کد خبر: 508994
تاریخ انتشار: ۰۸ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۵:۳۵
نگاهي به لزوم شناخت جغرافياي شهري براي بهتر زيستن در شهر
محمدصادق عابديني
جغرافياي شهري پيش از آنكه يك رشته تحصيلي باشد، علم شناخت و چگونه زندگي كردن در محيط‌هاي شهري است. بسياري از ما بدون آنكه متوجه باشيم در طول روز از اين علم استفاده مي‌كنيم. به طور مثال ما هميشه به دنبال پيدا كردن كم ترافيك‌ترين مسير براي رفت و آمد هستيم و در صورت سنگيني آمد و شد در مسير اصلي عبور به سرعت راه‌هاي جايگزين را در ذهنمان مرور مي‌كنيم. ما براي خريدهاي خود به دنبال محلي هستيم كه هزينه زمان رفت و آمدمان به آنجا در حداقل ممكن باشد يا در هنگام سفر شهري را انتخاب مي‌كنيم كه توانايي سازگاري‌مان با آب و هواي آن وجود داشته باشد و دسترسي به آن از طريق وسايط حمل و نقل به راحتي فراهم باشد.
اينها همگي جزء موضوعاتي هستند كه جغرافياي شهري به آنها مي‌پردازد اما با نگاهي علمي و كاربردي. مسئله اولي كه در جغرافياي شهري بايد به آن پرداخت مسئله تعريف شهر است، ما به طور سنتي بر اساس شاخصه‌هاي ذهني تعاريفي براي كلانشهر، شهر، شهرك، دهستان، روستا و ... داريم. اين تعاريف مي‌توانند از نظر علمي كاملاً درست يا تا بخشي قابل قبول باشند. به طور معمول فرق ميان روستا و شهر مسئله‌اي است كه مي‌تواند براي يك محيط روستايي بسيار قابل اهميت باشد، اگر محلي به عنوان شهر انتخاب شد قطعاً بودجه آن ارتقا يافته و از پاره‌اي از مزايا بهره‌مند مي‌شود. هر كدام از ما اگر بخواهيم معيارهاي انتخاب يك محل تجمع انساني را به عنوان روستا يا شهر برشماريم مي‌توانيم به مواردي مانند ميزان جمعيت، نوع مشاغل و حرفه، تفاوت‌هاي مصالح ساختماني و نوع معماري بناها، چگونگي ارتباط با طبيعت و ميزان تعامل با ديگر مراكز جمعيتي را مدنظر قرار دهيم. ما جمعيت روستا را به صورت ذهني كمتر از يك مركز شهري مي‌دانيم.
اما كارشناسان جمعيتي عددهاي خاصي را براي جداسازي روستا از شهر وتبديل يك روستا به شهر انتخاب كرده‌اند كه به صورت قراردادي است و در هر كشور متفاوت است. در كشور‌هاي مختلف حداقل جمعيت‌هاي گوناگوني مانند ۲۵۰۰، ۵ هزار و ۱۰ هزار نفر را براي جداسازي روستا از شهر انتخاب كرده‌اند. به طور معمول در روستاها بنا به موقعيت طبيعي آن،‌ يك نوع شغل غالب در مردم ديده مي‌‌شود، اين شغل مي‌تواند از انواع شاخه‌هاي كشاورزي مانند زراعت،‌دامپروري، باغداري،‌پرورش، صيادي و ... يا حتي مشاغلي مانند توريسم و گردشگري باشد. 

ارتباط يك محيط روستايي با طبيعت بسيار بيشتر از يك محيط شهري است به طوري كه مي‌توان گفت كه در روستاها طبيعت بر انسان‌ها حكمراني دارد و در شهرها به صورت نسبي طبيعت مغلوب قدرت فناوري شهرنشينان شده است. اما در تعاريف جديد براي انتخاب محلي به عنوان شهر، از معيارهاي كمي و كيفي عبور كرده و به جنبه ديگري توجه كرده‌اند. به طور مثال در كشورمان هر مكاني كه داراي «شهرداري» باشد به عنوان شهر شناخته مي‌شود.
انتخاب شهرداري به عنوان شاخص شهر بودن يا نبودن يك سكونتگاه نشانه اهميت مديريت و ساماندهي مراكز تجمع انساني است. جغرافياي شهري و رشته‌هاي وابسته به آن مانند برنامه‌ريزي شهري و مديريت شهري نگاه ويژه‌اي به اين موضوع دارند. كارشناسان براي برنامه‌ريزي جهت مديريت بهتر شهرها، آنها را طبقه‌بندي مي‌كنند، شهرهاي كوچك، متوسط، بزرگ، كلانشهرها (مترو پوليتن يا همان مادر شهر) مگالا پوليس (مجموعه‌اي از چند كلانشهر) و ... .هر كدام از ما ممكن است در يكي از اين انواع شهرها زندگي كنيم، جغرافياي شهري و برنامه‌ريزي شهري در هر كدام از اين نوع شهرها اهداف گوناگوني را دنبال مي‌كند. اين اهداف در برنامه‌هايي مانند طرح جامع،‌طرح تفصيلي و طرح هادي شهري ارائه شده و بعد از تصويب به اجرا در مي‌آيند.
تمامي اين طرح‌ها براساس اينكه وضعيت كنوني شهر چگونه است و بايد در يك افق مشخص به وضعيت ديگري برسد نوشته و اجرا مي‌شوند. براي كساني كه در كلانشهرهايي مانند تهران زندگي مي‌كنند طرح‌هاي شهري و اجراي آنها به جزئي از زندگي روزانه تبديل شده است. 

شهرداري با شناخت وضعيت فعلي، نقاط ضعف و قدرت شهر را مشخص مي‌كند، براي رفع كمبودها و ترسيم وضعيت مطلوب برنامه‌ريزي مي‌كند و آن را در افق زماني مشخصي به انجام مي‌رساند، اين برنامه‌ريزي‌ها همگي بر بستر جغرافياي شهري انجام مي‌شود. شناخت بهتر ما از جغرافياي شهري در چند جهت به زندگي بهتر ما در شهر كمك مي‌كند، ابتدا در زندگي شخصي‌مان باعث مي‌شود تا تعامل بهتري با محيط شهر داشته باشيم، در مرحله بعد با شناخت جغرافياي شهري درك تصميمات شهرداري‌ها براي ارائه طرح‌هاي شهري و چگونگي اجراي آن بهتر شده و به عنوان يك شهروند مي‌توانيم از طريق شوراهاي محلي يا شوراي شهر، نظرات خودمان را در ارتباط با اين طرح‌ها مطرح كنيم و ايرادات احتمالي آنها را به مسئولان منتقل نماييم. در آخر با بررسي جغرافياي شهري به نتيجه خواهيم رسيد كه شهر مانند يك موجود زنده داري حيات است و براي بقاي آن بايد هر شهروند شهر خود را بشناسد و راه‌هاي چگونه زندگي كردن در شهر و حفظ محيط شهري جهت انتقال آن به نسل‌هاي آينده را فرا بگيرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار