کد خبر: 504938
تاریخ انتشار: ۱۷ دی ۱۳۹۱ - ۰۵:۵۶
برخلاف ادعاي عناصر و طيف‌هاي افراطي جريان موسوم به اصلاحات كه علت ترديد در حضور در عرصه انتخابات و طرح موضوع تحريم انتخابات را مطالبه نظام از سران و گردانندگان فتنه براي اعلام برائت از فتنه و فتنه‌گران دانسته‌اند، مهم‌ترين دليل چالش دروني اين جريان و ناتواني در تصميم‌گيري براي حضور يا عدم حضور در انتخابات بايد همان تضاد ساختاري دانست كه از بدو پيروزي اين جريان در انتخابات دوم خرداد تاكنون قرين عناصر و گروه‌هاي اصلي اين جريان بوده است؛ تضادي كه تنها معطوف به عرصه‌هاي كاركردي نبوده و البته ريشه در تضادهاي فكري و طيف‌هاي متكثري دارد كه سال‌ها قبل يكي از عناصر شاخص اين جريان آن را «بين‌العباسين» قلمداد كرده بود.
در يك برآورد اجمالي، ريشه‌هاي ناتواني عناصر اين جريان در رسيدن به اجماع و رسيدن به تصميمي منطقي را در ابعاد زير مي‌توان يافت.
۱- وجود و ادامه تضاد فكري نسبت به ريشه‌ها و بنيان‌هاي انقلاب و باور اجزاي اين جريان به ارزش‌هاي ديني. اين تضاد را مي‌توان اصلي‌ترين عامل چالش و ريزش نيروهاي اين جريان دانست.
۲- نوع نگاه و اعتماد طيف‌هاي اين جريان به بيگانگان و بازي در ميدان آنها، در حالي كه در ميان برخي از طيف‌ها و عناصر اين جريان مي‌‌توان روحيات استكبارستيزي سال‌هاي اوليه انقلاب را ديد، در ميان برخي ديگر از آنها تنها راه توفيق،‌بازي در ميدان دشمن و تسليم در برابر آن است.
۳- تنوع ديدگاه‌هاي نظري تأثير خود را در حوزه عملي هم گذاشته است. اين امر را مي‌توان به طور شاخص در سياست‌هاي اقتصادي اين جريان در دوران هشت ساله اصلاحات ديد. در حالي كه نقطه اصلي تمركز اين جريان در شرايط كنوني نقد سياست‌هاي اقتصادي كشور است، هيچ نسخه قابل‌اتكايي براي حل مسائل اقتصادي از سوي آنان ارائه نمي‌شود.
۴- ريزش بدنه اجتماعي بعد از فتنه ۸۸ دغدغه اصلي مدعيان اين جريان طي سه ساله گذشته بوده و هست. ورود شتابزده عناصر شاخص به عرصه تبليغات انتخابات رياست‌جمهوري از روزهاي آغازين امسال و در شرايطي كه حتي مرحله دوم انتخابات برگزار نشده بود، اقدامي واكنشي نسبت به حضور ۶۴ درصدي مردم در عرصه انتخابات بود اما به‌رغم تلاش‌هاي صورت گرفته طي چند ماهه اخير، تحركات پرشتاب فعالان اين جريان نه تنها نتوانست حركتي اجتماعي براي فعال‌سازي بدنه اجتماعي ايجاد كند، بلكه مواضع متضاد مطرح شده، در زمينه تحريم يا حضور در انتخابات، باقيمانده بدنه اجتماعي را نيز نسبت به احتمال وجود عناصر عاقل در اين جريان به ترديد وا داشته است، به گونه‌اي كه اين تأثير را در مواضع آقاي خاتمي، چهره اصلي اين جريان، مي‌توان ديد كه در عرض كمتر از دو ماه، سه موضع متفاوت را در زمينه حضور يا تحريم انتخابات مطرح كرده است.
۵- مشكل رهبري اين جريان كماكان دغدغه اصلي فعالان است، مضافاً بر اينكه نداشتن چهره‌اي مقبول و با پيشينه مثبت در اين جريان براي نامزدي رياست‌جمهوري سبب شده است كه چشم‌انداز مبهم رسيدن به اجماع ريشه اصلي تضاد در حضور يا عدم حضور در عرصه رقابت‌ها باشد.
۶- همزماني دو انتخابات مجلس و شوراها، عامل ديگري براي پارادوكس رفتاري در اين جريان شده است. از منظر فعالان اين جريان ضرورت حضور در انتخابات شوراها و تكميل ظرفيت‌هاي اجتماعي از كوچك‌ترين عرصه شهري و روستايي براي بازسازي ساختار و سازمان جريان امري ضروري و حتمي است، لذا بالاتفاق همگي آنها بر حضور در عرصه انتخابات شوراها تأكيد دارند و به همين دليل وقتي حزب منحله مشاركت و موسوي خوئيني‌ها در بيانيه و اظهارات خود خط تحريم انتخابات رياست‌جمهوري را در پيش گرفتند، اين امر قبل از اينكه تعجب رقباي سياسي را در پي داشته باشد، اعتراض گروه‌ها و طيف‌هاي اين جريان را در پي داشت كه چرا با اين سناريو فرصت انتخابات شوراها را از دست مي‌دهند و به همين دليل بود كه به سرعت سناريوي تحريم به محاق مي‌رود.
۷- نكته مهم در اين ميدان واكنش دشمنان بيروني به سناريوهاي جريان داخلي است.
در شرايطي كه حزب منحله در بيانيه خود خط تحريم را پيش گرفت، بي‌بي‌سي تحليلي منفي از اين بيانيه داشت. در اين تحليل كاملاً آشكار بود كه خط تحريم مخالف راهبرد كلان نظام سلطه است و بعد از آن هم راديو فردا در تحليلي مصرانه از خاتمي و خوئيني‌ها و عبدالله نوري مي‌خواهد كه حتماً در رقابت‌ها حضور پيدا كنند و فرصت نقد نظام و عملكرد دولت را در اين عرصه از دست ندهند. در اينكه راهبرد دشمن در نفي تحريم و دعوت به حضور چيست و در تكميل سناريوي نفي تحريم، از اين حضور چه انتظاراتي را دارند و چه اقداماتي محتمل است، البته موضوع بايد در مقالي ديگر مورد بررسي قرار گيرد.
۸- مبتني بر اين مقدمات، خط تحريم و سناريوي عناصر افراطي اين جريان را بايد بر اين مبنا ديد كه عناصر افراطي سعي دارند ساير طيف‌ها را در چارچوب راهبردهاي خود متمركز و به نوعي نامزدهاي «بدلي» و يا «اجاره‌اي» از اين جريان را به نفع چهره‌هاي افراطي‌تر و اصولي از صحنه به در كنند و شايد هم ته دل برخي از اصولگرايان را هم خالي كنند كه عدم حضور آنها باعث سردي تنور انتخابات و كاهش مشاركت خواهد شد كه البته و متأسفانه اين استراتژي براي برخي از سابقون جريان اصولگرايي كارگر افتاد به نوعي كه حتي از شرط طبيعي براي حضور آنها در انتخابات هم عدول كرده و مي‌گويند كه تنها محكوم كردن دشمنان غربي و نظام سلطه(!) كفايت مي‌كند.
به‌رغم احترام به اين بزرگواران، با عرض پوزش بايد بر اين نكته تأكيد كرد كه اتفاقاً شرط نظام براي محكوم كردن فتنه و لزوم فاصله‌گيري از آن اقدام كه شيريني يكي از پرشكوه‌ترين حماسه‌هاي مردمي در تاريخ انقلاب را بر مردم تلخ كرد، اولين گام ضروري براي اصلاح روند اشتباهات گذشته و مقدمه‌اي براي پالايش فضاي سياسي كشور از گروه‌ها و تشكل‌هايي خواهد بود كه سال‌هاست هزينه پارادوكس رفتاري خود را بر نظام تحميل مي‌كنند. انتخابات ۹۲ را بايد به عرصه رقابت باورمندان به ارزش‌ها و اصول انقلاب اسلامي تبديل كرد. عبور از اين شرط حداقلي، مي‌تواند زمينه‌ساز فتنه‌هاي بزرگ‌تر باشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار