
به قصه خداحافظي سيد مهدي رحمتي از تيم ملي بايد نگاهي ملي داشت، در اينكه او براي تيم ملي زحمات زيادي كشيده هيچ شكي وجود ندارد. اما در اين بين نبايد از قداست تيم ملي و پيراهن آن و اعتبار سرمربي تيم نيز به سادگي گذشت.
اينكه عدهاي يكطرفه رحمتي را بابت اين خداحافظي بكوبند و او را مقصر اصلي اين جريان قلمداد كنند بسيار بيانصافي است؛ چرا كه اگر خوب نگاه كنيم متوجه ميشويم كه رحمتي بهرغم برخي نقاط ضعفش در حال حاضر بهترين دروازهبان كشورمان است كه اگر نبود شايد همين امتيازات هم نصيب تيم ملي نميشد.
در طرف مقابل عدهاي سعي دارند كارلوس كرش سرمربي تيم ملي را به عنوان تقصير كار اصلي معرفي كنند، كه البته اين نيز كج سليقگي است و بعضاً از جانب كساني مطرح ميشود كه از ابتدا نيز با سرمربي پرتغالي تيم ملي چندان موافق نبودند. كارلوس كرش با نگاهي حرفهاي بلافاصله پاسخ خداحافظي رحمتي را داد و اعلام كرد كه از اين تصميم استقبال ميكند چراكه اگر قرار است كسي براي بازي در تيم ملي كشورش منتي سربقيه بگذارد همان بهتر كه اصلاً در تيم حضور نداشته باشد. بنا بر اين بهترين راهحل اين است كه طرفين اختلاف با هم سريك ميز نشسته و مشكلات را حل و فصل كنند.
يك نكته جالب توجه ديگر در اين جريان نه چندان جالب اين است كه برخي ميكوشند تا با درشت نمايي استفاده سرمربي تيم ملي از بازيكنان دورگه، خداحافظي ناگهاني رحمتي از تيم ملي را به جريان پيوستن دانيال داوري به جمع مليپوشان كشورمان ارتباط دهند.
خيليها با عنوان اين مسئله كه ما اين قدر بازيكن در داخل كشورمان داريم كه ديگر نيازي به اين قبيل بازيكنان نيست سعي دارند عملكرد كرش را زير سؤال ببرند.
در پاسخ بايد گفت كه اين سفسطهاي است كه خيلي زيركانه مطرح ميشود، در اين كه فوتبال كشورمان لبريز از استعداد و ستارههاي ناب است هيچ شكي نيست اما استفاده از تمام ظرفيت ممكن فوتبال كشور چه در ايران و چه در خارج از كشور مسئلهاي است كه وقتي پاي منافع ملي و نتيجهگيري تيم ملي به ميان ميآيد اهميت دو چنداني پيدا ميكند.
اين نكتهاي است كه حتي در مطرحترين تيمهاي دنيا نيز ديده ميشود؛ تيمهاي ملي آلمان و فرانسه دو نمونه بارز و جلوي چشم هستند كه به صورت كاملاً حرفهاي از بازيكنان دورگه استفاده ميكنند و جالب اين است كه اين بازيكنان از جمله مطرحترين و مؤثرترين بازيكنان اين تيمها هستند.
به عملكرد مسعود اوزيل و سامي خديرا در تيم ملي آلمان و كريم بنزما در تيم ملي فرانسه دقت كنيد تا متوجه شويد آنها چگونه از تمام ظرفيتهاي داخلي و خارجيشان استفاده ميكنند.
خب ما چرا نبايد از اين بازيكنان استفاده كنيم، به خصوص اينكه هم اشكان دژاگه و قوچان نژاد در بازيهايي كه به ميدان رفتهاند بهترين بازي خود را ارائه دادهاند و از جان و دل براي پيراهن تيم ملي و مردم مايه گذاشتهاند، بنا بر اين اشكالي وجود ندارد وقتي ميتوان حتي درون دروازه هم رقيبي درخور و شايسته براي سيد مهدي رحمتي پيدا كرد، از او استفاده نكرد.
بيترديد بيان اين قبيل صحبتها تنها براي شعلهورتر كردن آتش اختلافات است وگرنه بر هيچ كس پوشيده نيست كه رحمتي و كرش هر دو براي پيروزي و موفقيت تيم ملي تمام تلاش خود را به كار ميبندند؛ اختلافي پيش آمده كه بايد بزرگترهاي فوتبال آن را با درايت حل نمايند.