کد خبر: 511500
تاریخ انتشار: ۲۵ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
بهزاد كاظمي
استراتژي قورباغه كه در سال ۲۰۰۶ پياده شد، معطوف به نابودي ايران در فضاي جهاني است. اجلاس اضطراري شوراي حكام در تاريخ ۱۵/۱۱/۸۴ و صدور نهمين قطعنامه و از همه مهم‌تر ارجاع پرونده هسته‌اي به شوراي امنيت همگي در راستاي دكترين مزبور صورت گرفته است. صدور شديدترين قطعنامه‌هاي ضدايراني شوراي امنيت در تاريخ‌هاي ۹/۵/۸۵ و ۲/۱۰/۸۵ نيز در سايه بمباران تبليغاتي موجود و تحت سفارش دكترين مذكور بوده است. پروژه ايران‌هراسي اگرچه پيش‌تر نيز وجود داشته اما در سطحي وسيع‌تر از اين مقطع زماني كليد مي‌خورد. جهت‌گيري فيلم‌هاي هاليوودي نسبت به ايران شفاف‌تر و همراه با نفرت بيشتر مي‌شود. درواقع در اين استراتژي بايد جهان پيرامون ايران بجوشد و ايران نيز به مرور بايد آبپز گردد.
استراتژي قورباغه از عصر بوش پدر در مورد ايران دنبال مي‌شود. پس از بوش پدر، با روي كار آمدن دموكرات‌ها، «بيل كلينتون» دكترين مهار دوجانبه ايران و عراق را در دستور كار خود قرار داد كه گام نخستين استراتژي قورباغه محسوب مي‌شد. در سال ۱۳۷۶ «ال‌گور» معاون اول بيل كلينتون، در يك جلسه داخلي در پاسخ به پرسش چيستي طرح نهايي مشترك دموكرات‌ها و جمهوريخواهان در امريكا عليه ايران اذعان نمود: ايران را اسكوئيز (Squeeze) مي‌كنيم: ايران را چنان در آغوش مي‌فشاريم تا از فرط محبت نابود گردد، البته اينگونه نشد. ايران آن را خنثي نمود و تاكنون غرب تنها به «محاصره» نظامي- اقتصادي دست يافته است. محاصره با در آغوش گرفتن دو مقوله متفاوت است.
در تحليل اتخاذ- يا طرح مجدد- دكترين قورباغه عليه ايران چند نكته وجود دارد:
الف- اتخاذ دكترين قورباغه عليه ايران، به معني شكست- يا كنار نهادن- دكترين شوك و بهت(Shock and Awe) است. دكترين شوك و بهت از مطرح‌ترين استراتژي‌هاي غرب در تحقق پروژه اصلاحات در خاورميانه بزرگ است و يكي از سناريوهاي احتمالي و رزرو- ذخيره- عليه ايران محسوب مي‌گردد. با پذيرش استراتژي قورباغه، بايد اذعان نمود كه غرب دكترين شوك و بهت را در مورد ايران كنار نهاده است يا شايد براي فريب استراتژيكي، به كنار نهادن آن تظاهر مي‌كند.
ب- اتخاذ استراتژي عليه هر كشور ديگري، در خلأ صورت نمي‌گيرد، از اين رو بايد واقعيت‌هاي صحنه را در نظر داشت، لذا هر استراتژي در سياست بين‌الملل، مستلزم در نظر گرفتن هر دو سوي مناقشه است. در اتخاذ استراتژي قورباغه، غرب يكسوي اين مناقشه است و ايران، ديگر بازيگر صحنه است.
ملاحظات اساسي غرب در اتخاذ اين استراتژي چه بوده است و با چه شناختي از درون ايران اين استراتژي را اخذ كرده‌اند؟
استراتژي قورباغه، زماني اخذ مي‌شود كه كشور هدف در تنظيم آستانه تحمل خود ضعف حس لامسه و «دمايش» نسبت به محيط پيراموني و جهاني داشته باشد. تصور بيودكترين غرب از انطباق شرايط ايران با موجود رشدنيافته‌اي- از حيث آستانه تحمل دمايش- همچون قورباغه، قياس مع‌الفارق است. حس لامسه ملي براي سنجش دمايش، نيازمند سنسور (حساسه)‌هايي است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار