روزهاي فرهنگي كشور تركيه، هم اكنون در تهران در حال برگزاري است. مراسمي كه حاصل همكاري چند جانبه سفارت جمهوري تركيه، خانه هنرمندان ايران و چند مؤسسه فرهنگي ترك است. روزهاي فرهنگي تركيه شامل چند نمايشگاه، كنسرت موسيقي و نمايش فيلم است. با آنكه خانه هنرمندان هدف خود از برگزاري اين روزها را انجام متداول برنامههاي خود اعلام كرد است اما نتيجه برگزاري اين روزهاي به اصطلاح فرهنگي چه چيزي خواهد بود؟ آيا تركيه در شرايط فعلي ميتوانست گزينه مناسبي براي انجام چنين مراسمي باشد؟
دو كشور ايران و تركيه داراي مناسبات طولاني تاريخي هستند؛ مناسباتي كه ريشه در تاريخ و فرهنگ دو كشور دارد. تركيه تا مدتها با امپراتوري عثماني خود را حاكم و نماينده مسلمانان جهان معرفي ميكرد و تنها قدرتي كه در مقابل اين ادعاي تماميتخواه قرار داشت، حكومت صفويه بود كه بر خلاف عثمانيهاي سني مذهب، حكومتي شيعه تشكيل داده بود. اين تفاوت مذهبي با وجود آنكه هر دو امپراتوري مسلمان بودند، بهانه خوبي به دست عثمانيها داد تا براي كشورگشايي، به جدالهاي مذهبي با ايرانيان بپردازند. اين رفتار خصمانه تا دوران قاجار نيز ادامه داشت و تا آنجا كه شخصي مانند اميركبير حاضر ميشود در مذاكرات با تركهاي عثماني از بخشي از ادعاي مرزي كشورمان بگذرد تا عثمانيها دست از آزار و اذيت زائران ايراني عتبات عاليات بردارند.
هم اكنون با نزديك شدن به يك قرن از فروپاشي عثماني، تركيه با معرفي خود به عنوان وارث اصلي عثماني سعي دارد تا جايگاه عثماني سابق را در اذهان جهانيان بازسازي كند؛ كاري كه مهمترين مقوله آن بازسازي تاريخي و احياناً تاريخسازي براي ايجاد افتخارات در قرن ۲۱ است. تركها هم اكنون با سريال «حريم سلطان» سعي دارند تا با نشان دادن افتخارات تاريخي خود به تمام كشورهاي همسايه از جمله ايران و يونان نشان دهند كه روزگاري در مقابل عثماني قدرتمند شكست خورده بودند. سريال «حريم سلطان» با آنكه به عنوان درامي فانتزي – تاريخي در حال نمايش است، اما آنقدر باگهاي تاريخي دارد كه حتي در خود تركيه هم مخالفان سرسختي پيدا كرده است. همچنين نميتوان نقش اين كشور را در پخش گسترده سريال تفرقهافكنانه «فاروق العمر» ناديده گرفت.
تركيه چند سالي است پروژه سنگين ترك ساختن مولانا را با جديت دنبال ميكند. اين كشور كه بخش عمدهاي از درآمد ساليانه خود را از بخش گردشگري به دست ميآورد، با استفاده از بيخيالي مسئولان فرهنگي كشورمان تبليغات گستردهاي را به منظور ترك نشان دادن مولوي شاعر پرآوازه ايراني ايجاد كرده است، به طوري كه امروزه در دنيا، مولوي ترك را بيشتر از مولوي ايراني ميشناسند. در زمينه سينما تركيه در چند سال گذشته با وجود آنكه لوكيشن چند فيلم و سريال ايراني بوده است، اما از كسب درآمد از فيلمهاي ضد ايراني نيز چشمپوشي نكرده و در سال ۱۹۹۱ ميزبان ساخت يكي از مهمترين فيلمهاي ضدايراني به نام « بدون دخترم هرگز» بوده است. در سال گذشته ميلادي نيز فيلم «فصل كرگدن» با همكاري شركتهاي فيلمسازي تركيه و حضور چند بازيگر ترك در استانبول فيلمبرداري شد كه موضوعش به شدت ضد ايراني و مروج عقايد قوميت گرايي و بر خلاف امنيت ملي كشورمان است.
ميتوان اين سياستهاي فرهنگي تركيه را با مواضع سياسي اين كشور از جمله پيگيري ايجاد عقايد پانتركيسم در مناطق آذرينشين ايران، سعي در فروپاشي نظام سوريه به عنوان متحد استراتژيك ايران و امثالهم جمع بست تا به مجموعهاي از تناقضات و تعارضات رسيد. در اين شرايط ما نمايشگاهي را براي تبليغ تركيه و جهانگردي تركيه به راه انداختهايم تا مشتريان ايراني جاذبههاي توريستي تركيه را بيش از پيش گسترش دهيم. با نگاهي به عناوين برنامههاي روزهاي فرهنگي تركيه به خوبي مشخص ميشود كه هدف تركيه برپايي يك كارناوال جذب جهانگرد است و ما به راحتي اين فرصت را به آنها دادهايم و در عوضش چه چيزي نصيب ما شده است؟ تركيه به خاطر اجازه ساخت فيلمهاي ضد ايراني، عذر خواهي كرده است؟ تركيه به خاطر دزديدن يكي از مفاخر ملي و ادبي كشورمان ابراز پشيماني و ندامت كرده است؟ تركيه در مواضع سياسي كه در تناقض با مواضع جمهوري اسلامي است، تعديلي انجام دادهاست؟ جواب همه اين سؤالها تاكنون منفي است. زماني كه مديريت يك مجموعه فرهنگي با بودجه مناسبي كه در اختيار دارد، تنها به انجام برنامه و پر كردن ليست فعاليتهاي ساليانه خود دلخوش است و نگاه استراتژيكي به مسئله فرهنگ نداشته باشد بايد هم شاهد استفاده تركيه از شرايط باشيم.