در جريان داوري فيلمهاي اين دوره و تقسيم سيمرغهاي شيشهاي بين آنها حرف و حديثهاي زيادي به وجود آمد كه بيشترين موارد آن مربوط به فيلمهايي مثل استرداد، دربند، رسوايي، دهليز و هيس ميشود.
اكثر قريب به اتفاق داوران جشنواره فيلم، استرداد را به عنوان سيمرغيترين فيلم مفتخر كردند؛ اين فيلم به دليل ساختار خوب و تكنيكالش قابل تحليل وبررسي است، اما به لحاظ محتوايي و درام اصلي فيلم باعث بالا رفتن صداي منتقدان، فعالان رسانهاي و كارشناسان فرهنگي شده است. بعد از اختتاميه جشنواره چندين محفل مختلف ذيل عناوين متنوعي با رويكرد و قصد بازداوري (متفاوتتر از آنچه در جشنواره رقم خورد) فيلمهاي اين دوره برپا شد. در اكثر اين محافل كه در ميان اعضاي آنها سلايق و نگاههاي متفاوتي را ميتوان ملاحظه كرد، جملگي متفق القول بودند كه فيلم دربند يكي از بهترين فيلمهاي جشنواره بوده كه به دليل نوع خاص داوري آثار، مورد بيمهري و كم توجهي داوران جشنواره قرار گرفته است.
با يك نگاه موشكافانه به سلايق و نوع نگاه شركت كنندگان در چنين برنامههايي ميتوان به ضرس قاطع گفت تنها اشتراك و نقطه وصل آنها اشتراك نظر روي فيلم دربند است وگر نه نگاه هر كدام از اين افراد را ميتوان به نگاه ارزشي، آوانگارد و حتي روشنفكرگرايانه تقسيم بندي كرد. نكته حائز اهميت، اتفاق نظر اين افراد درباره محتواي فيلمي مثل در بند است كه از منظر افراد به اصطلاح ارزشي آن را فيلمي در راستاي افشاي زندگي ولنگار و بدون قيد و بندهاي اخلاقي طبقه بورژوا يا شبه روشنفكري؛ بر خلاف تلاش ناموفق افرادي مثل فريدون جيراني(با توجه به ادعاي خودش كه فيلم من مادر هستم را نقد زندگي طبقه شبه روشنفكر جامعه اعلام كرده بود) در به تصوير كشاندن معضلات چنين نگاههاي نادرست و غلطي به زندگي جامعه زيستي اين طبقه فكري است. همين فيلم از منظري ديگر به غير از ملحوظ داشتن نگاه منتقدانه محتوايي، از نظر شخصيت پردازي و تكنيكال هم داراي چفت و بستي مناسب با همراهي قالبي قابل دفاع انتخاب شده است. علت اصلي اين مسئله از طرف اين افراد نگاه «سوبژكتيويته» فيلمساز به تاريخ و همچنين بدون در نظرگرفتن نياز امروزي جامعه اعلام شده است. اين اتفاق خوب و قابل تقدير ضمن انتقاد از نحوه داوريها به رشد و شكوفايي سينما كمك زيادي خواهد كرد.