کد خبر: 505268
تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۱ - ۰۹:۱۹
گفت‌وگوي «جوان» با دكتر شهاب اسفندياري، كارگردان مستند جهانشهري‌ها
مجموعــــــــه مستند «جهانشهري‌ها» كاري از گروه فرهنگ و معارف شبكه سه سيماست كه دوره نخست آن در ۱۴ قسمت ۳۰ دقيقه‌اي از اين شبكه ساعت ۱۹ پخش مي‌شد. اين مجموعه با هدف نشان دادن فعاليت‌هاي تبليغاتي و اتفاقات زندگي شخصيت‌هايي كه در واقع هويتي مركب از چند مليت را دارند، تهيه و توليد شده است. دكتر شهاب اسفندياري، كارگردان اين اثر كه مدرك كارشناسي خود را در رشته سينما تئاتر از دانشگاه هنر گرفته، موفق به كسب مدرك كارشناسي ارشد سينما از همين دانشگاه مي‌شود. اسفندياري تحصيلات تكميلي خود را در مقطع دكتري در شهر ناتينگهام كشور انگلستان به پايان رسانده است. كارگردان مستند «جهانشهري‌ها» در دوره دكتراي خود كه در رشته «مطالعات فرهنگي» صورت گرفته است رساله دكترايش را در حوزه «جهاني شدن» و «سينماي ملي» تنظيم و ارائه كرده است. اقبال مخاطبان به اين مجموعه مستند ما را بر آن داشت كه پاي صحبت‌هاي دكتر اسفندياري بنشينيم.

آقاي دكتر بفرماييد دليل توليد و تهيه يك چنين مستندي چه چيزي بود و چطور شد كه فكر اوليه ساخت مستند «جهانشهري‌ها» به ذهنتان رسيد؟
اين كار در واقع دو دليل عمده داشت. يكي بحث تحصيلات من بود كه يك مقداري در موضوع جهاني شدن و تأثير جهاني شدن بر هويت‌هاي ملي به اقتضاي موضوع رساله دكترايم مطالعه كرده بودم، به همين دليل كنجكاو شده بودم راجع به اينكه هويت‌هاي ملي چگونه شكل مي‌گيرند، تركيب مي‌شوند و در شرايط مختلف با مهاجرت انسان‌ها، ازدواج افرادي از مليت‌هاي مختلف و حوادث ديگري با در معرض ديد يكديگر قرار گرفتن انسان‌ها به علت رسانه‌ها و اينترنت و... گويي ديوارهايي بين ملت‌ها و فاصله‌ها را برداشته است؛ اينها را در حوزه نظر داشتم. در آن تجربه زيستي هم كه در خارج از كشور داشتم مواجه مي‌شدم با آدم‌هايي كه به راحتي در چارچوب هيچ مليت خاصي نمي‌شد گنجانده شوند.

اين يعني اينكه داراي مليت‌هاي متفاوتي بودند؟
بله. به دليل همين كه به طور مثال ريشه‌هاي ملي مختلفي داشتند سپس مهاجرت و ازدواج كرده بودند. زماني كه از آنها مي‌پرسيديم كه اهل كجا هستيد، خيلي جواب قطعي براي اين سؤال نداشتند و اين براي ما مسئله مليت‌مان خيلي برايمان مسلم و قطعي است، يك مقداري تعجب‌برانگيز بود. مثلاً يكي از سوژه‌هايي كه در اين مجموعه كار شده است و تقريباً مي‌شود گفت اولين نفر از مستند جهانشهري‌ها به حساب مي‌آيد كه كار را با او شروع كرديم، روحاني مركز اسلامي شهر ناتينگهام كه ما هم در آن سكونت داشتيم، بود. ايشان اجدادش و پدر و مادرش در واقع ايراني بودند كه ۱۰۰سال پيش پدربزرگشان براي تبليغ از ايران به هندوستان مهاجرت مي‌كنند. در حدود ۴۰ سال پيش پدر ايشان كه يك مهندس معمار بوده، از هندوستان به امريكا مهاجرت مي‌كند. در آن زمان ايشان بچه بوده‌اند و به خاطر همين در امريكا بزرگ مي‌شود، تحصيل مي‌كند و به دانشگاه مي‌رود. حدود ۲۰ سال پيش تصميم مي‌گيرد روحاني بشود، به همين علت از امريكا به قم مي‌آيد و ۱۰سال در ايران زندگي مي‌كند و در همين ايام سرگرم يادگيري زبان فارسي مي‌شود. ايشان پس از خواندن دروس حوزوي ملبس به لباس روحانيت مي‌شود.

در همان قسمتي از مستند كه مربوط به سرگذشت اوست دليل مهاجرتش به ايران و خواندن دروس حوزه اشاره هم مي‌كند؟ (چون بنده تمام ۱۴ قسمت مستند را نديده‌ام)
بله. حالا از اين طريق به شما و همه مخاطبان عزيز توصيه مي‌كنم كه قسمت‌هاي ابتدايي اين مستند را كه قرار است از شبكه مستند پخش شود حتماً ببينند. در همان قسمتي كه پخش شد مي‌گويد تحت تأثير افراد و مبلغين مذهبي كه براي شناساندن اسلام به ديگر كشورها از جمله امريكا مي‌روند قرار گرفته بوده است. ضمن اينكه اهل پرسشگري بوده و به فلسفه نيز علاقه‌مندي زيادي داشته است و بعد از مشرف شدن به سفر حج تصميم مي‌گيرد كه قدم در اين راه بگذارد. ايشان بعد از اينكه تحصيلاتش در حوزه علميه به اتمام مي‌رسد براي تبليغ دين اسلام در خارج از كشور دعوت مي‌شود كه دليل آن تسلطش بر چندين زبان زنده دنياست. اين مبلغ روحاني پس از استقرار در شهر ناتينگهام مركز اسلامي اين شهر را تأسيس و راه‌اندازي مي‌كند. نكته جالب در مورد همين روحاني اين است كه همسرش از يك مليت ديگر است و بچه‌هاي او نيز در كشورهاي مختلفي متولد شده‌اند. در واقع نمي‌شود كه ايشان و خانواده‌اش را در يك مليت خاص تعريف كرد و به نوعي يك «جهانشهري» تام و تمام محسوب مي‌شود. هرچند ممكن است با يك پيگيري دقيق و موشكافانه همه ما در حال حاضر يا شايد در آينده يك جهانشهري باشيم. با پيشرفت رسانه‌ها، ارتباطات و تسريع و تسهيل در سفرها و آمدو شدها مرزها و مليت‌هاي مختلف در هم آميخته خواهند شد و انسان‌هايي با چندين مليت ظهور خواهند كرد. اين مجموعه هم هدفش اين بود كه ذهن‌ها متوجه اين مقصود و غايت بشوند.

با توجه به اينكه شما درناتينگهام انگليس زندگي كرده‌ايد، بخشي از اين مستند به افرادي ساكن در سرزمين‌هاي امريكاي جنوبي مربوط مي‌شود. اين اتفاق چگونه شكل گرفته است؟ چطور مي‌شود كه بخش‌هاي اين مستند از قلب اروپاي مدعي به يكباره سر از امريكاي جنوبي در مي‌آورد؟
داستان از اين قرار بود كه ما در آنجا (ناتينگهام) يكي از شخصيت‌هايي كه شروع كرديم درباره زندگي و مليتش كار كردن، خانمي بود اهل كشور ونزوئلا كه دانشجوي دانشگاه ناتينگهام بود. اين خانم يك شيعه محجبه و مقيد بود كه همين مسئله باعث تعجب ما شد. مثلاً اينكه در امريكاي جنوبي و كشور ونزوئلا چطور يك مسلمان شيعه زندگي مي‌كند؟ مگر در كشور او چقدر مسلمان و شيعه زندگي مي‌كرد؟ از جمله نكات جالب توجه در مورد ايشان اين بود كه اين خانم متولد كشور ونزوئلا بودند. خلاصه قرار شد كه ايشان هم يكي از سوژه‌هاي مجموعه مستند ما باشند. در حين كار ما متوجه شديم ايشان تحت تأثير يك روحاني آرژانتيني كه براي تبليغ به ونزوئلا مي‌رود شيعه مي‌شود. البته ايشان اجدادشان اهل لبنان و مسلمان اهل سنت بوده‌اند اما به دليل زندگي كردن در يك محيط سكولار، تقيدات مذهبي خاصي نداشتند چراكه اغلب مهاجريني كه از كشورهاي مسلمان و خاورميانه به امريكاي جنوبي رفته‌اند در آن محيط استحاله شده‌اند چراكه فضا كاملاً اروپايي است. در امريكاي جنوبي برخي از شيعيان بعد از وقوع انقلاب اسلامي در ايران به نوعي بازسازي و احيا مي‌شوند و به غير از يك گروه اندك مسلمان سني مذهب، بقيه مسلمانان يك شخصيت و رفتار بارز اسلامي نداشته‌اند. به هر حال ايشان هم تحت تأثير اين روحاني آرژانتيني كه تا آن روز ما حتي اسمش را هم نشنيده بوديم، شيعه مي‌شوند. بعد از پيگيري و سؤالات ما بود كه اين خانم يك ايميلي از آن روحاني را در اختيار ما قرار دادند كه من هم از همين طريق با او در ارتباط بودم و در سفر بعدي كه به ايران آمده بودم به قم رفتم و اين روحاني را پيدا و با او ملاقات كردم. در اين ديدار من متوجه شدم كه نه تنها ايشان يك سوژه خوب براي مجموعه مستند جهانشهري‌ها مي‌تواند باشد بلكه يك داستان بزرگ‌تري هم پشت سرش قرار دارد و آن اينكه ايشان ۱۵ سال است كه تك و تنها به عنوان مبلغ دين اسلام و مذهب شيعه زحمات و تلاش زيادي انجام داده است. در جاهايي كه واقعاً با مشكل و با زحمت، به دليل وجود جهل مطلق مردم نسبت به اسلام و شيعه و با وجود تبليغات و سمپاشي‌هاي صهيونيست‌هاي حاضر در آنجا عليه اسلام، كار تبليغ و تبيين ديني كرده است. نكته جالب اينكه اين روحاني عزيز به كشورهايي رفته كه كشورمان در آنجا سفارت و دفتري هم دارد. ما از ايران امكان سفر به بعضي از آن كشورها برايمان ميسر نبود كشورهايي مثل «پرو»، در حالي كه يك كشور بسيار مهمي هست به همين دليل متأسفانه ما مجبور شديم كه ويزاي آن كشور را از انگليس بگيريم.

در حوزه سوژه‌يابي، پرسوناژهاي شما با چه معيار و فاكتورهايي انتخاب مي‌شدند؟ آيا صرفاً مسلمان يا شيعه بودنشان علت انتخاب بود يا موارد ديگري هم مورد توجه بوده است؟
همانطور كه گفتيد به دليل اينكه كار در قالب گروه معارف شبكه سه تعريف شده بود بنابراين جنبه ديني و اعتقادي نقش اساسي را داشت. ضمن اينكه ما مي‌خواستيم با اين كار اعلام كنيم كه اسلام ديني وراي مرزهاي جغرافيايي، قومي و ملي است و در واقع اين آيه ۱۳ سوره حجرات هم كه در ابتداي كار ديده مي‌شود، در ابتدا مدنظر ما بود حس مي‌كرديم كه اين مسئله يك مشكلي است كه بايد بيشتر به آن پرداخته شود و بحث فرامليتي بودن، برابري و برادري ديني و پيوندهاي ديني كه ميان مسلمين از ملل مختلف بايد باشد در اين كار بتوانيم نمايش بدهيم. به طور كلي ما مي‌خواستيم از منظر ديني به قضيه وحدت انساني نگاه كنيم لذا بحث مسلمان بودن براي ما مطرح بود. بنابراين بحث شيعه بودن هم مهم بود منتها نه به اين شكل كه ما تعمد داشته باشيم همه افراد منتخب شيعه باشند. اما به طور طبيعي در مرحله تحقيق و پيدا كردن اين افراد معمولاً دو حالت پيش مي‌آمد يا اينكه خودمان فردي را پيدا مي‌كرديم و با او صحبت مي‌كرديم؛ يا اينكه افراد خودشان كس ديگري را معرفي مي‌كردند. در هر دو اين حالت‌ها جلب اعتماد و راضي كردن طرف مقابل براي حضور در يك برنامه‌اي كه متعلق به تلويزيون جمهوري اسلامي ايران بود، طبعاً براي افرادي كه شيعه بودند اين قضيه به خاطر علاقه‌اي كه معمولاً شيعيان به ايران دارند راحت‌تر اتفاق مي‌افتاد. اين باعث شد كه تعداد بيشتري از اين مجموعه داراي مذهب شيعه باشند. از برادران اهل سنت اگر كسي پيدا مي‌شد كه يكي از سوژه‌هاي ما باشد خيلي هم استقبال مي‌كرديم اما در عمل حتي يكي دو مورد هم توافقات اوليه انجام شد ولي بعد مجدداً به دلايلي امكان انجام كار فراهم نشد!

انتخاب سوژه نيمي از كار است و همكاري نفر منتخب هم نصف ديگر و البته مهم‌تر مسير به حساب مي‌آيد. آيا در فرايند همكاري سوژه‌ها، با توجه به هجمه‌هاي بسيار زيادي كه عليه مسلمانان به خصوص در اروپا وجود دارد، مشكلي هم برايتان پيش آمد يا خير؟
بله. برخي از اين افراد كه ما انتخاب مي‌كرديم يا به ما معرفي مي‌شدند يا در همان مراحل اوليه يا پس از چند مرحله كه مذاكره و صحبت مي‌كرديم منصرف مي‌شدند.

يعني در واقع به اين سادگي‌ها هم نبود.
نه اصلاً ساده نبود. عرض مي‌كنم در مواردي براي پذيرفتن پيشنهاد ما توسط برخي از اين افراد نزديك به يك‌سال از طريق صحبت، تلفن و ايميل تلاش صورت مي‌گرفت تا اينكه فرد موردنظر راضي به همكاري با ما بشود.

علتش چه بود؟
يك دليل آن عدم وجود اعتماد و اطمينان بود. دليل ديگرش مثلاً فردي كه ما او را پيدا كرده بوديم يكي از اعضاي خانواده‌هاي اشراف‌زاده انگليسي كه از خانواده نجبا و لردهاي انگلستان بود، در منطقه‌هاي خيلي اعيان‌نشين نزديك به آكسفورد كه محله متمولين و پولدارهاي انگليسي محسوب مي‌شود. حالا يكي از جوانان اين خاندان مسلمان و شيعه شده بود و براي ما هم خيلي جذاب بود كه بدانيم چه اتفاقي افتاده است كه يك نفر با اين نوع تربيت و جو حاكم بر خانواده آمده و مسلمان و به خصوص شيعه شده است. از طريق چند نفر از دوستان ايشان كه ما در همين مجموعه با آنها صحبت كرده بوديم خيلي تلاش كرديم كه راضي‌اش كنيم اما اصلاً حاضر به جلو دوربين آمدن نشد و اين نشان مي‌داد كه در آن محيط خاص برايشان يك ملاحظات امنيتي خاصي وجود دارد كه شايد نتواند حضور پيدا بكند. يا بعضي جاها ما در داخل مساجد كه براي تصويربرداري مي‌رفتيم، برخي حتي از مسلمانان كه در آنجا بودند مي‌گفتند كه تصوير ما را نشان ندهيد؛ چراكه در محل كار همكارانمان نمي‌دانند ما مسلمان هستيم و شايد اگر از اين موضوع مطلع شوند ما را اخراج كنند!

به طور طبيعي برخي از افراد مصاحبه‌كننده ممكن است مباحثي را طرح يا ادا كنند كه با عقايد و نوع نگاه شما در تعارض يا چالش‌برانگيز باشد. آيا شما در مسير تهيه اين مجموعه سعي كرديد كه نكات متعارض با آراي خودتان را در تدوين برش بزنيد؟ و اينكه آيا در اين راه سعي داشتيد كه مسير مصاحبه را (در راستاي نظرات مطلوب خودتان) طراحي و مديريت بكنيد؟
ما در اين كار يك‌سري سؤالات مشترك و كلي از همه اين افراد در رابطه با زندگي شخصي‌شان اگر مسلمان شده بودند، علل و دلايل تغيير مذهب دادنشان، بازخورد و عكس‌العمل ديگر افراد خانواده‌شان نسبت به مسلمان شدن او، نظرشان در مورد وضعيت جامعه خودشان و اگر تجربه سفر به كشور ديگر اسلامي و مشخصاً ايران داشته‌اند چه نظر و نگاهي دارند. مجموع اين مباحث يك‌سري سؤالاتي بود كه ما به صورت روتين و متداول از كليه سوژه‌هايمان مي‌پرسيديم، اينجوري نبود كه ما يك ميكروفون نصب كنيم و فرد هر چه دوست دارد و مايل است بگويد و ما هم نمايش بدهيم، اينكه مصاحبه مي‌شود نه مستندسازي! بنابراين يك حالت گفت‌وگو را ايجاد مي‌كرديم و اگر بخواهيم عنوان جهت‌دهي به آن بدهيم سؤالاتي كه ما داشتيم طبعاً به نوعي از پيش طراحي شده بود اما فرد هرآنچه را مي‌خواست و معتقد بود مطرح مي‌كرد نه آن چيزي را كه ما به دنبالش بوديم يا مي‌پسنديديم.

منظور ابرام و اصرار شما روي يك مبحث يا جواب خاص است؟
نه! قطعاً اينگونه نبوده است چراكه اگر اينگونه بود شك نكنيد كه مستند به يك حالت تصنعي و غيرواقعي مبتلا مي‌شد كه مخاطب به سرعت متوجه اين موضوع مي‌شود. از طرفي هم اغلب سوژه‌هاي ما افرادي تحصيلكرده و فرهيخته بودند كه اساساً نمي‌شود آنها را در چنين فضايي قرار داد. ما سعي كرديم يك گفت‌وگوي صميمانه و دوستانه و به دور از ايجاد هرگونه حس بد را انجام بدهيم. البته گاهي پيش مي‌آمد كه قريب به دو روز با يك نفر مصاحبه و تصويربرداري انجام مي‌داديم و حدود چهار پنج ساعت راش داشتيم كه بايد آن را براي يك بخش ۳۰ دقيقه‌اي تنظيم مي‌كرديم؛ بنابراين طبيعي بود كه در تدوين بخش‌هاي زيادي از مصاحبه اصطلاحاً كات مي‌شد.

در اين مستند افراد چند مليتي حضور دارند كه به نوعي جهانشهري هستند، نكته قابل توجه ديگر در اين مستند رنگين‌پوست بودن افراد حاضر در آن است. آيا در ابتدا اين مسئله تنوع نژادي برايتان مطرح بود يا خير؟
قطعاً. ما مايل بوديم كه انسان‌هايي از قوميت‌ها، رنگ‌ها و مليت‌هاي مختلف تنوع و تكثرش زياد باشد براي اينكه هم اين ايده نشان داده شود كه اسلام در يك مقياس و سطح جهاني در حال احيا و بيداري است و «جهانشهري‌ها» يك تابلويي از اين جهاني بودن دين اسلام است. هم اينكه اين حس خود رستگارپنداري كه ما ايرانيان داريم و گمان مي‌كنيم كه سقف آسمان شكافته شده است و فقط ما رستگار و هدايت شده‌ايم از بين برود كه خوشبختانه اين مسئله در بازخورد پيامكي كه از مخاطبان تهيه شده بود تا حدودي منتقل شده بود. چراكه اين افراد برخلاف ما، براي مسلمان و شيعه شدن زحمات و صدمات و رنج‌هاي زيادي را متحمل شده‌اند. از بسياري خوشي‌هاي موجود در اطرافشان به خاطر مسلمان و شيعه بودن چشمپوشي كرده‌اند! چقدر به خاطر مسلمان بودنشان مورد تحقير و آزار قرار گرفته‌اند و به رغم همه اين ناملايمات در جامعه زيستي خودشان در زمره افراد فعال و پويا قرار دارند بر عكس افرادي كه در كمال امنيت و آرامش فقط ادعا دارند و مدعي هستند!

آقاي دكتر آيا همه افرادي كه جزو پرسوناژهاي شما بودند داراي مدرك تحصيلي عالي و آكادميك بودند؟
خير. اتفاقاً من تأكيد داشتم كه در اين مجموعه همه افراد و اقشار يك جامعه شهروندي حضور داشته باشند از راننده تاكسي و آشپز گرفته تا دانشجو و استاد دانشگاه نحوه زندگي و مسلمان و شيعه شدن آنها در اين مستند به تصوير كشيده شده است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار