کد خبر: 513436
تاریخ انتشار: ۰۶ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
سيدرحيم نعمتي
فرانسوا اولاند در قبل از انتخابات رياست جمهوري فرانسه در ششم ماه مه ۲۰۱۲ سعي به ارائه تصويري متفاوت از سلف خود نيكلا ساركوزي داشت. او علاوه بر شعارهاي تبليغاتي متفاوت در زمينه سياست خارجي، نمايي متفاوت از سياست خارجي را به نمايش مي‌گذاشت و همين نيز باعث شده بود تا اميدهايي نسبت به تغيير رويه فرانسه دوران اولاند ايجاد شود. اولاند با اين اميدها روانه كاخ اليزه شد اما ديري نگذشت كه او نه تنها به همان دوره ساركوزي بازگشت حتي پا را فراتر از او گذاشت تا حدي كه اين سوسياليست نسخه‌ تكراري از كسي مثل جورج بوش نومحافظه‌كار شد. سياست مداخله‌جويانه اولاند در سوريه نمونه روشني از اين نسخه بود كه به واسطه آن افراطي‌ترين نوع حمايت از معارضان مسلح سوريه‌اي انجام شد اما اولاند به اين هم بسنده نكرد و مي‌خواست به صورتي ديگر از خود يك قهرمان ملي بسازد. او براي اين هدف دو گزينه در پيش داشت؛ نخست حمله‌اي برق‌آسا به سومالي و دوم حمله به مالي. گزينه نخست يك شكست تمام عيار از آب درآمد زيرا كماندوهاي فرانسوي نه تنها نتوانستند در هدف خود براي آزادسازي جاسوس فرانسوي موفق شوند بلكه با دو كشته مجبور به بازگشت شدند. 

تجربه‌هاي‌ بي‌پاسخ 

اولاند با شكست در گزينه نخست ديگر چاره‌اي نداشت جز اينكه به هر قيمت ممكن از گزينه دوم نتيجه‌اي به دست آورد. به همين دليل بود كه دستور حمله به مالي را به ارتش فرانسه داد و در مرحله نخست جنگنده‌هاي فرانسوي در آسمان مالي ظاهر شدند و سپس يگان‌هاي زميني در اين كشور آفريقايي به راه افتادند. اولاند در اين حمله محتاج به همراهي احزاب فرانسوي بود و البته به غير از حزب سوسياليست خود، حزب راست‌گراي يو ام پي و جبهه ملي مارين لوپن نيز از او حمايت كردند و مخالفت‌ها تنها به صورت پراكنده شنيده شد. دومينيك دو ويلپن، نخست وزير دوران ژاك شيراك كه در نشريه ژورنال دو ديمانش مقاله‌اي با عنوان «نه، جنگ شيوه فرانسه نيست» مخالفت خود را با رؤياهاي جنگ‌افروزي و قهرمان‌سازي اولاند اعلام كرد و نوشت: «تسليم انديشه جنگ براي جنگ نشويم. اتفاق نظر براي جنگ، شتاب آشكار، استدلال‌هاي از پيش آشناي «جنگ برضد تروريسم» مرا نگران مي‌كنند. اين فرانسه نيست. از دهه‌هاي از دست رفته در جنگ‌هاي افغانستان، عراق و ليبي درس بگيريم. اين جنگ‌ها هرگز يك حكومت مستحكم دموكراتيك نساخته‌اند. برعكس، اين جنگ‌ها به نفع تجزيه و جدايي، حكومت‌هاي ورشكسته، قانون‌هاي عهد عتيق و شبه‌نظاميان مسلح عمل مي‌كنند. اين جنگ‌ها هرگز به غلبه بر تروريست‌ها در منطقه منتهي نشده‌اند، برعكس، همواره به تندروترين عناصر مشروعيت بخشيده‌اند». اين جملات دو ويلپن تنها در مورد فرانسه و ورود اين كشور در امور داخلي ديگر كشورها نيست بلكه مروري است كلي و اجمالي بر بيش از دو دهه مداخله نظامي غرب و دستاورد‌هاي آن. او با اين مرور هم اين دوره از مداخله نظامي و هم دستاوردهاي آن را به چالش كشانده كه نتايج مصيبت‌بار آن تنها محدود به كشورهاي هدف مداخله نشد بلكه به كل منطقه هم رسيده و حتي مبدل به معضل جهاني شده است. 

غرب و توليد تروريسم 

اكنون دو ويلپن مي‌پرسد از حمله به افغانستان يا ليبي چه درسي گرفته‌ايم كه حاضر شده‌ايم به مالي لشكركشي كنيم؟ پرسش او به صورت مستقيم از اولاند است كه مصر به خروج نيروهاي فرانسوي از افغانستان است اما در لشكركشي به مالي سر از پا نمي‌شناسد و كسي مثل دو ويلپن از او مي‌پرسد آيا توانستيد در افغانستان و ليبي موفق شويد، نظامي با ثبات به وجود آوريد و گروه‌هاي تروريستي را از بين ببريد و در نهايت، صلح و آرامش براي مردم اين كشورها ايجاد كنيد يا اينكه در آن مأموريت‌ها شكست خورده‌ايد و با وجود اين، بار ديگر نيروهاي خود را براي مأموريتي مشابه به حركت درآورده‌ايد. واقعيت اين است كه كشورهاي غربي نتوانسته‌اند در مداخلات نظامي خود موفق شوند و پيروزي ظاهري آنان به معناي پيروزي واقعي در جنگ تروريسم نبوده است.
امريكا نيروهاي خود را با ادعاي قلع و قمع‌ القاعده عازم افغانستان كرد و مدتي بعد ديگر كشورهاي غربي از جمله فرانسه نيز به دنبال او راه‌افتادند اما نتيجه كار چيزي به غير از نابودي القاعده بود. دو ويلپن نتايج آن لشكركشي‌ها را يك به يك ذكر مي‌كند اما در نهايت اقرار نمي‌كند كه غرب در جنگ ادعايي خود با تروريسم به جاي نابودي تروريسم، به توليد تروريست در سرتاسر منطقه پرداخته است كه به شكل گروه‌هاي مختلف ظاهر شده‌اند. بايد به ياد داشت كه هنگام حمله امريكا به افغانستان در ۷ اكتبر ۲۰۰۱ خبر چنداني از القاعده و ديگر گروه‌هاي تروريستي در شمال آفريقا نبود و آن لشكركشي بود كه باعث شد القاعده به صورت غده‌اي سرطاني در كل منطقه منتشر شود و شمال آفريقا يكي از مراكز مورد توجه هسته‌هاي آن شد. غرب با آن حمله هم كشورهاي همسايه افغانستان و به خصوص پاكستان را درگير جنگ فرسايشي و خونبار با گروه‌هاي تروريستي كرد بلكه ديگر كشورها تا غرب آفريقا را نيز درگير پديده‌ مصيبت‌بار تروريسم كرده است. اكنون، اولاند با اعزام نيروهاي فرانسوي به مالي همان سناريوي غرب را بار ديگر در اين كشور آفريقايي تكرار مي‌كند و معلوم است كه نتيجه آن چيزي جز باز توليد گروه‌هاي تروريستي نيست با اين تفاوت كه توليد تروريسم ‌ اين بار بسيار به مرزهاي اروپا نزديك‌تر شده و نمي‌توان گفت كه اروپا نسبت به آن مصونيتي دارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار