
بسياري از كارشناسان ريشههاي شكلگيري فتنه ۸۸ را در خارج از كشور ميدانند؛ فتنهاي كه از چنان عمقي برخوردار بود كه بسياري از سياسيون را درگير خود كرد و باعث انحراف كساني شد كه روزي از دوستان و ياران نظام بودند و هم اكنون با گذشت نزديك به چهار سال از آن وقايع، همچنان مشغول گذران دوران محكوميت خود در زندان هستند. اين در حالي بود كه شكلگيري اين فتنه عميق با هدف سرنگوني بدون هزينه نظام جمهوري اسلامي شكل گرفته بود. درست همانند مدلهايي كه با كليدواژه تقلب در انتخابات در كشورهايي نظير اوكراين، گرجستان و قرقيزستان شكل گرفت و در نهايت عاملي براي كنار رفتن حكومتهاي اين كشورها شد. در اين بين مؤيد شكلگيري و خطدهي اين وقايع از خارج كشور نه فقط الگو برداري از مدلهاي انقلاب رنگي در كشورهاي بلوك شرق، بلكه اعترافات برخي از دستگيرشدگان در خصوص ارتباط با نهادهاي غربي فعال در عرصه انقلابهاي رنگي و همچنين فعاليت سنگين سفارتخانههاي اين كشورها در ايام فتنه ۸۸ بود.
مدل تازه براي فتنه تازهاما در عين حال شكست خوردن تلاشهاي غربي در براندازي نظام جمهوري اسلامي از طريق يك مدل از انقلاب رنگي باعث نشد كه آنان دست از حركت و تلاش خود براي رسيدن به هدف بردارند چراكه بار ديگر نيز با طرح موضوعي در قالب انتخابات، همچنان به دنبال تلاش براي پيادهسازي يكي از مدلهاي انقلاب مخملي در داخل ايران هستند؛ مدلي كه البته هيچ سابقهاي براي اجرا نداشته است اما همچنان در همان بستر قديمي «انتخابات» شكل گرفته است چراكه فرصت برگزاري انتخابات در هر كشوري زمينهساز باز شدن فضاي سياسي و حركت آزادانه جناحها و گروهها شده است و مرور تمام مدلهاي انقلاب رنگي نظير انقلاب پنجم اكتبر صربستان، انقلاب گل رز در گرجستان، انقلاب نارنجي در اوكراين و انقلاب لاله در قرقيزستان نيز مؤيد همين موضوع است.
اين در حالي است كه به گمان برخي از اپوزيسيونهاي خارجنشين كه با دريافت سناريو بعدي انقلاب مخملي در ايران از لابراتوارهاي سرويسهاي جاسوسي در حال كادرسازي براي آن هستند، نه تنها موضوع انتخابات بلكه قرارگيري موج حركتيشان در مسير انقلابهاي منطقهاي كه از آن به عنوان بهار عربي ياد ميكنند، هم عامل مؤثر ديگري است كه ميتواند آنان را در ماجراي ايران به پيروزي برساند؛ پيروزي با مدل انتخابات «انتخابات آزاد».
همراهي داخليها با مدل انتخابات آزاددر عين حال مرور وقايع سال ۸۸ نشان ميدهد كه يكي از دلايل پيچيدگي شديد اين فتنه همراهي خواسته يا ناخواسته برخي از عوامل داخلي با اين جريان بود؛ عواملي كه چهرهاي مقبول در داخل كشور داشتند و روزي از مسئولان و عناصر انقلابي كشور محسوب ميشدند. متأسفانه بايد گفت كه اين شيوه در حال حاضر نيز مشغول شكلگيري است و برخي از جريانات داخلي سخن از عاملي به ميان ميآورند كه در خارج از كشور طراحي و سناريوسازي آن توسط اپوزيسيون انجام شده است؛ سخن از «انتخابات آزاد» كه واكنشهاي فراواني را از سوي دلسوزان نظام به همراه داشته است، تا جايي كه رهبر معظم انقلاب نيز خود وارد اين صحنه شدند و دنبالكنندگان اين طرح را به شدت مذمت كردند.
ريشههاي شكلگيري انتخابات آزاداما براي درك بهتر موضوع و ارائه هشدار به نيروهايي كه اين روزها سخن از انتخابات آزاد ميگويند، بايد به مرور شكلگيري و واژهسازي اين عامل پرداخت.
شايد نخستين ريشههاي شكلگيري اين عامل براندازي را بتوان در نشستهايي سهگانه، تحت عنوان «اتحاد براي دموكراسي» جستوجو كرد؛ نشستهايي كه با گرد هم آمدن اپوزيسيون خارج نشين اعم از سلطنتطلبها، منافقين، كومله و جنبش سبز در كنار هم شكل گرفت، اگرچه در ابتدا به خاطر وحشتي كه از تقابل با ديگر اپوزيسيونهاي ايراني خارجنشين داشتند، حاضر به افشاي نام و ماهيت خود در نشست استكهلم نشدند اما در ادامه و همزمان با دومين نشست اين اپوزيسيون در بروكسل و سهيم شدن ديگر جريانهاي اپوزيسيوني در منابع مالي اين نشستها، نه تنها نام شركتكنندگان آن منتشر شد بلكه نمايندگان برخي از رسانههاي همراستاي آنان اين اجازه را يافتند كه از محل برگزاري نشست خبر و تصوير تهيه كنند. نخستين نشست اين گروهها با كمك بنياد اولوف پالمه سوئد برگزار شد و در جريان آن كارگاههايي نيز در مورد شيوهها و مدلهاي براندازي نرم برگزار كردند. درست در همين نشستها بود كه واژهپردازي براي «انتخابات آزاد» صورت گرفت. اين واژه ابتدا در بيانيه پاياني نشست استكهلم (نخستين نشست اين جريان) گنجانده شد اما اين موضوع به تنهايي كافي نبود و در دومين نشست اين جريان در بروكسل كارگاهي آموزشي تحت عنوان «بررسي راهكارها وگامهاي عملي ايجاد زمينههاي اجراي انتخابات آزاد» برگزار شد. در اين پنل، نوشابه اميري روزنامهنگار فراري، عليرضا نوريزاده روزنامهنگار همكار سرويس جاسوسي عربستان، حسن شريعتمداري فعال سياسي فراري و مجتبي واحدي روزنامهنگار فراري سخنراني كردند. اين در حالي بود كه سومين نشست اپوزيسيون خارجنشين كه در پراگ جمهوري چك برگزار شد نيز تأكيد ويژهاي بر «ضرورت برگزاري انتخابات آزاد» داشت.
درست همزمان با همين نشستهاي مكرر بود كه برخي جريانات داخلي نيز همنوا با اپوزيسيون خارجي سخن گفتن از انتخابات آزاد را در دستور كار خود قرار دادند تا از اين طريق بتوانند اثرگذاري خود را با فشار به حاكميت از اين طريق حفظ كنند.
تمامي اينها در حالي بود كه برآيند سه نشست مداوم اپوزيسيون خارجي تشكيل شورايي تحت عنوان «شوراي ملي ايرانيان» با محوريت رضا ربع پهلوي بود تا پشتپرده تمامي اين تحركات و گردهم آمدن اپوزيسيونهايي كه در ديدگاه فاصله زيادي با يكديگر دارند، مشخص شود.
اين در حالي بود كه در بيانيهاي كه تحت عنوان منشور پيشنهادي اين شورا عرضه شده بود، هدف از برپايي آن دستيابي به شرايط مناسب براي برگزاري انتخابات آزاد، عنوان شده بود؛ شورايي كه ربع پهلوي براي دريافت حمايتهاي مالي و فكري به نفع آن به ديدار اعضاي پارلمان انگليس رفت.
در نهايت مرور آنچه كه پيرامون موضوع انتخابات آزاد در داخل و خارج از كشور گذشته است، نشان ميدهد كه شكلگيري اين جريان بار ديگر در همان پازل قديمي براندازي نرم و در بستر انتخابات است و متأسفانه نيروهاي داخلي نيز همانند فتنه ۸۸، خواسته يا ناخواسته با آن همراه شدهاند. نيروهايي كه پس از وقايع سال ۸۸ با ريزش شديد پايگاه اجتماعي مواجه شدند و از اين طريق به دنبال ايجاد هماهنگي ميان سرمايههاي اجتماعي طيفهاي مختلف اپوزيسيون، براي فشار به حاكميت و گرفتن امتياز از آن هستند.