
بيترديد، عامل اصلي كنارهگيري مونتي و پيامد آن از انحلال دو مجلس در بحران مالي ايتالياست چراكه مونتي اعلام كرده به دليل عدم حمايت نمايندگان پارلمان از برنامه صرفهجويي مالي استعفا داده است. دولت ايتاليا در شرايط فعلي به كار خود ادامه ميدهد تا انتخابات برگزار شود و دولت آينده از تركيب مجلس بعدي معلوم شود اما اين مدت فرصت مناسبي به احزاب ايتاليا و به ويژه احزاب دست راستي داده تا شانس خود را براي رسيدن به قدرت بيازمايند و سلويو برلوسكوني برجستهترين سياستمدار از ميان راستگرايان است.
بيثباتي سياسي برآمده از بحران مالي
ايتاليا همانند ديگر كشورهاي اروپايي از سنت ديرينهاي برخوردار است كه موجب بروز و رشد احزاب دست راستي بوده است. عوامل اصلي ظهور اين احزاب به طور عمده در مواردي از قبيل فقر، رشد ميزان بيكاري، افزايش حجم مهاجرت و ناتوانيهاي سياستمداران سنتي بوده است اما بحران مالي فعلي به اين عوامل افزوده شده و احزاب و سياستمداران راستگرا از آن براي تقويت موقعيت سياسي خود استفاده ميكنند. اداره آمار ملي ايتاليا، ISTAT اعلام كرده كه توليد ناخالص داخلي اين كشور در ۲۰۱۲ كاهش داشته و چشمانداز مثبتي در ۲۰۱۳ نيز ديده نميشود. همراه با اين بيثباتي اقتصادي است كه بازارهاي سهام نتوانستند رشد شاخصها داشته باشند و متحمل ضربات سختي از ناحيه سياستهاي رياضت اقتصادي مونتي شدهاند.
ميتوان به اين مجموعه رشد مهاجرت نيز افزود كه خود بهانهاي به دست احزاب دستراستي داده است. آمارها حاكي از كاهش ناچيز ميزان مهاجرت به ايتالياست زيرا ۹/۷ درصد ميزان مهاجرت در ۲۰۱۱ بوده و اين ميزان در ۲۰۱۲ به مقدار ۵/۷ درصد از كل جمعيت ايتاليا رسيده است. هرچند كه اين ميزان نسبت به كل جمعيت ايتاليا چشمگير نيست اما بايد توجه داشت كه ۵/۸۶ درصد از مهاجران در مناطق شمالي ايتاليا سكونت دارند. اين مناطق جزو اصليترين مناطق صنعتي اين كشور است و همچنين پايگاه اصلي جريانهاي راستگراي افراطي همانند ليگ شمال است. با تداوم بحران مالي و سقوط دولت مونتي است كه شرايط براي درهم تنيده شدن اين عوامل و پيچيدگي بيشتر اوضاع فراهم ميشود و جريان راستگرا بتواند از اين وضعيت براي جلب آراي شهروندان استفاده كند اما اين شرايط نه تنها در ايتاليا بلكه در بيشتر كشورهاي اروپايي نيز وجود دارد.
راستگرايي جديد در اروپا
واقعيت اين است كه تمايلات راستگرايانه بيشتر از هر موقع ديگري مجال فعاليت در اروپا يافته است و حتي روزنامه چپگرايي مثل لا رپوبليكا نيز در تحقيقات خود به اين نتيجه رسيده است. اين روزنامه در تابستان گذشته تحقيقات آماري گستردهاي انجام داد و به اين نتيجه رسيد كه جريان راستافراطي جديد نقش تازهاي در عرصه اروپا يافته و عضوگيري در احزاب و گروههاي وابسته به اين جريان در حال رشد است.
نكته جالب توجه اين تحقيق آن است كه با وجودآراي نسبتاً اندك اين احزاب و گروهها، آنها توانستهاند حتي در ميان رأيدهندگان چپگرا نيز نفوذ كنند و نظر آنان را به خود جلب كنند. دموس انديشكده بريتانيايي با ريشههاي چپ است كه در بررسي خود متوجه شده جريانهاي پوپوليست راستافراطي در سرتاسر اروپا به اتحادي فزاينده بين خود رسيدهاند و توانستهاند بر حوزههاي سنتي جريانهاي چپگرا تمركز كنند. يكي از اين حوزهها در شمال ايتاليا و از ميان كارگران مناطق صنعتي آن است كه با وخامت معيشت خود مواجه شدهاند و احزاب راستگراي افراطي از اين وضعيت براي گسترش نفوذ خود در ميان آنان استفاده ميكنند.
ليگ شمال يكي از اين احزاب است كه در شمال ايتاليا متمركز شده و هر چند كه مايل نيست به عنوان يك حزب راستگراي افراطي و تجزيهطلب شناخته شود اما همان نگرش پوپوليستي راستافراطي را تبليغ ميكند و يكي از محورهاي پوپوليستي آن نيز تأكيد بر مبارزه با بنيادگرايي اسلامي است. اين حزب چنين تبليغ ميكند كه بنيادگرايي اسلامي تهديد جدي براي استيلاي اروپاي قديم است كه براي حفظ اين اروپا و احياي استيلاي آن بايد با بنيادگرايي اسلامي مبارزه كرد. مبارزه با بنيادگرايي اسلامي تنها بهانهاي در دست ليگ شمال است تا آن كه انگشت بر حضور مهاجران در شمال ايتاليا بگذارد و به اين وسيله نفوذ خود را در ميان كارگران يا حاميان قديمي جريان چپگرا گسترش دهند.
فاشيسم ايتاليايي
نكته مهم در ارتباط راستافراطي ايتاليا با ريشههاي فاشيستي است كه همين ريشهها در تبليغات پوپوليستي آنان نقش دارد. در واقع، سياستمداران ايتاليايي بر خلاف همتايان خود در آلمان هيچگاه تمايلي به انكار گذشته فاشيستي خود نداشتهاند و حتي از ريشههاي فاشيستي به عنوان فرصتي براي رسيدن به قدرت استفاده كردهاند. اتوره چينلا، استاد تاريخ در دانشگاه پيزا، طي سخنراني اخير خود در دانشگاه پاريس به اين ريشه اشاره كرد و گفت: «در كشور ما، افرادي كه تا همين مدت كوتاه گذشته به نحو عميقي گذشته فاشيسم را ستايش ميكردند، شانس مشاركت در قدرت و حتي دست يافتن به مدارج بالا را دارند. ما هنوز بزرگداشت سربازاني را برگزار ميكنيم كه به همراه آلمانيها براي جمهوري فاشيست جنگيدند. اين از چيزهايي است كه كمكي به اوضاع نميكند اما نگرانيها را در مورد خصايص اخلاقي ملت ما افزايش ميدهد».
او حتي حضور سياستمداراني با سابقه چپ همانند رئيسجمهور ايتاليا را نيز عامل پيچيدگي سياسي در ايتاليا ميداند چراكه احترام به اين افراد موجب ميشود تا ريشههاي خشن گذشته به دقت مورد توجه قرار نگيرد و به همين دليل است كه به نظر وي، مادام كه ايتاليا با گذشته خود از در آشتي درنيايد نميتوان گفت كه بتواند به جامعهاي متمدن و اخلاقي برسد و سياستش بتواند حركت سازندهاي داشته باشد. او از شناسايي و آشتي با گذشته ميگويد اما احزاب راستگراي افراطي با تكيه به همين گذشته و سعي در پنهانكاري اجازه چنين امري نميدهند تا آن كه بتوانند از ريشههاي فاشيستي خود بهرهبرداري سياسي در شرايط موجود بكنند.
شايد حضور الساندرا موسيليني، نوه بنيتو موسيليني ديكتاتور فاشيست ايتاليا، در مجلس ايتاليا بيشتر نمادي از ريشه فاشيستي در اين كشور است. او با وجود سر و صداهايش در مجلس و رفتاري شبيه پدربزرگش اما يك عضو ميانهرو دستراستي مجلس است و ريشههاي فاشيستي را بايد در ليگ شمال يا حزب برلوسكوني، حزب مردم آزادي PDL، جست كه با يكديگر همكاري نزديكي دارند و از هماكنون خيز بلند خود براي پيروزي در ماه فوريه برداشتهاند. سخنان آتشين و پوپوليستي برلوسكوني نمونه آشكار نگرش فاشيستي است كه مونتي را سگ دستآموز مركل خوانده و وعده مالياتهاي پايين و به خصوص ماليات بر املاك ميدهد.
وجه ديگر ريشه فاشيستي در ظهور نژادپرستي است كه شعارهاي نژادپرستانه در جريان بازي دوستانه بين تيم متعلق به برلوسكوني، آث ميلان و تيم دست دومي پرو پاتريا يك نمونه آشكار آن است. برلوسكوني و ليگ شمال چارهاي جز تقبيح اين واقعه نداشتند و عباراتي نظير «نژادپرستي غيرقابل قبول» را بر زبان راندند اما واقعيت اين است كه نژادپرستي زمينههايي ديگر به غير از احساسات برافروخته شده در يك بازي دوستانه هم دارد و مقوله مهاجرت و گرايش افراطي ليگ شمال وPDL برلوسكوني در برابر آن يكي ديگر از زمينهها براي رشد نژادپرستي و حتي يكي از مهمترين زمينههاست. از اينرو است كه راستگرايي افراطي ايتاليا با ريشههاي فاشيستي خود از موقعيت بحران مالي استفاده ميكند تا با شعارهاي پوپوليستي افكار عمومي و آراي شهروندان در انتخابات فوريه را به نفع خود مصادره كند.