
اين سالها عادت كردهايم محالات ذهنيمان را چند سال بعد تمام قد پيش رويمان حي و حاضر ببينيم، ببينيم كه نشدنهاي ذهني ما با چه وقاحتي جلوي چشمهايمان رژه ميروند و ما هم براي رفع و رجوع آبروريزي صدايش را اصلاً درنمي آوريم و به روي خودمان نميآوريم كه اينها، همينهايي كه حالا بياعتنا به ما جلوي چشمهايمان رژه ميروند صورت تغيير يافته همان محالات و نشدنيهاي چند سال پيش ذهن ما هستند. خوب بنشينيد و نگاه كنيد زمانه چطور خرگوشهاي شعبده بازياش را يكي پس از ديگري در كلاه استوانهاياش غيب ميكند و ظاهر ميكند، غيب ميكند و ظاهر ميكند. ديگر همين روزهاست كه سر و كله يكي از همين بيمه نامهها پيدا شود و از كلاه بلند شعبده بازي بيرون بيايد.
خانمها! آقايان! هم اكنون با افتخار آغاز مراسم رونمايي از نخستين بيمه نامه «بيداري تضميني از يك خواب شبانگاهي» را اعلام ميكنم. بيمه نامهاي حتي براي سنين بالا و بيماران صعب العلاج، مناسب براي همه سليقهها و خانهها، حتي خانههايي كه دودكش يا بخاري استاندارد ندارند يا اصلا ديوارهايشان به يك فوت كوچك بند است.
خانمها! آقايان! مطمئن باشيد با اين بيمهنامه همه ما در امانيم. از وقتي به رختخواب ميرويم و پلكهايمان آرام آرام سنگين ميشود يا حتي روي كاناپه يا سر ميز غذاخوري خوابمان ميبرد و شروع ميكنيم به ورق زدن كتابي كه انگار صفحاتش درهم و برهم صحافي شده و فرو ميرويم در حلقههاي هزارتوي خوابها و روياها تا وقتي كه چشمها و گوشهايمان دوباره به كوچكترين نور و صدايي حساس ميشوند و خواب سنگين شب آنقدر رقيق ميشود كه پلكهايمان تاب نميآورند و باز ميشوند.
خانمها! آقايان! بدون رودربايستي امروز بسياري از ما شبها نميتوانيم چند ساعت با خيال راحت چشم روي هم بگذاريم، از بس كه خيالات جور واجور از هرجا كه ميرسند شيارهاي مغزشان را شخم ميزنند اما دريغ از حتي يك بذر جو يا گندم كه در اين شيارها بپاشند. خيلي رك بگويم ما ديگر از قرصهاي آرامبخش و دارونماها خسته شدهايم. جاي پنهانكاري كه نيست. حتي بچهها هم مثل گذشته با قصههاي «يكي بود يكي نبود» خواب شان نميبرد.
همچنان كه پژوهشهاي پژوهشگاههاي معتبر در جهان نشان ميدهد امروز از هر چهار نفر بزرگسال دست كم سه نفر به فوبياي «مرگ در خواب» مبتلاست و ميترسد نكند وقتي صبح بيدار شد ببيند اتفاقات عجيب و غريبي افتاده و در دنياي ديگري سير ميكند، دنيايي كه حتي يك در كوچك به سمت دنياي مأنوسي كه در آن بوده باز نگذاشته است، دري كوچك كه بتواند هرازگاهي برگردد و سرك بكشد به دلبستگيهايش.
خانمها! آقايان! امروز و نه هر روز ديگري مرگ با آدمها كاري ندارد. ترس از مرگ است كه آدمها را ذره ذره ميكشد. مردم ميترسند صبح بيدار شوند و ببينند در دنياي اشباح شناور شدهاند، بدون آنكه پيشتر كوچكترين چيزي در اين باره به آنها گفته شده باشد، بدون آنكه حتي يك كوله پشتي كوچك با خودشان برداشته باشند، بدون آنكه حتي يك نشانه، يك نشانه گذرا را ديده باشند كه تلنگر رفتن باشد. امروز بدون تعارف ما ميترسيم شب بخوابيم و صبح خودمان را بالاي جنازهمان ببينيم و بعد به خودمان بگوييم اگر اين «من پايين» منم پس اين «من بالا» كه به «من پايين» نگاه ميكند كيست؟ خانمها! آقايان! اجازه بدهيد يك بار ديگر يادآوري كنم كه مرگ آدمها را نميكشد، ترس است كه آدمها را ميكشد و شركتهاي بيمه اين وسط به وجود آمدهاند كه عليه ترس آدمها قيام كنند، ترسها هم كه يكي دو تا نيستند. روز به روز بر فهرست ترسهاي آدمي افزوده ميشود. ترس از آتشسوزي، ترس از بيكاري، ترس از آسانسور، ترس از بيماري و ازكارافتادگي، ترس از ماندن زير آوار زلزله، ترس از خيانت همسر، ترس از مرگ عزيزان، ترس از ديپورت، ترس از آزمون، ترس از انگ خوردن، ترس از ريسك سرمايه گذاري، ترس از پايين آمدن قيمت طلا و ارز و سهام، ترس از زير گرفتن يك آدم وقتي پايت را در اتوبان تا ته روي پدال گاز چسباندهاي، ترس از هواپيما، ترس از غرق شدن، ترس از تله كابين، ترس از آينده تحصيلي بچهها، ترس از ازدواج، ترس از پيري، ترس از خانه سالمندان، حالا هم كه ميبينيد ترس از مردن وقتي به خواب رفتهايم.
خانمها! آقايان! اگرچه گفتن اين حرفها كمي ذائقهتان را تلخ خواهد كرد اما چه كنيم كه امروز خيلي از ما ميترسيم بخوابيم و بميريم. ما به نمايندگي از همه شما بررسي كردهايم و ديدهايم حتي كساني كه قلبشان از چهار ماهگي پيش از تولد يك بار آخ هم نگفته و مثل ساعت سوئيسي دقيق و منظم زده ميترسند يك وقت قلبشان بازي دربياورد. باور كنيد ميترسند بخوابند و قلبشان هم شوخياش بگيرد و با آنها به خواب برود.
خانمها! آقايان! با افتخار اعلام ميدارد امروز با وجود شركتهاي بيمه، ترسهاي آدمي روز به روز كوچك و كوچكتر ميشود و اگر روال همين طور پيش برود هيچ بعيد نيست تا چند سال آينده جشن بزرگ نابودي ترسهاي آدمي را با حضور ۷ ميليارد بيمهگذار برگزار كنيم. آدمهايي كه امروز بيمه نامههاي متنوع دارند به اندازه تعداد بيمهها و سقف تعهدات بالا، با آرامش بيشتري سرشان را روي بالشها ميگذارند و كيفيت خواب بالايي دارند و چه روياهاي زيبايي كه نميبينند. خب! مسئله كاملاً ساده است. سرمايه تو بيمه باشد، اصلا كل عالم راهزن و دزد و حرامي، به من چه؟ اصلا بگذار سرمايهات را غارت كنند. بار تو را بيمه كردهاند، چه باك كه همه كشتيها در اقيانوسها غرق شوند.
خانمها! آقايان! وقتي اميد و اطمينان در زندگي باشد ترسهاي كوچك و بزرگ قلب آدمي مثل آدم برفي جلوي بخاري آب ميشود. ترس از روزهاي ابري، ترس از فرداهاي مبهم، ترس از فضاهاي مهآلود، همه و همه ترسهاي موهوماند، همچنان كه ترس از مرگ وقتي به خواب رفتهايم و ميترسيم نكند اين خواب چند ساعته همين طور كش پيدا كند و نتوانيم از هزارتوهاي خواب راهي به سمت بيرون، روزنهاي به سمت بيداري پيدا كنيم.
اما امروز با افتخار اعلام ميدارد ما به نقطهاي رسيدهايم كه ميتوانيم با به كارگيري مجربترين متخصصان و صدور بيمه نامههايي كه مو لاي درزش نميرود خواب خوش و طلايي را به بيمهگذاران محترم هديه بدهيم و اميدوار باشيم كه در آينده نزديك با پيشرفت فناوري حتي به نقطهاي برسيم كه وضوح خوابها، كيفيت و درجهبندي روياها و مسائلي از اين دست هم در اختيار شركتهاي بيمه باشد.
خانمها! آقايان! صبحها از خانهها كه بيرون ميآييد به خاطر خودتان، به خاطر خانواده، به خاطر آينده تحصيلي فرزندانتان، به خاطر پيشرفت شغليتان، به خاطر تداوم نسلها، به خاطر شخصيت اجتماعيتان، تكتك بيمهنامههايتان را خوب و دقيق وارسي كنيد. سعي كنيد سبد و سقف تعهدات بيمه نامههايتان كامل باشد. فراموش نكنيد «بودن» بدون بيمه نامههاي مطمئن در جهان بيرحم و بيعاطفه امروز يك ريسك محسوب ميشود. اول صبح همين طور بيهوا بيرون زدن بدون بيمه نامه يعني به استقبال ويراني رفتن. امروز بيرون يعني احتمال بلا، احتمال سرقت، احتمال آتشسوزي، احتمال سيل، احتمال زلزله، احتمال اينكه زمين زير پايت ناگهاني و بيدليل دهان باز كند و تو را ببلعد. پس صبح كه از خانهها بيرون ميآييد همه اين احتمالها را در ذهنتان مرور و مجسم كنيد، آن وقت تا پايان روز حتماً سبد و سقف تعهدات بيمه نامههايتان كامل خواهد شد.
خانمها! آقايان! امروز خواهر به خواهر و برادر به برادر رحم نميكند. پس همه بيمه نامههايتان را خوب و دقيق وارسي كنيد. بيمه نامه آتش سوزي، تيك بزنيد. بيمه نامه سيل، تيك بزنيد. بيمه نامه مسئوليت، تيك بزنيد. بيمه نامه بار، تيك بزنيد. بيمه نامه شخص ثالث، تيك بزنيد. بيمه نامه بدنه، تيك بزنيد. بيمه نامه عمر، تيك بزنيد. بيمه نامه زلزله تيك بزنيد. بيمه نامه آتيه فرزندان، تيك بزنيد. بيمه نامه بيداري تضميني بعد از خواب، تيك بزنيد. مطمئن شويد همه بيمه نامههايتان را برداشته ايد و همراهتان هست. وارسي كنيد كه تاريخ بيمه نامههايتان نگذشته باشد. البته امروز خوشبختانه شركتهاي بيمه از هر نظر به فكر منافع مشتريان شان هستند و پيش از اتمام تاريخ بيمه نامهها موضوع را به بيمه گذار اطلاع ميدهند، پس ديگر جاي هيچ گونه نگراني نيست.