
نه، برداشت هميشگي را نكنيد! منظور از «ناباروري پنهان» همان ناباروري بيولوژيك نيست كه زوجها از نظر جسمي توانايي بچهدار شدن را ندارند. قطعاً اصطلاح «ناباروري پنهان» را براي اولينبار است كه ميشنويد و درباره آن ميخوانيد. هرچه به اين اصطلاح كه نمايانگر يك پديده است نگاه ميكنم، نوعي حيلهگري را در ذهنم تداعي ميكند. چيزي كه آشكار است، آشكار است و مقابله با آن ساده. اما آنچه پنهان است، پيچيده و استرسزاست. تصور كنيد شما فرمانده يك سپاه هستيد كه قرار است با يك سپاه متخاصم بجنگيد. شمار سپاه دشمن كه رودرروي شما صفآرايي كردهاند، به شما اين امكان را ميدهد تا به يك ارزيابي مناسب از وضعيت دشمن و آرايش جنگي او دست پيدا كنيد اما آيا اگر دشمن، بعضي از سپاهيانش را به درون نيروهاي شما نفوذ داده باشد و آنها به مبارزه «پنهان» با شما مشغول باشند، باز هم مبارزه ساده است؟! مسلماً نه! سراغ سعيد كريمي، كارشناس مسائل استراتژيك رفتم و از اين كارشناس خواستم «ناباروري پنهان» را براي ما بشكافد.
سعيد كريمي اينگونه بحث در اينباره را آغاز ميكند: جمعيت، چه به لحاظ تعداد و چه از نظر كيفيت براي هر حوزه تمدني، فرهنگي و اجتماعي يك مقوله استراتژيك است. از منظر اقتصادي هم، جمعيت يك فرصت اقتصادي و توسعهاي به شمار ميرود.
اما نبايد صرفاً «تعداد جمعيت» براي ما مهم باشد بلكه بايد «كيفيت» آن را نيز در نظر بگيريم مخصوصاً مسائل «وقايع حياتي» جمعيت يعني ازدواج و طلاق، مرگ و مير، نرخ زاد و ولد و مهاجرت را.
يكي از مقولههايي كه در يك حوزه جمعيتي بسيار مهم و كليدي است، مقولهاي است كه در جمعيتشناسي از آن با عنوان «پنجره جمعيتي» ياد ميشود. «پنجره جمعيتي» يا «فرصت جمعيتي» زماني براي هر كشوري ايجاد ميشود كه جمعيت در سن كار و فعاليت اقتصادي در آن كشور به حداكثر ميزان خود برسد. كشور ما نيز با گذار به مرحله ميانسالي در حال حاضر به اين مرحله طلايي دست يافته است. هرچه پنجره جمعيتي به لحاظ زماني طولانيتر باشد امكان توسعههاي همهجانبه، تمدنسازي و تمام گزارههاي استراتژيك يك حوزه انساني بالاتر ميرود و راحتتر محقق ميشود.
اين كارشناس مسائل استراتژيك تأكيد ميكند براي بيشتر كشورهاي توسعهيافته و در حال توسعه، مقوله پنجره جمعيتي و جوان نگه داشتن بافت جمعيتي داراي اهميت فوقالعاده است. انسان ذاتاً ميل دارد هميشه خودش را جوان ببيند و جوان جلوه دهد. اين ميل ذاتي در سياستهاي كشورها هم قابل مشاهده و درك است. كشورهايي نظير جمهوري اسلامي ايران كه توانستند در يك دورهاي از تاريخ كشورشان، انقلابي را با يك نسل جوان انجام دهند، معمولاً مقابلههايي با آنها صورت ميگيرد. يكي از اين مقابلهها جنگ است. در ايران و در جريان جنگ تحميلي، بسياري از نيروهاي جوان ما براي دفاع از كشور راهي جبههها شدند. قطعاً اگر جنگ رخ نميداد ما در مراحل توسعه جلوتر بوديم.
دشمنان، جنگ را براي مانع تراشي بر سر راه انقلاب و پيشرفت جامعه ايران طراحي كردند؛ چراكه جنگ يكي از ابزارها براي مانعتراشي بر سر رشد و توسعه يك كشور است. از اين منظر، دشمنان اين كشور از هر راهي كه تصورش را كنيم وارد ميشوند تا نسل جوان و جوانان آن كشور را زمينگير كنند چه با اعتياد، چه با عرفانهاي پوشالي و تفكرات انحرافي، چه با رواج ابتذال و استهجان و چه با هرآنچه ميتواند يك ملت را از مسير اصلي خارج كند.
سرمايهگذاري اصلي روي چه كساني است؟بنا به گفته سعيد كريمي، بر اين اساس، سرمايهگذاري اصلي رقبا و دشمنان بر جوانان انجام ميشود. به خاطر همين هم است كه تهاجم فرهنگي در نوك پيكان حملات خود، نسل جوان ما را مورد هدف قرار داده است اما متأسفانه اين تنها راه نبود.
او ميگويد: اجازه دهيد مسئله را از اين زاويه تحليل كنيم. چه شما به واسطه جنگ، يك جوان را از بين ببريد و چه با برنامههاي كنترل جمعيت نگذاريد نسل جوان يك كشور تكثير شود، در هر دو صورت توانستهايد يك جمعيت را محدود كنيد. كساني كه براي دنيا برنامهريزي ميكنند مسلماً همينطور كه امروز از ما غافل نيستند و امروز انواع تحريمها و تهديدها را به وجود آوردهاند، از هيچكدام از گزارههايي كه ميتواند ما را از مسير پيشرفتمان منحرف كند غافل نخواهند شد. دشمن يك «راهبرد استراتژيك» درخصوص جمهوري اسلامي ايران دارد و آن، محقق نشدن سند چشمانداز ۱۴۰۴ ايران است. مهمترين عاملي كه ميتواند در آن افق، تحقق سند چشمانداز را رقم بزند نسل جوان ايران اسلامي است. اگر در اين فاصله كه جمعيت ما اكنون به ابتداي ميانسالي رسيده است، به سرعت چارهانديشي نشود- حتي خيلي سريعتر و بيشتر از زماني كه براي محدود كردن نرخ زاد و ولد تلاش كرديم- مسلماً براي رسيدن به افق ۱۴۰۴ پايمان لنگ خواهد زد.
«ناباروري پنهان» يعني چه؟بالاخره سرنخ بحث به «ناباروري پنهان» ميرسد. كريمي در اينباره ميگويد: نكته ديگري كه امروز كسي در حوزه جواني و پنجره جمعيتي به آن توجه نميكند بحث «ناباروري پنهان» است. «ناباروري پنهان» ناظر به گزارههاي بيولوژيك نيست كه طرفين (يعني زن و شوهر) توانايي فيزيكي و جسمي بارور شدن براي توليد نسل را نداشته باشند بلكه «ناباروري پنهان» ناشي از آن خواهد بود كه اولاً سن ازدواج بالا برود، ثانياً زن و مرد تا سالهاي متمادي پس از ازدواج خواهان بچهدار شدن نباشند و ثالثاً به لحاظ فرهنگي و اقتصادي، تفكر «فرزند كمتر، زندگي راحتتر» نهادينه شده باشد.
بر اين اساس، «ناباروري پنهان» بعد فرهنگي دارد. البته از نقش اقتصاد در اين پديده هم نبايد غافل شد اما محتواي كلي پديده ناباروري پنهان، رويكردي فرهنگي است. در چنين شرايطي و براي حل اين معضل، دولت و نظام جمهوري اسلامي ايران نبايد فكر كند كه دارد هزينه ميكند بلكه بايد يقين داشته باشد كه يك سرمايهگذاري «فوق استراتژيك» انجام ميدهد زيرا اگر الان اين سرمايهگذاري صورت نگيرد ممكن است در آينده، بستري فراهم نباشد تا براي يك «فرصت جمعيتي» سرمايهگذاري كنيم.
يك
پيشنهاد راهگشا
او در كنار آسيبشناسي موضوع، يك راهكار پيشنهاد ميدهد: ببينيد؛ عمده مشكل براي خانوادههاي جوان از نظر اقتصادي در دو يا سه سال اول زندگي رقم ميخورد كه هزينهها كمي سنگين است زيرا كودك هنوز به لحاظ مصرف و توانايي زندگي وارد چرخه زندگي عمومي خانواده نشده است يعني خورد و خوراك و نحوه پوشش او با ديگر اعضاي بزرگتر خانواده متفاوت است و همين تفاوت، هزينههاي خاص خودش را دارد. در خيلي از كشورها، طي اين دو يا سه سال، مبلغ مناسبي ماهانه بابت هزينه نگهداري بچه به خانوادهها پرداخت ميشود كه ميتواند روش مناسبي براي جامعه ما و كاهش دغدغههاي زوجهاي جوان باشد. پرداخت اين مبلغ، يك سرمايهگذاري بسيار هوشمندانه و استراتژيك است. علاوه بر اين، با اين كار ميتوانيم شرايط را به سمتي ببريم كه زوجهاي جوان در سالهاي اوليه ازدواج و دوران نشاط جواني، «باروري» را تجربه كنند؛ زيرا بر اساس آخرين تحقيقات در حوزه بيولوژيك، نوع انسان براي باروري در دوران جواني خلق شده است؛ چراكه باروري در سنين بالا مشكلات و مخاطرات خود را دارد كه يكي از آنها حتماً تعداد كمتر فرزندان خواهد بود.
رد پاي فمنيستهااين كارشناس مسائل استراتژيك تصريح ميكند يكي از مهمترين عواملي كه سبب رشد پديده خطرناك «ناباروري پنهان» شده است مقوله «روحيات فمنيستي» در خانمهاست. البته خيلي از خانمهايي كه دچار اين روحيات هستند ممكن است از رسوخ چنين تفكراتي به انديشه خود كه رفتار آنها را رقم ميزند آگاه نباشند. «نسبيگرايي و لذتطلبي» كه امروز راهنماي بعضي از بانوان شده و ارمغان همين روحيات فمنيستي است، زنان را از «روحيه مادري» و «انگيزه همسري» دور ميكند و بيشتر مشغول روحيات لذتطلبانه، تفنن جويانه و موضوعاتي غير از مسئله «خانواده محوري» سوق ميدهد. قابل توجهتر اين است كه حتي دشمن، براي حوزه اسلامي به دليل وجود مسئله چند همسري و خانواده گسترده كه يكي از راهكارهاي ازدياد نسل به شمار ميرود، برنامهريزي كرده است تا در چارچوب روحيات فمنيستي و در پوشش «حقوق زن»، بتواند «حقوق خانواده» و جمعيت را به حاشيه براند و لگدمال كند.
لذتگرايي يعني خداحافظي با نقش پدريبه اعتقاد سعيد كريمي همين گزارههاي لذتطلبي چنانچه در ميان مردان ما ترويج داده شود جوانان ما از نيروي جواني در چارچوبي غير از «تشكيل خانواده» استفاده خواهند كرد و به نوعي، آنها نيز از همسري و «پدري» فاصله خواهند گرفت. يكي از حربههاي برنامهريزان ناباروري پنهان، گسترش دامنه فعاليت سايتهاي مستهجن است. البته اين را هم بايد تأكيد كنم كه در حوزه مسائل جنسي، گزارههايي كه مربوط به گسترش بياخلاقي است صرفاً جنسي نيست كه يك رابطه خارج از چارچوب باشد.
او تصريح ميكند: كساني كه برنامههاي تصويري با موضوعات غيراخلاقي را- چه در فيلمهاي هاليوودي و چه در فيلمهاي مستهجن- بيشتر ميبينند به لحاظ ميل جنسي «تضعيف» و به مرور «بيمار» ميشوند. الان متأسفانه معاونت دارو و درمان وزارت بهداشت هيچ اطلاعات آماري منسجمي از ميزان مصرف قرصهاي محرك جنسي در ميان افراد جامعه ندارد! از طرفي، تبليغات گسترده ماهوارهاي، اينترنتي و داروخانهاي، اين داروها را به طور گسترده تبليغ ميكنند و بدون هيچگونه نظارتي در اختيار افراد قرار ميدهند! مسئله عوارض جانبي اين داروها بايد در جاي خودش بررسي شود اما موضوع مهم در اين بحث اين است كه مگر چه اتفاقي افتاده كه اين همه داروي محرك جنسي در چنين جامعهاي مورد نياز واقع شده است؟! جواب را بايد در رشد پديده «ناباروري پنهان» جستوجو كرد.
در حال حاضر، عمده دلايل طلاق در ميان زوجهاي جوان به اختلالات روابط زناشويي بر ميگردد كه يكي از دلايل آن «هم كفو نبودن جنسي» طرفين است (يعني هم شأن نبودن، همتراز نبودن).
در ادبيات روانشناسي واژهاي به نام «INTIMACY» به معناي رفيق بودن و همگام بودن از نظر روابط زناشويي وجود دارد؛ يعني زن و شوهر بايد در اين مسئله همگام و رفيق باشند و مشكلي در اين مورد نداشته باشند.
خيانتهاي ذهني، خيانتهاي عينيبحث كه ادامه پيدا ميكند پاي مقوله «خيانت» هم به وسط كشيده ميشود كه سعيد كريمي در ادامه صحبتهايش در اينباره ميگويد: در حال حاضر، عناصري كه در هجمه تهاجم فرهنگي، زنان و مردان جامعه ما را هدف خود قرار دادهاند عمدتاً باعث اين ميشوند كه تعادل رابطه عاطفي و زناشويي مرد و زن به هم بخورد. وقتي اين اتفاق افتاد، زن و مرد ممكن است همديگر را دوست داشته باشند اما از ارتباط حقيقي لذت نميبرند، چرا؟ چون در فلان فيلم ماهوارهاي يا هاليوودي، خانمها با تيپها و لباسها و نمايشهاي خاص جسمي براي مرد خانواده تبليغ شدهاند و در مقابل، مردها در آن فيلم و سريالها با تيپهاي فشن، ورزشي و بسيار متفاوت براي زن خانواده معرفي شدهاند. از طرفي، روابط جنسي زن و مردها در اين فيلمها و سريالها، روابطي بيقيد و بند، غيرشرعي، غيراخلاقي و افسارگسيخته است. جمع اين گزارهها باعث برهم خوردن تعادل روابط جنسي ميان زن و مرد در يك خانواده ميشود كه گامهاي بعدي آن، خيانتهاي ذهني و خيانتهاي عيني خواهد بود.
مسلماً در خانوادهاي كه مسئله خيانت رقم بخورد، آن خانواده به زودي در معرض فروپاشي قرار خواهد گرفت و سپس اين زندگي به جدايي منتهي خواهد شد. بيترديد، اگر دشمن بتواند «خانواده» را دچار فروپاشي كند يا از تشكيل آن به هر نحوي، جلوگيري به عمل بياورد يك نتيجه اصلي خواهد داشت: «زاد و ولدي رخ نخواهد داد» و اين همان سياست ترويج «ناباروري پنهان» است.
اينجا يك گزاره ديني به ذهن متبادر ميشود. ببينيد، نوع انسان يك دشمن استراتژيك و دائمي دارد و آن شيطان است. بزرگترين هدف شيطان، آن است كه نسل انسان را از هر راهي كه ميشود مقطوع كند و چه راهي بهتر از ايجاد انحراف در مسير غريزهاي كه بايد ادامه نسل انسان را رقم بزند نه اينكه اسير لذتهاي لحظهاي و انحرافي شود.
زنان «مرد» ميشوند!اين كارشناس مسائل فرهنگي- اجتماعي ميافزايد: يكي از نگرانيهاي من كه متأسفانه هيچ راهي هم براي پيگيري آن در اختيار ندارم، «تغييرات هورموني خانمهاي جامعه» است. هرچه خانمها از روحيه زنانه بيشتر فاصله بگيرند احتمال تغييرات هورموني آنها و افزايش هورمونهاي مردانه در خونشان بيشتر ميشود كه البته در اين خصوص، حتماً بايد تحقيقهاي جامعي صورت گيرد. در حال حاضر بيماري «كيست تخمدان» كه يكي از دلايل ناباروريهاي بيولوژيك ميتواند باشد به دليل همين اختلالات هورموني است كه رو به افزايش گذاشته است.
چرا جمهوري اسلامي نگران ماهوارههاست؟كريمي صحبتهايش را اينطور به پايان ميرساند: بايد اعتراف كنم كه ما هيچ برنامهاي براي بهداشت فرهنگي زنان و خانواده نداريم. وقتي صحبت از مبارزه با ماهواره ميشود خيليها فكر ميكنند كه جمهوري اسلامي ايران فقط نگران «مسائل سياسي- امنيتي» است در صورتي كه به نسبت مسائل فرهنگي، جمهوري اسلامي اصلاً از نظر ابعاد سياسي- امنيتي جاي نگراني ندارد. نگراني جمهوري اسلامي را بايد در اينجا جست كه تهديد حال و آينده، تهديدي «اجتماعي- فرهنگي» است و همين نقطهاي است كه جمهوري اسلامي بايد بر آن متمركز شود. در همين راستا هم بود كه من و همكارانم كار را روي «شبكه ايمني فرهنگي» و شناخت آسيبها، فرصتها و موقعيتها از مدتها پيش آغاز كرديم و در چارچوب پروژه بزرگ «اسلام در زندگي شهري» در حال پيش بردن آن هستيم.