
سينما، تئاتر و موسيقي، سه عنصر اصلي جشنوارههاي فجر هستند كه هر سال با فرا رسيدن ايام دهه فجر نداي آغازي نو براي رقابتهاي يك ساله هنرهايي برون آمده از دل مردم ميدهند؛ هنرهايي كه بدون مردم معنايي ندارند؛ با اين وجود و به رغم رنگ و شعار مردمي جشنوارههاي فجر، صفوف طويل تهيه بليت در فصل سرما، سالنهاي محدود براي تماشاي تئاتر و فيلمهاي فجر، بليتهايي كه تنها به دست خواص ميرسند و نيز حسرت تماشاگران شهرستاني براي تماشاي همزمان بزرگترين و مهمترين رخدادهاي فرهنگي و بينالمللي كشور تا به كنون ماهيت متفاوتي را براي جشنواره فجر رقم زده، به راستي آيا سهم مردم از اين رويداد تمام و كمال پرداخت شده است؟
هر سال با فرا رسيدن ايام دهه فجر، ندا و نواي آغاز جشنواره فجر در حوزههاي سينما، موسيقي، تئاترو. . . به گوش اهالي هنر ميرسد اما اين آغاز براي مردم تنها در حد ندايي باقي ميماند. جشنوارههايي كه كوله بار ۳۱ سال تجربه را بر دوش دارند، هنوز به بسياري از سؤالات و معماها پاسخ نداده است. اينكه اين جشنوارههاي مردمي واقعا براي چه كساني برگزار ميشوند؟
امير قادري، كارشناس و منتقد سينما در گفتوگو با «جوان» ميگويد: كشورمان در معرض بحران رويدادهاي مردمي است؛ رويدادهايي كه دولت پرچم آنها را بالا ببرد و مردم آن را نگه دارند، هدف اصلي اين رويدادها مردم باشند و در مسير برگزاري و به ثمر رسيدنشان سهم داشته باشند.
از نظر قادري اگرچه چنين رويدادهايي با چنين كيفيتي هنوز در كشور محقق نشده است اما با اين حال جشنواره فيلم فجر مردميترين و واقعيترين حادثه فرهنگي كشور در طول سال است. اين كارشناس سينما سهم مردم در رويداد سينمايي جشنواره فيلم فجر را به خاطر اشتياق بالاي مردم به مشاركت در آن بيش از هر رويداد ديگري ميداند و ميگويد: «مردم در جشنواره فيلم فجر بيش از هر حادثه فرهنگي و حتي غير فرهنگي ديگري سهم دارند و اين در حالي است كه فيلمهاي حاضر در اين جشنواره اغلب از كانالهاي رسمي و با بودجههاي نفتي و در محافل مدعي ارزشي يا روشنفكري توليد ميشوند.
قادري ضمن آنكه اعتقاد دارد سهم مشاركت مردم در جشنواره فيلم فجر ميتواند بهتر از سهم كنوني آنها باشد، ادامه ميدهد: «جشنواره فيلم فجر به تغييرات ساختاري احتياج دارد. سينما نياز به صنف سينماگر و نيز سينمايي دارد كه سرنوشتش با بليت و سليقه مردم تعيين شود. در واقع اصل بر اين است كه ما نهادهاي سينمايي غير رسمي وابسته به گيشه و پول و بليت مردم داشته باشيم. اين شكل غايي قضيه است.
در سوي ديگر قضيه، جشنواره فجر براي هنر تئاتر شكل و شمايل انحصارگرايانهتر و غير مردميتري دارد. اين در حالي است كه شعار «تئاتر براي همه»، از اين هنر تمام و كمال مردمي تصويري عامه گرايانه را به نمايش گذاشته است. در سال جاري نيز جشنواره تئاتر فجر خاموش حركت كرده؛ چهرههاي ناشناخته و كمتر شناختهشدهاي در جشنواره تئاتر فجر امسال حضور دارند و هنوز مشخص نيست كه آيا سلايق تودههاي مختلف مردم در تئاترهاي جشنواره سال جاري در نظر گرفته شده است يا خير.
امير عظيمي، كارشناس و منتقد تئاتر درباره سهم مردمي در جشنواره تئاتر فجر نيز به «جوان» ميگويد: «مردم اساس سهم زيادي در جشنواره تئاتر فجر ندارند چراكه ظرفيت سالنها بسيار محدود است و حضور اصحاب رسانه و كساني كه در زمينه تئاتر مشغول فعاليت هستند ظرفيت سالنها را پر و فرصت تماشاي اجراها را در جشنواره از مردم عادي سلب ميكند.
عظيمي به عنوان يكي از صاحبنظران عرصه تئاتر كه ظرف ۱۲ سال گذشته از نزديك با رويداد تئاتر فجر همگام بوده است، ادامه ميدهد: «واقعيت اين است كه در جشنواره تئاتر فجر هيچگاه به طور روشن و نظاممند سهمي براي مردم در نظر گرفته نشده است، علت آن هم ظرفيت محدود سالنهاست.»
وي در حالي به ظرفيت كم سالنهاي تئاتر اشاره ميكند كه در جشنوارههاي تئاتر فجر عموم متمايل به تماشاي اجراهاي خارجي در بخش بينالملل هستند و جالب توجه است كه گروههاي خارجي براي هر اجرا معمولاً حدود ۵ الي ۶ هزار يورو دريافت ميكنند. از اين حيث عوامل جشنواره ناچار به محدود كردن تعداد اجراها هستند و اين هر چه بيشتر از سهم مردم ميكاهد.
به گفته اين كارشناس تئاتر، سالن چهار سوق كه ظرفيتي ۴۰۰ نفره دارد در ايام جشنواره به اشغال اصحاب رسانه و كارشناسان تئاتر، هنرمندان، دوستان، آشنايان و عوامل جشنواره در ميآيد و جايي براي حضور مردم باقي نميماند.
عظيمي سرمايهگذاري هر چه بيشتر دولت بر اين جشنواره و نيز ارائه سوبسيد بيشتر جهت افزايش تعداد اجراي گروههاي خارجي و برجسته داخلي و حتي ارائه برخي اجراها به حضور صرف مردم عادي را از جمله راههاي افزايش مشاركت مردمي در جشنواره فجر ميداند ضمن آنكه تجربه ثابت كرده است كه ابتكار برخي از مديران دورههاي گذشته جشنواره فجر بر گوشهاي از مشكلات مردمي اين جشنواره فائق آمده است.
چند سال پيش در خلال جشنواره تئاتر فجر و در دوران دبيري محمد حيدري، اجراي كارهاي تئاتر شهر از طريق تلويزيون شهري نصب شده در بوستان دانشجو مقابل تئاتر شهر تهران به صورت مستقيم پخش و اين ابتكار با استقبال مردمي بسياري رو به رو ميشد. هر چند امروز جشنوارههاي فجر به عنوان رويدادهاي ملي و فراملي كه ميتوانند به وفاق، امنيت و رشد ملي هر چه بيشتر بينجامند براي بسياري از مردم و عابران چيزي جز بناي مزين شده تئاتر شهر به پلاكلاردهاي قرمز رنگ و نيز براي مخاطبان عادي سينما چيزي جز صفهاي طويل در سوز سرماي زمستان نيست!