با اين حال آنچه كه به زعم نگارنده در اين سخنراني بيش از پيش چشمنوازي ميكرد، مسئله تقويت جايگاه «ولايت فقيه» در عرصه سياسي بود. به هر حال بايد بپذيريم كه عملياتي شدن تئوري مردمسالاري ديني آن هم با محوريت ولايت فقيه تازه است و سابقه آن تنها ۳۴ سال است اما به لطف خدا و با هوشياري و بصيرت مردمي جايگاه ولايت فقيه پس از ارتحال بنيانگذار كبير انقلاب نه تنها متزلزل نشده است بلكه امروز شواهد و قرائن نشان ميدهد كه خطمشي و ديدگاه ولي فقيه زمان معيار و مناطي براي جريانهاي سياسي است و با اعلام نظر ايشان قاطبه گروهها و جريانهاي سياسي در برابر خواست ايشان تمكين ميكنند.
امروز ولايت فقيه كارآمدي خود را نشان داده و مشخص شده نظام مردمسالاري ديني بن بست ندارد. شايد بين قوا اختلافاتي پديد آيد اما ولايت فقيه اجازه نميدهد كه اين اختلافات لطمهاي به حركت كلي انقلاب اسلامي وارد نمايد و در بزنگاهها وارد عمل شده و صراط مستقيم را براي مسئولان و جريانهاي سياسي مشخص مينمايد.
به طور كلي در اكثر نظامهاي سياسي دموكراتيك كه در آنها نظريه تفكيك تقوا (Separation Of Powers) پياده شده است اختلافات ميان قوا يك امر بديهي است و هر نظامي سعي ميكند اين اختلافات را به حداقل خود برساند و حركت كلي قوا را در يك راستا قرار دهد.
هرچند نظريه تفكيك قوا يك نظريه متعارف و معمول در غالب نظامهاي سياسي در دوران معاصر است، با اين حال بايد دانست كه اين ساختار نيازمند يك قوه تعديلكننده است و در صورت نبود چنين نقطه ثقل و تعادلي نظام سياسي دچار تصادمهاي دروني و هدر رفت انرژي ميشود، به عنوان مثال انديشمنداني مانند بنژامن كنستان معتقدند نظريه تفكيك قوا بدون « قوه تعديلكننده» براي ايجاد وحدت و هماهنگي ميان قوا چالش زاست. وي معتقد است در نظامهاي سياسي كه از تفكيك قوا بهره ميبرند بايد رئيس كشوري وجود داشته باشد تا بتواند چالشهاي بين قوا را به نفع مصلحت عام حل و فصل نمايد.
امروز نيز ما شاهد هستيم كه رهبري معظم انقلاب كه سكاندار اصلي كشتي انقلاب هستند در شرايط ويژه وارد عمل شده و سعي ميكنند تا اين اختلافات را با نصيحت حل و فصل كنند.
طبق نص صريح قانون اساسي كه در بند هفتم اصل ۱۱۰ آمده است، حل اختلاف و تنظيم روابط قواي سهگانه برعهده رهبري گذاشته شده است و ايشان نيز بر اساس همين وظيفه قانوني در سخنراني اخيرشان به اختلافات ميان سران قوا اشاره فرمودهاند و با داوري عادلانه سران قوا را به شدت به برادري و وحدت در شرايط حساس كنوني فراخواندند.
البته به غير از مسائل داخلي بعد بينالمللي بيانات اخير مقام معظم رهبري نيز بسيار حايز اهميت بود و ميتوان همان تعبير بنبستشكني را براي اين بخش از رهنمودهاي مقام معظم رهبري به كار برد.
امريكاييها در مقطع اخير يك پروژه بزرگ براي شكست اقتدار ايران به راه انداختهاند و سعي دارند تا به هر طريق ممكن تهران را پاي ميز مذاكره بنشانند.
مطمئناً اگر سياستهاي كلان و راهبردي انقلاب و نظام به دستان با كفايت مقام معظم رهبري سپرده نشده بود، اكنون مشخص نبود كه برخيها چه تصميمي در خصوص پيشنهادهاي اخير امريكاييها ميگرفتند و شايد هم تمام دستاوردها و خون دل خوردنهاي سه دههاي ملت ايران را به لبخند دشمن ميفروختند. اما امروز ما بايد شكر اين نعمت بزرگ يعني بهرهمندي از ولي فقيهي عادل، شجاع، مدير و مدبر را هزار بار با عمل به رهنمودها و تبعيت از منوياتشان بهجاي آوريم.
البته شايد در اين ميانه برخي هم لجاجت كنند اما مطمئناً اين لجاجتها به جايي نميرسد و آنها تنها آبروي خويش را با مخالفت با امر ولي فقيه ضايع و تباه ميسازند.
امروز پايههاي نظام مردمسالاري ديني با محوريت ولايت فقيه در عمق جان و قلب امت بصير ايران اسلامي قرار دارد و مطمئناً اين كشور آماده عبور موفقيتآميز و غرورآفرين از هر گردنه سخت و خطرناكي است چراكه به تعبير قرآن كريم««ان تنصرالله ينصركم و يثبت اقدامكم.»