فدراسيون عريض و طويل شنا، شيرجه و واترپلو از شهريور سال ۹۰ تاكنون يك روز خوش نداشته. با آمدن وزير ورزش حكم اخراج آيتالهي كاكلزري ورزش ايران زده شد. خيلي زود آسياييها از اين اتفاقات با خبر شدند. همان موقع بود كه خبر تعليق شناي كشورمان به گوش رسيد. منتها جعفري جانشين آيتالهي طبق دستورات مافوقش هرگز زير بار اين مسئله نرفت. تا اينكه سر و كله نيكبين پيدا شد و شنا سرپرست جديدي به خود ديد. ديگر اوضاع به گونهاي نبود كه آقايان بتوانند موضوع تعليق را بياهميت جلوه دهند. اعزام تيمهاي مختلف اين رشته به تورنمنتهاي بينالمللي يكي پس از ديگري لغو ميشد. تا اينكه وزارت ورزش دلش به حال ورزشهاي آبي سوخت و دبير هميشگي فدراسيون را به عنوان سرپرست انتخاب كرد.
وزير ورزش در خصوص مسائل مختلفي صحبت كرد اما اشارهاي به تعليق شنا و اينكه چرا در اين خصوص راهكاري ارائه نميشود، نميكرد.جاي بسي تأسف است كه به خاطر برخي تصميمهاي جهتدار ميبايست چند رشته مدالآور فدا شوند و در آخر هم پس از، از دست دادن زمان زيادي مشكل را حل كنيم. انگار در فرهنگ مديريتي ورزش كشور هيچ اعتقادي به ضربالمثل «وقت طلاست» وجود ندارد. اين در حالي است كه هنوز مشكل بسياري از رشتهها به قوت خود باقي است با وجود آنكه كميته ملي المپيك اساسنامه جديد خود را به IOC فرستاده اما هنوز خبري از تأييد اساسنامه جديد نشده. به ويژه آنكه سران IOC به بازگشت مديران بركنار شده تأكيد داشتند. رفع تعليق شنا نشان داد بحراني كه ساخته و پرداخته عدهاي عوامل داخلي است به راحتي قابل حل است. اما اينكه چرا بعضيها ميخواهند اين گره را كورتر از اين كنند جاي بحث دارد. افشارزاده مدعي است كه مشكل ساير رشتهها نيز به زودي حل ميشود. هر چند كه هنوز وزارت ورزش تغييري در رويه خود نداده اما با وضعيت جديدي كه فدراسيون شنا پيدا كرده ميتوان اميدوار بود كه فدراسيونهايي چون قايقراني، تير و كمان و دوچرخه سواري نيز به زودي از سايه تعليق خارج شوند.