
ايران در مسير پيشرفت قرار گرفته است. اين مسئله بر كسي پوشيده نيست. اما توسعه مبتني بر علم است كه ميتواند براي كشوري در حد و اندازههاي ايران پيشرفت پايدار و مانا محسوب شود. مبتني بر علم در تمام شاخهها. حتي شاخههايي كه در طول تاريخ در آنها سرآمد بوديم، اما تغيير سبك زندگي و نوع نگاه كلان به آن شاخهها اغلب آنها را مسكوت گذاشت. علم نجوم از آن دسته است. امروز حاصل گفت و گوي جوان را با مدير پروژهاي ميخوانيد كه ساخت آن بيش از يكصد سال است در برنامههاي ايرانيان قرار دارد. اما همتي براي ساخت آن تعلق نگرفته است. با رضا منصوري كيهانشناس و متخصص نسبيت عام صحبت كردهايم. وي تحصيلات خود را در مقطع دكترا از دانشگاه وين و در سال ۱۳۵۱ به پايان رسانده است. اين استاد دانشگاه صنعتي شريف تا قبل از انقلاب به عنوان عضو هيئت علمي در دانشگاه وين استخدام بوده و بعد از انقلاب به ايران آمده است. آنچه از بازگشت منصوري به ايران تا قبل از انقلاب جلوگيري ميكرده فعاليتهاي وي عليه رژيم ستمشاهي در انجمن اسلامي دانشجويان خارج از كشور بوده كه اتفاقاً از نظر ساواك هم دور نمانده بود. گفت و شنود با اين متخصص علوم ستارگان در حالي كه ايران اسلاميمان يك گام تا فتح آسمانها فاصله دارد، خالي از لطف نيست.
آقاي دكتر! پروژه رصدخانه ملي در چه مرحلهاي است و بعد از ساخت و راهاندازي اين رصدخانه، ايران در علم نجوم در چه جايگاهي در ميان كشورهاي جهان قرار ميگيرد؟ طرح رصدخانه ملي ايران اسفند ۸۲ به عنوان يك طرح ملي در دولت تصويب شد. اما اولين اعتبارش را سال ۱۳۸۸ دريافت كرد. يعني ۵ تا ۶ سال طول كشيد تا اولين اعتبار براي شروع جدي اين كار بيايد. در طول سه سال گذشته با توجه به كارهايي كه از قبل شروع كرده بوديم چند كار عمده انجام شده است. يكي نهايي كردن قلهاي است كه تلسكوپ ميخواهد روي آن نصب شود. يعني محل استقرار رصدخانه را بعد از ۱۰ يا ۱۲ سال مكانيابي نهايي كرديم و قله گرگشت به عنوان محل نصب اولين تلسكوپ ملي ايران انتخاب شد. اين خودش يك فرآيند بسيار طولاني اندازهگيري داشت كه تمام شد. به علاوه آمادگي اين را پيدا كرديم كه مديريت اين طرح بزرگ را در كنار مشاوران اروپايي، خودمان به عهده بگيريم. يعني از ابتدا مخالف اين بوديم كه ساخت آن را به شركت خارجي بسپاريم. چون ميدانستيم كه از اين طريق دانش فني كسب نميكنيم و ياد نميگيريم كه چطور اين تلسكوپ را نگهداري كنيم. بالاخره هر تجهيزات علمي دقيقي اشكال پيدا ميكند، خراب ميشود و رفعش هزار جور مشكل خواهد داشت. با توجه به تجربهاي كه در نگهداري از تجهيزات علمي داشتيم، ميدانستيم اگر بخواهيم موفق شويم بايد در ساخت خودمان مشاركت كنيم و مديريتش را خودمان به دست بگيريم كه بعد بتوانيم دستگاه را روزآمد نگه داريم و تجهيزات جانبياش را بسازيم. بنابراين به محض اينكه اعتبارات آمد، با گروههاي اروپايي كه از قبل صحبت كرده بوديم همكاريمان را شروع و مهندسين را استخدام كرديم و آموزش داديم. نتيجهاش بعد از دو سال و اندي در اسفندماه سال گذشته اين بود كه طراحي مفهومي را به مرحلهاي رسانديم (طراحي مفهومي تعريف كل رصدخانه، تلسكوپ و تجهيزاتش با جزئيات است كه از چه نوعند، چطور بايد ساخته شوند، چه ملزومات و چه دقتي بايد داشته باشد) و بعد آن را در يك همايش بينالمللي سه روزه به داوري گذاشتيم و تلسكوپ سازهاي معتبر دنيا آمدند. سه روز گزارش ميداديم و آنها بررسي ميكردند و ايراد از ما ميگرفتند. اسناد اين طرح را هم از قبل برايشان فرستاده بوديم كه بررسي كنند. اينجا بعضي از اشكالات ما در مورد اين طرح پيدا شد و بر مبناي پيشنهادهاي متخصصاني كه تجربه تلسكوپسازي داشتند و غير از تيم ما بودند شروع كرديم به تصحيح طرح و ماه گذشته طراحي مفهومي را بازنگري كرديم و تعداد ۶۰ سند اوليه به ۸۰ سند تبديل شد. الان ۸۰ سند طراحي مفهومي داريم كه با جزئيات ميگويند كه چه چيزي ميخواهيم بسازيم. همزمان با اين و گاهي در بعضي بخشها زودتر طراحي جزئي را شروع كرديم. برنامهريزيمان هم اين است كه تا انتهاي سال آينده شمسي طراحي جزئي را تمام كنيم. بخشي از ساخت را هم شروع كردهايم. منتها اينها به عنوان نمونه و در حد محك زدن صنعت ما است كه تا چه حد آمادگي دارد بعضي از قطعات پيچيده را بسازد. بنابراين در شرايطي هستيم كه طراحي مفهومي ساخت رصدخانه تمام شده، طراحي جزئي شروع شده و طبق زمانبندي بايد تا انتهاي سال آينده تمام شود. اين خود تلسكوپ است به علاوه تجهيزات جانبياش. براي مكان تلسكوپ بايد جادهاي ۱۱ كيلومتري كشيده شود (كه ۳ و نيم كيلومتر آن تاكنون آسفالت شده) و قله آماده ساخت يا سوار كردن ساختمان و تجهيزات سنگين رصدخانه شود. بنابراين كارهاي ژئوتكنيك، ژئو فيزيك، زمينشناسي و لرزهخيزي لازم است كه امسال در حال انجامند. مجموع اين فعاليتها را زيرساخت رصدخانه نامگذاري كردهايم و در اولين فرصت و بعد از فصل سرما كار ساخت پايه تلسكوپ و محفظه آن را شروع ميكنيم.
محل قرارگيري تلسكوپ رصدخانه كجا واقع شده است؟بين قمصر و كامو.
اين رصدخانه و تلسكوپي كه در آن جاگيري خواهد شد الگوبرداري شده از كشور خاصي است؟تجهيزات خوب علمي هميشه براي اولين بار ساخته ميشوند. ما هم ميخواهيم يك تجهيزات خوب به عنوان رصدخانه داشته باشيم. بنابراين چيزي را كه طراحي كردهايم براي اولين بار است. بعضي از قسمتهايش با تلسكوپهاي موجود شباهت دارد، ولي در نوع خودش منحصر به فرد است و كپيبرداري نيست. تمام طراحياش جديد است و اهميتش در همين است. به همين دليل هم تلسكوپ ملي ايران مورد توجه منجمان سراسر دنيا است. به خاطر اينكه ميدانند اين تلسكوپ تجهيزات دقيق و مدرني است. محل نصبش نيز استثنايي است و از بين جزاير قناري در غرب اروپا تا هند يا حتي چين تلسكوپ با اين دقت و با اين اندازه وجود ندارد. بنابراين به لحاظ محل استثنا هستيم و خود تلسكوپي كه در دست طراحي است، براي اولين بار طراحي ميشود. همين الان كه فقط تلسكوپ را طراحي كردهايم، ايران را به عنوان ناظر در شبكه تلسكوپهاي چهار متري اروپا پذيرفتهاند.
آيا شرايط تحريم بر روند ساخت رصدخانه تأثير گذاشته است؟شرايط تحريم به هر حال تأثير ميگذارد. منتها شدت و ضعف دارد. ما تا الان توانستهايم اين شرايط را با توجه به اينكه رصدخانه ايران يك طرح علمي بينالمللي است بياثر كنيم. به اين معنا كه از منجمان مهم دنيا توانستيم مجوز و توصيهنامه بگيريم به كشورهاي اروپايي كه اين طرح يك طرح كاملاً علمي و شفاف است و تاكنون هم مورد حمايت مجامع علمي بينالمللي قرار گرفته است. اميدواريم در آينده هم اين ادامه پيدا كند و كمترين صدمه را در اثر تحريم ببينيم ولي به هر حال صدمه ميبينيم و از اين جهت كار بسيار پيچيدهاي است.
بيشتر در بخش صنعت آسيبپذير هستيم يا در بخش نرمافزاري پروژه؟در بخش صنعت و ساخت قطعات و فناوري طراحي و نوع فناوريهايي كه به كار ميبريم صدمهپذيرتر هستيم.
آقاي دكتر! با ساخت اين رصدخانه، ايران در چه جايگاهي ميان كشورهاي دنيا قرار خواهد گرفت؟
من دوست ندارم از اين تعبيرها استفاده كنيم كه در ايران خيلي مرسوم شدهاست. اينكه ما چندم هستيم اصلاً روش خوبي براي محك زدن كارهاي علمي ما نيست. ولي ميتوانم بگويم تلسكوپ ايران كه ساخته شود جزو حدود ۲۰ تلسكوپ معتبر در اين رده در دنيا قرار ميگيرد. در منطقه قطعاً اولين كشور در زمينه تجهيزات نجومي خواهيم شد. البته تلسكوپ مشابهش را هنديها همزمان با ما شروع كردهاند ولي آنها خودشان نميسازند؛ برخلاف ما كه خودمان اين كار را ميكنيم. آنها به يك شركت بلژيكي سفارش دادهاند. آينهاش تقريباً برابر آينه ما است و از همانجا هم تهيه كردهاند كه ما تهيه كردهايم. اميدواريم تلسكوپ ما كه ساخته شود و شروع كنيم به نورگيري، در موقعيت بهتري از تلسكوپ هندي قرار بگيرد. چون قله ما قله بهتري است و شرايط رصديمان شرايط بهتري است و طراحي آن با اين قصد است كه تلسكوپ قدرت تفكيك خيلي خوبي داشته باشد و ما انتظار داريم تلسكوپ ما بهتر از تلسكوپي باشد كه هنديها در دست ساخت دارند.
چه سالي اين رصدخانه به بهرهبرداري ميرسد؟اگر اعتبار به ما بدهند و مثل امسال نباشد كه اعتبارات ما داده نشده، آن وقت ميتوانيم طبق توصيهاي كه مشاوران بينالمللي به ما دادهاند يا در جلسه بررسي در سال گذشته ارائه كردند؛ پيش برويم. آنها گفتهاند با توجه به تجربيات بينالمللي در مرحلهاي كه در اسفند سال گذشته بوديم حداقل ۸ سال طول ميكشد تا اين تلسكوپ ساخته بشود و نورگيري كند. هيچ تلسكوپي تا به حال در هيچ جاي دنيا ساخته نشده در اين ابعاد كه از اين مرحله بتوانند كمتر از هشت سال به نتيجه برسند. بين ۸ تا ۱۲ سال طول كشيده؛ البته اميدواريم كمتر از ۶ سال تلسكوپ را به ثمر برسانيم به شرطي كه اعتبارات بيايد. بايد اينجا اضافه كنم امسال از اعتبارات مصوب فقط ۱۲ درصد به ما داده شده است.
اين اعتبارات از چه محلي تأمين ميشود؟بخشي از رديف بودجهاي كه مجلس اختصاص داده و بخش ديگر از معاونت علمي رئيسجمهور و بخش ديگر هم جزو مجموعه طرحهاي مهرماندگار كه از اين بخش تا به حال صفر ريال به ما پرداخت شده است.
تا قبل از راهاندازي اين رصدخانه فعاليتهاي نجومي و رصدي ايران در چه سطحي دنبال ميشده است؟فعاليتهاي نجومي در ايران به قدري نازل بوده و هنوز هم هست (گرچه در اين چند سال توانستهايم تا اندازهاي توسعهاش بدهيم) كه واقعاً قابل ذكر نيست. يعني تعداد منجمان رصدگرمان با تلسكوپهاي محدوده دو متر به بالا كه در اختيار داريم، شايد هنوز به تعداد انگشتان يك دست هم نيستند. بنابراين از جايي شروع كردهايم كه به شدت در نجوم ضعيف بوديم. برخلاف ۸۰۰ سال پيشمان كه در زمينه نجوم سرآمد دنيا بوديم. اميدواريم وقتي اين تلسكوپ ساخته شود در كنارش توانسته باشيم تعداد قابل توجهي رصدگر جوان تربيت كنيم. الان مشغول اين كار هم هستيم.
اشاره به تاريخ نجومي ايران كرديد. چرا در طول تاريخ علم نجوم در ايران افول كرد؟كل تمدن شرق ضعيف شده و فقط نجوم و فقط ايران نبوده است. ما در قرن پنجم و ششم هجري در هر جهت سرآمد بوديم. رصدخانهاي كه قرن هفتم يا هشتم هجري در مراغه ساخته شد، رصدخانه بسيار معتبري بوده و منجمان مختلف دنيا ميآمدند آنجا آموزش ميديدند. بعد از دوران طلايي اسلام در قرن چهارم تا ششم عملاً اتفاق عمدهاي نيفتاده است. رصدخانه مراغه هم ذكر كردم گرچه بعد از اين دوران طلايي بوده ولي ميتوان آن را در دنباله عصر طلايي تلقي كرد. تازه شروع كردهايم اين عقبماندگي ۸۰۰ ساله را جبران كنيم.
پس شما ميفرماييد كه در صورت راهاندازي اين رصدخانه دوباره در زمينه اين دانش ايران به قطب گردشگري علمي تبديل ميشود؟بله، قطعاً. ايران ميتواند قطب گردشگري طبيعي و نجومي دنيا و منطقه شود و قطعاً قطب نجوم كشورهاي اسلامي ميشود. اينها با انجام اين پروژه كه اولين پروژه بزرگ علمي ايران است اتفاق ميافتد. نگراني من فقط از اين جهت است كه توجهي كه لازم است اين پروژه نبيند يا مشكلات اقتصادي باعث شوند كه خيلي فرآيند ساخت رصدخانه كند شود. شايد لازم باشد اينجا اين جمله را بگويم ساخت رصدخانه هر چند ابعاد با ابعاد صنعتي قابل مقايسه نيست، اما به عنوان يك كار علمي بسيار پيچيده و بزرگ است. به محض اينكه خللي در آن وارد شود، مثلاً يك سال اعتبارات به آن نرسد، جبرانش كار بسيار سختي است. چون مجموعه ارتباطات و عملياتي است كه بايد پشت سر هم انجام شود. به محض اينكه اعتبارات نرسد چند تا از اين مجموعه زنجيره عمليات قطع ميشود و وصل مجددش بسيار هزينه بر است. متأسفانه امسال به اين مشكل برخورد كرديم و پيشبينياش براي من بسيار سخت است كه دو سال آينده چه خواهد شد. وصل كردن اين ارتباطات قطع شده خيلي كار پيچيدهاي است.
در حال حاضر به طور مستمر چند نفر با اين پروژه همكاري ميكنند؟ مجموعاً حدود ۲۵ نفر و چندين شركت با اين پروژه كار ميكنند.
اينها دانشمندان حوزه فيزيك و نجوم هستند؟در فيزيك و نجوم كم داريم كساني را كه در خود طرح درگير هستند. به علاوه اينكه در ايران متخصص نجوم كم داريم اما تعدادي از بهترين مهندسان و كساني كه در طراحي تلسكوپ فعاليت دارند اكثريت اعضاي تيم را تشكيل ميدهند.
منجم ايراني ساكن خارج كشور داريم كه براي انجام مراحل مختلف پروژه دعوت به كار شده باشد؟
بله، آقاي دكتر مبشر كه ساكن امريكا هستند و مرتب به ايران رفت و آمد ميكنند و عضو شوراي راهبري رصدخانه ملي هستند.
آقاي دكتر! موافقيد فضاي سؤالات را قدري عوض كنيم؟ انسان در آسمان دنبال چه ميگردد؟انسان موجودي است كه خداوند دربارهاش ميگويد تباركاللهاحسن الخالقين. انسان موجودي كنجكاو است. هميشه اينجور بوده و با اين ويژگي خلق شده است. انساني كه كنجكاو نباشد ديگر انسان نيست. يعني خلقت خدا دنبال اين است. بنابراين خيلي طبيعي است كه انسان بپرسد كه اين بالا چه خبر است و كهكشانها چه هستند يا كي به وجود آمدهاند. بعدش چه خواهد شد. آيا جاي ديگري موجود زنده وجود دارد. سيارات ديگر در جاي ديگر وجود دارند. چند تا وجود دارند. كي اين عالم به وجود آمده، چگونه به وجود آمده. چقدر ماده در عالم هست. اينها سؤالاتي هستند كه هر كس از خود ميپرسد. علم نجوم از آن جا علم شريفي است كه به اين سولات پاسخ ميدهد.
در سالهاي اخير روند استقبال دانشجويان براي انتخاب رشته نجوم و فيزيك نجوم چطور بوده است ؟
دانشجويان بسيار علاقهمندند به طوري كه پاسخگوي درخواست دانشجويان نيستيم. ضعف ما در نداشتن اين رشته در ايران است. جا دارد به تعداد كافي منجم و تسهيلات داشته باشيم يا امكان استفاده از تسهيلات بينالمللي داشته باشيم تا دانشجويان بتوانند استفاده كنند. در اينجا هنوز متأسفانه خيلي عقب هستيم. در همين پژوهشگاه دانشهاي بنيادي، پژوهشكده نجوم كه ۵ سال پيش تأسيس شد به همين منظور بود و امسال براي اولين بار در رشته نجوم رصدي دانشجو گرفتيم. با قراردادي كه با تلسكوپهاي اروپايي داريم ميتوانيم دانشجويان را بفرستيم بروند رصد كنند و برگردند. با تجهيزاتي كه كمابيش شبيه تلسكوپ آينده ما هستند كار كنند و آشنا شوند. اينها همه در ايران جديد است. مقايسه كنيد با رشتهها و گرايشهاي فيزيك كه ۷۰ سال است وجود دارد. رشته نجوم را هنوز هم كه هنوز است به عنوان رشته تجهيزاتي رصدي و تجربي تازه شروع كردهايم و تجربهاش را هم نداريم. البته ميتوانيم از تجربيات خارج از كشور استفاده كنيم كه مشغوليم ولي انتظارات زيادي نبايد داشته باشيم. متأسفانه خيلي هم كمك به اين موضوع نميشود. ما در چارچوب طرح رصدخانه ملي عليالاصول اجازه نداريم براي آموزش كاري كنيم. مجبوريم از راههاي ديگري اعتباراتش را پيدا كنيم. اين از مشكلاتي است كه ما در ايران داريم.
البته من شنيده بودم استقبال دانشجويان از رشته نجوم به اين علت كم است كه اين رشته درآمد اقتصادي كمي دارد و يكي از رشتههاي ديربازده است. شما با اين مسئله موافقيد؟نه. اين حرف هم درست و هم غلط است. وقتي يك ميليون دانشجو در سال وارد دانشگاههاي كشور ميشوند طبيعي است كه بيشتر بروند سراغ رشتههايي كه در آينده درآمد داشته باشند. بايد براي آينده شغليشان برنامهريزي كنند. سالي ۱۰ يا ۲۰ دانشجو هم در نجوم پيدا كنيم بايد بگوييم زياد است. بنابراين ما راجع به آن يك ميليون صحبت نميكنيم راجع به آن تعدادي صحبت ميكنيم كه علاقه به اين رشته دارند. آموزش اين تعداد در حال حاضر بيش از توان ما است. الان در سراسر ايران دانشگاههاي مختلف از ميان دانشجويان رشتههاي فيزيك معمولاً چند نفري پيدا ميشوند كه علاقه به نجوم دارند. اما نميتوانيم آنها را جذب و به سمت نجوم رصدي هدايتشان كنيم.
الان شما در چه مقطعي دانشجو تربيت ميكنيد؟اينها كه پژوهشكده جذب كرده در مقطع دكتري هستند. اين دانشجويان معمولاً رشته فيزيك ميخوانند يا خواندهاند و مقداري درسها را در اين زمينهها گرفتهاند و عمده آموزش در سطح دكتري به اينها ارائه ميشود و آمادهشان ميكنيم براي كارهاي رصدي سطح عالي.
آقاي دكتر! پيشرفت در دانش نجوم تا چه اندازه به پيشرفت ما در فناوريهاي فضايي كمك ميكند؟
اين دو مستقل از هم نيستند. يعني ممكن است بگوييم رشته هوافضا در دانشكده مكانيك و رشته نجوم يا كاملاً مستقل يا در دانشكده فيزيك تدريس ميشود و ربطي به هم ندارند. اما در واقع اينطور نيست. اولاً وقتي ما در رشته نجوم توسعه پيدا كنيم معنايش اين است كه ما در رشته تجهيزات نجومي هم توسعه پيدا كردهايم. چون اين دو از هم تفكيكپذير نيستند. يعني در رشته نجوم نميتوانيم صرفاً كار نظري كنيم و هيچ كار رصدي نكنيم و بعد ادعا كنيم در رشته نجوم رشدكردهايم. چنين چيزي امكان ندارد. عمدهاش كار رصدي و تجربي است. بنابراين وقتي اينجور فكر ميكنيم بايد تجهيزات ساخته شوند و دانش فني ساخت تجهيزات به دست بيايد. خود اين بسيار كمك ميكند به ساخت تجهيزات مورد نياز در رشته هوافضا. علاوه بر اين بخشي از نجوم در ارتباط با منظومه شمسي است و هوافضا بدون نجوم مرتبط با منظومه شمسي امكان ندارد. وسيلهاش را ممكن است يك مهندس مكانيك بسازد ولي اينكه اين وسيله چه دقتي بايد داشته باشد تعريف اين وسيله و اينكه بايد به چه سمتي برود را عملاً كساني كه دانشآموخته رشته نجومند تعيين ميكنند. بنابراين بايد دنبال اين باشيم كه رشته نجوم رشد كند كه بتواند به رشتهاي مثل هوافضا خدمات بدهد. در غير اين صورت هوافضا نميتواند رشد كند. از اين منظر اين دو خيلي به هم وابستهاند.
بعضيها دانش را چيزي ميدانند كه از آن فناوري استخراج شود و ملموس باشد به همين لحاظ علوم پايه و علم نجوم قدري در كشور مهجور است. شما با اين مسئله موافقيد؟به نظر من هر كس يك ذره دقيق تاريخ را نگاه كند نه فقط تاريخ ۱۰۰ يا ۲۰۰ سال اخير، به گذشته خيلي دور هم نگاه كند. هيچ وقت هيچ علمي نبوده كه به فناوري تبديل نشود. حتي فلسفه محض. اين يك قاعده كلي است و مصاديق زيادي هم دارد. در هر رشتهاي هم مثال بزنيد شايد من بتوانم بگويم كجا با فناوري مرتبط ميشود. بنابراين اين بسيار سادهانگاري است كه بعضي از مردم يا مسئولان اين حرف را ميزنند كه علمي به درد ميخورد كه فوري كاربرد داشته باشد. ما علمي نداريم كه كاربرد نداشته باشد. اين ديگر عرضه ما است كه از علم موجود چه فناوري را بتوانيم بيرون بكشيم. بنابراين از ديد من علمي كه از آن فناوري بيرون نميآيد بيانگر بيعرضگي آن جامعه است كه نميتواند اين كار را بكند. اشكال از آن علم نيست. نجوم هم همين است. همين الان كه تازه ميخواهيم تلسكوپ را بسازيم و طراحي كردهايم. فناوريهايي را ياد گرفتهايم كه خيلي جاهاي ديگر به درد صنعت ما ميخورند. با اينكه تازه اول راه هستيم. قطعاً ۱۰ سال بعد كه اين كار را پشت سر گذاشتيم و تلسكوپ را راهاندازي و استفاده كرديم و تعميرش را ياد گرفتيم خيلي از فناوريهاي آن در جاهاي ديگر به درد خواهد خورد. معلوم است بايد به سمت كاربرد برويم اصلاً علم در جامعه حفظ يا برايش هزينه ميشود براي اينكه به درد جامعه بخورد. منتها جامعهاي كه خيال ميكند علوم بنيادي به درد نميخورد هميشه عقب افتاده است. يعني كسان ديگري در جاهاي ديگر دنيا كار بنيادي را انجام ميدهند و تبديل به فناوري ميكنند، بعد تازه ما بايد از آنها بخريم يا به دريوزگي آنها برويم. اگر ما به عنوان يك كشور بخواهيم سرآمد شويم يا سري در سرها دربياوريم بايد اين شعور را پيدا كنيم كه حتماً براي علوم بنيادي سرمايهگذاري كنيم. بعضي اين جمله را اينطور تعبير ميكنند كه همه بودجه را بايد آنجا صرف كنيم. نه كافي است ۱۰ تا ۱۵ درصد بودجه پژوهشي به اين سمت برود. بيش از آن لازم نيست. بقيهاش ميرود به سمت فناوري و كاربرد ولي همان ۱۰، ۱۵درصد تمام جامعه ما را متحول ميكند.
گفتيد سرعت اتمام و راهاندازي رصدخانه ملي بين ۸ تا ۱۲ سال طول ميكشد. فكر نميكنيد ممكن است كشوري موازي با اين پروژه را شروع كند و ما عقب بمانيم؟وقتي اين زمان از سوي كساني كه انواع و اقسام تلسكوپها را در دنيا ساختهاند يا جزو مشاوران آنها بودهاند به ما توصيه ميشود، نشان ميدهد هيچ تلسكوپ ديگري نميتواند سريعتر از اين ساخته شود. بنابراين ما اصلاً نگران نيستيم. اولاً طراحي ما با تكنولوژي پيش ميرود. هر كشوري كه از الان شروع كند سه يا چهار سال عقبتر از ما است چهار سال ديرتر از ما به نتيجه ميرسد. من تنها نگران اين هستم كه آن جور كه كشور لااقل در ابتدا از اين پروژه حمايت كرد به دلايل مختلف نتواند حمايت كند و پروژه ما كند شود. مثل امسال كه اين اتفاق افتاده است. ولي به هر حال مطمئنم ساخت تلسكوپ ما طولانيتر از ميانگين ساخت چنين تجهيزي در هيچ جاي دنيا نخواهد بود. شركتهاي سازنده بسيار اصرار داشتند فوري يك تلسكوپ دو و نيم متري به ما تحويل دهند ولي آن تلسكوپ يك اسباب بازي است و يك تجهيزات دقيق نجومي نيست. صحبت از تلسكوپ ملي ايران، صحبت از دستگاهي است كه منجمان معتبر دنيا منتظرند كه ساخته شود و بيايند رصد كنند. آنها هر جايي نميروند رصد كنند. من درباره يك تجهيزات منحصر به فرد صحبت ميكنم. به همين خاطر ميگويم طراحي ما يك طراحي يگانه است و كپيبرداري از جايي نيست. تجهيزات خاص به منظور خاص، در جاي خاص بنابراين طول كشيدن آن اصلاً نگرانكننده نيست. منتها اگر به دلايل سياسي يا اقتصادي خيلي طولانيتر بشود آسيب ميبيند و نبايد بگذاريم اينطور شود. اميدوارم هر چه ميتوانيم مدت ساخت را كوتاهتر كنيم.
ويژگيهاي اين تلسكوپ چيست؟اين يك تلسكوپ اپتيكي است كه آينه اصلياش ۴/۳ متر است. اپتيك فعال در آن به كار ميبرد. اپتيكي كه اين آينه را موقع رصد طوري تغيير شكل ميدهد كه تأثير سوء جو در رصد را رفع ميكند. يعني انگار اين تلسكوپ خارج از جو رصد ميكند. اين تلسكوپ را طوري طراحي كردهايم كه بهترين كيفيت تصوير را داشته باشد. يعني سعي ميكنيم با توجه به شرايط محيطي كه در قله داريم كيفيت تصوير عالي باشد. اين اولويت ما است و بنابراين تعيين ميكنيم كه ابعاد تلسكوپ، فاصله كانوني، قدرت تفكيك يا ميدان ديدش چگونه بايد باشد.
منطقهاي كه انتخاب كردهايد به لحاظ كويري بودنش مناسب است؟ نه. اتفاقاًٌ كوير بر خلاف نظر عموم براي رصد نجومي اصلاً مناسب نيست و يكي از جاهاي بسيار بد است. كوير فقط تاريك است. به همين دليل ما ستارههاي بيشتري ميبينيم ولي به خاطر تلاطم جو در كوير و اختلاف دماي سطح زمين و هوا باعث ميشود كوير از كف تا ارتفاعات زياد تلاطم هواي زيادي داشته باشد و اين تصوير را خراب ميكند. بنابراين كوير جاي مناسبي نيست منتها مناطق نزديك كوير ممكن بود كه خوب باشند مثل بالاي قلهها. به همين خاطر در سراسر ايران نزديك ۴۵ قله را در طول ۱۰ سال اندازهگيري كرديم. آخر سر چند قله پيدا شدند به عنوان بهترين نقاط رصد در ايران، كه همين قله گرگشت كه الان تلسكوپ در آن جا ميگيرد و قله دينوا كه در حدود فردو كه بالاي كهك قم است به عنوان قلههاي باارزش نجومي ايران شناخته شدند. كويري بودن منطقه ملاك نيست. كميتي داريم به نام ديد نجومي كه به يك معنا كوچكترين زاويه است كه دو جسم يا دو شيء نجومي را ميتوان از هم تفكيك كرد. اين زاويه را ميتوانيم اندازهگيري كنيم هر چه اين زاويه كوچكتر باشد جو آن منطقه آرامتر و بهتر است. كوههاي اطراف قم و كاشان جو آرامي دارند.
الان رصدخانه مراغه كاربردي ندارد. نميشد رصدخانه ملي را هم همانجا جاگيري كنيد؟ چون نجوم ايران را با رصدخانه مراغه ميشناسند.
رصدخانه مراغه الان براي ما جنبه آثار باستاني دارد كه البته خوب هم از آن محافظت نميشود و خيلي خراب شده، به لحاظ تاريخي خيلي باارزش است. اما مراغه براي ساخت رصدخانه مدرن يكي از بدترين جاها است. متأسفانه بعضي از مسئولان ما در يكسال گذشته در سخنرانيهايشان اين حرف را زدهاند كه رصدخانه ملي بايد برود به مراغه. اين يك نوع بيتوجهي است. رصدخانه اپتيكي كه كشور ما بعد از ۸۰۰ سال ميخواهد هزينه كند و بسازد نميتواند جاي بدي قرار بگيرد. اگر اين رصدخانه را در مراغه بگذاريم يعني تمام هزينهها را هدر دادهايم. مراغه براي تلسكوپ كوچك آموزشي آماتوري شايد خوب باشد ولي نه براي تلسكوپي كه قرار است علم ايران را متحول كند. اگر بخواهيم در مراغه فعاليت كنيم كه يك تلسكوپ كوچك نيم متري ميگذاريم آنجا چرا ديگر اين همه هزينه ميكنيم و فناوريهاي جديد را به كار ميبريم؟ اما ميتوان مراغه را موزه كرد و ميتوان آن را بازسازي كرد براي جذب توريست به عنوان گردشگاه مناطق تاريخي كشور.
اگر بخواهيد توجه مردم و مسئولان را به سمت پروژه رصدخانه ملي مثل پروژههاي علمي مثل هوافضا يا هستهاي جلب كنيد چطور اين كار را انجام ميدهيد؟آن دو دانشي كه شما مثال زديد بيشتر جنبه سياسي دارند خوب نيست نجوم جنبه سياسي پيدا كند. بنابراين نميتوانيم آن روشها را اينجا هم به كار برد براي جلب نظر مردم اما بايد روشهاي ديگري پيدا كرد كه نظر عموم را جلب كنيم. مردم ايران به طور طبيعي به نجوم علاقهمندند. منتها از ديد من بايد حساسيتش را بيشتر برانگيخت. (من از سؤال شما استقبال ميكنم) حيف است پروژهاي كه بعد از بيش از ۱۰۰ سال شروع شده (از دوران ناصرالدين شاه صحبت اين بوده كه يك رصدخانه ملي داشته باشيم) و اولين پروژه علمي ما است و داريم خودمان در ايران محك ميزنيم كه آيا توانايي ساخت تجهيزات پيچيده داريم؟ چون اين تلسكوپ پيچيدهترين تجهيزاتي است كه ايران ميسازد و تا به حال هيچ چيز به اين پيچيدگي ساخته نشده حتي در مسائل هستهاي. آيا ما توانش را داريم؟ و بعد هم علم ايران را لااقل در يك زمينه متحول كنيم كه بعد هم زمينههاي ديگر به تبعش پيش ميروند. ايران تصميمش را گرفته، هم دولت تصويب كرده و هم اولين اعتباري كه به ما دادند با تأكيدات مقام معظم رهبري بود چون دولت عملاً طرح را خوابانده بود و طرح حركت نميكرد. بنابراين ميبينيد از عاليترين مقام مملكت پشت اين طرح هستند ولي بايد رسانهها هم كمك كنند و حساسيت بيشتري برانگيخته شود و مردم علاقهمند شوند تا اين طرح متوقف نشود كه به اميد خدا نخواهد شد ولي كندي امسال قدري به ما ضربه ميزند.
برآورد شما براي ساخت اين رصدخانه چقدر است؟برآورد حدود دو سال و نيم پيش ۵۰ ميليارد تومان بود براي اتمام پروژه با شرايط فعلي و تغيير نرخ ارز الان حدود ۹۰ ميليارد تومان است.
آقاي دكتر! سطح سؤالاتمان را تغيير دهيم. بيمقدمه ماجراي اظهارنظر شما درباره دكتر حسابي چه بود؟از ديد من مسئله را رسانهها به وجود آوردند. وقتي رسانهها وارد حيطهاي ميشوند كه شناخت ندارند اين اتفاق ميافتد. رسانهها نميتوانند بگويند مرحوم حسابي چه فيزيكداني بود. بايد از جامعه فيزيك ايران بپرسند. افراد عامي هم اجازه ندارند در مورد سطح دانش و خدماتي كه ايشان ارائه كرده اظهار نظر كنند. وقتي اين افراد عامي و رسانهها دست به دست هم ميدهند و بعد اتفاقاتي ميافتد كه الان افتاده است. والا جامعه فيزيك ما با دكتر حسابي مشكلي نداشته. جامعه فيزيك ما بود كه در سال ۶۵ بزرگداشت حسابي را برگزار كرد در صورتي كه تحت فشار شديد بخشهايي از كشور بود. وقتي جامعه فيزيك بزرگداشت براي ايشان برگزار ميكند يعني خدمات ايشان را ارج مينهد و قدردان خدمات و زحمات ايشان است. مرحوم حسابي شخص محترمي بوده و به ايران به شدت خدمت كرده است. منتها وقتي رسانهها آن را همپاي اينشتين و نيوتن ميكنند به عنوان فيزيكداني كه دنيا هم دركش نكرده است و نميفهمند چه ميگويند خودشان هم بايد بروند درستش كنند.
آيا بزرگ كردن شخصيت علمي دكتر حسابي از سوي رسانهها آسيبي به جامعه علمي كشور زد؟بله، به شدت آسيب زده است. چند جور آسيب زده است. از ديد من اتفاقي كه در سطح دنيا افتاده در درجه اول اهميت نيست. چيزي كه در كشور در اين رابطه اثر بدي از ديد من و همكارانم گذاشته اين است كه چندين نسل جوانانمان را هدر دادهايم. جوانان ما واقعاً خيال ميكردند كه كسي در حد اينشتين و نيوتن بوده و ميتوانسته علم دنيا را متحول كند نشده و كشور به او اجازه نداده است. اين نگاه جوانان ما را تلف ميكند. مشكل ما در دانشگاه اين است كه اول به جوانانمان حالي كنيم كه اينطور نيست، اشتباه نكنيد. فيزيك اين نيست. فيزيك را رسانهها درست نميكنند. فيزيك يك علم است كه ممارست و زحمت و كار شديد ميخواهد و بعد هم دنيا تعيين ميكند چه كسي در چه حدي است. از خودمان كه نميتوانيم قهرمان بسازيم مثل اين ميماند كه به يك نفر بگوييم اين بهترين فوتباليست دنيا است. ولي مدام در مسابقات برويم شكست بخوريم و هي بگوييم تقصير آنها است نميگذارند ما ببريم. ببينيد اين حرف چقدر مسخره است. بچههايي هم بخواهند فوتباليست بشوند ميگويند ول كن اينها نميفهمند فوتبال يعني چه دلزده ميشوند. رسانهها هيچ وقت نيامدهاند حرف دقيق را از متخصصش بشنوند. هنوز هم پروفسور حسابي در فيزيك كشور حرف اول را ميزند. اما غلو و اعتبار كاذب به كسي دادن و غرور كاذب ايجاد كردن يك ملت را خراب ميكند. ما با اين كارمان نسلهاي دانشآموزي را خراب ميكنيم. اين است كه اشكال دارد و اين تقصير رسانهها و عوام است.
دانشآموزان و دانشجويان خيال ميكنند بدون زحمت زياد ميتوانند دانشمند مهمي شوند. هر كس براي خودش يك تئوري ميتواند بسازد. ما دائم در دانشگاه با اين مواجه هستيم. افراد مختلف و دانشجويان مختلف تئوري ميسازند و ميگويند مواظب باشيد و به كسي نگوييد من قرار است جايزه نوبل بگيرم. من هفتهاي چند ايميل اينجوري دريافت ميكنم. در حالي كه حسابي همچنين كاري نكرد.
آيا نظريه دكتر حسابي توانايي رقابت با ساير نظريههاي فيزيك را ندارد؟نه اين نظريه غلط بوده است. مدلي در فيزيك ارائه كرده كه غلط بوده. اين كار را زياد در فيزيك ميكنند اين كار طبيعي است. كسي مقالهاي ميدهد بعد هم معلوم ميشود اشتباه است و به درد نميخورد. حسابي هم همين كار را كرده است. ولي وقتي ما در دانشكده فلسفهمان ميدهيم دانشجو تز ارشد در اين باره بنويسد نشان ميدهد چقدر ما منحرف شدهايم. بعد از سيسال متوجه ميشويم كه چه بلايي سرمان آمده است.