آقاي دكتر علي شكوريراد، رئيس پيشين شوراي عالي نظام پزشكي و يكي از كانديداهاي اين دوره از انتخابات نظام پزشكي طي روزهاي گذشته يادداشتهايي را در اعتراض به ردصلاحيت تعدادي از كانديداهاي به زعم ايشان «منسوب به جريان اصلاحطلب» و در حقيقت «كانديداهاي تندروي سياسي و غيرهمسو با قانون اساسي و سياستهاي نظام» نوشته و هر روزه روزنامهها و سايتهاي خبري اين طيف با هدف فشار بر هيئتهاي نظارت در انتخابات نظام پزشكي آن را انعكاس ميدهند. اين نوشتار، نقدي اجمالي بر يادداشت ايشان در يكي از روزنامههاي منتسب به دوم خرداديها در تاريخ ۲/۱۱/۹۱ است.
۱- شكوريراد مدعي شده است مبناي كار سازمان نظام پزشكي، صنفي است و هرگاه اصلاحطلبان مسئوليت نهادي صنفي را بر عهده گرفتهاند از سوءاستفادههاي سياسي از آن نهاد اجتناب نموده و اين را اعتقاد راسخ اصلاحطلبان جهت نهادينه كردن رفتارهاي توسعهيافته دانستهاند و شاهد ادعاي خود را عدم سوءاستفاده سياسي دكتر معين به عنوان يكي از كساني بيان كردهاند كه در دوره فعلي نظام پزشكي با رأي بالايي عضو شوراي عالي شده و از آن جايگاه سوءاستفاده سياسي نكردهاند.
بايد گفت اولاً كسب ۲ هزار و اندي رأي در تهران بزرگ آن هم براي كسي كه به بركت مناصب عاليه مسئوليتي در دولت و داشتن حاميان مطبوعاتي متعدد، قدرت تبليغ و مانور بالايي داشته، موفقيت در خوري محسوب نميشود، ثانياً عدم اقبال به چهرههاي سياست ورز اصلاحطلب در آن انتخابات كه منجر به حضور حداكثر چهار نفر از همفكران ايشان در جمع ۲۵ نفره شوراي عالي نظام پزشكي شد؛ زمينه تشكيل ائتلاف و ابراز قدرت را به وي نميداد، اما اگر قدري به گذشته برگرديم به ياد ميآوريم عملكرد كاملاً غيرسياسي(!) جناب معين در جايگاه وزير علوم نظام جمهوري اسلامي و تركتازي چهرههاي راديكال سياسي و فتنهگران خياباني را در سطح وزارتخانه متبوع ايشان و نيز اعلام استعفاي نمادين و نيز عملكرد او را در شعلهور نمودن آتش فتنه كوي دانشگاه سال ۷۸ و باز جامعه دانشگاهي فراموش نكردهاند كه در آخرين ماههاي دولت اصلاحات خيل كساني كه صرفاً به دستخوش اقدامات سياسي همسو با وزير محترم؛ با هزينه بيت المال بورسيه و راهي دول اروپايي شدند تا شعار شايسته سالاري و رفتاري توسعه يافته سازماني(!) تحقق يابد و از قضا نگراني اصلي هيئتهاي نظارت، تسلط سايه سنگين سياسي كاري اين جريان بر همه ساحتهاي فكري و عملي است و اين سابقه طولاني با چند هفته شعار غيرسياسي بودن و صنفي بودن انتخابات از اذهان روشن قابل زدودن نيست.
آيا كساني كه با سوءاستفاده از نام مقدس پزشك و در حركتي ناباورانه به بهانه رعايت حقوق بشر به رئيسجمهور سوريه نامه سرگشاده مينويسند و بدينسان با واقع بينانهترين اصول سياست خارجه كشور به تقابل برميخيزند و هفتهها كام دشمنان نظام را با اين اقدام خود شيرين نگاه ميدارند ميتوانند مدعي رعايت حريم و جايگاه نهادهاي صنفي باشند، بيشك داشتن تريبونهاي رسمي مثل نظام پزشكي اين جريان را در سوءاستفادههاي سياسي جريتر خواهد كرد.
۲- آقاي شكوري راد به سوابق جبهه و جنگ و مقامات عاليه چند تن از همفكران ردصلاحيت شده خود اشاره كردهاند و از اين منظر آنها را شريفترين كسان از قشر پزشكان دانستهاند. در اين باب نيز بايد قاعده روشن و جاودانهاي را كه امام راحل براي همگان شاخص قرار دادند يادآور شويم؛ «ميزان حال فعلي افراد است». بيشك اگر انقلابيون گمنام بسياري در كشور و جهان باشند كه در ادوار مختلف خالصانه و بينام و نشان به بذل جان و مال آبرو براي نظام اسلامي پرداختهاند و اين نظام به هر دليل تا به حال نتوانسته پاسداشتي بر خدماتشان داشته باشد، آن پزشكان شريفي كه آقاي شكوريراد در يادداشت خود از آنها نام برده جزو آن گمنامان نيستند، چه آنكه به اذعان نويسنده آن يادداشت، سالها در عاليترين پستها و مناصب رياستي بوده و به مدد جلوس بر كرسيهاي همين نظام، امروز به نام و نشان وعده و عده رسيدهاند و در همين فضايي كه ايشان فرياد وا غربتا سر ميدهند اينان حداقل در مراكز آموزشي و درماني پايتخت داراي مناصبي با سطح درآمدهاي بالا هستند و اين نيز از مظاهر مظلوميت نظام است كه كساني منتفع از رانتهاي نظام در هيبت اپوزيسيون، سياستهاي اصولي آن را نفي و در فضاهاي التهابآميزي چون فتنه ۸۸، با بيانيهها و سخنرانيهاي خود آتش معركه را شعله ورتر ميسازند، بيشك اين مدل رفتار سياسي اگر مدلي ماكياولي نباشد، مدلي از سياست اخلاقي و اصلاحطلبانه نيست.
۴- آقاي شكوري راد در سطور پايان يادداشت خود، دوستانشان را نمايندگان واقعي قشر فرهيخته پزشكان دانسته و ردصلاحيت آنان را باعث سرخوردگي و محروم شدن از انتخابات همه پزشكان ميداند.
اين ادبيات كه همچنان از آن بوي خودبزرگبيني و تبختر سياسي ميدهد نشانگر عدم درس آموزي از گذشته و واقعيات جامعه است؛ عقبه همان كساني كه مردم لشكر را قابلمه به دستان ميدانستند امروز نيز به رغم عدم اقبال چند باره تودههاي مردم به آنها، باز با نگاهي هژمونيك خود را نماينده تام و تمام همه قشر پزشكان معرفي ميكنند. كاش جناب آقاي شكوريراد رأفت نظام در مورد خود را به سبب عملكردشان در فتنه ۸۸ از ياد نميبردند و به عنوان يك تمرين به آراي صادره توسط هيئتهاي اجرايي و فرايندهاي قانوني تمكين ميكردند. در پايان بايد گفت همگرايي آشكار قلمها از درون رسانههاي جريان انحرافي با جريان موسوم به اصلاحطلب در نفي ردصلاحيتها، طي روزهاي اخير، نشان ميدهد بايد منتظر آرايش سياسي آشكارتري از پيوند شوم اين دو جريان به ظاهر متفاوت در ساير عرصههاي سرنوشتساز سياسي نظير انتخابات رياست جمهوري سال آينده باشيم.