هرچه با خودمان عهد ميكنيم كه از اظهارنظر درباره آلودگي هوا توبه كنيم، باز توبه ميشكنيم و گويي حكايت ما داستان آن مردي است كه با خودش عهد بست ديگر شراب ننوشد، پس عهدش را اينگونه به زبان آورد: «عهد كردم كه دگر مينخورم/ به جز امشب شب و فرداشب و شبهاي دگر!» حالا ما روزنامه نگاران و خبرنگاران هم بايد بگوييم: «عهد كرديم از آلودگي نگوييم، به جز امشب شب و فرداشب و شبهاي دگر!» صدبار هم كه توبه ميكنيم دم فرو ببنديم، باز توبه ميشكنيم و به سوي آلودگي هوا باز ميآييم! انصافاً هم حق با ماست؛ مگر ميشود آمار مرگ نزديك به ۵ هزار نفر شهروند تهراني در سال بر اثر آلودگي هوا را بشنوي و بيخيال آلودگي بشوي؟! مگر ميشود خبر افزايش ۳۰درصدي سقط جنين ناشي از آلودگي هوا را مطلع باشي و از كنار آلودگي بيتفاوت رد بشوي؟!
مگر ميشود، تأثيرات مخرب آلودگي هوا بر روان شهروندان تهراني و رشد درصد عصبي شدن آنها به خاطر كثيفي هوا را بخواني و شانههايت را به نشانه «به من چه مربوط؟» بالا بيندازي؟! و اينگونه است كه ما اهالي رسانه و آلودگي، رفيق شفيق گرمابه و گلستان هم شدهايم و يك روحيم در دو بدن!
آذرماه سال ۸۹ بود كه دكتر عباس جعفري دولتآبادي دادستان تهران اعلام كرد: «مردم ميتوانند در صورت بروز هرگونه نقض حقوق شهروندي به علت آلودگي هوا به دادسراها شكايت كنند». اين خبر، بارقهاي از اميد را در افكار عمومي ايجاد كرد.
چندي بعد، يكي از خبرنگاران را در كسوت شهروند براي شكايت از آلودگي هوا به يكي از دادسراها روانه كردم. پايان چندين ساعت دويدن و تلاش كردن او اين بود كه همه با تعجب به او نگاه كرده بودند، توصيه كرده بودند وقت خودش را تلف نكند و تصريح كرده بودند كه به چنين شكايتي رسيدگي نميشود! از سال ۸۹ تا به امروز نيز تعدادي از شهروندان تهراني براي شكايت از دستگاههاي مقصر در آلودگي هوا به برخي دادسراها مراجعه كردهاند اما به هيچ نتيجهاي نرسيدهاند! بر اساس اظهارات آن زمان دادستان تهران، اگر شيوهها و روشهاي مسئولان در كنترل آلودگي هواي تهران به نتيجهاي نرسيد، دادستان تهران به عنوان نماينده مدعيالعموم وارد ميشود.
طي چندماه گذشته، آلودگي به طرز وحشت آوري، آسمان و ريههاي تهرانيها را تصرف كرده است. اين بار با همه دفعات پيشين كه آلودگي هوا ميآمد و خيلي زود هم ميرفت، فرق دارد. اين بار، آلودگي شمشير را پشت سر هم براي شهروندان از رو ميبندد و بدجور در پايتخت جاخوش كرده است. اين حق شهروندان است كه بتوانند بر اساس حقوق شهروندي از افراد يا دستگاههاي مقصر يا كم كار در موضوع آلودگي هوا شكايت كنند چراكه روشها و شيوههاي مديران راهبردي و كارآمد نبوده است. البته برخي تاكتيكها مانند زوج و فرد كردن تردد خودروها از در منازل، تا حدي قابل قبول ظاهر شده اما چون تضادها و سوءمديريتهاي ديگري هم در مسئله توليد و تشديد آلودگي هوا مؤثرند، فكر نميكنم با اين يك گل بهار بيايد!
به هر حال، انتظاري كه اكنون از دادستان محترم ميرود اين است كه با قاطعيت از شهرونداني كه قصد شكايت از آلودگي هوا را دارند، حمايت كند و اين شكايات را مورد پيگيري قرار دهد. البته شهرونداني هم كه ميخواهند شاكي آلودگي هوا باشند، بايد با هدف حل معضل اقدام به شكايت كنند نه با هدف جوسازي!