
خبرها گرچه اين روزها به نقل از منابع روسي منتشر ميشود، اما سعيد جليلي نيز پيشتر و در سفر به هند، خبر از برگزاري مذاكرات در اواخر ژانويه داده بود؛ مذاكراتي كه گويا قرار است به ميزباني استانبول انجام شود. تا پيش از برگزاري جلسه مذاكره مذكور نيز قرار است مذاكرات جمهوري اسلامي ايران و آژانس بينالمللي انرژي اتمي، اواخر هفته جاري در تهران برگزار شود كه نميتوان مذاكرات اواخر ژانويه را بيتأثير از آن دانست.
با اين همه و در باب هر دو مذاكره، ميتوان اظهار داشت كه گرچه نفس انجام مذاكره براي رسيدن به تفاهم و پيشبرد امور و مشكلات فيمابين از راهي غير از جنگ نظامي و اقتصادي است اما به نظر ميرسد در مذاكرات پيش رو، اصل مذاكره نه براي رسيدن به تفاهم، بلكه براي به كرسي نشاندن حرف خويش است. اين حرف خويش، شايد حتي هدايت مذاكرات به سمت و سوي نتيجهنبخشي هم باشد! بايد ديد كه اين كشاندن مذاكرات به نقاط كور چه نتيجهاي ميتواند براي طرفين داشته باشد.
خوشبيني تحليلي يا خبري؟!
در حالي جمهوري اسلامي اعلام آمادگي كرده يك بار ديگر در باب فعاليتهاي صلحآميز خويش پاي ميز مذاكره بنشيند كه اظهارات بدبينانهاي از طرف ديگر مذاكره به گوش ميرسد كه يقيناً ميتواند آغازي بر يك تلاش براي به شكست كشاندن مذاكرات تلقي شود. آمانو، مديركل آژانس بينالمللي انرژي اتمي به صراحت اعلام كرده درباره گفتوگوها با ايران كه قرار است در روزهاي آينده، درباره امكان دسترسي بازرسان آژانس انرژي اتمي به تأسيسات نظامي پارچين برگزار شود، خوشبين نيست. آمانو همچنين مدعي شده است گفتوگوها با ايران به صورت خطي پيش نميرود. يك قدم پيش ميرود، اما بعد دو يا سه قدم به عقب بازميگردد، بنابراين ما نميتوانيم بگوييم كه (براي نشست ۱۶ ژانويه) چشماندازي خوشبينانه داريم. آمانو موضوع ايران را از اولويتهاي اصلي خود در دور بعدي رياستش بر آژانس بينالمللي انرژي اتمي خواند و در عين حال گفت: اميدوارم ايران درك كند كه همكاري با آژانس بهترين كاري است كه بايد انجام دهد.
اين عبارات در حالي بيان ميشود كه جمهوري اسلامي ايران همواره بيشترين همكاري را با آژانس داشته و حتي مأموران آژانس بارها از تأسيسات هستهاي بازديد كردهاند. با اين وجود، به نظر ميرسد ابراز عدمخوشبيني آمانو بيشتر از آنكه يك پيشبيني و تحليل سياسي باشد، يك خبردهي از آن چيزي است كه براي اتفاق افتادنش از قبل برنامهريزي شده است...
هدايت مذاكرات به نقطه كور!
در عين حال پافشاري آميخته با اتهامزنيهاي بيسبب در باب تأسيسات نظامي پارچين كه البته هيچ رنگ و بوي اتمي هم ندارد، باعث ميشود كه جمهوري اسلامي در باب اعتماد به آژانس خوشبين نباشد. وقتي هيچگونه فعاليت هستهاي در پارچين جريان ندارد، يعني كه دليل ديگري دارد مأموران آژانس را به بازديد از پارچين ترغيب ميكند؛ دليلي آنقدر مهم كه باعث اين همه اصرار بر بازديد از پارچين و حتي قرار دادن آن به عنوان موضوع اصلي مذاكرات ميشود. اتهام جاسوسي به مأموران آژانس زدن و متهم كردن آنها به تلاش براي سردرآوردن از تأسيسات نظامي جمهوري اسلامي به بهانه بازديد از تأسيسات هستهاي، ادعاي كوچكي نيست اما وقتي مشخصات دانشمندان هستهاي ايران كه به امانت در دسترس آژانس قرار گرفت، سر از سرويس جاسوسي رژيم صهيونيستي درميآورد و بخش اعظم نياز اطلاعاتي براي تروريسم دولتي اسرائيل عليه دانشمندان و همكاران هستهاي ايران را فراهم ميكند، بايد به اين همه اصرار بيدليل براي بازديد از پارچين بر مبناي ادعاهايي بيسند، با ديده شك نگاه كرد.
اين شك را ميتوان از دو نظر مورد بررسي قرار داد؛ اول همان كه اشاره كرديم كه مأموران آژانس نه به دنبال بازديد و بررسي تأسيسات هستهاي ايران، بلكه در پي كسب اطلاعات از ساير فعاليتهاي جمهوري اسلامي باشند، دوم هم آنكه شرط و خواستهاي را در مذاكرات اعلام كنند كه بدانند ايران به دليل بيسند و غيرمنطقي بودن آن خواسته، تن به قبول آن ندهد و مذاكرات به نقطه كور برسد. نكته آنكه ميشود آژانس هر دو هدف را هم دنبال كند، در اين صورت چه ايران به بازديد از آژانس تن بدهد و چه آن را رد كند، بخشي از هدف آژانس تأمين شده است!
غرب به دنبال تأثيرگذاري هستهاي بر انتخابات ايران
نتيجهبخشي مذاكرات براي آژانس چندان هم مطلوب نيست، چه آنكه آنها اميدوارتر هستند تا با كشاندن مذاكرات به نكته كور و هدايت آن از طريق توافقات پشت پرده ميان خود، راه را براي توجيه و راضي كردن افكار عمومي به انجام تحريمهاي سخت اقتصادي عليه جمهوري اسلامي ايران باز كنند. بديهي است كه نتيجهبخشي مذاكرات، بهانه لازم براي اعمال تحريمهاي نفتي و غيرنفتي همهجانبه عليه ايران را از آنان خواهد گرفت.
آنان تلاش ميكنند تا با هدايت مذاكرات به سمت و سويي كه نتيجهاي قابل توجه دربر نداشته باشد، حتي افكار عمومي ايرانيها را هم در دست بگيرند و ايران را مقصر اين نتيجهنبخشي معرفي كنند كه اهل مذاكره نيست و شرط را قبول نكرده و... حال ديگر نميگويند شرط ما تا چه حد بيمنطق بوده است! از سويي ديگر، نتيجه ندادن مذاكرات، يعني تحريمهاي سختتر عليه ايران كه فشاري بر تودههاي مردم خواهد بود و غربيها ميكوشند با اين اعمال فشارها و مقصر جلوه دادن دولت ايران در اعمال اين فشارها، نارضايتي عليه جمهوري اسلامي را رقم بزنند. تودههايي كه نقش اصلي را در انتخابات رياست جمهوري پيش رو ايفا خواهند كرد و غرب نميخواهد هيچ نقشي در آن نداشته باشد.