کد خبر: 512476
تاریخ انتشار: ۳۰ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۴:۱۶
قاسم غفوري
دو سال پيش در چنين روزهايي بسياري از كشورهاي عربي شمال آفريقا و حوزه خاورميانه با زنجيره‌اي از تحولات همراه شدند كه دگرگوني‌هاي بسياري را براي آنها به همراه داشته است. در تونس حكومت بن علي سرنگون شد.
در ۲۲ بهمن ۱۳۸۹ سه دهه حاكميت مبارك بر مصر پايان يافت. ۲۵ بهمن همان سال قيام سراسري مردم بحرين عليه آل خليفه آغاز شد. همزمان عربستان نيز شاهد اعتراض‌هاي مردمي بود. ۲۶ بهمن نيز مردم يمن حركت ضد علي عبد‌الله صالح را آغاز كردند. در ۲۷ بهمن نيز همين حركت‌ها به صورت مسلحانه در ليبي عليه قذافي آغاز شد. اواخر بهمن نيز مردم مغرب عليه محمد ششم پادشاه قيام كردند.
مجموع اين تحولات در حالي روي داد كه تمام آنها يك اصل مشترك داشته‌اند و آن تأكيد مردم بر پيوند ميان دين و سياست بود. تأكيد بر وحدت اسلامي و نيز لزوم اجراي شريعت اسلامي در تمام اركان حكومتي و كشوري در كنار اصل مبارزه با نظام سلطه از مؤلفه‌هاي اين حركت‌هاي اسلامي بوده است.
اكنون در حالي اين كشورها دومين سالگرد قيام‌هاي مردمي را سپري مي‌كنند كه نكته‌اي مشترك در آنها بار ديگر مشاهده مي‌شود و آن زنجيره‌اي از ناآرامي‌ها مي‌باشد. در روزهاي اخير درگيري‌ها در ليبي، مصر و تونس، به شدت افزايش يافته است كه در نتيجه آن ده‌ها نفر كشته و زخمي شده‌اند.
هر چند عدم تحقق خواسته‌هاي مردمي و نيز استمرار حضور بازماندگان حكومت‌هاي قديمي در سمت‌هاي رسمي و اداري از جمله عوامل تأثيرگذار بر اين بحران‌هاست اما يك اصل را نمي‌توان ناديده گرفت و آن بهره‌برداري غرب از اين تحولات در جهت تخريب و مقابله با بيداري اسلامي است.
چنانكه ذكر شد مؤلفه بيداري اسلامي پيوند دين و سياست است در حالي كه غرب عملاً به دنبال اصل جدايي دين از سياست و ترويج فرهنگ لائيك در جوامع اسلامي است. روند تحولات كشورهاي عربي ـ اسلامي به منزله شكست سال‌ها تلاش سياسي و فرهنگي غرب براي ترويج چنين فرهنگي است كه هزينه‌هاي سنگيني براي غرب به همراه دارد. بر اين اساس غرب در فرآيند بحران‌هاي اخير كشورهاي عربي تلاش مي‌كند تا چندين محور را اجرايي سازد. اولاً غرب با چنين بحران‌هايي به ملت‌هاي عربي چنان القا مي‌كند كه فرآيند بيداري اسلامي دستاوردهايي براي آنها ندارد لذا آنها يا بايد به دوران حكومت‌هاي گذشته باز گردند يا آنكه خواسته اجراي شريعتي اسلامي را كنار گذارند.
به عبارتي آنها بازگشت به دامان غرب و صهيونيست‌ها را تنها راهكار براي حل چالش‌هاي كشورهايي مانند مصر، ليبي و تونس عنوان مي‌كنند كه در اصل همان كنار نهادن روند بيداري اسلامي است.
ثانياً غربي‌ها با الگوسازي تحولات اين كشورها براي ملت‌هاي بحرين، عربستان و اردن تلاش دارند تا آنها را از ادامه قيام بازداشته و فرآيند بيداري اسلامي را در اين كشورها نابود سازند. به عبارت ديگر تحولات شمال آفريقا اقدامي در جهت مقابله با قيام‌هاي مردمي در كشورهاي بحرين، اردن، امارات و عربستان است كه پايگاه اصلي امريكا در منطقه هستند. رويكرد حاكمان اين كشورها به ادعاي گفت‌وگوهاي ملي همزمان با ناآرامي‌هاي شمال آفريقا گواهي براين اصل است.
ثالثاً كشورهاي غربي با ايجاد فضاي بحران در شمال آفريقا افكار عمومي را به اين كشورها معطوف مي‌سازند در حالي كه در لواي آن به كشتار مسلمانان و توطئه عليه كشورهاي اسلامي در ساير نقاط جهان مي‌پردازند. جنايات صهيونيست‌ها در فلسطين، ناآرامي‌هاي متعدد در سوريه، بحران لبنان و لشكركشي غرب به كشورهاي اسلامي آفريقا نظير مالي، سومالي و نيجر، نمودي از اين اسلام‌ستيزي است كه غرب هدايت آنها را بر عهده دارد.
رابعاً غربي‌ها با پوشش خبري گسترده ناآرامي‌هاي شمال آفريقا چنان القا مي‌كنند كه اسلام و بيداري اسلامي نه تنها راه مردمسالاري و تحقق خواسته‌هاي مردمي نيست بلكه عامل تنش و بحران است و بايد با آن مقابله گردد. سران غرب با اين حربه از يكسو مداخلات خود در كشورهاي اسلامي را توجيه مي‌كنند و از سوي ديگر طرح مقابله با رشد اسلام‌خواهي در جوامع غربي را اجرا مي‌سازند. در اين فرآيند افزايش محدوديت‌ها و تشديد سركوب مسلمانان در غرب توجيه مي‌شود.
در جمع‌بندي كلي از آنچه ذكر شد مي‌توان گفت كه ناآرامي‌هاي اخير شمال آفريقا در كنار ابعاد داخلي بهانه‌اي براي اسلام ستيزي غرب است. غربي كه در برابر بيداري اسلامي ناكام مانده با اين ناآرامي‌ها به دنبال جبران شكست و حتي تشديد اسلام‌ستيزي در سراسر جهان است. امري كه راهكار مقابله با آن وحدت جهان اسلام در قالب بيداري اسلامي است كه با پيوند دين و سياست انسجام ملت‌هاي اسلامي را محقق ساخته و شكستي سنگين را به دشمنان جهان اسلام وارد مي‌سازد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار