
«زيبايي و زيباشناسي ريشه در تمدن قديمي انسان دارد. آنقدر قدمت اين ريشه قديمي است كه تاريخ دقيقي براي آن وجود ندارد. انسان متمدن قديم براساس فطرت زيبايي دوستي كه داشته زيبايي را در هرنقطه و هر جايي ميپسنديده و از آن استقبال ميكرده؛ از زيبايي طبيعت اطراف گرفته تا نوع پوشش لباس، مدل و رنگ مو يا وسايل و ابزارهايي كه براي زينت خود از آن استفاده ميكرده است.
حتي بشر در بررسي شواهد باقي مانده از تاريخ و تمدن كهن به مواردي دست پيدا كرده كه انسانهاي قديم حتي مردگان خود را پيش از دفن با بو، آرايش و زيورآلات زيبا ميكردند.»
اين بخشي از صحبتهاي دكتر منصور بهرامي، روانشناس و عضو ارشد «انجمن بينالمللي تحليل رفتار متقابل» در تحليل تمايل افراطي جوانان به سمت جراحيهاي زيبايي است.
علاقه به زيبايي و جلب توجه ديگران ريشه در فطرت ما دارددكتر منصور بهرامي ميگويد: با گذشت زمان و ورود پيشرفت به جمع انسانها نوع پوشش، الگوهاي زيبايي در افراد و استفاده از رنگها و زينتآلات دستخوش تغييراتي ميشود. با يك مقايسه سطحي ميتوانيم به اين نكته برسيم كه هر زمان و دورهاي در ميان مردم الگوهاي زيبايي و معيارهاي مقايسهاي مخصوصي وجود داشته است.
براي مثال تقريباً در سال ۱۹۶۰ لاغري بيش از اندازه و وزن بسيار كم نوعي الگو در بين دختران جوان و زنان انگليسي به شمار ميرفت كه با گذشت زمان اين الگو رنگ باخت البته چنين تغييراتي را در نوع آرايش و رنگ مو، آرايش صورت و زيبايي ظاهري اجزاي صورت در سالهاي اخير ميبينيم.
اين موج و تمايل به سمت و سوي جراحيها و با هدف زيبا شدن تقريباً از زمان كودكي شروع به شكلگيري ميكند. در واقع از زماني كه بچهها تغييرات پدرها و مادرها را ميبينند، احساس ميكنند و به ذهنشان ميسپارند، ياد ميگيرند از عوامل بيروني در پيش پا افتادهترين موارد مثل رنگ، بو و زيورآلات براي زيبا شدن استفاده كنند.
درست با شكلگيري حس كنجكاوي و احساس تمايل به غيرهمجنس فرزند پسر يا دختر براي جلب توجه و ايجاد حس كشش تلاش ميكند خودش را در مقابل ديگري زيبا جلوه دهد و اوج اين احساس زيبا جلوه نمودن در همين زمان و دوره سني است.
اهميت و نفوذ احساس زيباپسندي حتي در زمان انتخاب همسر هم ديده ميشود همانجا كه مرد، زني زيبا و خوش اندام و زن، مردي زيبا و قوي را به همسري برميگزيند.
اين همه هزينه براي جراحي زيبايي با چه انگيزهاي؟سؤال اينجاست كه در پس اين همه هزينه و سختي براي زيبا جلوه نمودن چه انگيزهاي وجود دارد؟ شايد مهمترين انگيزه اين كار مورد توجه قرار گرفتن و تحسين شدن از جانب ديگران است.
اين احساس و فطرت خدايي زماني مشكل ساز ميشود كه الگوهايي را براي زيبايي و زيبا شدنمان انتخاب كنيم كه الگوهاي درستي نباشد يا بنا به هر دليلي با قوانين و معيارهاي ديني و ملي ما مغاير باشد. به عنوان مثال در جامعهاي مثل ايران پسنديده نيست كه يك مرد گوشواره به گوش كند اما در ساير كشورها ممكن است همين گوشواره زينتي براي مردها به شمار رود.
البته بسياري از آسيبها و معضلات اجتماعي هم ممكن است به اين احساس و روند پيگيري آن لطمه بزند مثلاً امروزه متأسفانه بسياري از كارها و رفتارهاي ما در زمينه زيبا شدن از چشم و همچشمي و رقابت منشأ ميگيرد.
اما شايد بدترين حالت اين باشد كه ما به خاطر نداشتن اعتماد به نفس به سراغ زيبا جلوه كردن برويم. افرادي كه هويت ذاتي و اعتماد بهنفس كافي ندارند تا آنجا در اين زمينه حساس ميشوند كه بيشتر به سراغ تغييرات و جراحيهاي زيبايي ميروند. چون اين افراد به دليل يك نقيصه دروني به جراحي روي آوردهاند معمولاً پس از عمل جراحي رضايت و احساس خوبي ندارند در نتيجه ترجيح ميدهند عملهاي چندمرتبهاي انجام دهند.
در چند دهه اخير مردم با هدف جلب توجه كردن كه در درون خود هدف مورد نوازش قرارگرفتن را مخفي كرده است گرايش شديدي به سمت جراحيهاي زيبايي داشتهاند. براي درك بيشتر اين مفهوم تصور كنيد تا زماني كه احساس رضايت دروني از تغييري كه در خودتان ايجاد كرده ايد را حس نكنيد به رضايت و اغناي دروني نميرسيد اين همان نوازش دروني است.
جنسيت و احساس زنان مهمترين محرك براي كشش آنها به سوي جراحيهاي زيبايي استاما سؤال مهم اينجاست كه چرا بيشترين تغييرات در اين زمينه در ميان زنان جوامع شكل ميگيرد؟
شايد بيشتر به خاطر احساس و زيباپسندي آنهاست. زنان بيش از مردان تمايل به جلب توجه و زيباجلوه نمودن دارند.
جراحيهاي زيبايي در كشور ما بيشتر در ميان زنان رواج دارد. مهمترين دليل اين مسئله آن است كه بر حسب قوانين ديني ما تنها صورت زنان است كه در معرض ديد سايرين قرار دارد از اين رو زنان در انتخاب جراحيهاي زيبايي به سراغ جراحيهاي صورت از جمله تزريق ژل، بوتاكس، جراحي بيني و نظاير آن ميروند. شايد به همين دليل است كه زنان جامعه ما اگرچه صورت زيبايي دارند اما بدن و تغذيه سالم و اندام متناسبي ندارند.
در گذشته مردان به خاطر ارزشهاي روز همان زمان كمتر به سراغ جراحيهاي زيبايي ميرفتند. يكي از همين ارزشها داشتن سبيل به عنوان نشان مردانگي در دو نسل قبل از ما بود و اين نشانه تا جايي اهميت داشت كه اگر مردي سبيل نداشت در واقع مردانگي نداشت.
شكي نيست كه تعداد عملهاي جراحي در ميان زنان بيش از تعداد همين عملها در ميان مردان است اما امروز متأسفانه با پذيرش جمع افراد جامعه رشد عملهاي جراحي به نسبت جمعيت جنسيتي در بين مردان بيش از زنان شده است. افزايش اين حس زيبايي پسندي در مردان تا آنجا پيش رفته كه امروز مرداني را در سطح جامعه ميبينيم كه موهاي خود را رنگ كردهاند و با همصحبتي با آنها متوجه ميشويم كه الگوبرداري غلط از برخي ورزشكاران و هنرمندان باعث ايجاد اين تغييرات شده است.
جوان است و جوياي نگاه و جلب توجه!جوانان ما براي جلب توجه بيشتر فضاهاي متفاوت مثل موسيقي، نقاشي، بازيگري، ورزش و نظاير آن ندارند، نميشناسند يا كمتر به سراغ آن ميروند. اما از آنجا كه جوانان بيشتر به دنبال شهرت هستند تا قدرت و كمتر راضي به كارهاي سخت و طولاني ميشوند سراغ راهكارهاي سريع و ساده مثل جراحي و رنگ كردن ميروند.
بخشي از شدت اين تب جراحيهاي زيبايي به نگرش ما هم برميگردد. وقتي كه ما امروز بيش از زيباييهاي دروني نسبت به زيباييهاي بيروني حساس شدهايم خود به خود نسلمان را هم به همين سمت و سو هدايت ميكنيم. غافل از اينكه توجه كردن به زيباييهاي دروني ميتواند اعتماد به نفس را در فرد افزايش دهد همانطور كه يك ورزشكار، هنرمند يا موسيقيدان جوان چون به اندازه كافي مورد توجه قرار دارد كمتر به سراغ چنين اعمالي ميرود.
به عقيده من انسانهايي كه از نظر اعتماد به نفس و زيباييهاي دروني تهي هستند بيشتر به سمت چنين جراحيهايي تمايل دارند.
البته بخشي از رشد گسترده به سمت جراحيهاي زيبايي از تغيير فرهنگ اجتماعي ما نشأت ميگيرد. ما با تغيير الگوها و رفتارهايمان در مراودات اجتماعي به افزايش اين ناهنجاري دامن ميزنيم. تغيير فرهنگ اجتماعي ما و ارزشهاي بنيادي در جامعه به سرعت از سوي معنويات به سمت ماديات در حال پيش رفتن است. جواني كه از معنويات دروني تهي است به سمت تغييراتي در جهت زيبايي ظاهري ميرود. اگر در گذشته ملاك برتري زنان سليقه، مهر مادري و كمال بود و عيار سنجش مردان قدرت، مسئوليتپذيري و مردانگي بود امروز شاهد آن هستيم كه براي دختري زيبارو و متمول ارزشي بيش از يك دختر باكمال و نجيب اما فاقد زيبايي ظاهري قائل هستيم.
بهترين راهكار براي رفع اين مشكل معرفي و به رسميت شناختن تواناييهاي زنان بيش از زيبايي آنهاست. گذشت، فداكاري و ويژگيهاي دروني زنان ظرفيتهايي است كه بايد براي رشد آنها سرمايهگذاري كرد. در اين ميان سهم رسانهها كم نيست، رسانهها بايد تلاش كنند تا تصويري خلاف واقعيت از صورتكهاي زيباي سطح شهر نشان دهند و به مردم يادآوري كنند در پس اين صورتهاي زيبا تنها احساس جلب توجه وجود دارد و هيچ!