
قاب نخست، صحنهاي است كه ميبينم پيرمردي با پسر جوان خويش در مطب پزشك حاذقي حاضر شده و پس از معاينه، طبيب مشغول نسخهنويسي است. همين كه او شروع ميكند، پيرمرد تقاضاهايش شروع ميشود! كلي درخواست دارويي دارد؛ از قرص گرفته تا شربت، حتي به راحتي به پزشك ميگويد كه عيال محترم هم، داروي مسكن ميخواهد و به طبيب القا ميكند كه اين دارو را هم حتماً بنويس! طبيب هم با مهرباني، نگارنده تجويزهاي پيرمرد سادهدل است. يكهو يادم ميافتد كه استادم هميشه ميگفت خيلي از ما معمولاً در سه علم تخصص تام(!) داريم؛ سياست، اقتصاد و طبابت. به راحتي هم تجويزهاي خويش را با نقل و روايت ترويج ميدهيم مثل همين شبكههاي زرد ماهوارهاي كه مثل علف هرز بر فرهنگ رسانهها رستهاند.
پنجره اين قاب را نيمهباز ميگذارم و از قاب بزرگ ديگري خيره ميشوم به صحنه ديگري؛ روستاهاي دور افتادهاي در حاشيه مرزي كه مردمان خونگرم و مسلمان آن، دغدغه به قول خودشان يك حبه قرص دارند. پزشك طرحي سه ماه يكبار فرصت معاينه آنان را دارد و حتي دارو هم در كار نيست. دارو البته هست ولي در ۱۰۰ كيلومتري! اينها به راحتي بيمار ميشوند و به راحتي مصيبت بر زندگي آنان نقش ميبندد، البته خوب كه مينگرم، ميبينم اين قاب به گستره بسياري از نقاط ميهن من خيره شده است. برايم جالب است اين يك بام و دو هوا. جايي وفور دارو و پزشكان مهربان شنواي دستورات بيمار و جايي ديگر در زير همين نيلي آبي آسمان، مردماني در انتظار سلامت.
دارو؛ كالايي استراتژيكدارو كالايي استراتژيك است كه معمولاً در كشورها تهيه و توزيع آن به عهده دولتهاست، به گونهاي كه گويا دارو نماد سلامت جهاني است. استراتژي دارو تا بدانجاست كه توليد آن صرفاً در اختيار كشورهاي پيشرفته است. تا آنجا كه دارو و تحويل آن اين روزها تبديل به اهرم استعمار و استثمار ملتها شده است. حال چنين كالايي و چنان مردماني. قصه پيچيده دارو، تجويز و پيچش آن در كشور اسلامي ما اين روزها دغدغه هر عاقلي است و بحثها در آن و براي آن آمده و رفته است. از عهد باستان تاكنون تجويز دارو مبتني بر تشخيص و تعيين بيماري و عامل ايجاد آن استوار است. تكنيكهاي تشخيص بيماري و عوامل ايجادكننده از ساده تا پيشرفته در تغيير است. گاهي اوقات معاينه سبك و گاهي اوقات يك آزمايش يا گرافي سنگين لازمه صحت كار است. در «شهرهشتم»هاي پيشين بر لزوم مديريت صحيح بر منابع هم از نوع كادر درمان، هم دارو و تجهيزات صحبتها رفت. آنچه مبرهن است لازمه تشخيص مناسب در وهله نخست آموزش مناسب و سپس تعيين بستههاي خدمات مراقبت از سلامت است كه در بسياري از كشورهاي پيشرفته، عامل اصلي توسعه سلامت شناخته ميشود.
بيمار براي پزشك تجويز ميكند!وقتي پزشك تنها عامل اصلي بازاريابي را در توسعه فعاليتهاي حرفهاي و كسب درآمد بيشتر، ويزيت تعداد بيماران انبوه ميداند، مشخص است كه در اين نظام، پزشك بردهاي است كه صرفاً در جهت ايجاد رضايت بيمار گام بر ميدارد.وقتي سيستمهاي بيمهاي نظارت مناسبي بر خروجي پزشكان در تجويز داروها و تستهاي تشخيصي به خرج نميدهند مشخص است كه اطبا بر اين كردار خويش صحه ميگذارند.وقتي بيمار با حقوق حقه خويش در مصرف داروها از سوي داروسازان آشنا نميگردد، روشن است كه آنچه اتفاق ميافتاد، خريد، مصرف و انباشت دارو در خانهها به عنوان داروخانه دوم ميگردد. به عبارت ديگر، خانهها ميشوند دپوي دارو!
۴هزار ميليارد تومان براي آنتيبيوتيكقابها را ميبندم اما ذهن من به دنبال پرسشهايي است كه شايد اين روزها پاسخي نتواند براي آن بيابد. وقتي ميشنوم كه مصرف دارو در كشور ما چهار برابر ميانگين جهاني است و اينكه هزينه خريد داروهاي آنتيبيوتيك ۴هزار ميليارد تومان است و اينكه گرايش روزافزون مردم به مصرف خودسرانه دارو، عوارض نامطلوبي را در بدن افرد بر جاي گذاشته به طوري كه نه تنها از شيوع بيماري جلوگيري نميكند بلكه ميتواند روند درمان را نيز به شدت تحت تأثير قرار دهد، نخستين آسيبي كه به ذهنم ميرسد، هدر رفت منابع عظيم بخش سلامت است كه اگر به صورت بهينه به كار گرفته ميشد، مطمئناً اثربخشي هزينه بسيار بالايي در سلامت كشور ايجاد ميكرد.آسيب رسيدن به شخصيت پزشك و بيمار و آسيب اخلاق حرفهاي در طبابت، يكي ديگر از معايبي است كه تجويز بيرويه دارو برجاي ميگذارد.از ديگر آسيبهاي تجويز بيرويه دارو ميتوان به كمبود ذخيره دارويي كشور و كاهش دارو در سطح داروخانهها اشاره كرد كه با توجه به ايجاد و گسترش تحريمها كه اقتصاد كشور را نشانه گرفته است، عامل بسيار مهمي در توفيق بدخواهان كشور و مردم در ناكارايي اقتصاد سلامت كشور و ايجاد نارضايتي مردم خواهد بود.
آفت بزرگشايد عوارض گوناگوني بر تجويز بيرويه دارو در كشور مترتب باشد ولي مهمترين آنها، افزايش هزينهها و به تبع آن مصرف بيرويه ارز جهت واردات دارو و مواد اوليه دارويي است كه سبب ايجاد وابستگي بيشتر به بيگانگان و آسيبرساني به استقلال ملي و توليد ملي ميشود. از تمامي اين عوارض سوء كه بگذريم، زيرپا گذاشتن دستورات شريعت مقدس اسلام درخصوص پرهيز از اسراف، نگاهي معرفتي است كه در تجويز بيرويه داروها از سوي پزشكان و بيماران زيرپا گذاشته ميشود و سبب گسترش فساد اجتماعي ميشود.آسيبهاي بيرويه تجويز دارو را تاحدودي برشمردم، ولي چه كنيم كه اين وضعيت بهبود پيدا كند؟نخستين راهحل جهاني در كاهش تجويز داروها، افزايش دانش و آگاهي بيماران و پزشكان درخصوص داروها و نحوه مصرف آنهاست. تا زماني كه فرهنگ مصرف صحيح دارو در بين مردمان رايج نشود و آنها در هر مراجعه به پزشكان، تنها حجم داروهاي تجويزي را ملاك خوب و بد بودن طبيب لحاظ كنند، نميتوان به بهبود اين وضعيت بغرنج در نظام سلامت خوشبين بود.
پزشك خانواده؛ راهكاري براي تجويزهاي اصوليايجاد و راهاندازي طرح پزشك خانواده يكي ديگر از راهحلهاي بينالمللي در توزيع، تجويز و مصرف بهينه منابع دارويي كشورهاست. استقرار طرح پزشك خانواده از يكسو دسترسي تمامي افراد جامعه را به عدالت مؤثر در نظام سلامت فراهم ميسازد و از طرفي، با ايجاد پايگاه داده مناسب، رد پاي پزشكان و بيماران را در هر بار مراجعه در مسندي محكم برجاي ميگذارد و به راحتي با پايش بهينه اين اطلاعات ميتوان از بروز هر نوع اسراف، تبذير و هدر رفت منابع جلوگيري كرد.نظام بيمهاي متمول و ساختارمند و سيستم مناسب تجميع و مصرف منابع مالي، عامل مهمي است كه سبب كنترل در بازار مصرف و تجويز دارو ميگردد، يادمان باشد كه دفترچه بيمه اگر به شكل چك سفيد امضا باشد كه اكنون است، پول مفتي است كه چون بادآورده است بيشك به باد خواهد رفت و شايد اوضاع دارويي كشور ما و بالطبع تجويز بيرويه دارو توسط پزشكان متأثر از همين نگاه است. در هر بازاري اگر قيمت كالا ارزان باشد و خريدار چك سفيد امضا داشته باشد، مطمئناً آن بازار با افزايش تقاضا، القاي تقاضا و در نهايت با هرج و مرج روبهرو خواهد بود. در كشور ما سلامت و به تبع آن قيمت دارو در مقايسه با ساير كشورها بسيار ارزان است و همين موضوع سبب شده است ارائهكنندگان خدمات و دريافتكنندگان اين خدمات قدر خود را ندانند و لذا واقعيسازي هزينهها و صدالبته پوشش بيمهاي مناسب با آورده افراد (حق بيمه) ميتواند در تجويز و مصرف بهينه دارو مؤثر باشد. اگر توجه ملي به مصرف بهينه در تمامي بخشها و به ويژه در عرصه مصرف دارو محقق گردد، مطمئناً رونق بسيار مهمي در توسعه توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني رخ خواهد داد.