گزارش سال ۲۰۰۹ سرويس تحقيقات كنگره امريكا درباره «نيروهاي دريايي ايران» ميگويد كه دكترين « جنگ نامتقارن» با استفاده از ابزارهاي دريايي مدرن، مبناي استراتژي دريايي ايران است. همين گزارش تأييد ميكند كه تهران طي سالهاي آينده ميخواهد حضور دريايي خود را گسترش و به فراتر از آبهاي خليج فارس و تنگه هرمز توسعه بدهد: «ايران قصد دارد پايگاههاي دريايي جديدي در امتداد خليج عمان تا سال ۲۰۱۵ ايجاد نمايد.»
به نظر ميرسد كه استراتژي دريايي جديد ايران ضمن حفظ قابليت « دفاع متقارن» مبتني بر مدرنيزه كردن ادوات دريايي، به سمت « حضور تشديد شونده» نيز پيش ميرود. اواخر ماه اكتبر سال ۲۰۱۲، اولين ناوگان نيروي دريايي ايران در سواحل سودان پهلو گرفت و اين كار در روز نهم دسامبر همان سال براي دومين مرتبه تكرار شد و بعد هم در اواسط دسامبر، منابع غير رسمي اعلام كردند كه تهران در حال تأسيس يك پايگاه دريايي در سودان است. البته اين خبر از طرف منابع نظامي در تهران تأييد نشد. چند روز بعد، منابع رسمي گزارش كردند كه اولين كشتي جنگي روسيه در بندر عباس پهلو گرفته است، رويدادي كم سابقه كه ميتواند موازنه دريايي در خليج فارس را تغيير دهد. حالا هم مقامهاي بلند پايه نيروي دريايي ايران ميگويند كه تهران قصد دارد در نقطه صفر مثلث مرزي ايران، پاكستان و درياي عمان، يعني در نزديكي بندر در حال تأسيس گوادر، پايگاه دريايي تأسيس كند. همزمان، امير دريادار سياري، فرمانده نيروي دريايي گفته كه در آينده نزديك، ناوگانهاي دريايي تهران به تنگه مالاكا در نزديكي چين خواهند رفت.
تجربه هشت سال جنگ تحميلي در حوزه رزم دريايي (به خصوص حادثه ناوچه پيكان در آذرماه ۱۳۵۹ و ناوچه سهند در فروردين ۱۳۶۷) به تهران نشان داد كه تنها با اتكا به قابليتهاي جنگ نامتقارن قادر نخواهد بود نبردهاي دريايي را موفقيتآميز پشت سر بگذارد. تجربه تحريمهاي چند لايه و پيچيده و تشديد رويارويي با غرب نيز يكبار ديگر به تهران گوشزد ميكند كه موفقيت در سناريوهاي جنگي آتي، مستلزم اتكا به استراتژي حضور در آبهاي آزاد است. تهران نميتواند سناريوي بسته شدن تنگه هرمز در يك رويارويي نظامي با طرفهاي متخاصم را فقط با اتكا به حضور نظامي در خليج فارس و تنگه هرمز تدوين نمايد. حضور در آبهاي آزاد، بخشي تفكيكناپذير از تعريف هرگونه استراتژي نظامي و در سطحي گستردهتر، بخشي از استراتژي سياست خارجي يك كشور است. حضور تشديد شونده همزمان با استفاده از تكنولوژيهاي دريايي مدرن، بخشي تفكيكناپذير از استراتژي دفاعي كشوري است كه طي دو سال گذشته، با تهديد فزاينده نيروهاي متخاصم در خارج نزديك خود روبهرو شده است. كشوري كه فروش نفت، شاهرگ اقتصادش را تشكيل ميدهد و ممكن است در آيندهاي قابل پيش بيني با سناريوي تحريم انتقال نفت دست و پنجه نرم كند، صرف حضور در آبهاي خليج فارس، درياي عمان و حتي اقيانوس هند برايش بيمعناست. براي كشوري كه مهمترين نيروي متخاصم آن، سالهاست كه بخشي از استراتژي بازدارندگي خود را روي پرتاب موشك از زيردرياييهاي آلماني در درياي عمان استوار كرده، تأسيس پايگاه دريايي در نقطه صفر مثلث درياي عمان با پاكستان تنها يك گام اوليه است.
خبر قصد ايران براي تأسيس پايگاه دريايي در نزديكي بندر اقتصادي گوادر، در مطبوعات پاكستاني طوري انعكاس پيدا كرد كه گويا تهران قصد تهديد همسايه شرقي خود را دارد. اين فقط يك سوء تعبير است. بايد اين مسئله براي اسلام آباد قابل درك باشد كه كشوري كه قصد تأسيس خط لوله صلح تا داخل مرزهاي پاكستان را دارد و بخشي از آن را هم تأمين مالي مينمايد، همزمان دست به تهديد همسايه خود نخواهد زد. تهران كه قصد دارد به زودي اولين ناوگان خود را به سمت آبهاي دوست شرقي پاكستان گسيل كند، حاضر است در دريا هم دست دوستي به سوي اسلامآباد دراز كند.