آتش زدهاند.
بعد از مطرح شدن حرفهاي شاهدان در پرونده، خسرو و حامد بار ديگر مقابل بازپرس نشستند تا درباره حادثه توضيح بيشتري دهند اما آنها حرفهاي اولشان را تكرار كردند و گفتند نقشي در قتل ريتا نداشتهاند. دفاعيات متهمان از سوي بازپرس پذيرفته نشد و قرار مجرميت براي چهار متهم صادر و پرونده براي رسيدگي به شعبه ۷۴ دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد.
قاضي عبداللهي بعد از بررسي اوراق پرونده چند ايراد به آن وارد و دستور رفع نواقص را صادر كرد. خسرو در بازجوييها گفته بود كه ريتا را به عنوان مسافر سوار ماشين كرده و براي خريد بنزين يا گرفتن سي دي توقف كرده است. در حالي كه كسي در حال مسافركشي به اين خاطر توقف نميكند. سپس پرونده به دادسراي رباط كريم فرستاده شد و بعد از اينكه بخشي از ايرادهاي آن رفع شد، براي رسيدگي روي ميز قاضي عبداللهي قرارگرفت. از آنجا كه متهمان پرونده آزاد بودند، به دستور قاضي عبداللهي خسرو و حامد بازداشت شدند و قرار بود چهار متهم روز گذشته مقابل هيئت قضات پاي ميز محاكمه حاضر شوند، اما از آن جا كه يكي از متهمان در جلسه دادگاه حاضر نشده بود و متهم ديگر نيز بدون وكيل در جلسه دادگاه حضور يافته بود، وقت رسيدگي به جلسه به زمان ديگري موكول شد.