
هر چه به انتخابات رياست جمهوري آتي نزديك ميشويم صحنه انتخابات پيچيدهتر ميشود تا جايي كه همه فعالان سياسي و رسانهاي اذعان دارند انتخابات آتي يكي از پيچيدهترين انتخاباتهاي بعد از انقلاب است. بررسي هرچند گذراي گروهها و شخصيتهاي درگير دراين آوردگاه ميتواند بسياري از سؤالات بيپاسخ امروز را جوابگو باشد. دكتر حسين نجابت، نماينده سه دوره هفتم، هشتم و نهم مجلس شوراي اسلامي در اين باره با «جوان» به گفتوگو پرداخته است.
كمتر از چهار ماه به انتخابات رياست جمهوري يازدهم باقي مانده، اين درحالي است كه بسياري از گروهها وچهرههاي برجسته سياسي كشور درگير حضور فعالانه در اين عرصه هستند و در اين ميان جريان دوم خرداد براي برگشتن به عرصهاي كه هشت سال از آن دور بوده تلاش وافر از خود نشان داده است. ارزيابي شما از تحركات گسترده اين طيف سياسي چيست؟
همانطور كه شما اشاره داشتيد برخي از چهرههاي مطرح كشور در كنار گروهها و دستههاي مختلف سياسي با شروع زودهنگام فعاليتهاي انتخاباتي كوس رقابت را به صدا درآوردهاند و بسياري هم اين شروع زودهنگام فعاليتهاي انتخاباتي را منجر به پديد آمدن پيامدهاي نامباركي براي جامعه ميدانند اما در اين ميان آنچه قابل تأمل و نيازمند واكاوي همه جانبه است دلايل تحركات پرحجم و پردامنه و البته زودهنگام طيف دوم خرداد و خيز اين جريان سياسي براي كسب كرسي رياست جمهوري يازدهم است.
آنچه اين روزها كار احزاب اصلاحطلب را سخت كرده، كارنامه غيرقابل دفاع و البته كتمان آنها در فتنه ۸۸ است و بر همين اساس بايد پذيرفت كه نفس اعلان حضور اصلاح طلبان حاوي ابهامات فراوان و سؤالات بيشماري در جامعه شده است، از جمله اينكه مگر قانون انتخابات كشور با آنچه در سال ۸۸ بود تفاوتي كرده است؟
مگر نظامي كه به ادعاي دروغين آنها در رأي ملت دستاندازي كرده، شوراي نگهبان، وزارت كشور يا مسئولان انتخاباتياش تغيير آنچناني كردهاند كه آنها اينگونه براي شركت در انتخابات به تب و تاب افتادهاند؟
اين تنها بخشي از مجهولات است و زماني روبه فزوني ميگذارد كه تصور كنيم منسوبين به اين جريان يك سال و اندي قبل از انتخابات اسب خود را براي پيروزي در اين كارزار زين كردهاند.
واقعيتهاي پيدا و پنهان حكايت از آن دارد كه اين طيف سياسي برنامههاي پيچيده و مدوني را براي شركت در انتخابات و پس از آن بازگشت به حاكميت دارد كه بررسي آن بالطبع بسياري از سؤالات را پاسخ ميدهد و پرده از استراتژي چندلايه اين جريان بر ميدارد.
يكي از موضوعاتي كه از آن به عنوان مانع حضوراين جريان در انتخابات۹۲ ياد ميشود بحث عذرخواهي سران اين جريان از آنچه در سال۸۸ اتفاق افتاده، است اين پيش شرط به نظر ميرسد كه با فعاليتهاي مناسب اين جريان رنگ ولعاب خود را از دست داده است، نظر شما در اين باره چيست؟
بله، پدرسالارهاي دوم خردادي حاضر نيستند براي فعاليتهاي براندازانه خود در سال ۸۸ هزينهاي بپردازند. برهمين اساس با اين تئوري كه ورود زودهنگام آنها به مباحث انتخاباتي ميتواند مساوي با عاديسازي شرايط حضورشان براي شركت درانتخابات يازدهم قلمداد شود از سال گذشته حتي فعاليتهاي انتخاباتي را كليد زدهاند.
اين در حالي است كه شرايط جامعه براي حضور و رقابت اين دسته سياسي به واسطه عملكرد آنها در فتنه ۸۸ مهيا نيست زيرا اين دسته سياسي هنوز پاسخ مناسب و معقولي براي آتش افروزي و غائله آفريني خود در انتخابات دور گذشته رياست جمهوري به جامعه نداده و مردم نميتوانند بپذيرند كه اين تفكر سياسي حتي به عنوان يك رقيب در انتخابات حضور داشته باشد. از اين رو، حضور غير منتظره و پررنگ ميتواند زمينه و تمهيد مناسبي را براي زدودن ذهنيت منفي جامعه و ريختن قبح حضورشان داشته باشد.
معرفي جناح اصلاح طلب به عنوان يكي از طرفين ثابت رقابتهاي انتخاباتي به مانند دورههاي گذشته يكي ديگر از اهداف است. رسانه و شخصيتهاي مطرح اين جريان با دامن زدن به فضاي زودهنگام انخاباتي و معرفي كانديداهاي خود سعي دارند اين را به جامعه القا كنند كه فضاي انتخابات يازدهم هم به مانند دورههاي ماسبق، دوقطبي است كه يك طرف آن اصلاح طلبي است و اصلاح طلبي نيز از معادلات انتخاباتي حذف ناشدني است. به عبارتي ديگر آماده كردن فضاي ذهني جامعه و باورپذير كردن اين نكته كه اصلاح طلبان هم ميآيند راه را براي حضور اصلاح طلبان در عرصه رقابت آسانتر ميكند.
اعضاي مجمع روحانيون اصلاح طلب نه تنها حاضر نيستند از مردم به خاطر بيانيههاي تند و ساختارشكنانه اظهار ندامت وتوبه كنند بلكه هنوز نظام را امانتدار خوبي براي برگزاري انتخابات نميدانند و بر مواضع گستاخانه خود تأكيد بيپروايي دارند و با همين رويكرد تصميم دارند در آوردگاه ۹۲ هم شركت كنند.
سؤالي كه دراين بخش مطرح ميشود اين است كه اعضاي مجمعي كه به اصل برگزاري انتخابات توسط نظام شك وشبهه دارند ونظام را صادق نميدانند، چطور ميخواهند ريسك به اين بزرگي را مرتكب شوند تا بارديگر خود را درمعرض انتخاب مردم قرار دهند؟
درگير كردن اصولگرايان با خود و افزايش سطح تنازعات آنها هم ميتواند يكي از اهداف طراحان اين گروه سياسي باشد؟
بزرگنمايي اختلافات اصولگرايي و افزايش سطح تنازع ميان گروههاي وفادار به انقلاب اسلامي در سطح گسترده و آن هم به كمك رسانههاي داخلي از جمله مصاديق ديگراست؛ چنانچه در مقاطع گوناگون جريان مخالف گفتمان اصولگرايي سعي دارد اختلافات مجلس و دولت را افزايش داده و همچنين دعواي طيف اصولگرايان تحول خواه را با جبهه پايداري و اين دو را با رهروان ولايت برجسته كند.
يكي از روزنامههاي اصلاحطلب دريكي از شمارههاي گذشته خود با تيتري جهت دار درج ميكند: «اصولگرايان اعتماد مردم را فداي بازيهاي سياسي نكنند» يا روزنامه اعتماد در پروندهاي كه درآن به وضعيت اصولگرايان درآستانه انتخابات ميپردازد مطلبي را با اين ليد طرح ميكند:«هرچه به انتخابات يازدهمين دوره رياست جمهوري نزديكتر ميشويم، نشانههاي بيشتري از تغيير و تحول در صف بندي گروههاي اصولگرا بيشتر مشاهده ميشود.»
القاي اينكه اصولگرايان به جان هم افتادهاند، امور كشور را نيازمند آن ميكند كه بايد گروهي سركار بيايد كه همبستگي و همگرايي مناسبي داشته باشند.
كنار هم گذاشتن مؤلفههاي بحرانسازي سياسي، به ناتواني گفتمان اصولگرايي در اداره كشور منجر ميشود و زمينه را براي عرض اندام طيفهاي ديگر باز كرده و به شكلي مصنوعي قوه مجريه را نيازمند آن ميداند كه گروهي بر سر كار بيايند كه قبلاً هم مخالفت خود را شرايط موجود نظام وجريان اصولگرايي نشان دادهاند.
ناكارآمد نشان دادن گفتمان و دولت اصولگرا و لزوم معرفي دولت اصلاحطلب به عنوان تنها ناجي وضع موجود كشور از ديگر راهبردهاي اين جريان است. هرچند تمركز و مبالغه در وضع نابسامان اقتصادي مردم و مشكلات عديده حاصل از آن در سطح رسانهها، خط مشي هميشگي اين طيف سياسي براي ناتوان نشان دادن اصولگرايان در اداره كشور است اما فرقه انحرافي خواسته يا ناخواسته در اين بخش، در پازل دوم خرداديها بازي ميكند. «انحراف» با حاشيهسازيهاي گاه و بيگاه خود زمينه تخريب دولت را فراهم كرده و باعث خوراك تبليغاتي براي رسانههاي اصلاحطلب ميشود.
بر اين اساس، طيف تجديد نظرطلب، كسب موفقيت در انتخابات يازدهم را تنها با تعميق شكاف بيشتر بين دستهها و شخصيتهاي اصولگرا ميبيند.
فرسايشي شدن مخالفت اصولگرايان با حضور اصلاحطلبان هم ميتواند يكي از گزينهها قلمداد شود؟
تئوريسينها و رهبران دوم خردادي از ماهها قبل به خوبي آگاه بودند كه حرف از حضورشان در انتخابات ۹۲ با مخالفت و واكنش جدي دلسوزان و اصولگرايان همراه خواهد شد. به همين دليل سعي دارند با اعلام حضور زودهنگام، مخالفتها را به حالت فرسايشي درآورده و اصولگرايان را نيز ملزم به پذيرش حضور اصلاح طلبان در رقابت انتخاباتي كنند. برجسته كردن معضل انحراف در دولت و بزرگنمايي ضعفهاي دولت براي چشمپوشي و منحرف كردن افكار نسبت به حضور بدون هزينه اصلاحطلبان از ديگر اهداف تجديدنظرطلبان است.
آنها سعي دارند با تمركز رسانههاي خود درهفتههاي اخير روي فعاليتها و باورهاي فكري منسوبين به جريان انحرافي، آن را به موضوع اصلي كشور و انتخابات يازدهم تبديل كنند. مصاحبه مفصل روزنامه شرق با شريفزاده در تاريخ ماههاي گذشته با تيتر«من مدافع مشايي هستم» يا عنوان «مشايي ماركس نيست» به فاصله يك روز پس از آن در همين روزنامه كه با هدف ايجاد حساسيتهاي كاذب در گروههاي اصولگرا ورسانههايشان صورت گرفت، تنها نمونههايي از تلاش اصلاحطلبان براي ايجاد موجي رسانهاي عليه افكار و آراي گروه انحرافي و غافلسازي اصولگرايان از تحركات انتخاباتي اصلاحطلبان است.
باور احزاب اصلاحطلب اين است كه حمايت از برخي چهرههاي مطرح اصولگرا كه اساساً داراي ملاحظات نرمتري نسبت به اقدامات ساختارشكنانه اصلاحطلبان هستند، ميتواند به منظور استوار كردن اختلافات در جرگه اصولگرايان، نتايج ارزندهاي در بر داشته باشد.
تشديد و تعميق اختلافات اصولگرايان و موجسواري بر مشكلات معيشتي و اقتصادي و از جمله گرانيهاي بيسابقه اخيرمثل انعكاس پررنگ آن در رسانههاي خود با انتخاب عناويني نظير (انتقاد رئيس مجلس از نقش كاستي «تدبير دروني» در گرانيها)، با هدفرودررو قرار دادن اصولگرايان به صورت جدي مورد اهتمام جريان اصلاحطلب و رسانههاي آنهاست، البته دامن زدن به اين موضوع كه اصولگرايان با گزينههاي متعددي در انتخابات ۹۲ حضور خواهند داشت هم در اين راستا قابل ارزيابي است.
رسانههاي دوم خردادي از يك طرف براي اقدامات حاشيهساز احمدينژاد وحلقه اطرافش كف و سوت ميزنند وازطرف ديگر سعي دارند كاركرد واقدامات دولتش را به باد تخريب بگيرند آن هم باهدف ناكارآمد نشان دادن اصولگراها.
نقش حلقه انحرافي در اين پازل چيست؟
حاشيهتراشي انحراف درعمل نتيجهاي جز تشديد اختلافهاي مجلس و دولت و كاهش اعتماد به كارآمدي مديريت اصولگرايان و ايجاد سرخوردگي و يأس در ميان مردم نخواهد داشت. اصلاحطلبان از همين بستر ميتوانند با ايجاد فضاي تبليغاتي و رواني، تنها راه نجات كشور را گفتمان اصلاحات معرفي كنند.
نقشي كه به روزنامههاي زنجيرهاي دوم خرداد داده شده چيست؟
يكي از تاكتيكهاي مشتركي كه همه رسانههاي منسوب به جريان دوم خرداد طبق برنامههاي مدون شده، ملزم به پيروي از آن هستند، مصاحبههاي انبوه و پرتعداد با چهرههاي مطرح و تأثيرگذار همين طيف است كه پس از خاموش شدن آتش غائله۸۸ در پرده بودهاند و امروز كمكم در حال رونمايي هستند. ميتوان اظهار كرد، گفتوگوهاي تفصيلي زنجيروار و متراكم باعكس برجسته در صفحه يك آن هم به فاصله چندماه به انتخابات يازدهم رياست جمهوري اتفاقي نيست، آن هم با چهرههايي كه غالباً از گردانندگان فتنه ۸۸ هستند. گپ وگفت طولاني روزنامههاي آرمان، اعتماد و شرق با شخصيتهاي نظير منتجبنيا، هاشميرفسنجاني، عارف، موسوي خوئينيها، موسويلاري، موسوي تبريزي و در همين اواخر هم با مجيد انصاري و محمدعلي ابطحي بايد در قالب يك تاكتيك ويژه ارزيابي شود.
اصلاحات ميخواهد با كمك تيمهاي رسانهاي خود و به وسيله مصاحبههاي پرتعداد و زنجيروار مندرج در آن، تشكيلات سياسي خودرا از حالت تدافعي كه دوسالي است به آن گرفتار شده به حالت هجومي دربياورد تا بلكه از كنج عزلت سياسي خارج شود.
تسلط برفضاي رسانهاي كشور از چهار ماه مانده به انتخابات و جريانسازي وبه تحرك واداشتن شخصيتهاي فعال خود با هدف ايجاد مقبوليت و زدودن ذهن تاريخي جامعه يكي از اهداف انتخاباتي ديگر مجمع روحانيون است آن هم در شرايطي كه استراتژيهاي پيچيده اين جريان در غفلت اصولگراها و وفاداران به نظام به شكل خزندهاي به پيش ميرود وچه بسا اثرات خود را روي جامعه هم بگذارد.
برنامههايي كه مترتب بر بحراني نشان دادن شرايط كشور است را هم ميتوان در فضاي رسانهاي امروز جستوجو كرد؟
طراحان اصلي پروژه بحرانسازي و بحراننمايي بين كارگزاران عالي نظام، «طرح وحدت ملي» را داروي شفابخش براي وضعيت فوق طرح ميكنند و شخص هاشميرفسنجاني به عنوان معرف اين تئوري و ليدر اكثر گروههاي فعال انتخاباتي كنوني، با برجسته كردن «دولت وحدت ملي» تصميم دارد هم نقشآفريني و حضور خود در عرصه سياسي را تضمين ميكند و هم راه ورود اصلاحطلبان به ساختار سياسي را باز كند.
در حقيقت هاشمي و طرفداران او (تمام گروههاي اصلاحطلب) با يادآوري انتقادات خود از مديريت كشور، تصويري منجيگونه از او ترسيم ميكنند كه مواضع او و انتقاداتش درست بوده و لذا راهحل برونرفت از وضعيت موجود هم ايدهها و برنامههاي هاشميرفسنجاني است.
به هر روي، اوضاع كنوني شرايطي را فراهم كرده كه راهبران اين تئوري از آن بهرهبرداري انتخاباتي كنند و سعي داشته باشند وضع موجود را تشديد كرده و دائماً در بوق و كرنا كنند كه نه تنها حاكميت دوگانه در كشور وجود دارد بلكه كيفيت ارتباط و تعامل بين سطوح عالي نظام هم دچار وضع نگرانكنندهاي است و اين شرايط ناجي كاركشتهاي! را ميطلبد تا بتواند وفاق لازم وهمدلي مطلوب را بين سطوح مختلف حكومت محقق كند.
اصلاحطلبان و به ويژه اعضاي مجمع روحانيون به عنوان پدران ورهبران فكري وتئوريك اين جناح بايد بدانند كه با رويكرد كنوني افكار عمومي به هيچ عنوان صلاحيت وشايستگي حضور در هيچ عرصه انتخاباتي را براي آنها صادر نخواهد كرد چراكه اين افراد از گذشته سياه و تاريك خود اعلان برائت نكرده و در فكر توطئههاي تازهاي براي نظام و مردم هستند. به رغم آنكه رهبر معظم انقلاب در فواصل زماني مختلف اين را ابراز نمودهاند كه سياسيون، نخبگان و رسانهها از سياهنمايي عليه وضع جامعه بپرهيزند. اگر چه شايد برخيها را به اهداف انتخاباتي و سياسي خود برساند اما آفتهاي بسياري را براي مردم ونظام به همراه خواهد داشت.
بايد يادآور شد كه برخي از افراد منسوب به جريان اصولگرايي در كنار رسانهها و گروههاي حامي خود عملاً در پيشبرد اين سناريو فعال هستند و اين را ميشود در نوع بيان مواضع و تيتر رسانههاي آنها به وضوح ديد.
آرايش سياسي جريان اصولگرا را در اين ميان چگونه ارزيابي ميكنيد؟
نصيحت مقام معظم رهبري اين بود كه آرامش كشور در هر سطحي حفظ شود، در صحبتهاي ايشان، گفتار رؤساي قواي مجريه و مقننه تقبيح شد اما نكته مهم سخنراني ايشان اين بود كه اولاً گفتند فعلاً نصيحت ميكنم، يعني اينكه بعدا ممكن است برخورد كنند و ديگر اينكه تأكيد كردند كسي بر اساس اين صحبتها عليه اين و آن شعار ندهد. منظور ايشان اين بود كه در همين رابطه هم بايد با آرامش عمل شود.
در حال حاضر مملكت ما نياز به آرامش دارد و در پرتو آرامش است كه ميشود مسائل اقتصادي، سياسي و فرهنگي ـ چه سياست داخلي و چه سياست خارجي ـ را ساماندهي كرد. اگر اين وحدت اتفاق بيفتد، آرامش در داخل كشور ايجاد ميشود و دشمن خارجي هم گستاخ نخواهد شد. بعد از سخنان مقام معظم رهبري نبايد كسي خود را مبرا كند و در پي ايجاد تنش باشد؛ چراكه اين امر به شدت تقبيح خواهد شد. «حل مسائل مهم كشور جز از طريق تعامل ميسر نميشود»، در فضايي كه مجلس و دولت بخواهند مقابل يكديگر بايستند، بديهي است كه چيزي حل نخواهد شد و اگر اميدي به حل مسائل باشد، در فضاي تعامل اتفاق ميافتد. مسئلهاي كه چندين ماه است رهبري نسبت به آن هشدار ميدهند اما روشن است كه مسئولان در ردههاي مختلف نسبت به آن بيتوجه بودهاند كه شاهد بروز اين اتفاقات بودهايم. ايشان دائماً دعوت به وحدت و آرامش كردهاند كه سخنان امروز ايشان نقطه اوج آن بود. درست است كه ما رقابتهاي انتخاباتي را در پيش داريم اما به دليل اينكه يك دشمن قوي خارجي داريم، ناگزير از حفظ آرامش هستيم و در اين شرايط مهم نيست كه چه كسي برنده يا بازنده خواهد بود، بلكه همه بايد در برابر دشمن بايستيم.
به نظر ميرسد بداخلاقي سياسي درچندماه به انتخابات ۹۲ به عنوان رويه ثابت برخي از سياسيون و رسانهها تبديل شده است، چطور ميتوان اين فضا را به سمت صحيح چرخاند؟
ما هشدارهاي رهبري را اكثر اوقات ناديده ميگيريم. ما در حوزههاي اخلاقي به صورت كلي و به خصوص در اخلاق انتخاباتي پيشرفتي نداشتهايم و واقعاً عقبگرد كردهايم. ما سراغ داريم اشخاصي را كه به اذعان و اعتراف خودشان بالاي يك ميليارد و دويست ميليون هزينه كردند تا به مجلس راه پيدا كنند. واقعاً اين زيبنده جامعه اسلامي و جمهوري اسلامي ايران نيست.
شوراي نگهبان بايد بسيار جديتر به اين موضوعات واكنش نشان دهد و حتي مجلس هم بايد حساستر باشد، اينگونه افراد كه اين مبالغ هنگفت را از بيتالمال يا غير آن خرج ميكنند به تعبير رهبري حتماً وامدار جريان يا گروهي خواهند شد. اين آفت در جمهوري اسلامي بايد هم در حوزه قوانين و هم در حوزه نظارت رفع شود. البته بايد عرض كنيم كه بصيرت مردم بسيار بالاست و كساني كه براي رياست جمهوري ميلياردها تومان از پول بيتالمال هزينه ميكنند يا تشكيلات گسترده در سراسر كشور ماهها قبل سامان ميدهند يا به مشكلات و معضلات جامعه و مردم بيتوجه هستند و تنها به فكر كرسي رياست هستند را خوب ميشناسند و رصد ميكنند و نقشههاي اينها را نقش بر آب ميكنند. بنر زدن و نمايشگاه و همايش و افتتاحيه و اختتاميه خيلي كارها را جلو نميبرد و مردم آگاه هستند كه چه كسي صادقانه كار و خدمت ميكند و چه كسي با نيت شوم. تجربه نشان داده است اين رفتارها اثرات منفي و سوء براي آن شخص و جريان هم دارد.
اهدافي كه افراد در اين بداخلاقيهاي سياسي و اجتماعي دنبال ميكنند، مختلف است. بنا به اظهارات رهبري، تعدادي صادقانه اين كار را انجام ميدهند اما عدهاي هم زمينهاش را ايجاد ميكنند و از اين بداخلاقيها اهدافشان را دنبال ميكنند. وظيفه همه خواص و عوام اين است كه هوشياريشان را در مقابل اين اقدامات حفظ كنند. وقتي مناسبات اجتماعي پيچيدهتر ميشود، بايد هوشياري و درايت هم متناسب با آن بالا برود.
گاهي حق و باطل با هم مخلوط ميشود و آنقدر به هم نزديك هستند كه نميتوان مرز آنها را تشخيص داد. در چنين فضايي برخي با انگيزه، اعمال باطل مرتكب ميشوند و عدهاي انگيزه باطل ندارند اما دچار سوءرفتار ميشوند. به اين ترتيب نميتوان با قطعيت گفت كه چه كسي با چه هدفي، وارد عرصه شده است. عدهاي خودسرانه عمل ميكنند و عدهاي هم هوشمندانه و زيركانه از خودسريهاي آنها سوءاستفاده ميكنند.
در چنين شرايطي است كه هيچ كس نبايد تسامح به خرج دهد. از اين رو بايد در حركتهاي اجتماعي، اصولمان را حفظ كنيم. اينكه هدف، وسيله را توجيه ميكند، تصور درستي نيست و بايد از اين كارها دست برداشت. براي اين منظور هم انگيزه و هم شكل عمل بايد درست باشد. اين هم حسن فعلي است و هم حسن فاعلي چراكه با سوءانگيزه نميتوان كار درستي كرد و رفتارهاي غلط، با وجود انگيزه خوب هم راه به جايي نميبرد. از اين رو خواص و عامه جامعه بايد دائماً توجه كنند كه افراط نشود.
از آنجا كه در سالهاي اخير رسانهها توسعه كمي فراواني در انواع مختلف مكتوب، تصويري، شنيداري و ديجيتال يافته و در فضاي سايبري هم تعدد زيادي دارند، بايد مراقب سوءرفتارها در اين عرصه هم بود. متأسفانه اخلاق و قوانيني كه بر اين عرصه وسيع رسانهاي به ويژه در فضاي سايبر حاكم باشد يا وجود ندارد يا اگر هست، اعمال نميشود و هيچ كس پاسخگوي اتهاماتي كه ميزند نيست. به نظر من خود رسانهها بايد بر خودشان مديريت و كنترل اخلاق رسانهاي و سياسي و شرعي بكنند. در حال حاضر در اين مقوله دچار آسيب هستيم و برخي رسانهها ادعاهايي ميكنند كه جرم است ولي كسي به آنها رسيدگي نميكند. بر اساس فرمايشات رهبري، اصحاب رسانه نبايد از دايره انصاف و منطق و قانون خارج شوند و اگر كسي هم خارج شد، بايد به شدت با او برخورد شود.