کد خبر: 508168
تاریخ انتشار: ۰۳ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۱:۵۱
گفت‌وگوي «جوان» با يك كارشناس مسائل فرهنگي در حوزه اعراب
زهرا محمدي
حجت‌الاسلام محمدباقر اسدي، مدرس مكالمه عربي و ترجمه درحوزه و دانشگاه و مراكز تربيت مبلغ، به‌عنوان مترجم يا پژوهشگر با چند مؤسسه تحقيقاتي در قم و چند مؤسسه مستند‌سازي در تهران در زمينه جهان عربي و اسلام همكاري دارد. وي از چهار سال پيش سايت «عربي براي همه» را به ‌طور شخصي ايجاد كرده كه يكي از بزرگ‌ترين سايت‌هاي آموزش عربي در سطح جهان است و بالاي ۳ هزار بازديد روزانه دارد. او انجمن اينترنتي مكالمه عربي را راه‌اندازي نموده كه ۵ هزار نفر عضو از داخل و خارج ايران دارد. در حال حاضر نيز به تدريس مكالمه عربي و ترجمه در دانشگاه اديان و مذاهب قم، مركز تربيت مبلغ و تبليغ بين‌الملل مشغول است. 

دو سال از بيداري اسلامي در منطقه مي‌گذرد و دشمن براي به انحراف كشاندن آنها برنامه‌ريزي و هزينه زيادي كرده است، به‌خصوص در حوزه فرهنگي. برآورد شما در اين‌باره چيست؟ 

رسانه‌هاي غربي از همان لحظه كه شعار«الله اكبر» در كشورهاي عربي طنين‌انداز شد، هجمه‌هاي زيادي را عليه اسلام و جريان‌هاي اسلامگرا به راه انداخته‌اند، به‌عنوان مثال فيلم موهن «معصوميت مسلمانان» چهره‌اي خشن از اسلام نشان مي‌دهد كه اسلام و حكومت اسلامي از زمان پيامبر(ص) تاكنون چيزي جز قتل، عقب‌ماندگي، انحراف و فشار براقليت‌ها نداشته؛ نقشه‌اي صهيونيستي- امريكايي براي خنثي كردن جريان بيداري اسلامي و جلوگيري از رسيدن آن به اهداف واقعي آن، به مردم و حتي بخشي از مسلمانان كه آگاهي كمي نسبت به اسلام دارند، اين‌گونه تلقين مي‌كنند كه اگر اسلام به حكومت برسد، همان كاري را با شما به ويژه اقليت‌ها خواهد كرد كه در اين فيلم مي‌بينيد، لذا بايد از موفقيت جريان‌هاي اسلام‌خواه جلوگيري كنيد. همزمان سفارتخانه‌ها، مؤسسات دولتي و غيردولتي غربي هم با تمام توانشان آغاز به فعاليت فرهنگي كرده‌اند كه از مهم‌ترين آنها برگزاري همايش‌هايي سياسي، اجتماعي و حمايت از سازمان‌هاي مردم‌نهاد همسو در اين كشورهاست. نوامبر ۲۰۱۱ اولين همايش زنان ليبي در طرابلس با حمايت مادي و معنوي اتحاديه اروپا و حضور نمايندگاني از آنها برگزار شد، البته اين همايش‌ها كلاً منفي نبوده، نكات مثبت زيادي هم داشته‌اند، اما منظور فعاليتي است كه آنها انجام مي‌دهند و براي آن سرمايه‌گذاري كرده‌اند و نخبگان را دور هم جمع كرده و سعي مي‌كنند از طريق آنها بر جامعه تأثير بگذارند. مؤسسات غربي با كمك برخي مؤسسات رسانه‌اي در كشورهاي خليج‌فارس و برخي شبكه‌ها مانند شبكه الجزيره و العربيه دوره‌هاي خبرنگاري در اين كشورها برگزار مي‌كنند، آنها دقيقاً دستشان را روي نقاط تأثيرگذار گذاشته‌اند. 

از قرار كنار اين فعاليت‌ها، تهاجم گسترده و همه‌جانبه‌‌اي عليه ايران و تشيع به‌راه انداخته‌اند؟ 

بله، هدف آنها دوركردن اين ملت‌ها از انقلاب اسلامي و مذهب اهل‌بيت(ع) است، متأسفانه برخي جريان‌هاي تندروشيعه‌نما هم آب در آسياب اينها مي‌ريزند. اقدامات آنها باعث شده غربي‌ها فعاليتشان را گسترش دهند ولي كوچك‌ترين فعاليت فرهنگي حتي يك تبريك و نصيحت معمولي از طرف ايران، توسعه‌طلبي تشيع تلقي مي‌شود و توسط مسئولان و علما حتي مردم كه تحت‌ تأثير اين تبليغات هستند با آن مقابله مي‌شود. اين نتيجه ايران‌هراسي و شيعه‌هراسي است كه مثلث غرب و صهيونيسم، شيعه‌نماهاي تندرو و وهابيون آن را ايجاد كرده و به آن دامن مي‌زند، حتي كساني كه در مورد انقلاب ايران و امام و تمجيد آنها تأليف داشته‌اند و از دوستداران انقلاب محسوب مي‌شوند، پس از به قدرت رسيدن ديگر جرئت نمي‌كنند از ايران حرفي بزنند. نقشه آنها در تونس زيركانه بود، اول كارگاه‌ها و كارخانه‌ها را آتش زدند و زنداني‌هاي مجرم را آزاد كردند تا در شهر فساد به‌پا كنند. كارخانه‌ها تعطيل شدند و سرمايه‌گذارها فرار كردند، مردم بيكار و گرسنه شدند، سرقت افزايش يافت، امنيت مختل شد و مردم دچار وحشت شدند. بعد از آن فرانسه و امريكا آمدند و گفتند ما به تونس كمك مي‌كنيم و مردم تسليم آنان شدند. رهبر ما اين نقشه آنها را درك كرده و گفتند مواظب حرف‌هاي فريبنده آنها باشيد، به شما حرف‌هاي فريبنده‌اي مي‌زنند تا بر شما مسلط شوند، واقعاً هم اين‌گونه شد. 

مهم‌ترين شاخصه هر انقلابي ديدگاه‌هايي است كه حول مسائل فرهنگي مي‌چرخد. به نظرشما اين فعاليت‌هاي فرهنگي در كشور ما براي كشورهاي انقلابي منطقه به چه صورت بوده است؟ 

فعاليت‌هايي كه تاكنون انجام شده كافي نيست. يكسري فعاليت‌ها در زمينه تأليف، ترجمه و تبليغات اينترنتي گسترده درحال برنامه‌ريزي و پياده شدن است، البته تا زماني‌كه مشكل شيعه‌هراسي و ايران‌هراسي حل نشود، بيشتر اين انرژي‌ها هدر مي‌رود. در نتيجه تعدادي از مؤسسات هم در اقدام بسيار مفيدي از جوانان و نخبگان اين كشورها دعوت و آنها را از نزديك با ايران و انقلاب اسلامي آشنا مي‌كنند كه بسيار سودمند خواهد بود. به ‌نظرم مسئله صدور انقلاب و ترويج افكار انقلاب اسلامي در كشورهاي عربي بايد از طريق وحدت و تقريب بين مذاهب صورت گيرد. بايد تندروها را از اين ميدان طرد كرد، علما بايد مانند مقام معظم رهبري و سيدحسن نصرالله از اين جريان‌ها اعلام برائت كنند و آنها را مرتبط با تفكر اصيل شيعه ندانند و اين كار بايد با تأكيد بيشتري از سوي رسانه‌هاي ما انجام شود. شيعه‌هراسي و ايران‌هراسي باعث شده كه ما نتوانيم با مساجد و مراكز مردمي كشورهاي عربي كه قلب تپنده فعاليت‌هاي مردمي بود، ارتباط داشته باشيم چون متهم به اهانت به مقدسات آنها هستيم و اين جلوي بسياري از فعاليت‌هاي مفيد براي جلوگيري از منحرف شدن بيداري اسلامي را مي‌گيرد. فعاليت‌هاي ما بيشتر منحصر به فعاليت‌هاي سايبري و برگزاري همايش در ايران و تأليف كتاب و نوشتن مقاله و حضور كمرنگ نخبگان در اين كشورها بوده است ولي بايد در ميان مردم حضور داشته باشيم و آنجا فعاليت فرهنگي و آموزشي انجام دهيم؛ كاري كه الان غرب و كشورهاي حوزه خليج‌فارس انجام مي‌دهند. 

با اين تفاسير براي مقابله با موج سلفي‌گري در منطقه كه در حال فعاليت هستند، چه بايد كرد؟ 

اول بايد ازخودمان شروع كنيم، يعني از جامعه اسلامي متشكل از شيعه و سني و ساير فرقه‌ها، بايد تندروي‌ها را كنار بگذاريم، اين تندروي‌ها به هيچ يك از مذاهب اصيل اسلامي ارتباط ندارد، حتي مي‌توان گفت تندروي يك مذهب انحرافي است، زيرا تندروها آيات و روايات را بر مبناي ديدگاه‌هاي خود قرار مي‌دهند، بنده با اين نظر مخالفم كه همه آنها نمي‌فهمند، نه، آنها مي‌فهمند اما تنها زبان مرگ و خونريزي و انتقام و تفرقه بين مسلمان و به حاشيه راندن ديگران و قتل گروهي و فردي مردم را. مطمئناً خيلي از آنها مزدور صهيونيست‌ها و غرب هستند. مذهب آنان يك راه انحرافي است كه جداي از شيوه امامان همه مذاهب اسلامي است، از جمله مذاهب پنج‌گانه يعني مذهب ابوحنيفه و امام صادق(ع) و شافعي و مالكي و احمد بن حنبل همچنين ظاهريه و اباضيه و... اصل همه اين مذاهب عاري از اين‌گونه تندروي‌ها هستند. ائمه اين مذاهب با هم رابطه شاگرد و استادي داشتند و همديگر را تمجيد مي‌كردند. آنهايي كه معاصر با امام صادق(ع) بودند، مي‌گفتند كه كسي را عالم‌تر و باتقوا‌تر از او نمي‌شناسند. تندروها وابسته به هيچ مذهب اسلامي نيستند، خودشان مذهب جداگانه‌اي دارند و با پيش‌فرض‌هاي خودشان متون قرآني و روايي را تفسير مي‌كنند و تكيه‌گاه آنها جز حدس و گمان نيست، با همين فهم خطايشان جواز كشتار مردم مسلمان را صادر مي‌كنند. 

ساخت سريال‌هايي چون عمر فاروق يا امام حسن(ع) و امام حسين(ع) در كشورهاي عربي به نظر شما چه هدفي را دنبال مي‌كند؟ چرا اين نوع آثار در اوج بيداري اسلامي اتفاق مي‌افتد؟ 

آنها پس از مشاهده تأثير گسترده فيلم‌ها و سريال‌ها، چه فيلم‌هاي ايراني و چه غيرايراني، متوجه شدند فيلم مي‌تواند تأثيري در جامعه بگذارد كه كتاب و منبر نمي‌گذارد. با توجه به اينكه فيلم‌هاي ساخته شده در ايران و ساير كشورها بعضاً با عقايد آنها سازگار نبود و ديد آنها را به گذشته و حال زير سؤال قرار مي‌داد، اين فيلم‌ها را توليد كردند. در اين فيلم سعي دارند مسئله شيعه‌هراسي را گسترش دهند و اين‌گونه تلقين كنند كه منشأ تشيع يك يهودي به نام عبدالله بن سبأ است. از طرفي بني‌اميه مخصوصاً معاويه و يزيد را تبرئه كنند و جنايت‌هاي آن زمان را بي‌گناه جلوه دهند كه البته اين تبرئه صرفاً تبرئه يك يا چند شخص نيست، بلكه تبرئه يك مكتب و روش سياسي است كه از آن با نام مكتب اموي ياد مي‌شود، همان كه امروز حكام كشورهاي عربي سردمداران آن هستند. در واقع كسي كه روش حكومتي بني‌اميه را بپذيرد مطمئناً حكام مستبد خليج‌فارس را هم خواهد پذيرفت و آنها را اولي‌الامر خواهد دانست. در عين حال، براي حفظ اين حكام و روش امويشان بايد مردم را از مكتب مخالف آن يعني مكتب انقلابي شيعه هراساند و اين دو مسئله، يعني تبرئه منهج اموي و هراساندن از منهج علوي كه تخت پادشاهان را تهديد مي‌كند، البته انگيزه‌هاي اقتصادي را هم نبايد ناديده گرفت، هركس با شبكه‌هاي ماهواره‌اي عربي آشنا باشد، دقيقاً مي‌داند كه اين شبكه‌ها براي جذب بيننده، مخصوصاً در ماه رمضان چه كارها كه نمي‌كنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار