
۲۵ دي سال ۸۷، درست شش ماه مانده به برگزاري انتخابات ايران، شبكهاي فارسيزبان سر برآورد كه يكي از زيرمجموعههاي بنگاه خبرپراكني بيبيسي بود؛ بنگاهي كه همواره ميكوشد تأثيرگذاري خود را براي تغيير حكومتها به رخ رقباي خود بكشد. گرچه پيشتر نيز راديو فارسي اين رسانه نزديك به ۶۸ سال، كوشيده بود بر فضاي سياسي ايران تأثير بگذارد و ايرانيان هيچگاه نقش اين رسانه را در كودتاي ۲۸ مرداد سال ۳۲فراموش نخواهند كرد. حالا شش ماه مانده بود به انتخابات دهم رياست جمهوري، انتخاباتي كه براي ايران بسيار سرنوشتساز بود، اين رسانه با رويكردي تازه و اين بار از طريق تلويزيون به سراغ ايرانيان آمد تا همچنان نقش خود را براي تأثيرگذاري در نظامهاي سياسي ايفا كند.
بيبيسي ستاد استناد اين شبكه در حالي فعاليت خود را در آستانه انتخابات دهم رياست جمهوري آغاز كرد كه اگرچه در زمان انتخابات كمتر از شش ماه از تولدش ميگذشت و تحليلهاي اين رسانه انگليسي در هدايت افكار فتنهگران را نميتوان ناديده گرفت.
همين اقبال جريان فتنه به شبكه بيبيسي فارسي بود كه اين شبكه توانست نقش اصلي را در سازماندهي و هدايت وقايع انتخاباتي و حوادث پس از آن ايفا كند. اين در حالي بود كه اين شبكه با اتخاذ رويكردي حرفهاي كه عنصري گمشده در رسانههاي فارسي اپوزيسيون بود، به كارزار انتخابات ايران وارد شد. در آن زمان اكثر كارشناسان رسانهاي و تحليلگران ابراز ميداشتند كه بيبيسي فارسي به منظور ايجاد شبكه براندازي نرم و با حمايت نيروي انساني جرياني در داخل راهاندازي شده است؛ موضوعي كه طي روزهاي منتهي به انتخابات و پس از آن عملاً به اثبات رسيد.
بيبيسي كه در طول دوره فعاليت خود همواره از تنظيم و پخش خبر به شيوه شبهخبر (فيچرنيوز) و تلفيق سخت خبر(هارد نيوز) و نرم خبر (سافت نيوز) پيروي كرده است، در آستانه انتخابات و پس از آن دقيقاً و دائماً با سوئيچ كردن اين شيوههاي خبري به يكديگر، اهداف شبههسازي، بحرانافكني و هدايت افكار عمومي، انگيختگي و نبض آشوب را هدايت كرد.
اين شبكه متعلق به استعمار پير كه از روزهاي قبل انتخابات، خود را آماده بحرانسازي اجتماعي كرده بود، پيشاپيش در اخبار و تحليلهاي به اصطلاح كارشناسان سياسي مسائل ايران، بحث تقلب را تئوريزه و قاطعانه بر آن پاي ميفشرد.
اين شبكه در چارچوب سناريوي خود، جمعه شب ۲۲ خرداد در قالب برنامههاي زنده، بلافاصله پس از اعلام آمارهاي غير رسمي از منابع داخل ايران پروژه تقلب در انتخابات را با حضور فرخ نگهدار، از اعضاي رهبري سازمان فدائيان خلق و صادق صبا تحليلگر سياسي خود كليد زد و پس از اين به تناوب انتشار خبرهايي از ايران، بهطور مستقيم و... كارشناساني سياسي خارج كشور در استوديو و آدمهايي از احزاب و گروهكهاي داخل ايران هر لحظه به موازات اعلام آراي احمدينژاد، بر حملات و تثبيت و تلقين تقلب در انتخابات افزودند، به صورتي كه نزديك صبح و تا ظهر شنبه جملگي گزارشپراكني اين شبكه دستور حمله، اغتشاش و افزايش نارضايتي بود.
اوجگيري فعاليتهاي بيبيسي در آستانه انتخابات يازدهم حالا درست شش ماه مانده به انتخابات يازدهم رياست جمهوري، اين شبكه فاز جديدي از فعاليتهاي خود عليه جمهوري اسلامي را آغاز كرده است.
دستاندركاران بيبيسي فارسي ميكوشند مدام با انتشار اخبار مختلف از وضعيت اقتصادي و سياسي ايران و سياهنمايي در اين خصوص و در كنار آن ارتباطگيري با برخي نيروهاي اپوزيسيون داخلي و همچنين اپوزيسيون خارجنشين عملاً روي اين سياهنمايي خود مهر تأييد بزنند، اما نكتهاي كه اين چند وقت در بيبيسي فارسي بسيار به چشم ميآيد، مانور آمادگي اين شبكه پيش از برگزاري انتخابات ايران است.
در اين خصوص بيبيسي فارسي طي ماههاي گذشته ابتدا ويژهبرنامهاي بزرگ براي پوشش انتخابات امريكا تدارك ديد و حتي مجري و خبرنگاران خود را براي پوشش هرچه بهتر اين رويداد به امريكا فرستاد. اين در حالي بود كه اين شبكه چند خبرنگار مستقر در اين كشور داشت.
بيبيسي فارسي در زمان برگزاري اين انتخابات با قطع روند عادي برنامههاي خود و همچنين اجراي ويژهبرنامههايي كوشيد لحظه به لحظه مخاطبان خود را در جريان كوچكترين وقايع اين انتخابات هم قرار دهد. حالا نيز همزمان با برگزاري انتخابات پارلماني در رژيمصهيونيستي، اين شبكه بار ديگر اقدام به اعزام خبرنگار و مجري خود به سرزمينهاي اشغالي كرده و ميكوشد همانند انتخابات امريكا، اين انتخابات پارلماني را نيز براي مخاطبان ايراني خود پوشش لحظه به لحظه بدهد، اما به راستي مسئولان اين شبكه چه دليلي براي انجام اين رفتار دارند؟ پاسخ به اين سؤال را بايد در انتخابات خردادماه سال ۹۲ ايران جستوجو كرد.
دستاندركاران اين شبكه ميكوشند، در ابتدا با پوشش اين وقايع و تأكيد بر كليدواژه انتخابات آزاد، جامعه هدف خود در داخل را تحت تأثير قرار دهند و سناريوي تأثيرگذاري بر انتخابات آتي ايران را كه اين بار با كليدواژه «انتخابات آزاد» شكل گرفته است، آغاز كنند. اين در حالي است كه اين رسانه پيشتر نيز در برنامههاي عادي خود مدام بر اين كليدواژه تأكيد كرده و عملاً قصد دارد فضاي موجود در انتخابات امريكا و اسرائيل را به عنوان يك خوراك عملي در خصوص اين كليد واژه، در اختيار مخاطبان خود قرار دهد.
طرح دومي كه دستاندركاران بيبيسي از اين حركت به دنبال آن هستند، يافتن نقاط ضعف خود و كمبودهاي رسانهاي است تا در زمان برگزاري انتخابات ايران عملاً با اين مشكلات مواجه نشوند و بتوانند مخاطب خود را مدام در معرض اخبار جديد قرار دهند، يعني عملاً انتخابات رياستجمهوري ايالات متحده و همچنين پارلمان رژيمصهيونيستي به كارگاهي براي خبرنگاران و سردبيران اين رسانه تبديل شده تا بتوانند مدلي واقعي در خصوص وقايع انتخاباتي در اختيار داشته باشند و مطابق با اين مدل به پيادهسازي طرحهاي رسانهاي خود بپردازند.