
براي هر خبرنگار حوزه فيلم و سريال بارها موقعيتهايي پيش آمده كه به واسطه رصد و مشاهده يك اثر ضعيف سريعاً قضاوت نكند و يا حتي پس از مشاهده آثار ضعيف چشمهاي خود را ببندد سرش را پايين بيندازد و از كنار ضعف آثار بگذرد. نمونه اين مبحث، سريال ميلياردر است. سريالي كه قرار بود در روز ششم خرداد ماه سال جاري با حضور خبرنگاران حوزه تلويزيون و بازيگران محوري اين سريال (كه در ابتدا سريال «شركت» نام داشت) كليد بخورد. اما در كمال تعجب و زماني بالغ بر سه ساعت كه خبرنگاران بلاتكليف در لوكيشن سريال طي كردند گروه توليد اين سريال بنا به دلايلي نامعلوم از كليد زدن آن منصرف شده و از ارائه هر خبري كه توجيه چنين حركتي باشد سرباز زدند. بالاخره پس از چند روز كه از آن برخورد غيراخلاقي گذشت مسعود كرامتي در مقام كارگردان، سريال شركت (ميلياردر) را كليد زد و بخشهاي مربوط به بازي بازيگراني چون رضا بابك، سعيدپورصميمي، احمد مهرانفر و... ضبط شد.اماجاي تعجب است كه توليد اين سريال پس از دوماه و نيم ماه متوقف شد و كارگردان، بازيگران، عوامل پشت صحنه و حتي نام سريال و نام كاراكتر ها هم تغيير پيدا كرد.اين در حالي بود كه ۴۳۰ دقيقه سريال تدوين شده،كه آماده پخش بود، به راحتي كنار گذاشته شد و اينبار عليرضا اميني سكان توليد ميلياردر را در دست گرفت و نتيجه همان بود كه در ماه گذشته روي آنتن رفت و آماج نقدمنتقدان ومخاطبان سريالهاي تلويزيوني قرار گرفت. با اين همه بسياري از خبرنگاران حوزه تلويزيوني چشمهاي خود را بر نقاط ضعف اين سريال بستند چراكه عليرضا اميني براي دومينبار به ساخت سريال مبادرت نموده بود و تجربه نخست سريالسازي وي(سريال سقوط آزاد با بازي حامد بهداد و پورياپورسرخ) تجربهاي ناموفق بود. به همين دليل بسياري از منتقدان و خبرنگاران باحسن نيت از كنار ضعفهاي اين سريال گذشتند تا با چنين موضعي فرصت تجربيات ديگري براي اميني پيش آيد. اما گويا نويسنده، كارگردان و تهيهكننده اين سريال نظري عكس نظر منتقدان داشتهاند. چرا كه رامينعباسيزاده (تهيهكننده)، عليرضا اميني(كارگردان)، نويد ميهندوست (نويسنده) در نشست نقد و بررسي سريال ميلياردر كه با حضور جمعي از خبرنگاران حوزه تلويزيوني در فرهنگسراي رسانه برگزار شده بود. ادعاهاي غيرواقع و اغراقآميزي در مورد سريال متبوعشان كرده بودند كه در ادامه به بخشهايي از ادعاهاي تهيهكننده اين سريال نگاهي خواهيم داشت.گرچه هدف نقد و برسي محتوا وساختار سريال نيست و تنها طرح تناقضاتي است كه در پي اظهارات تهيه كننده سريال به ذهن متبادر شده است.مبحث بعد اختصاص زماني است كه صرف پرس و جو و روشن شدن صحت وسقم قضايا بوده است و همين امر مطلب فوق را با تاخير رسانه اي نموده است.
ادعاهاي عباسيزاده
در بخشي از صحبتهاي عباسيزاده چنين آمده است:«طرح اوليه اين سريال از خودم بود و تصور ميكردم كه آقاي مسعود كرامتي كه پيش از آقاي اميني كارگردان اين سريال را بر عهده داشتند با من هم عقيدهاند اما برآيند همكاري با ايشان و نحوه كارگردانيشان نشان ميداد كه ايشان انگيزهاي براي خوب كار كردن ندارند و خروجي كار ايشان مخاطبي زير پنج درصد خواهد داشت. ما هم نخواستيم كه بودجه بيتالمال را هدر دهيم و سعي كرديم كاري در خور شأن مردم توليد كنيم...
عباسيزاده در جاي ديگري از سخنانش درخصوص برخي از سريالهاي تلويزيوني عنوان كرده است:« وقتي قصهاي تنها ظرفيت يك تله فيلم را دارد به يك سريال دو هزار دقيقهاي تبديل ميكنند به ورطه لودگي ميافتند. در متن سريال ميلياردر فراز و فرودها و مراحل مختلفي وجود داشت و به اين ترتيب تنوع زيادي در ذات اين كار وجود داشت و كارگردان و بازيگران با خلاقيت خود به خندهدار شدن سريال كمك كردند.
اين تهيهكننده در ادامه ميگويد: با اين نگاه (نگاه كرامتي) چيدهمان بازيگران و كارگردانان ممكن است اتفاقات بدي شامل كار شود.به همين دليل هم چند بار به مسعود كرامتي تذكر دادم و اين مسائل را مطرح كردم.
با اين اوصاف توليدكنندگان سريال ميلياردر از آن دسته آدمهايي هستند كه در مقابل سكوت منتقدان موضعي نابهجا گرفتند و سكوت منتقدان و مخاطبان سريال خود را دال بر رضايت آنها تلقي كردند. در حالي كه اين سكوت ، سكوتي اخلاقي بود و مجالي كه منتقدان معمولاً به صورت استثنا براي فيلمسازان تازه كار تلويزيون قائل ميشوندتا آزمون و خطا هاي خود را تجربه كننداز طرفي با توجه به پيگيري بسياري از رسانهها براي روشن شدن اختلافات ميان تهيهكننده و كارگردان سابق، تماسهاي متعددي با مسعود كرامتي گرفته شد، اما كرامتي به جز گفتوگويي كه با خبرنگاران مهر، آن هم به ناچار در پاسخ به اظهارات عباسي زاده ، انجام داده هيچ اظهارنظري نكرده است.و طبق اظهارات عوامل و بازيگران گروه كرامتي اكثريت قريب به اتفاق آنها از دخالتهاي بيش از حد تهيهكننده شاكي بودهاند.
قبل از هر چيزي گفتني است كه بهرغم تلاشهايي كه براي منحصر به فرد بودن ميلياردر صورت گرفته، بايد خاطر نشان كرد كه سريالي چون ميلياردر كه داستان جوان درستكاري در بين كاراكترهاي منفي كه عموماً نسبت خانوادگي با هم دارند و مجموعاً در مقابل اين جوان موضع گرفتهاند، پيشتر از اين براي اولينباردر سريال«لطفا دور نزنيم» با بازي «محمدرضا هدايتي» و كارگرداني «مهدي مظلومي» در ۱۵ ارديبهشت ماه سال ۱۳۸۸ روي آنتن شبكه تهران رفته است. بنابراين نميتوان اين كار را به لحاظ محتوا و ساختار منحصر به فرد دانست.
در جايي ديگر عباسيزاده از متضرر شدن بيتالمال در صورت تداوم كار كرامتي گفته است. حال اين سؤال مطرح ميشود. كه چرا در اين سريال بهرغم ظرفيت بالايي كه تهيهكننده براي سريالش متصور شده است چندين نابازيگر تازهكار و بياستعداد خانم را جلوي دوربين گذاشته اند. به گونهاي كه حتي تا پايان سريال برخي از اين خانمها حتي جملهاي براي گفتن ندارند و مخاطب هيچ تصوير درستي ازچرايي حضورآنها ندارد. مگر اين اقدام اشتباه گذشته از ضربات جبرانناپذيري كه به بازيگران حرفهاي ما وارد ميكند، بهانهاي براي هدر دادن هزينه هاي بيتالمال نيست؟ مگر دستمزد اين نابازيگران (ولو كمترين ميزان) از هزينه هاي بيت المال تامين نمي شود؟واين كار عبث باري بر دوش بيتالمال نيست؟
در جايي ديگر تهيهكننده به ظرفيت كارهاي ۲ هزار دقيقهاي اشاره كرده است كه در واقع اين كارها در نهايت ظرفيت يك تله فيلم را دارند با اين وجود اين سؤال مطرح ميشود كه سريال ميلياردر ظرفيتي دو هزار دقيقهاي دارد يا گنجايشي در حد تله فيلم؟ جواب معلوم است كه چرا يك سريال ۱۵ قسمتي به طرفهالعيني ظرفيت بالا پيدا ميكند. چرا كه بحث هويت بهادر و مثلث عشقي بين فرجام (شريفينيا) ولي (مجيد مظفري) و مادر بهادر بهانهاي براي تداوم توليد آن در دو دوره ايام الله دهه فجر و عيد نوروز سال ۱۳۹۲ است. بهانهاي كه به نام مثلث عشقي بارها در صدا و سيماي ما مورد نكوهش و ممنوعيت ساخت قرار گرفته است. آيا اين سريال در مرحله نخست پخش خود موفق به جذب حداكثري مخاطب شده است؟كه اينچنين مقدمات توليد و پخش آن را در دهه فجرو عيد نوروز فراهم مي شود؟
اين تهيه كننده در بخشي ديگر در خصوص بحث مميزي ها و خطوط قرمز عنوان كرده است:«هر مسئلهاي را ميتوان با هوش و درايت (در سريال)مطرح كرد» در اينجا اين سؤال پيش ميآيد كه چرا توليدكنندگان گروه دوم سريال با هوش و درايت مسئله تبليغات وزارت نيرو را طرح نكردهاند؟ چرا كاراكتر «ولي» و سايرين به هر بهانهاي به بدترين و ناشيانهترين و برخورندهترين شكل ممكن نقش يك تبليغاتچي را ايفا ميكند و درصدد انتقال پيامهايي در خصوص صرفهجويي در انرژي برق است.در حالي كه چندين سال قبل «بابابرقي» در انيميشن هاي بازرگاني با آن كلاه زرد و سبيلهاي سفيد و پيچيده از بنا گوش در رفته، به بهترين شكل ممكن اين پيامهاي نخ نما شده ميلياردر رابه تمام اقشار جامعه انتقال داده است. چرا كوچكترين ظرافت هنرمندانه در طرح اين پيامهاي بازرگاني به كار نرفته است؟
به نظر ميرسد كه مسائل حاشيهاي چون بحث جذب كمكهاي مالي اسپانسرهاي كار اعمال قدرت و اعمال نفوذ در استخدام يا اخراج عوامل، دخالتهاي غيرحرفهاي و آزارانده و... مانع از ديده شدن نيازهاي مخاطب و نقائص سريال ميلياردر شده است. اميدواريم در فصلهاي بعدي با تكيه بر اين باور كه هنر فيلمسازي هنري جمعي است وتوفيق هر كار نمايشي مرهون يك همكاري جمعي و حرفه اي است به توليد فصول بعدي سريال ميلياردر مبادرت نمايند.