
شايد «آرگو» در آن زمان هنوز حتي به مرحله كستينگ و گزينش اركان و مهرههاي بازيگري و كارگرداني خود نيز نرسيده بود كه اين حجم از تبليغات درباره ساخته شدن فيلمي كه قرار بود بر سكوي اول جايزههاي معتبر امريكايي بنشيند گوش زمين و زمان را پر كرد. «آرگو» با حجم عمدهاي از تبليغات رسانهاي وارد مرحله ساخت شد؛ اين حجم از تبليغات در مراحل تدوين و در نهايت اكران فيلم نيز ادامه پيدا كرد تا پروژه اعتباربخشي به اين فيلم ناچيز و نيز برنامه از پيش تعيين شده نشاندنش بر تخت گلدنگلوب و اسكار با موفقيت به پايان برسد.
اكنون «آرگو» سوار بر جريان رسانههاي موافق كه از ابتدا همراهش بودهاند، در مسيري رو به جلو ميراند و بخش اعظمي از موفقيت خود را مديون رسانههايي ميداند كه تا به اين لحظه در رسيدنش به جايگاههاي برتر همراهش بودهاند؛ در واقع سينماي استراتژيك هاليوود خود را از استراتژي رسانهاي و رسانههاي استراتژيك جدا نميبيند اما در جامعه سينمايي كشور ما قضايا سر و شكل متفاوتتري دارد.
تعدد رسانهاي در كشور ما از كيفيت خوبي برخوردار است؛ اين تعدد براي بسياري از سينماگران كشورمان اين امكان را فراهم كرده تا به رسانه به عنوان ابزاري تحت سلطه خود بنگرند؛ در سينماي كشورمان سينماگران عمدتا يا با هيچ رسانهاي گفت و گو نميكنند يا اخبار محدود خود را انحصاراً در اختيار برخي رسانهها قرار ميدهند و با درز اطلاعات ناچيزي از پروژههاي خود عموماً اجازه موشكافي بيشتر و تجزيه و تحليل را از رسانه سلب ميكنند؛ دريغ از اينكه فرمولاسيون سينما و فيلمسازي و تبليغات آن در صنعت موفق سينماي هاليوود خلاف آن چيزي است كه امروزه در كشورمان جريان دارد، حتي تجربه نيز پيشتر ثابت كرده است كه پروژههاي سينمايي ناهمگام با رسانهها گاه تا مرز ورشكستگي نيز پيش رفتهاند و ناشناخته باقي ماندهاند؛ عوامل فيلم «راه آبي ابريشم» كه از پروژههاي فاخر بنياد سينمايي فارابي محسوب ميشد، مراحل ساخت فيلمشان را در بايكوت كامل رسانهاي پشت سر گذاشتند و در نهايت در آستانه اكران ناگهان به صرافت تبليغ فيلم پرهزينهشان افتادند، دريغ از اينكه مخاطب بدون پيشزمينه هرگز از اين فيلم استقبال نخواهد كرد. همين اتفاق افتاد و هزينههاي گزاف تبليغاتي در حين اكران و پس از آن نيز هرگز نتوانست آب از جوي رفته را به جوي بازگرداند.
حالا امروز مشابه اين اتفاق براي پروژه سنگيني چون فيلم «محمد (ص)» مجيد مجيدي در حال وقوع است؛ بيشك فيلم مجيد مجيدي كه قرار است دفاعيه و اعتبار سينماي جهان اسلام در مقابل هجمههاي فراوان عليه پيامبر عظيمالشأن اسلام باشد در نوع خود گونهاي از سينماي استراتژيك به شمار ميآيد ؛ فيلمي فاخر كه قرار نيست در مرزهاي كشور باقي بماند، بلكه قرار است شناخته شود و براي درنورديدن مرزهاي كشور به جهانيان نيز شناسانده شود؛ اگرچه در سينماي كشور ما گاه درز برخي اطلاعات از فيلمنامه برخي فيلمها به دردسرهاي كلاني براي فيلمساز و عواملش منجر شده است اما بيشك، مجيدي و عواملش براي ساخت فيلم محمد (ص) ترسي از بابت مضمون فيلم و محتواي آن ندارند. در اين روزها تمام حرف و حديثها پيرامون پروژهاي سينمايي كه قرار است به معرفي وجه حقيقي اسلام و پيامبرش بپردازد از كشورهاي حاشيه خليج پارس نشأت ميگيرد، چنانچه اخيراً مراكز ديني و فرهنگي جهان عرب با اهداف سياسي به صدور بيانيههايي عليه فيلم مجيدي روي آوردهاند و از دولت ايران خواستهاند تا توليد اين فيلم به كارگرداني مجيد مجيدي را متوقف كند.
در اين بين مجيدي و عوامل پروژه جهاني «محمد (ص)» كه لقب پرهزينهترين فيلم جهان اسلام را نيز از آن خود كرده است، بهترين واكنش در قبال انتقاد جهتدار كشورهاي عربي را سكوت ديدهاند. دريغ از اينكه به نظر ميرسد سكوت بيش از حد آنها در قبال درخواستهاي رسانههاي داخلي به شفافسازي درباره فرآيند ساخت اين فيلم، اين پروژه ارزشمند اسلامي را تحتالشعاع خود قرار ميدهد تا جايي كه برخي نسبت به روند رو به جلوي ساخت اين فيلم شك و ترديدهايي دارند.
مجيد مجيدي و پروژهاش در حالي با بياعتنايي به رسانههاي داخلي از ارائه هرگونه اطلاعاتي به رسانههاي كشورمان خودداري ميكنند كه به نظر ميرسد اين اقدام براي عوامل اين پروژه فاخر چيزي جز قطع كردن بازوي كمكي رسانهاي نيست، آن هم در ايامي كه هر از گاهي موجي عربي از سوي كشورهاي حاشيه خليج پارس به سوي اين پروژه سينمايي ارزشمند تاخته ميشود؛ موجي كه اكنون با واكنش هدفمند عوامل اين فيلم و نيز ياري رسانههاي داخلي ميتواند به پارادوكسي ختم شده و در قالب برآيندي معكوس به تبليغي رسانهاي براي اين فيلم پرهزينه بدل شود.