در اين بين هر چه آگاهان و خيرخواهان روشنگري كردند، براي عدهاي كه قرار نبود واقعيت را بپذيرند، اثري بر جاي نگذاشت. حتي سادهدلان اخواني كه فريب انگليس، قطر و تركيه را خورده بودند، طلبكارانه از موضع جمهوري اسلامي انتقاد كردند.
اينكه عامل اين شورش اجتماعي مسلح،خارجي است يا اينكه هر مشكلي در ساختار و سياستها را ميتوان از طريق گفتوگو و اجراي اصلاحات حل و فصل نمود يا اينكه كشورهاي تحريككننده و گسترشدهنده تروريسيم در سوريه، خيرخواه مردم سوريه نيستند، گوش شنوا پيدا نكرد.
عاقبت كار اين شد كه تشت رسوايي از بام افتاد و ماهيت تروريستها و سياستهاي حامي آنها كه خود را به قيمت گزافي از خونريزي و ويراني در سوريه نمايان كرد و مهمتر اينكه كشورهاي غربي و قدرتها و دستياران منطقهاي آنها به دنبال حل و فصل مشكلات مردم در سوريه نيستند و اهدافي فراتر از برخي مطالبات واقعي مردم سوريه دارند، پس از ۲۲ ماه از زبان معاذالخطيب كه رئيس ائتلاف معارضان سوري و از مجموعه اخوانيهاي سوريه است، شنيده شد. خيلي جالبتر اينكه احمد فتفت وزير كشور دوره حريري كه حالا نماينده مجلس لبنان است هم زبان به اعتراف گشود كه بسيار عبرتانگيز و حامل پيامهاي مهمي است. وي ميگويد اگر سوريه نبود، لبنان نميتوانست در مقابل دشمن پايداري و مقاومت كند!
اين معلوم ميكند كه رويداد مهمي در پرونده سوريه رخ داده است. بسياري از كساني كه تا ديروز سلاح و پول و رسانههايشان در خدمت كشتار و ويراني در سوريه بود، سخن از راه حل سياسي و مذاكره با بشار اسد و حكومت سوريه ميزنند. واقعيت اين است كه طرحهاي سياسي و نظامي براي براندازي نظام سوريه شكست خورده و هيچ گزينهاي كه امكان حيات و اثرگذاري داشته باشد، وجود ندارد. واقعيت اين است كه طرحهاي سياسي و نظامي براي براندازي نظام سوريه شكستخورده و هيچ گزينهاي كه امكان حيات و اثرگذاري داشته باشد، وجود ندارد.
واقعيت اين است كه اگر نظام بشار اسد از پشتوانه مردمي و وجاهت قانوني و مشروعيت در بين مردم خود برخوردار نبود، بايد خيلي زود و همانند مبارك و بن و علي و قذافي و رئيسجمهور يمن، از قدرت ساقط ميشد، ولي مسئله اين است كه نه تنها اين گروهكهاي قارچگونه و تازه روئيده به جان هم افتادهاند، بلكه در مقابل قدرت و مشروعيت نظام سوريه، پسروي خود را آغاز كردهاند و انتظار نميرود كه دوام چنداني هم داشته باشند. واقعيت همان است كه معاذالخطيب اعتراف كرد كه قدرتهاي غربي به دنبال راه حل در سوريه نيستند و فرسايش قدرت ملي سوريه را راهبرد خود قرار دادهاند.
راهحل اين است كه اگر برخي از چهرهها و جمعيتهاي كوچك و ظاهراً معارض نميتوانند از اجراي سياستهاي سرويسهاي اطلاعاتي عربستان، قطر، تركيه و اسرائيل و... دست بردارند، حداقل اخوانيهاي سوريه كه شناسنامه سياسي دارند بايد با شجاعت راه خود را تغيير دهند و در گفتمان سوري- سوري فصل جديدي از حيات سياسي و تأمين منافع ملي در سوريه را با دست رد زدن به سينه مداخله خارجي خلق كنند. با اين رويكرد، صديقترين همراه آنان جمهوري اسلامي خواهد بود كه به عنوان دوست واقعي مردم سوريه و حفظ شرافت ملي سوريه كه نقشآفريني در جبهه مقاومت است، از هيچ كوششي فروگذار نخواهد كرد. اين رويكرد زماني كارآمد خواهد بود كه نه تنها اخوان و مجموعههاي مسلح را كنار بگذارند، بلكه تروريستهاي وارداتي را نيز از كشورشان بيرون كنند و با آرامش و گفتمان به سازندگي و اصلاح كشورشان بپردازند.