صحبت كردن كرش با رسانههاي خارجي، فرصتي ديگر براي اين افراد بود. كساني كه عرصه را بر خود تنگ ميديدند و يك بار ديگر در شرايطي قرار گرفته بودند كه ناچار به پاسخگويي در خصوص اعمال و رفتارشان بودند.
اما كرش، اين فرصت را به آنها داد تا خود را از مهلكهاي كه در آن گرفتار شده بودند، نجات دهند. مصاحبه سرمربي تيم ملي با رسانه، حق طبيعي اوست. فرقي هم نميكند اين رسانه داخلي باشد يا خارجي. در قرارداد كرش قيد نشده به دلايل سياسي، حق مصاحبه كردن با برخي رسانههاي خاص را ندارد. او يك مربي خارجي و حرفهاي است و كسي نميتواند او را بابت مصاحبه كردن با رسانههاي غير ايراني، زير سؤال ببرد. خصوصاً اينكه سرمربي تيم ملي، در مصاحبه اش، هيچ حرفي نزده كه ضرر فوتبال ايران يا منافع ملي كشورمان باشد. مصاحبه او كاملاً ورزشي و عادي است.
مصاحبهاي كه ميتوانست حتي با يكي از رسانههاي داخلي انجام شود. اما همين اتفاق ساده و همين امر طبيعي، حالا فرصتي شده براي عدهاي كه همواره به دنبال جوسازي و شلوغ بازي هستند تا حواس همه را از خود و عملكرد قابل انتقادشان پرت كرده و به سمت و سويي ديگر جلب كنند. جالب اينجاست كه در ميدان انتقاد از سرمربي تيم ملي بابت اين مصاحبه همه گوي سبقت را از هم ميربايند از برخي مديران عامل گرفته تا نمايندههاي مجلس و بيرون شده از فوتباليها!
كافي است قبل از خواندن مصاحبه كرش، نگاهي گذرا به مصاحبه اين افراد بيندازيم تا اين تصور برايمان ايجاد شود كه سرمربي تيم ملي، ايران و فوتبال آن را در گفتوگو با رسانههاي بيگانه، زير سؤال برده و به چالش كشيده كه عدهاي اينگونه عصباني، واكنش نشان دادهاند. اما مصاحبه كرش در واقع يك گفتوگوي ساده است كه ميتوانست با هر رسانه داخلي نيز انجام شود. گفتوگويي كه كرش نه تنها كشوري را كه هدايت تيم ملي فوتبال آن را به دست گرفته زير سؤال نبرده و آن را به چالش نكشيده، كه از آن و فوتبالش تعريف نيز كرده است.
آن هم نه تعريف هايي در حد اغراق، بلكه تعريف هايي حقيقي و معمول. مصاحبه كرش را كه ميخوانيم هيچ حرف و كلام غيرعادي در آن نمييابيم، به خوبي متوجه اين مسئله ميشويم كه اين مصاحبه، نه به واسطه محتواي آن يا رسانهاي كه مصاحبه با آن انجام شده، بلكه تنها براي متشنج كردن جو است كه اينگونه از سوي برخي بولد شده و مورد اعتراض قرار ميگيرد، هرچند كه با نگاهي به سابقه اين افراد و قبل از خواندن مصاحبه كرش هم ميشد فهميد اين شلوغ بازيها با چه هدفي به راه افتاده است. از برخي از اين افراد ديگر هيچ انتظاري نميرود.
درست برعكس روز اولي كه به فوتبال آمدند و پيشينه شان اين تصور را در اذهان عمومي ايجاد كرده بود كه قرار است انقلابي در مديريت فوتبال بشود! اما آنچه كه جاي بسي تعجب و سؤال دارد، برخورد غيرمنطقي عدهاي از بدنه فدراسيون است. عدهاي كه بايد به عنوان اعضاي فدراسيون فوتبال، پشت سرمربي تيم ملي باشند نه عليه او.
يك سري اگر شلوغ بازي ميكنند، فقط و فقط براي آن است كه اشتباهاتشان به دست فراموشي سپرده شده و حواسها را پرت كنند. اشتباهاتي كه هر روز، يكي از آنها رو ميشود. اما اينكه مسئولان فدراسيون چرا بازيچه دست اين افراد و اعتراضهاي بيمورد و معنادار آنها ميشوند، جاي سؤال دارد. سرمربي تيم ملي يك مصاحبه انجام داده است. مصاحبهاي كه هيچ نكته حاشيهاي نميتوان از دل آن يافت. حتي اگر با عينك بدبيني آن را زير و رو كنيم. حالا چه تفاوتي دارد براي برخي كه اين مصاحبه با چه كسي و چه رسانهاي انجام شده، مسئلهاي جداست و در واقع همان فرصتي است كه ميتوان از آن سوءاستفاده كرد براي منحرف كردن حواس مردم از برخي مسائل ديگر!
كرش امروز براي مصاحبه كردن با رسانههاي بيگانه نيست كه اين گونه از سوي عدهاي مورد تاخت و تاز قرار ميگيرد. بلكه اقدام او تنها فرصتي است مناسب براي آنكه جو موجود آنقدر متشنج شده و به هم بريزد كه اشتباهات آقايان، براي مدتي هرچند اندك، فراموش شده و آبها از آسياب بيفتد. اشتباهاتي كه حالا آنقدر بزرگ شده كه آقايان هميشه مدعي و حق به جانب، از قرباني كردن سرمربي تيم ملي هم براي ماستمالي آن فروگذار نيستند.