
در مراسم افتتاحيه شصت و سومين جشنواره فيلم برلين، وزير فرهنگ آلمان مهمترين مأموريت خود را در اين جشنواره با خواندن بيانيه سياسي ضد ايران به انجام رساند. وي كه كشورش در جنگ هشت ساله، با حمايت بيچون و چرا از صدام و دادن انواع سلاح شيميايي به رژيم بعث، علاقهاش به ايران را ثابت كرده بود؛ برخلاف شعار هنر براي هنر و اهداف جشنواره برلين، آن را به بلندگويي براي حمله به ايران تبديل كرد و علناً اعلام نمود كه اين جشنواره، سياسي است. سخنان اين وزير آلماني از چند لحاظ اهميت دارد؛ اول اينكه امام خامنهاي در سخنراني ۱۹بهمن، صحبتهاي وزير سابق خارجه امريكا (كلينتون) مبني برهدف موج جديد تحريمها رودر رو كردن مردم ايران با حكومتشان است را به دليل ناشيگري و حماقت او اعلام كردند، كه اين چنين پرده از جنگ اقتصادي عليه ايران برميدارد، جالب اينكه سخنان اين وزير هم در همين راستا بود كه تنها ميتوان گفت؛ خدا دشمنان ما را از ابلهان قرار داده است. دوم آنكه اين بيانيه در جشنواره برلين، تلنگري بر مسئولان سينمايي ماست كه جشنواره فجر را گاه با يك جشنواره كاملاً سكولار اشتباه گرفتهاند، همچنين تلنگري بر روشنفكرمآباني كه مدعي هستند در غرب هنر براي هنر است و بس. تقديرها وجوايز الوان اين جشنوارهها تنها به دليل هنر فيلمسازان و بازيگران ماست نه چيز ديگري.
البته اين نوع حمايتهاي سياسي از فعالان ضد انقلاب هميشه بوده است وجاي تعجبي هم ندارد اگر دشمن دست حمايت بهسوي مخالفان نظام دراز كند مصداق بارز آن هم درفتنه ۸۸ بود كه به اپوزيسيونها پر و بال حضور و بروز دادند، زيرا بركسي پوشيده نيست بحث جشنوارهها در سطح بينالمللي بيشتر از آنكه هنري باشد سياسي هستند و مبتني بر سياستگذاريهايي هدايت ميشوند كه هدف آنها جهتدهي به نوع نگاه، برخورد و ساخت فيلمهاي سينمايي است و جشنوارههايي مانند برلين، ونيز، كن و... تنها با روكشي از هنر طراحي شدهاند. اصولاً سينماي دنيا برمبناي القائات سياسي قرارگرفته است؛ فيلمهايي كه اغلب از منظر هنري چندان جايگاهي ندارند و فاقد فنون ممتازي هستند، اما به دليل محتواي سياسيشان در جشنوارههاي مختلف تقدير ميگردند و جايزه ميگيرند بهخصوص فيلمهايي كه موضوع ضد ايراني دارند بيشتر با اقبال مواجه هستند.
فيلمهايي مانند «پرسپوليس»، «آرگو» و... تنها به مدد حمايتهاي اقتصادي و سياسي صهيونيسم بينالملل توانستند خود را درسطح جهاني مطرح كنند و فروش خوبي داشته باشند وجايزههاي الوان بگيرند؛ هيچ فرقي هم نميكند سازنده اين فيلمهاي سياسي، هاليوودي باشد يا ايراني؛ مهم رضايت سردمداران زرمدار و زورمدار حاكم بر سياست جشنوارههاست كه حمايت مالي آن را عهدهدار هستند.
اصولاً جشنوارهها در تمام دنيا نه تنها تفكرات فيلمسازان و اهالي هنر را هدفمند ميسازد، بلكه حتي به وسيله همين افراد هنرمندي كه تجليل شدهاند؛ تفكرات و سياستهاي كشور ميزبان را در قالب يك فستيوال هنري به كشورهاي ديگر انتقال ميدهند. اين مسئله، مسئلهاي پيچيدهاي نيست، از قديم چنين رويهاي از سوي استعمارگران حاكم بوده؛ بههمين خاطر است كه تا چند سال قبل، بحث فيلمسازان جشنوارهاي از مباحث داغ روز بوده و عدهاي هم به هواي برنده شدن در سطح بينالمللي و كسب جايگاه، فيلمهايي كه شأنيت ايرانيان را زير سؤال ميبرد ساخته و توليد كردهاند آن هم با پول بيتالمال!! تا در چنين جشنوارهاي مورد توجه قرار بگيرند!!. روزگاري نه چندان دور شهيد آويني هم گفته بود سينماي ايران جشنوارهاي شده ولي جهاني نشده است. بهويژه در چند سال اخير كه جايزه دادن به افراد مشكلدار يا داورجشنوارههاي بينالمللي شدن تنها به خاطر عدول از خط قرمزها، هنجارها و ارزشهاي كشور در اين نوع برنامهها باب شده نشاندهنده اهداف سياسي آنها است، بهخصوص در مورد فعالان فتنه ۸۸ كه در جشنوارههاي مختلف دنيا به انحاي گوناگون حضور و بروز پيدا كردند و تقدير ميشوند؛ همه حكايت از نوعي استراتژي پنهان اما آشكار و هدفمند در اين قضيه است كه متأسفانه همچنان نسبت به آن بيتوجه و كاهليم؛ به نظر ميرسد در جشنوارههايي مثل فجر كه امكان انعكاس رسانهاي خوبي ميتوانيم داشته باشيم، بيشتر به دورخودمان پيلهاي بستهايم تا فضايي براي عرض اندام بازيگران و اهالي سينماي درست كردهايم تا در ژستهاي مختلف جلوي دوربينها عكس ژورناليستي بگيرند و خودي نشان دهند، در حالي كه دشمن از خواب خرگوشي ما استفاده ميبرد و در اتاقهاي فكري خود، نقشههاي جنگ نرم طراحي ميكند تا در فضاهايي بينالمللي چون جشنوارهها اينگونه در امور ايران دخالت سياسي داشته باشد؟!!لذا در اين راستا به عنوان وجدان مطبوعاتي و صداي مظلوميت جانبازان شيميايي هشت سال دفاع مقدس به وزير ارشاد و سازمانهاي مردم نهاد مانند بسيج دانشجويي، انجمنهاي اسلامي و... پيشنهاد ميدهيم در پاسخ به سخنان اين وزير آلماني، گزيدهاي از مستندهايي كه درباره جانبازان شيميايي ساخته شده است را براي شركت درجشنواره برلين ارسال نمايند تا جهانيان بدانند پشت خرس نقرهاي برلين، دوستي خاله خرسه است يا پنجههايي كه از آن گاز كشنده خردل بيرون ميآيد؟!