آخرين نمونه از چنين مواردي، غيبت دو روزه يكي از بازيگران نمايش «پلكان» به كارگرداني «هادي مرزبان» است. متأسفانه اين نمايش روز سهشنبه ۲۴ بهمن به دليل نبود يكي از بازيگران در زمان اجرا، روي صحنه نرفت و تماشاگراني كه براي ديدن «پلكان» آمده بودند، مجبور شدند محل را ترك و شب ديگري براي بازديد از اين نمايش به تئاتر شهر مراجعه كنند.
با آنكه در خبرها آمده بود بازيگر غايب به دليل سرماخوردگي شديد مدت دو روز را براي استراحت در نظر گرفته، خبرهاي ديگري از منابع در گوشي اذعان داشتند كه اين بازيگر باسابقه تئاتر و تلويزيون به دليل قراردادي كه براي بازي در يك فيلم سينمايي يا احتمالاً تلهفيلم داشته با توافق كارگردان مدت دو روز كار را تعطيل كرده تا با خيال راحت بر سر قرارداد ديگرش حاضر شود و اكنون با پايان يافتن كار تصويربرداري، صحنههاي مربوط به اين بازيگر دوباره به صحنه نمايش بازگشته. اينك جاي پرسش است آيا چنين رفتاري در كار هنري بجا و حرفهاي است؟ ولي ناگفته پيداست اين تعدد و تنوع كاري، در مقوله دشواري به نام تئاتر نميگنجد. اينكه يك بازيگر به خاطر تعهد ديگري در مديومي خارج از تئاتر، اجراهاي عمومي يك نمايش را متوقف كند، از اصول و اخلاق حرفهاي بازيگران خارج است و به نوعي ميتوان آن را بياحترامي دانست به گروه اجرايي، ساير همكاران و همينطور تماشاگراني كه براي ديدن آن نمايش، وقت و هزينه صرف كردهاند. به راستي اين رفتار غيرحرفهاي عدهاي از هنرمندان تئاتر، نشان از چيست؟چرا گروهي از بازيگران تئاتر با وجود سابقه بسيار و همكاري با بزرگان و حرفهايهاي اين رشته هنري، هنوز ابتداييترين قواعد و قوانين قراردادي براي حضور و همكاري در تئاتر را فراموش كرده و رعايت نميكنند؟ بروز چنين رفتارهايي در تئاتر كه هنر همدلي و همكاري است، علاوه بر اينكه به سازمان و اصالت هنرهاي نمايشي لطمه ميزند، به مرور تبديل به مدل نادرستي از رفتارهاي ناهنجار ميان بازيگران و هنرمندان تئاتر ميشود كه در اقتصاد تئاتر و افزايش آمار و علاقه مخاطبان نمايش تأثيرگذار است. كاش هنرمندان تئاتر همانقدر كه نگران قراردادهاي كلانقيمتشان در سينما و تلويزيون هستند، با اندكي تعهد كاري، دلشان براي هنر مهجور و مظلوم تئاتر بتپد.