کد خبر: 508212
تاریخ انتشار: ۰۴ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۵:۰۰
آزادي، شاخص‌ها و مرزهايش در انديشه بنيانگذار جمهوري اسلامي
محمدحسن حسني
حضرت امام‌خميني(ره) رهبر كبير انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران به عنوان يك متفكر اسلامي كه خواهان جامعه‌اي مبتني بر تعاليم اسلامي است، محدوديت‌هايي نيز از اين منظر براي آزادي قائل‌اند كه بر اين اساس آزادي مورد نظر ايشان از آزادي نوع غربي متمايز مي‌شود. به‌طور كلي اين محدوديت‌ها به رعايت دستورات و تعاليم ديني اسلام مربوط مي‌شود كه طي آن آنچه را در ديانت اسلام ارتكاب يا انجام آن حرام است شامل مي‌شود. 

بخشي از اين محدوديت‌ها به آزادي رفتار و كردار و بخشي به آزادي بيان بازمي‌گردد. در زمينه رفتار و كردار انجام محرمات در ملاء عام و در صحنه جامعه ممنوع است، مانند فحشا، فساد، بي‌بندوباري، شرب خمر، قمار و... و در زمينه بيان، توهين به مقدسات مذهبي، دروغگويي، تهمت زدن به ديگران و... البته چون قوانين جامعه اسلامي مورد نظر ‌امام(ره) نيز مبتني بر اسلام است، در واقع اين محدوديت‌ها علاوه بر محدوديت‌هاي ديني، محدوديت‌هاي قانوني نيز تلقي مي‌شوند، از اين‌رو تأكيد ‌امام(ره) بر قاعده و قانونمند بودن آزادي، خود به خود شامل اين دسته از محدوديت‌ها مي‌شود، ولي ما به دليل نشان دادن تمايز بنيادي بين آزادي غربي و آزادي مد نظر ايشان، اين دسته از محدوديت‌ها را جداگانه ذكر كرديم. اينك به نمونه‌هايي از متون در اين خصوص اشاره مي‌شود. 

امام‌خميني(ره) با صراحت اعلام مي‌كنند كه آزادي بدون اسلام را نمي‌خواهند و آزادي در چارچوب اسلام، آزادي مطلوبشان است.
«ما آزادي كه اسلام در آن نباشد نمي‌خواهيم. ما استقلالي كه اسلام در آن نباشد نمي‌خواهيم. آزادي در پناه اسلام است. استقلالي كه در پناه اسلام است مي‌خواهيم. آزادي و استقلال بي‌اسلام به چه دردمان مي‌خورد؟ وقتي اسلام نباشد، وقتي پيغمبر اسلام مطرح نباشد، وقتي قرآن اسلام مطرح نباشد، هزار تا آزادي باشد، ممالك ديگر هم آزادي دارند، ما آن را نمي‌خواهيم.»
و در عين حال معتقدند اسلام تأمين‌كننده آزادي اسلام است.
«اسلام است كه براي ما آزادي، يك آزادي سالم، آزادي صحيح تأمين مي‌كند.» 

فحشا، بي‌بندوباري و محرمات الهي آزاد نيست 

«ما آزاديم هروئين بفروشيم؟ آزاديم ترياك بفروشيم؟ آزاديم قمارخانه باز كنيم؟ آزاديم شرابخانه باز كنيم؟ شرابفروشي باز كنيم؟ همچو آزادي نيست... آزادي كه در اسلام است، در حدود قوانين اسلام است، آن چيزي كه خدا فرموده است نبايد بشود، شما آزاد نيستيد كه الزام كنيد... ما كه عرض مي‌كنيم جمهوري اسلامي اين است كه روي قواعد اسلام بايد باشد، بايد مراكز فحشا بسته شود. جوان‌هاي ما به مراكز فحشا وارد نشوند.»
«شما بي‌بندوباري را آزادي مي‌دانيد، شما فساد اخلاق را آزادي مي‌دانيد، شما فحشا را آزادي مي‌دانيد... البته آزادي كه منتهي مي‌شود به فساد، آزادي كه منتهي بشود به تباهي ملت، تباهي كشور، آن آزادي را نمي‌توانيم بدهيم.» 

امام(ره) و آزادي زنان با توجه به محدوديت‌هاي ناشي از التزام به ديانت اسلام 

‌امام(ره) درباره آزادي زنان و نقش آنان در جامعه ديدگاه جانبدارانه و بسيار مثبتي دارند و تنها محدوديت مورد نظر ايشان رعايت موازين ديني در پوشش و اختلاط با مردان و رعايت پاكدامني و عفت است. ايشان معتقدند:«زنان در انتخاب فعاليت و سرنوشت و همچنين پوشش خود با رعايت موازيني آزادند و تجربه كنوني فعاليت‌هاي ضد رژيم شاه نشان داده است كه زنان بيش از پيش آزادي خود را در پوششي كه اسلام مي‌گويد يافته‌اند.»
«اسلام با آزادي زن نه‌تنها موافق است، بلكه خود پايه‌گذار آزادي زن در تمام ابعاد وجودي اوست.»
ايشان در پاسخ به سؤال خبرنگاري درخصوص زنان و ازدواج پاسخ مي‌دهند:«در مورد ازدواج، اسلام آزادي در انتخاب شوهر را به زن داده است. هر زني مي‌تواند هر شوهري را كه مايل باشد اختيار كند، البته در چارچوب قوانين اسلام... زنان همان‌طور كه قبلاً گفتم، مي‌توانند در ارتش باشند. آنچه اسلام با آن مخالف است و آن را حرام مي‌داند فساد است، چه از طرف زن باشد و چه از طرف مرد فرقي نمي‌كند.» 

در ادامه همين مصاحبه در پاسخ به سؤال از اشتغال زنان مي‌فرمايند:«تبليغات سوء شاه و كساني كه با پول شاه خريده شده‌اند، چنان موضوع آزادي زن را براي مردم مشتبه كرده‌اند كه خيال مي‌كنند اسلام آمده است كه فقط زن را خانه‌نشين كند، چرا با درس خواندن زن مخالف باشيم؟ چرا با كار كردن او مخالف باشيم؟ چرا زن نتواند كارهاي دولتي انجام بدهد؟ چرا با مسافرت كردن زن مخالفت كنيم؟ زن چون مرد در تمام اينها آزاد است. زن هرگز با مرد فرقي ندارد. آري در اسلام زن بايد حجاب داشته باشد، ولي لازم نيست كه چادر باشد، بلكه زن مي‌تواند هر لباسي را كه حجابش را به وجود آورد اختيار كند. ما نمي‌توانيم و اسلام نمي‌خواهد زن به عنوان يك شيء و يك عروسك در دست ما باشد. اسلام مي‌خواهد شخصيت زن را حفظ كند و از او انساني جدي و كارآمد بسازد. ما هرگز اجازه نمي‌دهيم كه زنان فقط شيء براي مردان و آلت هوسراني باشند. اسلام سقط جنين را حرام مي‌داند و در ضمن عقد و ازدواج، زن مي‌تواند حق طلاق را براي خودش به وجود آورد احترام و آزادي كه اسلام به زن داده است، هيچ قانون و مكتبي نداده است.» در جاي ديگر در پاسخ به سؤال مشابه ديگري مي‌گويند:«زنان در جامعه اسلامي آزادند و از رفتن آنان به دانشگاه و ادارات و مجلسين به هيچ‌وجه جلوگيري نمي‌شود، از چيزي كه جلوگيري مي‌شود، فساد اخلاقي است كه زن و مرد نسبت به آن مساوي هستند و براي هر دو حرام است. راجع به مواليد، تابع آن است كه حكومت چه تصميمي بگيرد.» 

امام(ره) و مقايسه آزادي نوع غربي با آزادي مورد نظر خويش 

همانگونه كه قبلاً بيان شد محدوديت‌هاي نوع اخير، يعني محدوديت‌هاي ناشي از التزام به ديانت اسلام فصل اصلي افتراق بين آزادي موردنظر حضرت ‌امام(ره) و آزادي نوع غربي است، امام‌خميني(ره) با توجه به همين نكته مي‌گويند:«آزادي كه غرب مي‌خواهد، يك آزادي بي‌بندوبار است، هر كه هر كار دلش بخواهد مي‌كند، يك آزادي است كه مخالف با اخلاق است، مخالف با سنن انساني است، نه يك آزادي محدودي كه روي قواعد و چارچوب قوانين باشد. آنها يك همچو آزادي مي‌خواهند.»
سپس با ذكر مثال، آزادي بي‌بندوبار غربي با با ذكر مصاديقي را توضيح مي‌دهند:« ما آزاديم هروئين بفروشيم؟ آزاديم ترياك بفروشيم؟ آزاديم قمارخانه باز كنيم؟ آزاديم شرابخانه باز كنيم؟ شرابفروشي باز كنيم؟ همچو آزادي نيست، اين آزادي‌ها آزادي‌هاي غربي است كه اين‌طور چيزها را مي‌آورد. آزادي كه در اسلام است، در حدود قوانين اسلام است.» 

در جاي ديگر باز هم با ذكر مصاديقي از همين موضع محدوديت‌هاي ناشي از پايبندي به اسلام، آزادي برخي از رفتارها و كردارها را آزادي نوع غربي مي‌نامند:«اسلام نمي‌گذارد كه لخت بروند توي اين درياها شنا كنند... (مردها) با زن‌ها لخت بروند آنجا و بعد زن‌ها لخت بيايند توي شهرها، مثل كارهايي كه در زمان طاغوت مي‌شد. همچو كاري اگر بشود، پوستشان را مردم مي‌كنند. مسلمانند مردم. نمي‌گذارنند زن‌ها و مردها با هم داخل بشوند و توي دريا بريزند و به جان هم بيفتند، تمدن اينها اين است. اينها از تمدن اين را مي‌خواهند. اينها (غربزده‌ها) از آزادي اينها را مي‌خواهند. آزادي غربي مي‌خواهند و آن اين است زن و مرد با هم لخت بشوند و بروند توي دريا توي - ‌نمي‌دانم‌- جاهاي ديگر شنا كنند....»
در جاي ديگر خطاب به كساني كه مي‌گفتند اختناق است مي‌فرمايند:«فرياد مي‌زنند كه -‌ها- اختناق است، اختناق است، آزادي نيست، چه شده است كه آزادي نيست؟... اين آخوندها نمي‌گذارند كه اين جوان‌هاي ما آزاد باشند بروند در مشروبخانه‌ها و قمارخانه‌ها و در فحشا فرو بروند. آزادي نيست، اينها نمي‌گذارند كه راديو و تلويزيون ما زن‌هاي لخت را نشان بدهد و آن وجه وقيح، فضيح و قبيح و بچه‌ها و نوجوان‌هاي ما را مشغول كند. اين يك آزادي وارداتي است كه از غرب آمده است. آزادي استعماري است.» 

با توجه به متون فوق و متون مشابه ديگر در آثار ايشان به نظر مي‌رسد عمده‌ترين انتقاد ايشان به آزادي نوع غربي يا تمايز بين آزادي مورد نظر ايشان و آزادي غربي به رفتارها و كردارهايي است كه بر اساس تعاليم اسلام حرام و ممنوع است و فساد، فحشا و بي‌بندوباري تلقي مي‌شود، زيرا همانگونه كه در بخش آتي، يعني بخش مربوط به شاخص‌هاي آزادي سياسي‌-‌اجتماعي خواهيم ديد در آزادي‌هاي سياسي‌-‌اجتماعي كه اصلي‌ترين عناصر و مفاهيم آزادي هستند و به مشاركت مردم در سرنوشت خويش و جامعه بازمي‌گردد و در واقع در مورد دموكراسي و مردمي بودن نظام اجتماعي و سياسي قرار مي‌گيرد. ايشان مدافع آزادي هستند با قيد همان محدوديت‌هايي كه برشمرديم و باز هم به آنها - ‌برحسب مناسبت اشاره خواهيم كرد. محدوديت‌هايي كه در همه جوامعي كه اصطلاحاً جوامع برخوردار از آزادي تلقي مي‌شوند، نيز با شدت و ضعف متفاوت بسته به نوع و فرهنگ، قوانين، نظام سياسي و... متفاوت وجود دارد. محدوديت‌هايي نظير ممنوعيت توطئه، خرابكاري (تروريسم)، تضعيف، تهمت، دروغ‌پردازي و... فقط در اين زمينه‌ها يك تفاوت برجسته نيز بين آزادي مورد نظر ‌امام(ره) و آزادي‌هاي سياسي‌-‌اجتماعي (آزادي بيان اجتماعات، احزاب و... ) غربي وجود دارد و آن اينكه در مفهوم آزادي مورد نظر حضرت ‌امام(ره) آزادي از قيد مقدسات مطلوب نيست، آنگونه كه ليبراليسم معتقد است. لذا در هيچ‌يك از انواع آزادي‌هاي مذكور اجازه توهين به مقدسات داده نمي‌شود. 

امام (ره) و شاخص‌هاي آزادي 

شاخص‌هاي عملي در مورد هر يك از مفاهيم، توضيح‌دهنده حد و مرز و هم مشخص‌كننده دقيق و قابل سنجش است. اين نكته در خصوص برخي مفاهيم كه به لحاظ نظري ابهام بيشتري دارند، مانند آزادي، صادق‌تر است. عليهذا با بررسي اين شاخص‌ها، موضع ‌امام(ره) در قبال آزادي با توجه به كلياتي كه قبلاً آورديم وضوح بيشتري مي‌يابد. برخي از مهم‌ترين اين شاخص‌ها عبارتند از وجود مطبوعات آزاد و ساير رسانه‌هاي گروهي، پذيرش وجود احزاب و جناح‌هاي مختلف فكري، پذيرش وجود انتقاد در جامعه، عدم اجبار در اقدامات سياسي نظير رأي دادن، انتخاب نمايندگان و...‌، قبول آزادي شغل، انتخاب محل سكونت، نوع زندگي و... اعتماد به مردم و شايسته داشتن آنها، آزادي بيان و عقيده و افكار كه برخي از شاخص‌هاي فوق خود تعريف عملي همين نوع از آزادي محسوب مي‌شوند و لذا ما از آزادي بيان و عقيده و افكار آغاز مي‌كنيم. ضمناً قبل از ورود به بحث شاخص‌ها مناسب است همين جا و به‌طور كلي يادآور شويم كه موضع امام(ره) در قبال همه شاخص‌هاي ياد شده آزادي به‌خوبي منعكس‌كننده همان نظر ايشان در قبال مفهوم كلي آزادي است، يعني آن دو دسته محدوديت‌ها كه در خصوص آزادي ذكر شد، در همه شاخص‌ها نيز ساري و جاري است. لذا موضع ايشان عبارت است از پذيرش و قبول اين شاخص‌ها و دفاع از وجود آنها در جامعه با قيد همان محدوديت‌هايي كه ذكر شد. 

امام(ره) و آزادي بيان، عقيده و افكار 

مفهوم آزادي، بدواً و قبل از هر چيز شامل همين نوع آزادي است، يعني هر شنونده‌اي در جامعه جديد وقتي كلمه آزادي را مي‌شنود، قبل از هر مفهوم ديگري آزادي بيان و عقيده به ذهن او متبادر مي‌شود، از همين رو اساسي‌ترين آزادي همين آزادي بيان و عقيده است و همانگونه كه خواهيم ديد برخي از عمده‌ترين شاخص‌هاي مذكور در واقع نهادها و مكانيزم‌هايي هستند براي تحقق عملي همين نوع آزادي. به عبارت ديگري مي‌توان گفت اين نوع آزادي هم آزادي است و هم شاخص وجود آزادي، ولي شاخص كلي‌تر. ‌امام(ره) به آزادي بيان و عقيده و افكار معتقدند و در عين پذيرش و اعتقاد شرايطي را نيز براي آنها قائلند كه فراتر از محدوديت‌هاي برشمرده قبلي نيست. ايشان نيز بياني دارد كه نشان مي‌دهد بدواً از كلمه آزادي، آزادي عقيده را برداشت كرده‌اند:«آزادي يك مسئله‌اي نيست كه تعريف داشته باشد. مردم عقيده‌شان آزاد است. كسي الزامشان نمي‌كند كه شما بايد حتماً اين عقيده را داشته باشيد. كسي الزام به شما نمي‌كند كه حتماً بايد اين راه را برويد. كسي الزام به شما نمي‌كند كه بايد اين را انتخاب كني. كسي الزامتان نمي‌كند كه در كجا مسكن داشته باشي يا در آنجا چه شغلي را انتخاب كني. آزادي يك چيز واضحي است.»
ايشان در پاسخ به سؤالي پيرامون فعاليت احزاب سياسي چپ مي‌فرمايند:«در جمهوري اسلامي هر فردي از حق آزادي عقيده و بيان برخوردار خواهد بود ولكن هيچ فرد يا گروه وابسته به قدرت‌هاي خارجي را اجازه خيانت نمي‌دهيم.»
در پاسخ فوق عدم وابستگي و عدم خيانت از شرايط آزادي بيان و عقيده مطلوب ايشان محسوب شده است. 

در پاسخ به سؤال ديگري كه باز در خصوص فعاليت گروه‌هاي چپ و ماركسيست است، مي‌گويند:«اگر مضر به حال ملت باشد جلوگيري مي‌شود، اگر نباشد و فقط اظهار عقيده باشد مانعي ندارد.»
در پاسخ به سؤالي درباره آزادي بيان و عقيده و برخي تضييقات مي‌فرمايند:«... در مملكت ما آزادي انديشه هست، آزادي قلم هست، آزادي بيان هست، ولي آزادي توطئه و آزادي فسادكاري نيست. شما اگر توقع داريد ما بگذاريم بر ما توطئه كنند و مملكت ما را به هرج و مرج بكشند، به فساد بكشند و مقصودشان از آزادي اين است، در هيچ جاي دنيا همچو آزادي نيست و اگر آزادي انديشه است، آزادي بيان است، اين آقاي بني‌صدر مطلع‌اند و ما مطلعيم كه ايشان دعوت مي‌كردند همين كمونيست‌ها را و همان اشخاصي كه غير ما فكر مي‌كردند، دعوت مي‌كنند كه بيايند صحبت‌هايتان را بكنيد و ما پنج ماه بيشتر بلكه به‌طور مطلق به اينها آزادي داديم، يعني آزاد بودند كه هرچه مي‌خواهند، حتي الانش هم هر كاري كردند، لكن اخيراً كه ما مطلع شديم با الهام از رژيم سابق و اجانب و كساني كه مي‌خواهند به تباهي بكشند توطئه كردند، خرابكاري كردند، خرمن‌ها را آتش زدند، صندوق‌هاي آرا را آتش زدند و با تفنگ و اسلحه آن رفتار را كردند. قضاياي اطراف كردستان را همان‌ها پيش آوردند و ساير قضايا هم آنها اگر ما سستي كنيم پيش مي‌آورند. اگر آزادي، آزادي بيان و عقيده و انديشه است، آزادي هست و بوده است. اين چيزي كه جلويش گرفته شده است، اين است كه در ممالك ديگر آنجا كه انقلاب شد و صد در صد ادعاي آزادي مي‌كردند، بعد از انقلاب مطلقاً جلوگيري كردند از كساني كه توطئه مي‌كردند. ما پنج ماه است و بيشتر است مهلت داديم به آنها تا اينكه بر مردم ثابت شد، به دنيا ثابت شد به اينكه قضيه، قضيه آزادي بيان نيست، قضيه، قضيه آزادي توطئه است. اين آزادي توطئه را هيچ‌كس، هيچ جا به هيچ‌كس نمي‌تواند بدهد.»
«لذا در حكومت اسلامي هميشه بايد باب اجتهاد باز باشد و طبيعت انقلاب و نظام همواره اقتضا مي‌كند كه نظرات اجتهادي‌-‌ فقهي در زمينه‌هاي مختلف ولو مخالف با يكديگر آزادانه عرضه شود و كسي توان و حق جلوگيري از آن را ندارد.»
ايشان همچنين با توجه به همين نكته علما و روحانيون را به تحمل نظرات و انديشه‌هاي ديگران در زمينه مسائل مختلف اسلامي فرا مي‌خوانند و آنها را دعوت به بحث و گفت‌وگوي سالم با صاحبان انديشه و نظرات مختلف مي‌كنند:«علما و روحانيون ان‌شاءالله به همه ابعاد و جوانب مسئوليت خود آشنا هستند، ولي از باب تذكر و تأكيد عرض مي‌كنم امروز كه بسياري از جوانان و انديشمندان در فضاي آزاد كشور اسلامي‌مان احساس مي‌كنند كه مي‌توانند انديشه‌هاي خود را در موضوعات و مسائل مختلف اسلامي بيان دارند، با روي گشاده و آغوش باز حرف‌هاي آنان را بشنوند و اگر بيراهه مي‌روند با بياني آكنده از محبت و دوستي راه راست اسلامي را نشان دهيد و بايد به اين نكته توجه كنيد كه نمي‌شود عواطف و احساسات معنوي و عرفاني آنان را ناديده گرفت و فوراً انگ التقاط و انحراف بر نوشته‌هايشان زد و همه را يكباره به وادي ترديد و شك انداخت.» 

امام‌خميني(ره) و وجود مطبوعات و ساير رسانه‌هاي گروهي 

از لوازم ضروري وجود آزادي، به‌ويژه آزادي بيان و انديشه، وجود مطبوعات و رسانه‌هايي است كه بيان و انديشه را منتشر كنند. امام‌خميني(ره) براي مطبوعات و رسانه‌ها نقش مهمي در تعليم و تربيت و هدايت و رشد جامعه قائلند و از آزادي مطبوعات جانبداري مي‌كنند. مشروط به محدوديت‌هايي كه آمد. براي نمونه ايشان در پاسخ به سؤالي از وضع روزنامه‌ها در حكومت اسلامي پاسخ مي‌دهند:«روزنامه‌هايي كه مضر به حال ملت نباشد و روزنامه‌هايي كه نوشته‌شان گمراه‌كننده نباشد آزادند.»
درباره نقش نشريات در رشد و هدايت جامعه مي‌فرمايند:«در باب نشريات، خودتان مي‌دانيد كه نقش نشريات در هر كشوري از همه چيزها بالاتر است. روزنامه‌ها و مجلات مي‌توانند يك كشور را رشد بدهند و هدايت كنند به راهي كه صلاح كشور است و مي‌توانند به‌عكس عمل كنند.»
و در جاي ديگر ضمن اشاره به نقش هدايتي رسانه‌ها، شرط «در خدمت و مسير ملت» بودن را بيان مي‌كنند و عدول از مسير ملت را... مشكوك به توطئه مي‌دانند: «به‌طور كلي در هر كشوري مطبوعات آن كشور و تلويزيون و راديو آن كشور بايد در مسير آن ملت و در خدمت ملت باشد. مطبوعات بايد ببينند كه ملت چه مي‌خواهد، مسير ملت چيست. روشنگري از اين طريق داشته باشد و مردم را هدايت كند. اگر مطبوعاتي پيدا شود مسير آنها برخلاف مسير ملت است، راهي كه آنها مي‌روند غير از راهي است كه ملت مي‌رود... و اگر خداي نخواسته در نوشتن و ننوشتن، نوشتن مقالات انحرافي و ننوشتن مقالاتي كه در مسير ملت است اين نحو عمل كنند، اين به نظر مي‌آيد كه توطئه در كار باشد، اين غير از آزادي مطبوعات است.» 

مطبوعات آزاد نيستند به مقدسات توهين كنند 

«روزنامه‌ها آزادند مطالب بنويسند، مسائل بنويسند، اما آزاد هستند كه اهانت به مثلاً مقدسات مردم كنند؟!» 
مطبوعات آزاد نيستند توطئه كنند، تهمت دروغ بزنند و دروغ و شايعه بپراكنند. «... (روزنامه‌ها) آزادند فحش به مردم بدهند؟! آزادند تهمت به مردم بزنند؟! همچو آزادي نمي‌تواند باشد. آزادي توطئه نمي‌تواند باشد. اگر روزنامه‌اي... اگر بخواهد توطئه بكنند و راهي برود كه دشمن‌هاي يك ملت آن راه را مي‌روند، ترويج بكند از كارهاي دشمن‌هاي يك ملتي، ... اگر اين‌طور باشد، اين‌طور آزادي‌ها را ملت ما نمي‌توانند بپذيرند.»
«من ارباب جرايد و رسانه‌ها و گويندگان را نصيحت مي‌كنم كه دست از اين شايعه‌افكني‌ها بردارند و مسائل بيهوده و مطالب دروغ را براي زياد شدن تيراژ پخش نكنند كه اگر احساس توطئه و فساد شود ملت با آنها طور ديگري عمل مي‌كنند.» «روزنامه‌ها خودشان را اصلاح كنند. خيانت نكنند به اسلام و مسلمين. خون مظلومان ما را هدر ندهند. تبليغات سوء را منعكس نكنند. توطئه‌ها را جلوگيري كنند.»
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار