
به گزارش خبرنگار ما، هفتم تيرماه امسال مردي به مأموران پليس در شهرك انديشه كرج مراجعه كرد و گفت برادرش به طور ناگهاني ناپديد شده است. او توضيح داد: شب گذشته برادرم كه مهرداد نام دارد، با ماشين خودش كه يك پژو بود از خانه بيرون رفت و ديگر از او خبر نداريم. هرچه با تلفن همراهش تماس ميگيريم، گوشي او خاموش است.
بعد از مطرح شدن شكايت، مأموران پليس به رديابي شماره پلاك خودرو و شماره تلفن مهرداد پرداختند و متوجه شدند آخرين بار با زني به نام زهرا تماس تلفني داشته است. بررسيهاي پليس نشان داد، زهرا همسر صيغهاي مهرداد بود كه مدتي قبل، زمان صيغه آنها تمام شده است. مأموران خودروي مهرداد را هم در نزديكي خانه زهرا پيدا كردند، بنابراين او را مورد بازجويي قرار دادند. زهرا گفت: چندي پيش صيغه مهرداد شدم و بعد از اينكه مدت صيغه ما تمام شد، مهرداد با من تماس گرفت و گفت ميخواهد براي ديدن من به خانه ام بيايد.
روز حادثه من عمل جراحي كرده بودم و در خانه استراحت ميكردم. مادرم هم مراقب من بود كه ناگهان از داخل حياط صداي درگيري بلند شد. متوجه شدم برادرم كه مصطفي نام دارد، با مهرداد درگير شده و او را زخمي كرده است. برادرم، مهرداد را در حالي كه به شدت زخمي بود به داخل خانه آورد. من و مادرم شروع به جيغ كشيدن كرديم. مصطفي دست و پاي من را با پارچه به لوله گاز بست و بعد به سراغ مادرم رفت و با مشت به سر او كوبيد. بعد هم مادرم را به داخل يكي از اتاقها برد و او را حبس كرد. بعد هم همراه مهرداد از خانه بيرون رفت و از او خبر ندارم.
مأموران پليس سپس مصطفي را بازداشت كردند. او به قتل مهرداد اقرار كرد و توضيح داد: روز حادثه وقتي وارد خانه خواهرم شدم، در خانه را پشت سرم نبستم. هنوز داخل حياط بودم كه مردي از پشت سرم وارد خانه شد. مهرداد شوهر صيغهاي خواهرم بود كه مدتي قبل صيغه آنها تمام شده بود. به او گفتم براي چه به خانه خواهرم آمده است؟ او با زنان زيادي رابطه داشت و از دست او ناراحت بودم و نميخواستم ديگر با خواهرم رابطه داشته باشد. مهرداد ناگهان لگدي به من زد كه كنار شير آب كه داخل حياط بود به زمين افتادم. آنجا مقداري ظرفهاي نشسته بود. چاقوي آشپزخانه هم داخل ظرفها بود. آن را برداشتم و وقتي از زمين بلند شدم، مهرداد برايم چاقو كشيد. من هم به او حمله كردم و چاقو را در شكمش فرو كردم كه به زمين افتاد. همان لحظه صداي جيغ و داد خواهر و مادرم بلند شد.
مهرداد را بلند كردم و به داخل خانه بردم. خواهر و مادرم مدام جيغ و داد ميكردند. ابتدا دست و پاي خواهرم را با پارچه به لوله گاز بستم و بعد مادرم را داخل يكي از اتاقها حبس كردم. سپس به سراغ مهرداد رفتم و زخمش را با پارچه بستم. وقتي ديدم حالش بدتر شد، او را بلند كردم و به داخل ماشينم بردم و به طرف بيمارستان حركت كردم. در راه مدام با او حرف ميزدم اما صدايش ناگهان قطع شد. به كوچه خلوتي رفتم و توقف كردم. متوجه شدم كه فوت شده است. بعد ترسيدم و جسدش را به صندوق عقب ماشين منتقل و به طرف جاده ساوه حركت كردم. در محل خلوتي جسد را بيرون كشيدم و مقدار بنزين روي آن ريختم و جسد را آتش زدم. بعد هم به خانهام رفتم تا اينكه بازداشت شدم.
بعد از اقرارهاي متهم، مأموران به محل رفتند و جسد سوخته مهرداد را كشف كردند. خانواده مقتول هم جسد را شناسايي كردند. با انجام تحقيقات نهايي، متهم صحنه جرم را هم بازسازي كرد و پرونده با صدور كيفرخواست براي رسيدگي به شعبه ۷۴ دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد تا متهم به زودي پاي ميز محاكمه حاضر شود.