
قاضي صلواتي گفت: كشيدن سلاح سرد يا گرم به قصد سلب آسايش از مردم در حكم محاربه است و دادگاه انقلاب به شدت با عاملان آن برخورد ميكند.
به گزارش خبرنگار ما، بعد از اينكه قاضي صلواتي رسميت جلسه را اعلام كرد، سيفي، نماينده دادستان تهران در جايگاه ايستاد و از كيفرخواست دفاع كرد. او گفت: متهم پرونده كه سابقه دار است، حسين نام دارد و ۲۴ساله است. او ۲۴مهرماه امسال يك چاقو را از يك مغازه قصابي در خيابان شهيدمدني برداشت و بعد از خارج شدن از مغازه، ۱۱ رهگذر را با اصابت ضربه چاقو زخمي كرد. يكي از مجروحان كه محمدقلي نام داشت، به دليل شدت جراحت در بيمارستان فوت شد. نماينده دادستان ادامه داد: متهم بعد از بازداشت از سوي دادسراي امور جنايي بازجويي شد و به جرم خودش هم اقرار كرد. او صحنه جرم را هم بازسازي كرد و سلامت رواني وي هم از سوي پزشكي قانوني بررسي شد. پزشكي قانوني هم سلامت رواني او را تأييد كرد و جرمش كه باعث ايجاد وحشت عمومي در جامعه شده، محرز شده است و من به نمايندگي از سوي دادستان تهران برايش درخواست مجازات دارم.
متهم در جايگاه سپس قاضي صلواتي متهم را به جايگاه دعوت كرد. او بعد از معرفي خودش گفت: اتهام خودم را قبول دارم. دو سابقه كيفري دارم و شغلم آزاد است. آخرين شغلي كه داشتم، پيك غذا بودم كه مدتي بود ديگر سر كار نميرفتم. ميخواستم گواهينامه بگيرم و يك خودروي وانت بخرم و با آن كار كنم كه حادثه اتفاق افتاد.
متهم ادامه داد: البته من انگيزهاي براي اين كار نداشتم و دچار جنون شده بودم. شب قبل از حادثه خانه پدربزرگم بودم. صبح كه بيدار شدم، با هم صبحانه خورديم. چند سالي بود كه دچار حالتهاي بد روحي و رواني ميشدم. آن روز هم همان حالت به سراغم آمد كه بايد اين حادثه را رقم ميزدم. بعد از خوردن صبحانه، به چاقو فروشي رفتم تا چاقويي تهيه كنم اما مغازه بسته بود. به خاطر همين به طرف بازار روز رفتم تا آنجا يك چاقو تهيه كنم. به خاطر شلوغي بازار منصرف شدم و به خيابان نظام آباد شمالي آمدم. همانجا وارد يك مغازه قصابي شدم و چاقوي مرد قصاب را برداشتم و از مغازهاش بيرون آمدم و هر كس را كه سر راهم ميديدم، با چاقو به او حمله ميكردم.
متهم در ادامه گفت: بعد از حادثه، ماشيني كرايه كردم و به خانه پدربزرگم برگشتم. آنجا لباسهايم را عوض كردم و تازه متوجه شدم كه مرتكب چه كاري شدهام. از كاري كه كرده بودم، پشيمان شدم. فهميده بودم كه ضريح امام حسين (ع) در شهر قم است. به خاطر همين به قم رفتم و كنار ضريح توبه كردم. بعد هم ماجرا را به محافظان آنجا گفتم و خواستم كه به من كمك كنند. من هم خودم را تسليم پليس كردم. بعد از آن بود كه فهميدم ۱۱ نفر را زخمي كردهام و يكي از آنها فوت شده است.
قاضي سؤال كرد: با چه انگيزهاي اين كار را كردي؟ متهم جواب داد: انگيزهاي براي كارم نداشتم، چون عمل من هيچ نفعي برايم نداشت و به خاطر اينكه كنترل خودم را از دست داده بودم، حادثه روي داد.
قاضي سؤال كرد: اگر خودت يا كسي از اعضاي خانوادهات از سوي مجرمي هدف قرار گرفته بود، چه خواستهاي داشتي؟ متهم جواب داد: خواستهام اين بود كه دستگاه قضايي به شكايتم رسيدگي كند، اما من با قصد قبلي مرتكب جنايت نشده ام و از حادثهاي هم كه اتفاق افتاده، پشيمان هستم و ميخواهم كه مرا ببخشيد.
شاكيان به دادگاه چه گفتند؟ قاضي صلواتي سپس يكي از شاكيان را كه زن جواني بود، به جايگاه دعوت كرد. او گفت: من داشتم به مدرسه ميرفتم تا پسرم را به خانه بياورم. در راه ناگهان متهم با چاقو مقابلم ظاهر شد. بعد هم به من حمله كرد و با چاقو ضربهاي به سينهام زد. مردم مرا به بيمارستان منتقل كردند و حالا هم تحت درمان هستم. شاكي ادامه داد: بعد از حادثه دچار ترس شدهام و ميخواهم كه متهم مجازات شود.
زن ديگري كه از سوي متهم با چاقو زخمي شده بود، به دادگاه گفت: داشتم از باجه تلفن عمومي شمارهگيري ميكردم كه احساس كردم كسي از پشت سر به من ضربه زد. غافلگير شدم و روي زمين افتادم. نميدانستم كه چه اتفاقي برايم افتاده است. وقتي مردم به دورم حلقه زدند، تازه دردي در پشتم حس كردم و فهميدم كه يك نفر به من چاقو زده است.
من صورت متهم را نديدم. بعد هم مردم مرا به آمبولانس منتقل كردند و راهي بيمارستان شدم. شاكي گفت: من هزينه زيادي صرف كردهام و سلامت خود را به دست نياوردهام. از متهم شكايت دارم و ميخواهم كه به آن رسيدگي كنيد، چون وقتي به خيابان ميآيم و با مردها روبهرو ميشوم، احساس ميكنم كه ميخواهند به من حمله كنند.
يكي از شاهدان هم كه دخترش از سوي متهم با ضربه چاقو هدف قرار گرفته بود، به دادگاه گفت: روز حادثه به من خبر دادند كه دخترم را با چاقو زخمي كردهاند. سراسيمه خود را به محل حادثه رساندم و ديدم كه دخترم در حالي كه با ضربه چاقو زخمي شده، داخل آمبولانس است. حالا هم از شما ميخواهم تا متهم را مجازات كنيد.
سپس مرد سالخوردهاي كه او هم با ضربه چاقوي حسين زخمي شده بود، در جايگاه ايستاد و ماجرا را توضيح داد. او گفت: مقابل مغازه ميوهفروشي ايستاده بودم تا خريد كنم. همان لحظه متوجه شدم كه كسي از پشت سر به من ضربهاي زد. البته من صورت متهم را نديدم و روي زمين افتادم. بعد فهميدم كه چاقو خوردهام. بعد از حادثه، خانهنشين شدهام و قادر نيستم تا كار كنم. حالا هم هزينه درمانم زياد شده و پولي هم براي هزينه كردن ندارم. شاكي گفت: از دادگاه ميخواهم تا متهم را مجازات كنيد.
بعد از آن، خانواده مقتول درخواست قصاص كردند. برادر مقتول گفت: ما ساكن شهرستان هستيم. برادرم كارگر بود و در تهران كار ميكرد. روز حادثه از بيمارستان با ما تماس گرفتند و ما را از حادثه با خبر كردند.
شاكي بعد كه در جايگاه حاضر شد، پسر رهگذري بود كه روز حادثه بعد از مواجهه با متهم با ضربه چاقو زخمي شده بود. شاكي توضيح داد: حسين به طرف من دويد. با چاقويي كه دستش بود، ضربهاي به من زد كه جراحت زيادي برداشتم. بعد هم مرا به بيمارستان منتقل كردند و پول زيادي را هزينه كردهام. حالا هم از متهم شكايت دارم.
بعد از آن، مردي بنا در جايگاه ايستاد و گفت: روز حادثه داشتم از محل عبور ميكردم كه متهم با چاقو به من حمله كرد. من غافلگير شده بودم و نميدانستم كه چه اتفاقي برايم افتاده است. بعد هم بيهوش شدم و زماني كه چشم باز كردم، روي تخت بيمارستان بودم.
مرد جواني هم كه روز حادثه هنگام سوار شدن به خودرواش از سوي متهم زخمي شده بود، به دادگاه گفت: وقتي در ماشينم را باز كردم، متهم با چاقو ضربه محكمي به كتف من وارد كرد. درد زيادي كشيدم و مرا به بيمارستان منتقل كردند. بعد از حادثه ديگر قادر نيستم از دستم استفاده كنم.
آخرين شاكي، پيرزني بود كه با قامتي خميده در جايگاه ايستاد. او گفت: من هم داشتم از محل رد ميشدم كه متهم با چاقو به من حمله كرد. ضربه محكمي به پشتم زد كه زخمي شدم. حالا هم از شما ميخواهم كه به من كمك كنيد. هزينه درمانم زياد شده است و پولي براي درمان خود ندارم.
دفاع از متهم بعد از آن توكلي، وكيل تسخيري متهم به دادگاه گفت: حسين در دوران كودكي شاهد جدايي پدر و مادرش بوده است. او سالها قبل دچار بيماري روحي شده و به خاطر اينكه سرپرست يا راهنمايي نداشته با بيماري خودش بزرگ شده و به پزشك مراجعه نكرده است. او بدون هيچ انگيزهاي مرتكب حادثه شده و بعد هم پشيمان شده و در كنار ضريح امام حسين (ع) توبه كرده است.
او در بازجوييها اقرار كرده است كه سابقه بيماري رواني دارد، اما به خاطر مشكلات زندگي از درمان خودش منصرف شده است. اين مسئله به عنوان نقص در تحقيقات است و من از دادگاه ميخواهم تا در اين باره تحقيق شود. شايسته بود كه كميسيون درباره اينكه آيا متهم در حالي كه بدون هيچ انگيزهاي مرتكب جنايت شده مجنون است يا خير نيز اعلام نظر ميكرد.
وكيل متهم ادامه داد: حسين قبلاً در بيمارستان روزبه براي درمان بيماري خودش بستري شده بود و گزارش بيمارستان هم نشان ميدهد كه وي دچار اختلالهاي روحي است.
وكيل متهم درباره اتهام محارب شناختن متهم نيز گفت: براساس ماده۱۹۴ قانون مجازات اسلامي اگر محارب قبل از دستگيري توبه كند، حد از او ساقط است. متهم نيز قبل از دستگيري از كرده خودش پشيمان شده و توبه كرده و بعد هم خودش را به پليس تسليم كرده است.
در ماده ۱۸۲ قانون مجازات اسلامي نيز آمده است كه عنصر جرم محارب در صورتي محرز است كه قصد متهم ايجاد فضاي رعب و وحشت در جامعه باشد، در صورتي كه متهم ميگويد قصد ايجاد وحشت عمومي در جامعه را نداشته است.
قاضي صلواتي در ادامه گفت: متهم دو ماه بعد از حادثه در بيمارستان بستري و روانكاوي شده است. وي در چندين جلسه از سوي كارشناسان پزشكي قانوني معاينه و سلامت رواني وي تأييد شده است. براساس گزارش پزشكي قانوني اختلال رواني متهم در حد جنون نيست و اين امر محرز نشده است.
آخرين دفاع قاضي صلواتي سپس متهم را براي آخرين بار به جايگاه دعوت كرد و سوابق كيفري متهم را قرائت كرد. قاضي گفت: شما قبلاً به اتهام تجاوز به عنف، سپس به اتهام آدم ربايي، سرقت، ايجاد خانه فساد و سرانجام استفاده از مواد روانگران و شرب خمر بازداشت شدهايد. متهم گفت: من اتهام سرقت و شرب خمر را قبول ندارم و نميدانم چرا در پرونده من ثبت شده است. قاضي گفت شما به شرب خمر اقرار كردهاي. متهم گفت: اما من اتهام خودم را قبول ندارم. گاهي حالتهاي رواني به من دست ميداد و به فكر اين كارها ميافتادم.
سپس نماينده دادستان تهران به متهم گفت: شما با اين عمل قصد قدرتنمايي و نشان دادن خودت به دوستانت را داشتي. متهم گفت: من حرف شما را قبول ندارم، چراكه براي لحظهاي دچار جنون آني شدم.
متهم در آخرين دفاع از خودش گفت: من از كاري كه كردهام پشيمان هستم و درخواست گذشت دارم. قاضي صلواتي سپس ختم جلسه را اعلام كرد و گفت: رأي دادگاه درمدت زمان قانوني اعلام ميشود.